محمدمحسن سازگارا در نامه
ای به هاشمی شاهرودی
رئیس قوه قضائیه نسبت به عدم
کارائی این قوه اعتراض کرد.
سازگارا در این نامه، از جمله
نوشت:
یک ماه قبل روزنامه گلستان
ایران را به دستور شعبه ١٤١٠
دادگستری توقیف شد. یک
هفته بعد هم دفتر روزنامه را مهر و
موم کرده و اموالش را به یغما
بردند.
آقای مرتضوی مسئول این شعبه هم درمراجعات مکرر جواب
درستی نمی دهد و اعلام می
دارد که مجری گزارش های
کمیته ای است که بر روی این
پرونده کار می کند و با دسترسی به
شنودهای تلفنی و تعقیب و
مراقبت و ده ها ابزار دیگر دنبال توطئه می گردند و این
تاریکخانه که با
آقای محسنی اژه ای هم کار می کند مسئول
بررسی مطبوعات است. حضرات هم
مجری سیاست های این تاریکخانه هستند. بسیاری
هم شایع است که این جمع
مستقیماً زیر نظر رهبری
و بیت ایشان فعالیت می کند.
واقعاً در این مملکت چه می
گذرد؟
جناب آقای شاهرودی:
از شما شنیده شده است که
وقتی وکلای مجلس در
ملاقاتی خصوصی در خصوص بستن
مطبوعات به شما اعتراض کردند شما
پاسخ داده اید که چرا خودتان
درمجلس پس از دریافت یادداشت
رهبری روی اصلاح قانون
مطبوعات متوقف شده اید.
کنایه از این که دستور از
بالا است و این قسمت خارج از
اراده و کنترل شما است. به هر صورت
از دو حال خارج نیست یا شما
در جریان این بی قانونی
ها هستید و یا نیستید و
این قسمت قوه قضائیه
بیرون از اراده و آگاهی شما
کار می کند.
نتیجه هر دو فرض یکی است
نه چیزی از قباحت این
قبیل اعمال کم می شود و نه از
مسئولیت شما کاسته می گردد.
وقتی شما مسئولیت قوه
قضائیه را پذیرفتند
بسیاری کسان خوشحالی
کردند چون شما را چهره ای
علمی و مستقل می دانستند و
مطمئن بودند که همچون سلف خودتان
چند شعبه دادگستری را
دراختیار دستگاه های
امنیتی
نمی گذارید و با اعمال
استقلال قوه قضائیه مملکت را از
این ناامنی نجات می
دهید.
اما متاسفانه چنین نشد.
هنوز هم یک به اصطلاح قاضی که جز
حرف شنوی هنری ندارد و تنها
مجری سیاست های
امنیتی دیکته شده از
سوی تاریکخانه هایی
است که خدا می داند چه می
کنند و چه هستند در نهایت وقاحت
با طرح اتهامات واهی با جان و
مال و آبرو و ناموس مردم بازی
می کند.
به نظر شما اگر یک قاضی
دروغ بگوید و تجسس را که
دراسلام حرام است در احوال شخصی
مردم بکند و بعد هم خود را مامور و
معذور بداند چه برخوردی باید
با او کرد.
واقعاً دادخواهی در این
کشور نیست؟ آیا دادسرای
انتظامی قضات نباید به
تخلفات یک فرد بر مسند قضا
نشسته رسیدگی کند.
جناب آقای شاهرودی:
رئیس قوه قضائیه یک
کشور نمی تواند بپذیرد که
پاره ای از بخش های
مسئولیتش زیر نظر رهبری
یا یک کمیته یا هر
جای دیگری است و او
دخالتی ندارد.
می گویند وقتی در
خرداد سال ١٣٠٦ دو
سال پس از سلطنت رضا شاه مستوفی
الممالک از نخست وزیری
استعفا داد و فهمید که نمی
تواند عمله استبداد رضاخانی
باشد به مخبر السطنه هدایت که
قرار بود جای او نخست وزیر
شود گفت: "قبولی کار سبب شد که
من تا چانه در لجن فرو بروم، شما
سعی کنید که تا سر در لجن فرو
نروید".
امروز در پیشگاه ملت
ایران، فردا در برابر تاریخ
و فرزندان این کشور و روز
قیامت در مقابل خداوند عالم
باید پاسخگو باشید.
محمدمحسن سازگارا