|
تمام
كساني كه با عباس عبدي از نزديك
برخورد داشته يا افتخار همكاري با
وي را داشتهاند، از حيث شخصيت و
ويژگيهاي شخصي، وي را از بسياري
از سياستمداران كشور متمايز ميكنند.
استدلال و منطق در بحث و جدل،
آزادگي، احترام به مخالف،
صلابت گفتار و تصميمگيريهاي بهموقع
و مؤثر، عبدي را به روزنامهنگاري
زيرك و جسور در طي يكي – دو دهه اخير
تبديل كرده است.
همان
ويژگيهاي خاص شخصيتي «عبدي» موجب
ميشد كه در بعضي از اوقات
تصميمهاي آني وي همه را در بهت
و حيرت فرو ببرد. يكي از آن موارد در
روزنامه نوروز اتفاق افتاد كه براي
من و ساير همكاران جالب توجه و به
يادماندني بود. قضيه از اين قرار
بود كه در اواسط عمر «نوروز» روزي
يكي از خبرنگاران سيما جهت مصاحبه
با «عبدي» با دفتر روزنامه تماس
گرفت و خواهان گفتوگو با وي شد.
اما عبدي از من خواست تا به اطلاع
خبرنگار سيما برسانم كه وي با صدا و
سيما به هيچوجه مصاحبه نميكند.
وقتي جواب عبدي را به خبرنگار مزبور
منتقل كردم در حالي كه ناراحت شده
بود با اصرار فراوان گفت كه ميخواهد
حتماً مصاحبه كرده و يا جواب منفي
عبدي را از زبان خود وي بشنود و مرا
مجبور كرد كه دوباره پيغام او را
براي عبدي ببرم. عبدي اين بار هم
پاسخ منفي داد و دليل عدم مصاحبه با
سيما را سياستهاي غلط آن سازمان و
مسؤولان آن ذكر كرد. اما باز هم
خبرنگار صدا و سيما از اين جواب
قانع نشده و بر اصرارهاي خود افزود.
اجباراً يك بار ديگر پيغامش را براي
عبدي بردم. عبدي كه از پيگيريهاي
اين خبرنگار كمي متعجب شده بود در
نهايت دو شرط براي مصاحبه با سيما
گذاشت. شرط اول وي پخش مستقيم و زنده
برنامه بود. اين شرط با توجه به
عملكرد گذشته صداوسيما در قلع و قمع
و تحريف مصاحبههاي به عمل آمده با
اصلاح طلبان، چندان
شرط عجيبي نبود. اما شرط دوم عبدي كه
به طنز عنوان شد اين بود كه وي
خواستار دريافت حق مصاحبه خود(كارمزد)
در قبال هر ثانيه از مصاحبه به
اندازه هزينه آگهيهاي معمول
تبليغاتي در سيما است! پس از رساندن
پيغام عبدي به خبرنگار صدا و سيما،
وي – كه شرط عبدي را جدي گرفته بود -
در جواب گفت كه پس از كسب تكليف
مجدداً تماس خواهد گرفت؛ اما ديگر
خبري از او نشد! نكته اينجاست كه «عباس
عبدي» هيچگاه حاضر به مصاحبه با
صدا و سيما نميشد؛ مگر اينكه
موضوع را به سمتي هدايت كند كه
مصاحبه كننده از پيشنهاد خود
پشيمان شود.
مصاحبه
سهشنبه شب «عباس عبدي» ملبس به
لباس زندان را احتمالاً تعدادي از
خوانندگان رويداد ديدهاند. عليرغم
تمامي فشارها، عبدي در اين مصاحبه
هيچ نكته منفي در خصوص عقايد يا
فعاليتهاي پژوهشي، اجتماعي خود
بر زبان نياورد و در حقيقت مصاحبه
گزينش شده وي از سوي سيما داراي بار
معنايي مثبتي (از جمله فراخواني
قضاوت افكار عمومي در مورد دادگاه و
فعاليتهاي اجتماعي خود) نيز بود.
اما
نكته جالب آن است كه عبدي از يك «اشتباه»
در مصاحبهاش سخن گفت. اشتباهي كه
قول فاش نمودن آن را به آينده موكول
كرد. من در اينجا قصد تحليل اين گفته
او ندارم. اما به عنوان كسي كه از
زمان روزنامه سلام تا موقع دستگيري
– به جز يك وقفه موقت – شاهد عيني
روحيات و اظهارات عبدي بودهام،
مايلم به بخشي از خاطرات خود در
مورد او رجوع كنم. آشنايان و كساني
كه از نزديك به اخلاق و كردار و
گفتار عبدي واقفند از هم اكنون ميدانند
كه منظور عباس عبدي كدام «اشتباه»
است و از چه چيز سخن به ميان آورده
است. پس حال بايد ديد كه عباس چه در
ذهن هميشه پوياي خويش ميپرورانده
كه اينبار صداوسيما را ابزار گفتوگوي
خويش با مخاطب كرده و همگان را در
انتظار هويدا كردن تنها اشتباه خود
از سيما كرده است.
به
هر ترتيب، حال كه مسئولين “رسانه
ملي” كشور در «شفافيت» مطلق رسانهاي
در خصوص دادگاه متهمان پرونده
نظرسنجي به به سر ميبرند، بايد
ديد آنگاه كه عبدي به ذكر «اشتباه»
خود بپردازد هم آيا شهامت پخش بدون
«سانسور» اظهارات وي را خواهند
داشت؟
بي
صبرانه منتظر چنين لحظهاي هستيم!
|