ايران

پيك

                         

شهاب الدين طباطبايی - رويداد

شباهت پهلوان رضازاده و قاضی مرتضوی

«حسين رضازاده ... يك نگهبان شرف و عزت‌ ايران، مردی از نسل سوم انقلاب است ... قاضي مرتضوی نيز يك جوان از نسل سوم است ... او پهلوانی در عرصه قضا و حقوق مردم است. تلاش بي‌وقفه او در كار قضايی به جريانی كه اهانت به مقدسات، تحريف اسلام و مبانی دين و ... را در دستور كار خود داشت خاتمه داد ... قاضی مرتضوی هفته گذشته دست‌اندركار پرونده‌ای شد كه چند نفر بي‌هويت در ازای دريافت چند هزار دلار از آن سوی آبها شرف و عزت و امنيت كشور را به حراج گذاشته و آن را به ثمن بخس به فروش رساندند ... قاضی مرتضوی با دقت كارشناسی باورود به پرونده نظرسنجی دستاوردی گرانسنگ براي امنيت كشور به ارمغان آورد ... سه‌هفته پيش يك قاضی جوان در همدان حكمي سنگين را برای يك متهم به اهانت به دين و ملت صادر كرد. متأسفانه يك لشكركشی بي‌رحمانه عليه اين قاضي در مركز تدارك ديده شد ... كسانی كه مي‌خواهند محاكم قضايی و حقوقی و نهادهای نظارتی و قانونی را با تسلط بر قدرت مالی و سياسی دور بزنند بايد بدانند كم‌خطرترين راه براي آنها همين رسيدگي‌های حقوقی است. اگر بخواهند هزينه رسيدگی به جرايم خود را با دخالت در امر قضا بالا ببرند بدانند امنيت سياسی و اجتماعی آنها به همين اندازه به خطر خواهد افتاد.»

سرمقاله روزنامه رسالت – شنبه 16/9/81

درخصوص مطالب بالا كه به قلم سردبير محترم روزنامه رسالت نگاشته شده ذكر چند نكته ضروری به‌نظر مي‌رسد:

1- گويا استفاده ابزاری از مفاهيم و ارزش‌هايی چون اسلام، اصول دين، شهادت، جانبازي، ايثار و ... كافی نبوده است و اين‌بار دوستان مجبور شده‌اند برای توجيه اعمال و گفتار خود به سراغ جوانان، نسل سوم و حتی قهرمانان ورزشی بروند!

چه اجباری است كه افتخار‌آفريني يك قهرمان ملی را با مسائل سياسی و جناحی درهم آميزيم؟ جز آن كه احساس غرور و سربلندی يك ملت را آلوده كنيم چه نفعی خواهد داشت؟

اي‌كاش سردبير محترم روزنامه رسالت حداقل قائل به ربط بودند، آخر قاضی مرتضوی و يا دوقاضي محترم ديگر هركدام با حدود 40 سال سن كجا به‌عنوان نسل سوم انقلاب محسوب مي‌شوند؟!‌

2- تلاش بي‌وقفه قاضی مرتضوي در برخورد و صدور حكم تعطيلي مطبوعات نه تنها افتخار و سربلندي برای ايران اسلامی به ارمغان نياورد بلكه جمهوری اسلامی ايران را به‌عنوان ركورددار نقض حقوق و آزادي‌های مشروع مطبوعات در جهان معرفی كرد و البته شايد تنها تشابه پهلوان رضازاده و قاضی مرتضوی در به‌جاي گذاشتن دو ركورد تاريخی در دو عرصه متفاوت باشد!

3- سرمقاله نويس محترم روزنامه رسالت به چند نفر «بي‌هويت» اشاره كرده‌اند كه در ازای دريافت چند هزار دلار از آن سوی آبها، «شرف و عزت و امنيت كشور را به حراج گذاشته‌اند.» اگر منظور ايشان از اين چند نفر، متهمين پرونده نظرسنجي‌هاست، مدعي‌العموم محترم كه هميشه و هركجا حاضرند تا به نيابت از عموم و خصوص مردم طرح دعوي و شكايت نمايند لازم است از نويسنده اين مطالب به جرم اهانت به اشخاص و واردكردن اتهامات كذب به متهميني كه هنوز جرم آنان به اثبات نرسيده و حكمی برايشان صادر نشده شكايت كنند.

4- اگر به‌نظر گردانندگان روزنامه رسالت، «ورود كارشناسانه و دقيق قاضی مرتضوی به پرونده نظرسنجی دستاورد گرانسنگی براي امنيت كشور به ارمغان آورده است» نظر بخش كثيری از مردم به‌خصوص جوانان و نسل سومي‌ها چيزی خلاف اين است. امروز نمي‌توان تلاش براي برچيدن بساط پژوهش‌ و تحقيق، ايجاد فضای ناامنی در حوزه انديشه، فرهنگ و سياست و تهمت و تحقير نسبت به روشنفكران را دستاوردی گرانسنگ ناميد!

5- شايد بدنباشد سردبير محترم روزنامه رسالت، توضيح دهند باتوجه به فرمان صريح مقام رهبری به قوه قضائيه درخصوص تجديدنظر در حكم صادره از سوی قاضی جوان پرونده دكتر هاشم آقاجري، منظورشان از «لشكركشي بي‌رحمانه‌ای كه عليه اين قاضی در مركز تدارك ديده شد» چيست؟

در نهايت به‌نظر مي‌رسد جملات سردبير محترم رسالت بي‌هيچ‌گونه تفسير و توضيح اضافه قابل درك باشند. ظاهراً دستور به تجديدنظر در حكم اعدام هاشم آقاجری آنچنان براي بعضي‌ها ناخوشايند است كه متأسفانه به خود اجازه مي‌دهند اركان نظام را اينچنين تهديد كنند: «اگر بخواهند هزينه رسيدگی به جرايم خود را با دخالت در امر قضا بالا ببرند بدانند امنيت سياسی و اجتماعی آنها به همين اندازه به خطر خواهد افتاد.»

  
 
                      بازگشت به صفحه اول


 

ي