اخبار

پيك

                         

گسترش دامنه افشاگري عليه كيهان و حسين شريعتمداري

كيهان منفور ترين روزنامه
تاريخ ايران شده است
دكمه(اقليت) را از كت(اكثريت) بايد جدا كرد و نه كت را از دكمه!ا

 

علي شكوري‌راد، نماينده‌ مردم تهران و عضو هيات رييسه‌ فراكسيون دوم خرداد در مجلس شوراي اسلامي در گفت و گو با خبرگزاري ايسنا در مورد كارزار تبليغاتي هفته گذشته طيف حسين شريعتمداري در باره ضرورت پالايش دولت و مجلس گفت:

« اگر قرار است پالايشي در كشور صورت بگيرد، كساني بايد پالايش شوند كه در مقابل ملت و راي آن‌ها ايستاده‌اند و در حال حاضر هم مي‌ايستند و اگر بناست اصلي و فرعي شناخته شود، اصل با اكثريت است. روزنامه‌ كيهان اساسا يك روزنامه‌ لاف ‌زن و دروغ‌ پرداز است كه تاكنون خسارت‌هاي بسيار زيادي به فرهنگ صداقت و اعتماد به جامعه وارد كرده است.
گسستگي اين روزنامه از مردم و كاهش تيراژ آن، علي‌رغم داشتن همه‌ امكانات و تغذيه از بيت‌المال و ارتزاق از برخي حيثيت‌هاي محترم مشخص است. نفرتي كه در جامعه نسبت به اين روزنامه وجود دارد، در مورد هيچ روزنامه‌اي در تاريخ معاصر نبوده است. علت آن هم اين است كه بارها از طرف اين روزنامه بحران، تنش و تشنج در جامعه ايجاد شده است و افراد شريفي توسط آن در معرض اتهام قرار گرفته‌اند و برايشان پرونده‌سازي شده است.
يك سازمان اطلاعاتي در جنب و درون اين روزنامه فعاليت مي‌كند كه مسوولان روزنامه هم ابايي از بيان و طرح فعاليت چنين سازماني در روزنامه‌ خود ندارند و هميشه حرف از داشتن اسناد و مدارك و شواهدي مي‌زنند كه از طرق عادي به دست نمي‌آيد و غالبا از طريق شنود و يا دست يافتن به اسناد محرمانه و يا از طرق نامشروع و غير قانوني ديگر قابل استحصال است. روزنامه‌ي كيهان در مورد هر مطلبي مدعي داشتن اطلاعات پشت پرده و خاص است كه به راحتي در دسترس يك روزنامه يا يك روزنامه‌نگار قرار نمي‌گيرد. اين نشان دهنده‌ اين است كه يك سازمان اطلاعاتي در درون روزنامه‌ كيهان فعال شده كه قطعا نمي‌تواند قانوني و حتي مشروع باشد.
اگر بخواهيم مفهوم نفاق را دنبال كنيم، به معناي دورويي با مردم است. يعني كساني كه مردم را قبول ندارند اما دم از مردم مي‌زنند، برنامه‌هاي آن‌ها عليه مردم است و راي مردم را نمي‌پذيرند. بنابراين اگر بخواهيم مصداقي از نفاق را در جامعه ارايه كنيم،‌ همين كساني هستند كه راي مردم را نمي‌پذيرند و دم از مردم مي‌زنند. ممكن است اقليتي بگويد مردم را قبول ندارم و خودم تشخيص مي‌دهم؛ اين اشكالي ندارد، ولي اگر كسي دم از مردم مي‌زند و خود را وفادار به مردم و حرف خود را حرف مردم جلوه مي‌دهد، اما راي آنان را نمي‌پذيرد، مصداق بارز نفاق است. آن‌ها يك بسيج امكانات و نيرويي را براي به بن‌بست كشاندن اصلاحات انجام داده‌اند و در اين راه سعي كرده‌اند بحران‌هاي پياپي را تحميل كنند.

كيهان كه مدعي است همه چيز را از پيش مي داند و اطلاعات دراختيار دارد، چگونه نتوانست خط قتل‌هاي زنجيره‌اي را پيش‌بيني كند و در مورد آن‌ها هشدار بدهد؟ و يا خط ترور كه منجر به ترور حجاريان شد را به موقع تشخيص دهد و اعلام كند؟ آيا اين سازمان اطلاعاتي عليه اين رفتارها نظير قتل‌هاي زنجيره‌اي و ترور حجاريان و حمله به تجمعات قانوني و غيره به كار مي‌رود يا در جهت اين اقدام‌ها؟
 در مورد سيامك پورزند هم به نظر مي‌رسد وي يك منبع اطلاعاتي بوده و در زندان هم تابع آن‌ها شده و بعد از اين همه جار و جنجال و تبليغات به او آزادي داده‌اند و شنيده‌ايم كه به زودي از كشور خارج خواهد شد تا بتواند پروژه‌ي تبليغاتي طراحي شده را عليه جريان اصلاحات دنبال كند كه اگر اين شايعه صحت ندارد، انتظار است كه تكذيب شود.
آن‌هايي كه منابع مالي غير قابل نظارت را در دست دارند و در زمينه‌هاي مختلف از آن استفاده مي‌كنند، كساني كه مديران دولت را متهم به فساد گسترده مي‌كنند، كساني كه دولت و مجلس را به بي‌كفايتي و ناكارآمدي متهم مي‌كنند، سياه جلوه دادن كشور به وسيله‌ي تبليغات منفي كه انجام مي‌شودو آيا كساني كه پس از 24 سال از انقلاب هنوز بر سر مردم‌سالاري و آزادي كه اوليه‌ترين اصول انقلاب هستند چالش دارند و در مقابل مردم ايستاده‌اند، اين‌ها نظام را ناكارآمد نشان مي‌دهند يا كساني كه دم از قانون اساسي مي‌زنند كه بر مبناي مردم‌سالاري طراحي و تدوين شده و مردم هم بر اين اساس به آن راي داده‌اند

 چه كسي چالش معيشتي مردم را دايما بزرگ و بزرگ‌تر جلوه مي‌دهد و سعي مي‌كند كه مردم را به صورت پابرهنگاني قابلمه به دست، كه چهره‌ي آنان را هر روز در كاريكاتورهاي روزنامه‌ي كيهان مي‌بينيم جلوه بدهند و زندگي آن‌ها را تيره و تار و همه‌ مسوولان را آدم‌هاي شكم‌گنده، دزد و چپاولگر كه در حال غارت بيت‌المال هستند، نشان دهند؟ آيا اين‌ها نظام را ناكارآمد نشان نمي‌دهد؟
 الان چندين سال است مقام رهبري مطرح مي‌كنند، اما هم‌چنان گفته مي‌شود تعداد آن‌ها رو به افزايش است و كاهش هم پيدا نكرده است، اين نشان‌دهنده‌ي ناكارآمدي نظام است كه درون آن چنان فسادي وجود دارد كه كسي قادر نيست اين فساد را ريشه‌كن كند. آيا فساد در دستگاه قضايي و صدا و سيما و آن دستگاه‌هايي كه تحت نظارت دولت نيستند، كمتر از دستگاه‌هايي است كه تحت نظارت دولت قرار دارند؟ آيا اين القاي دوگانگي و تبعيض‌آميز برخورد كردن با مقوله‌ي فساد نيست؟ هيچ‌كس منكر وجود فساد در هيچ‌يك از دستگاه‌ها و ادارات نمي‌تواند باشد، ولي گزينشي برخورد كردن با فساد، نشان‌دهنده‌ي بي‌ريشه بودن اين بحث است.
حدود 37 درصد بودجه، خارج از حيطه‌ي نظارتي دولت هزينه مي‌شود و متاسفانه بايد بگوييم كه از اين 37 درصد، درصد قابل توجهي‌ صرف ناكارآمد جلوه دادن و فلج كردن دولت مي‌شود؛ چه در عرصه‌ي تبليغات و چه در عرصه‌هاي قضايي و غيره و به حيثيت نظام - چه در داخل و چه در خارج كشور - ضربه وارد مي‌سازد. آيا ياس و نااميدي، نتيجه‌ي عملكرد اصلاح‌طلبان است يا نتيجه‌ي عملكرد كساني است كه در انتخابات شكست خوردند، اما كنار نمي‌روند تا چرخ دولت و نظام به خوبي بچرخد و چوبي شده‌اند در لاي چرخ دولت و كساني كه درصدد خدمت به مردم هستند.
 دفاع بد از باورهاي ديني، توسط كيهان يا كساني كه كيهان از آن‌ها دفاع مي‌كند، بيشترين لطمه را به دين زده است. تلاش اصلاح‌طلبان و آقاي خاتمي همواره اين بوده كه يك چهره‌ زيبا و محبت‌آميزي از دين را به نمايش بگذارند؛ در حالي كه آن‌ها يك چهره‌ي خشن و مداخله‌گري را از دين به نمايش گذاشته‌اند كه به باورهاي ديني مردم لطمه مي‌زند. مردم مي‌گويند

- اگر دين، چيزي است كه پيش از خطبه‌هاي نماز جمعه‌ي تهران مطرح مي‌شود

- دين چيزي است كه در حمله‌ي عده‌اي متعصب به تجمعات قانوني مطرح مي‌شود

-                      دين همان چيزي است كه عده‌اي، حجاريان را بر اساس آن ترور مي‌كنند

-                      دين چيزي است كه عده‌اي با تمسك به آن قتل‌هاي زنجير‌ه‌اي را راه مي‌اندازند،

-                      اگر دين، چيزي است كه بر حيثيت بين‌المللي كشور ضربه وارد مي‌كند

-                       اگر دين چيزي است كه با صدور يك حكم اعدام براي فرزند و جانباز انقلاب، اين مقدار حيثيت نظام را در داخل و خارج از كشور در معرض تهديد و خطر قرار مي‌دهد، چگونه بايد آن را پذيرفت؟
 اين نوع معرفي دين، سست شدن پايه‌هاي اعتقادي مردم به دين را به دنبال خواهد داشت و اين خدمت به ديانت نيست.
 طالبان هم به اسم دفاع از دين، به دين لطمه زد. هر روشي كه مشابهت به روش طالبان داشته باشد، به دين ضربه مي‌زند.
و

اگر قرار است پالايشي در كشور صورت بگيرد، كساني بايد پالايش شوند كه در مقابل ملت و راي آن‌ها ايستاده‌اند و در حال حاضر هم مي‌ايستند و اگر بناست اصلي و فرعي شناخته شود، اصل با اكثريت است. ادعاي كيهان در پالايش دولت و مجلس، مانند اين است كه عده‌اي بگويند مي‌خواهيم يك كت را از يك دكمه‌ي ناسازگار جدا سازيم؛‌ در حاليكه اگر بناي كندن باشد، بايد دكمه را از كت جدا ساخت نه كت را از دكمه.
:
متاسفانه اين‌گونه القا مي‌شود كه چون روزنامه‌ي كيهان از بيت‌المال اداره مي‌شود و مديرمسوول آن نماينده‌ي ولي فقيه است، پس اين روزنامه منصوب به رهبري است و هرچه مي‌نويسد مورد تاييد رهبري است، در صورتيكه قاطعانه و نه بر اساس تحليل، بلكه بر اساس اطلاع مي‌گويم كه در بسياري از موارد، بيت و مقام معظم رهبري هم از آن‌چه كه در كيهان نوشته مي‌شود، تبري ‌كرده و آنرا تاييد نمي‌كنند.
وي با بيان اين نكته كه هرگز نبايد روزنامه‌ي كيهان را مورد تاييد مقام معظم رهبري دانست، ادامه داد: بسياري از مطالب كيهان، به‌خصوص تحليل‌هاي غيرواقعي كه در اين روزنامه وجود دارد، به هيچ وجه نمي‌تواند مورد تاييد مقام معظم رهبري باشد و من آرزو مي‌كنم اي كاش نسبت به خطاها و انحرافات كيهان، تسامح و تساهل صورت نمي‌گرفت.
به اعتقاد شكوري‌راد، آن‌چه كه مدير مسوول كيهان درباره‌ي پالايش دولت و مجلس نوشته، لافي بيش نيست و من تقاضا مي‌كنم كه اگر مي‌توانند اين كار را انجام دهند و اگر مرد هستند، عمل كنند0

 


 

ی