|
نشريه
دانشجويی "فردا"
پيرامون حاشيه مراسم سالگرد 16
آذر در دانشکده فنی دانشگاه
تهران گزارش کوتاهی منتشر کرده
است که در زير می خوانيد:
1-
سالن چمران دانشکده فنی مملو از
جمعيت بود و اين در حالي
است که عده زيادی نيز
بيرون از سالن حضور داشتند .
2 )
برای ورود به سالن کارت
دانشجويی لازم بود .
3 )
در حالی که از ورود خبرنگاران
سيمای لاريجانی به سالن
جلوگيری شده بود يکی از
فيلمبرداران نوجوان ! شبکه خبر
توانست وارد سالن شود که در
آخرين لحظات مراسم شناسائی شد
و فيلم او توقيف گرديد . (
دليل عدم پخش هر گونه خبراز
سيمای لاريجانی در باره
تجمع ديروز مشخص شد )
4 )
عده ای از اعضای يک تشکل
خاص(بسيج دانشجويي) در
لحظات اوليه مراسم با شکستن در
سالن وارد شدند و تا پايان سعي
در اخلال در مراسم داشتند .
5 )
يکی از نيروهای معروف
اخلال گر در مراسم که گفته می شود
در اين کار يد طولايي
دارد در هنگام پخش سرود "يار
دبستانی من" شروع به رقصيدن
کرد و لحظاتی کنفرانس برلين
را در اذهان زنده نمود .
6 )
وقتی مجری مراسم خواستار
يک دقيقه سکوت به احترام سه
شهيد 16 آذر شد فردی خواستار
فاتحه و صلوات شد که در اين
ميان مجری اعلام کرد عده اي
حتی می خواهند
دانشجويان را نسبت به صلوات
نيز بدبين کنند .
7 )
در مراسم ديروز که کاملا"
دانشجويی بود ، بعضي
ازاعضای شورای مرکزی انجمن
اسلامی دانشگاه ، چوبينه عضو
دفتر تحکيم و اجدادی مسئول
تشکيلات انجمن فنی سخنراني
کردند .
8 )
در هنگام تجمع دانشجويان مقا بل
سردر نزديک به 20 نفر از اعضاي
بسيج دانشجويي
با سردادن شعار به دانشجويان
نزديک شدند که برای لحظاتي
جو متشنج شد .
9 )
در جريان سنگ پرانی در دو طرف
نرده ها بين برخي
دانشجويان و لباس شخصی ها
صورت گرفت که يکی از سنگها
دانشجوی دختری را از ناحيه
صورت به شدت مجروح کرد .
10 )
بعضی از شعارهای سر داده شده
از سوی دانشجويا ن عبارت بود
از : _ ای ملت با غيرت ،
حمايت حمايت _ رفراندم
رفراندم ، اين است شعار مردم _
جيره خور کی هستی ، توئي
که داری ميرقصی ( به
نيروهای لباس شخصی که در
مقابل دانشجويان در پشت نرده ها
ميرقصيدند ) _ مرگ بر طالبان ،
چه کابل چه تهران _ يه روزی هم
طالبان ، بيرون
می ره از ايران .
نقل
از نشريه دانشجويی فردا
جنبش
دا نشجويی و ضرورت بازگشت به
خويشتن
سالهاست
که در محافل سياسی و
اجتماعی ايران ، از جنبش
دانشجويی به عنوان عنصري
مهم و تعيين کننده ياد
می شود . جنبشی که هيچ
محابايی از پرداخت هزينه
های سنگين برای پيشبرد
اهداف خود ندارد و چون هيچ
وابستگی رسمی و غير رسمي
به مراکز قدرت وثروت ندارد ، با
جسارت و جديت آنها را نقد مي
کند و به چالش ميکشد . وقايع 16
آذر 1332 ، 13 آبان 1357 و 18 تير 1378 مهر
تائيدی هستند بر همين
جسارت و جديت .
مهمترين
فاکتور و ويژگی جنبش
دانشجويی (( استقلال است )) .
فعاليتهای دانشجويي
مادامی که وابسته به
جريانهای بيرونی و
متاثر از برخی گروه هاي
سياسی خارج از دانشگاه باشد
بر سبيل حقيقت و حتی مصلحت
نخواهد بود . دانشجو وقتی مي
تواند تاثيرگذار و راهبر باشد که
خود را از هر بند تعلقی آزاد
ببيند و به همه احزاب و تشکلها
يکسان بنگرد . در غير اين
صورت جنبش دانشجويي
چيزی نيست جز پياده نظام
و نردبان ترقی دسته ای قدرت
طلب که برای رسيدن به اغراض
سياسی خود هيچ قشری را
ساده تر و مظلوم تر از دانشجو
نيافته اند . هشياري
دانشجويان و رفتار (( حقيقت
محور )) آنها اين گروه ها را ناکام
خواهد گذاشت . بی شک مهمترين و
اساسی ترين عامل تضمين
کننده استقلال دانشجويی ،
حقيقت محوری است . مادامي
که دانشجويان پی آواز
حقيقت بدوند و پس از کشف حقيقت
به تصميم گيری و
ارزيابی در مسائل ريز و
درشت سياسی و اجتماعی دست
بزنند ، هيچ گروه قدرت طلب و
تماميت خواهی نخواهد توانست
به بدنه اين جنبش نفوذ و از آن
سوء استفاده کنند .
به
عبارت ديگر دانشجويان بايد
اين جمله معروف حضرت علی ع را
سر لوحه کار خود قرار دهند که : (
افراد را با حق بسنجيد ، نه حق را
با افراد ) .
موضوع
مهم ديگری که حتما" بايد
به آن توجه شود اتخاذ آرمانهاي
فراگير است . در چند سال اخير
مهمترين و مشهود ترين آرمان
جنبش دانشجويی آزادي
طلبی بوده است . مشکل اينجاست
که همواره تعريف آزادی و
تعين حد و حدود آن محل بحث و
جدالهای طولانی و بي
نتيجه ميباشد واقعا"
تعريف غالب دانشجويان از
آزادی چيست ؟ وقتي
برداشتهايی که در متن جنبش از
اين واژه می شود بسيار
گسترده و متفاوت است و به احتمال
زياد هيچ اتفاق نظری وجود
ندارد ، چه اصراری در اتخاذ
آزادی طلبی به عنوان اصلي
ترين آرمان جنبش دانشجويي
وجود دارد؟ اين اختلافات و نا
هماهنگيها جنبش را از درون
متلاشی خواهد ساخت . جنبش
دانشجويی نياز به عزمي
شجاعانه برای تغيير آرمان
خود دارد . گزينه ای که مي
تواند به عنوان بهترين
پيشنهاد مطرح گردد عدالت طلبي
است . عدالت معنای واضحی دارد
( ساده ترين تعريف آن قرار
گرفتن هر چيز در جای خود است )
حدود آن روشنتر و مشخصتر است ( حداقل
در تشخيص ظلم اجماع نسبي
بين همگان وجود دارد ) و نيز از
ويژگی مهم برخورداری از
شمول و کليت در مسائل و زمينه
های مختلف بهره ميبرد ضمن
اينکه عدالت طلبان نسبت به
آزادی خواهان توان و پتانسيل
بيشتری برای ورود به حوزه
های اجتماعی و اقتصادی و
نقد ساختهای قدرت دارند
همچنين اگر تعريف ما را از
عدالت محدود و محصور نکنيم و به
همان تعريف کلی وساده تکيه
کنيم ، می توان آزادی را
نيز به عنوان جزئی از عدالت به
حساب آورد .
ع ا
|