|
دانشجو
برانداز نیست . دانشجو حا فظ
آرمان های انقلاب است ، دانشجو
فهیم است ، ولی گویا
آقایان کنار رفتن خود را از قدرت
معادل براندازی نظام می دانند
.
دانشجو
مظلوم بود ، مظلوم است و مظلوم
خواهد بود ، هیچکس
جنبش دانشجویی را باور
نمیکند ، هیچکس ! حتی
بخشی از دانشجویان !
آن
افرادی که دل به حرکت
دانشجویان دارند ، تا
بیاییم و کشته شویم و
نظام را عوض کنیم تا آنها از لا
نه های خود در کشورهای
بیگانه خارج شوند و بر ما حکومت
کنند سخت در اشتباهند ، مردم
ایران فریب آنها را نمی
خورند .
دانشجو
مظلوم است ، چرا که پناهگاهی
ندارد ، دانشجو مظلوم است چون
همواره از او به عنوان ابزار
استفاده می کنند ، دانشجو
برانداز نیست ، هدف او اصلاح
نظام است نه براندازی آن .
انقلاب
اسلامی نظام استبدادی شاه را
سرنگون کرد ، جنبش دانشجویی
از همان آغاز مبارزات پا به پای
مردم در صف مبارزه بود . دانشجو حافظ
آرمانهای آرمانهای انقلاب
است نه حافظ آرمان یک شخص ، او
میگوید : این انقلاب و نظام
متعلق به همه مردم ایران است ،
چرا عده ای آن را منحصر به خود
می دانند ؟
دانشجوبرانداز
نیست ، دانشجو عاشق است ، عاشق
آزادی و عدالت و اسلام ، و معتقد
است که اسلام آزادی و عدالت را در
بر میگیرد .
اگر
به مذهب تو خون عاشقان است مباح
صلاح ما همه آنست کان توراست
صلاح
صلاح
و توبه و تقوا ز ما مجوی حافظ
زرند و عاشق و مجنون کسی
نیافت صلاح ___________________________________________________
انقلاب
و چالشهای آن
24
سال از انقلاب مردم ایران می
گذرد ، در این دوران پر فراز و
نشیب با انبوهی از مشکلات
مواجه شدیم که حتی عبور از
آنها غیر ممکن به نظر می
رسید ، انقلاب اسلامی
ایران نقطه عطفی در تاریخ
ایران به شمار می آید و اگر
ملت ایران 24 سال به عقب بر گردند
دوباره آن را تکرار خواهند کرد .
انقلاب
اسلامی فی نفسه مطلوب است ، در
شرایطی که حکومتی
استبدادی و
شاهنشاهی در جامعه حکم فرما بود
مردم برای سرنگونی آن نظام به
یقیین رسیدند ، ولی
در اینجا این سوال پیش
می آید که حکومت کنونی
ایران با چه ایرادهایی
مواجه است ؟
عده
ای نظام ساختاری حکومت را بر
گرفته شده از متون اسلامی دانسته
و معتقد ند که تمام حقایق سعادت
بخش در قرآن است و شیوه اداره
جامعه و قوانین و احکام موجود
بر اساس قانون اساسی است و قانون
اساسی بر
گرفته از قرآن و سنت است .
خداوند
در آیه 41 سوره اسرا می
فرمایند :
((
و لقد صرفنا فی هذا القران لیذ
کروا و ما یزید هم الا نفورا ))
((
ما در این قرآن
( حقایق ) را بیان کردیم تا
پند گیرند ولی آنان را جز نفرت
نمی افزاید ))
خداوند
اشاره دارد که حقایق سعادت بخش و
جاودانی در قرآن وجود دارد و چون
طبق آیه ای دیگر خداوند متن
آن را از هر گونه تحریف محفاظت
می کند پس به جرات می
گوییم متنی را که در
اختیار داریم همان حقایق
اساسی و اصلی زندگی است .
انقلاب
با گذشت بیش از بیست سال با
چالشهایی مواجه شده که این
چالشها را نمی توان از قرآن و
حقایق موجود در آن دا نست . بلکه
این چالشها از اصرار ما برای
اداره جامعه در یک شیوه مشخص
ناشی می شود . به عبارت دیگر
منظور از صرا ط مستقیم یا راه
سعادت یک تفکر مشخص و ثابت
نیست ، بلکه راهی است که
منتهی به سعادت میگردد نه
تفکری که منتهی به نابودی
گردد .
حقایق
جاودانی در قرآ ن نهفته است
ولی آیا ما درست آن را برداشت
کرده ایم ؟ قرآ ن به زبان مردم
عادی است . قرار دادن مظروفی
در ظرفی که متعلق به آن نیست
مشکلاتی ایجاد می کند ا
لبته نه برای مظروف بلکه برای
افرادی که میخواهند از آن
استفاده کنند . تمام قرائت های
مختلف از قرآ ن در دستگاههای
مختلف میتواند صحیح باشد
ولی ما بایستی بدانیم در
چه دستگاهی به سر می بریم .
اگر
فرض کنیم علمای دینی ما
هر کدام از متفکرین بزرگ عصر خود
بوده اند و توانسته اند حقایق
دینی را از قرآ ن برداشت کنند
، آیا نمیتوان گفت که آن
برداشت که با تفکر و همراه با
استدلال عقلی است در آینده
دچار تغییر خواهد شد ؟ که اگر
اینگونه نمی بود دیگر چه
نیازی به وجود مراجع مختلف
وجود داشت ؟ و یا چرا باید
حتما" از یک مرجع زنده
تقلید کرد؟ اینها نشان
میدهد که احکام اسلامی
بایستی با مقتضیات
زمانی تطبیق داده شود .
این
امر طبیعی است و نشان ا ز
جاودانی نبودن حقایق قرآ ن
نمی دهد بلکه نشان از برداشت
های گونا گون ا ز متن حقیقت
است . هگل ، کانت ، اسپنسر ، ولتر .....
همگی فیلسوفان بزرگ و برجسته
ای بودند ولی همین افراد در
زندگی خود بارها و بارها دچار
تظادهایی شده اند که خود
نیز به آنها اشاره می کنند .
اگر روزگاری افلاطون
دموکراسی را نفی میکرد ،
اگر روزگاری ولتر مردم را پادشاه
می دانست و اگر روزگاری
اسپینوزا قانون را محور زندگی
معرفی می کرد این ناشی
از شرایط و دستگاه حاکم بر جامعه
داشت و نمی توان آ ن را برای کل
زمانها بسط داد.
منظور
از حقایق دینی و جاودانی
بودن آنان ثابت ماندن آنها نیست
که تصور چنین تفکری بیهوده
به نظر میرسد ، بلکه منظور از آن
محور واحد اسلامی است هر چند که
این احکام در طول زمان
تغییر کنند . انقلاب اسلامی
ما اکنون با چالش بزرگی مواجه
شده و آ ن اصرار برای اجرای
اسلام از یک دید خاص است و
این شیوه ضربه بزرگی به
پیکره اسلام خواهد زد پیامبر
اکرم در حدیثی می
فرمایند : من بعد از خود از فقر
مردم نگران نیستم بلکه از سوء
تدبیر آنان نگرانم .
امروز
شاهد هستیم که با وجود آن که در
بعضی از سمت ها و مقامهای
حکومتی فردی با صلاحیت
کافی یافت نمی شود ولی
ما برای حفظ ساختار اصرار بر
ادامه فعالیت آن داریم ،
ساختار اگر ظاهری اسلامی
داشته باشد ولی در درون تهی
باشد با حکومت غیر اسلامی
تفاوتی ندارد .اگر اینگونه
نیست پس میتوان حکومت
معاویه و هارون را هم اسلامی
دانست ،
چرا
که ساختار حکومتی آنها نیز
اسلامی بود . آنچه امروز مهم به
نظر می رسد اتخاذ یک
استراتژی اسلامی در چهارچوب
دستگاه و شرایط جدید جامعه و
به هم ریختن ساختار پوسیده
فعلی است .
نترسیدن
از بها دادن به نظرات جدید در
حوزه معارف دینی و گسترش
آزادی در بیان برداشتهای
جدید و سرکوب ننمودن هر نوع تلاش
و در جهت تفسیر جدید از احکام
دینی ، از جمله
راهکارهایی است که در جهت گذر
از بحران فعلی موثر می باشد ،
آنچه امروز به آن نیازمندیم
حذف ننمودن متفکرین و
اندیشمندان است چرا که در این
صورت ناخودآگاه به سمت تحجر
دینی در حوزه های مختلف
جامعه پیش خواهیم رفت .
از
حاج احمد آقا خمینی نقل است که
روزی در مورد یکی از
علمای قم با امام صحبت می
کردیم ، من به امام گفتم :
فلانی انسان وارسته ای است و
تنها یک عیب دارد و آن این
است که شما را قبول ندارد ، امام با
حالت عصبانیت نگاهی به من
انداخت و گفت : مگر خمینی از
اصول دین است که اینگونه صحبت
میکنید ؟ .
تفکرات
امام در زمان خودش نیز برداشتها
ی نوینی از دین بود . لذا
با مخالفت عده ای مواجه شد . چون
اصولا" برگشت از عقیده ای
که شاید سالیان سال معیار
زندگی ما بوده کمی دشوار
میباشد ولی نحوه برخورد با
این تفکرات مخالف جالب به نظر
می رشد.
همانطور
که گفته شد تمام این برداشتها
علی رغم ضعف نسبی در دستگاه
مشخص خود مطلوب میباشد . پس در
ابتدا بایستی نیازهای
جامعه و شرایط حاکم بر آن را در
نظر بگیریم .
به
امید سربلندی ایران و
آینده ای روشن برای
انقلاب و آرمانهای مقدس آن .
|