ايران

پيك

                         
مصاحبه دو تن از رهبران تحكيم وحدت
رفتار دوگانه حاكمان با شعارها و آرمان‌های انقلاب
موجب فاصله گرفتن جنبش دانشجويی از قدرت شد

دو عضو شورای مركزی طيف علامه‌ی دفتر تحكيم وحدت طی گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، در «بررسی وضعيت جنبش دانشجويي» به مناسبت 16‌آذرماه - روز دانشجو - بر تقويت بنيان‌های تئوريك بر مبنای نوگرايی ديني، دموكراسی و صلح جهاني، دوري از خشونت و نقد دائمی قدرت تاكيد كردند.
داور نظری اردبيلي” عضو شوراي مركزي طيف علامه‌ی دفتر تحكيم وحدت در گفت‌وگو با خبرنگار سياسی ايسنا، 16‌آذر و روز دانشجو را گرامی داشت و گفت: تبريك از آن جهت كه در اين روز، جنبش دانشجويي ايران، برگ زرينی در تاريخ پرافتخار خويش در مبارزه‌های ضداستبدادی و ضداستعماري افزود و تسليت از آن جهت كه در اين روز، جنبش دانشجويی در راه آمال و آرمان‌هاي خويش، شهيدانی به ملت تقديم كرد.
وي روز 16‌آذر سال 1332 را تولد جنبش دانشجويي در ايران و روز پيروزی خون بر استبداد دانست و افزود: در ‌16‌آذر، شجره‌ی جنبش دانشجويی آگاه و سياسی با خون ريخته شده در اين روز سيراب شد و آن را برای همراهي با نهضت انقلاب اسلامی بارور كرد.

نظري با برشمردن دوره‌های مختلف جنبش دانشجويي گفت:‌ تحركات فراگير جنبش دانشجويی از سال 1332 تا سال 1367 نظير مخالفت با طرح كودتاي آمريكايی 28 مرداد و مخالفت با سفر معاون رييس‌جمهور آمريكا در روز 16 آذر، مبارزه با رژيم شاه، اشغال سفارت آمريكا در تهران و شركت گسترده در جنگ هشت ساله، نشان داد كه جنبش دانشجويی حساسيت بالايی نسبت به نقض استقلال كشور و دخالت بيگانگان در امور داخلی و تحقير ايرانيت و غرور ملی دارد، لذا در اين دوره، با محوريت استقلال‌جويی و استبدادستيزي، حركت و مطالبات خود را سامان داده و دستاوردهاي بسياری را نصيب ملت كرده است.

وي افزود: دوره‌ی دوم جنبش دانشجويي در ابتدای دوران استقرار نظام و آغاز سياست‌هاي موسوم به تعديل اقتصادی در دولت آقاي هاشمی به وقوع پيوست. در اين دوره، رويكرد جريان دانشجويي، عدالت‌طلبی و مساوات در توزيع ثروت، قدرت و منزلت در كشور بود. در اين دوره جنبش دانشجويی با نوعي دوگانگی در رفتار برخی از حاكمان نسبت به شعارها و آرمان‌های انقلاب روبه‌رو شد و به‌تدريج از گفتمان رسمی قدرت فاصله گرفت.
وي درباره‌ی دوره‌ی سوم گفت: دوره‌ي سوم جريان دانشجويی از دوم خرداد سال 76 آغاز شده و با پشت سر گذاشتن حوادثي از جمله 18 تير، كوی دانشگاه تهران و حمله‌ی گروه فشار به نشست اتحاديه‌ي انجمن‌هاي اسلامي در شهرهای خرم‌آباد و اراك، اكنون با تعطيلی كلاس‌های درس به خاطر صدور حكم اعدام برای يك استاد دانشگاه در تداوم است.

وي با يادآوری نكاتی كه آن‌ها را پاشنه‌ی آشيل جنبش دانشجويی در دوره‌ی اخير مي‌ناميد، گفت:‌ قشر دانشجو بر اساس قرارداشتن در محيط علم و خرد و انديشه بايد با بهره‌گيری تمام از نقادي خردمندانه در فرآيند اصلاحات بنيادين حضور يابد. از افراطي‌گری و قشري‌گرايی كه موجب تقويت نوعي سانتيمانتاليسم و احساس‌گرايی در درون خود است بپرهيزد؛ زيرا انتظار از جنبش دانشجويي در دوره‌ی سوم، فراتر از ادوار گذشته است و تحقق اين انتظار‌ها تنها به حضور اين جنبش در عرصه‌های اجتماعی و سياسی و صورت‌بندی مناسب مطالبات توده‌ي دانشجويان منوط است.

عضو شورای مركزی اين تشكل دانشجويي تاكيد كرد: جنبش دانشجويي در مقطع فعلی بايد با تعميق انديشه‌هايي كه در سر دارد،‌ علاوه بر تقويت عقلانيت سياسی و عبرت‌آموزی از بي‌تجربگي گذشتگان از هرگونه محافظه‌كاری و افراطي‌گري پرهيز كند و ضمن دفاع از حقوق همه‌ي نيروهای آزادي‌خواه كه در چارچوب هنجارهاي كنونی قصد فعاليت سياسی دارند، بر هويت يگانه‌ی خود به عنوان جنبش فرهيخته‌ي دانشجويی پای فشارد.
وي افزود: در اين راستا دفتر تحكيم وحدت با تقويت بنيان‌ها تئوريك انجمن‌های اسلامی و سامان‌دهي مجدد آن‌ها بر مبنای هويت واقعی نسل سوم انقلاب و خواسته‌های مترقی اين نسل با محوريت نوگرايی ديني، دموكراسي و صلح جهانی قصد دارد جنبش دانشجويي ايران را به سمت يك جنبش فرهيخته‌ي دانشگاهي هدايت كند و در اين راه از تمام پژوهشگران، دلسوزان و پيشگامان دانشگاهی دعوت مي‌كند تا دفتر تحكيم وحدت را در انجام اين مهم ياری كنند.

هم‌چنين “عبدالله مومني” عضو ديگر شورای مركزی و دبير واحد تشكيلات طيف علامه‌ی دفتر تحكيم وحدت نيز در گفت‌وگو با خبرنگار سياسی ايسنا، با بررسی چگونگی شكل‌گيری جنبش دانشجويی گفت: عده‌اي جنبش دانشجويی را محصول جامعه‌ي بسته و توده‌وار مي‌دانند و معتقدند كه با به وجود آمدن توسعه‌ی سياسی و شكل‌گيري احزاب و نهادهای مدني، جنبش دانشجويی كاركرد مقطعي خواهد داشت.

وي افزود: عده‌ی ديگری اوج كاركرد جنبش دانشجويی را به دوران انسداد سياسی نسبت مي‌دهند و معتقدند در زمانی كه رابطه‌ی جامعه‌ی مدنی و ساخت قدرت قطع مي‌شود و راه‌های پارلمانتاريستي پايان مي‌پذيرد، جنبش دانشجويی در شكستن انسداد حاكم و جو منجمد سياسی نقش اصلی را بر عهده دارد.
وي ادامه داد: از نظر اين دو نگاه، جنبش دانشجويی فاقد تداوم تاريخی است. نگاه سومی هم هست كه معتقد است جنبش دانشجويی در دوره‌ی بحران‌هاي سياسي، اجتماعی و اقتصادی و در هر شرايط سياسي ـ چه فضای باز و چه فضای بسته ـ كارآيي ويژه‌ی خود را دارد.

مومني تصريح كرد: ما معتقديم كه جنبش دانشجويی فراگير و جهانی است ولی نوع بروز آن در كشورهاي گوناگون و دانشگاه‌های مختلف صورت‌هاي متفاوتی دارد. اين جنبش با توجه به خصلت روشنفكري و انتقادی در هر شرايطی خواسته‌هاي ويژه‌ی خود را پي‌گيری مي‌كند.

عضو شوراي مركزی اين تشكل دانشجويی افزود: در جنبش دانشجويی با توجه به اين‌كه موقعيت اجتماعي باثبات و گروه اجتماعی سياسی دارد، بسياری از قيود در تصميم‌گيري دخالت ندارند و دانشجويان به دليل قرار گرفتن در سنين جوانی از تحرك سياسی و اجتماعي بالايي برخوردارند و همين امر مواضع آن‌ها را به اوج مي‌رساند، با توجه به اين ويژگي‌هاي منحصر به فرد به نيروهای پيش‌برنده‌ي حساسيت‌های جامعه تبديل مي‌شود و عدم برخورداری از دغدغه‌های شخصی و اقتصادی و منفعت‌طلبانه در ميزان حساسيت‌ آن‌ها براي پي‌گيری اهداف جامعه بسيار موثر است.

وي اظهار داشت: ماهيت دموكراتيك جنبش دانشجويي در مقطع كنونی بايد به صراحت خشونت را نفی كند و از چارچوب‌های سنتی و جزمي در تبيين مسائل دوری جويد؛ جنبش دانشجويی بايد خواهان دوری از خشونت و تحريك باشد؛ گرچه در حوزه‌ی عمل، همواره مخالفان جنبش دانشجويی عليه آن دست به خشونت زده‌اند و جنبش دانشجويی هيچ‌گاه آغازگر خشونت نبوده و در نهايت به دفاع از خود دست زده است.
مومني تاكيد كرد: جنبش دانشجويی بايد به عنوان يك جنبش منتقد وضع موجود، با نقد دايمی قدرت و گرفتار نشدن در رقابت‌ها سياسی و تبديل نشدن به يك طرف نيروهاي مناظره‌گر در عرصه‌ی سياسي، به وجدان بيدار جامعه و كانون انتقاد و روشنفكري و نورافكنی به ظلم و ستم تبديل شود. جنبش دانشجويی در مقطع كنونی نه مي‌تواند خواهان قدرت باشد؛ چون خود منتقد قدرت است و نه خواهان تاثير بر سياست مانند گروه‌های ذي‌نفوذ برای رسيدن به منافع گروهي؛ زيرا خود در آن منفعتي ندارد. بنابراين جنبش دانشجويی بايد قدرت سازماندهي بالايی داشته باشد تا بتواند براي اصلاح مناسبات حاكم بر قدرت در جهت رسيدن به منافع جريان دانشجويی كه آزادي، عدالت، برابري و منافع ملي، تمام تلاش خود را به كار گيرد.

  
 
                      بازگشت به صفحه اول


 

ی