ايران

پيك

                           

 

اين مقاله در پاسخ به يكی از اظهارنظرهای عليزاده رئيس دادگستری تهران است، كه توصيه مي‌كند دست از حمايت مطبوعات تعطيل شده برداريد و بجای دلسوزی برای چند مفسد سياسی ( لابد عبدالله نوری و ... منظوراست) ببنيد چرا از اروپا و امريكا عقب افتاده‌ايم

از كتاب توقيف شده اكبر گنجی «مجمع‌الجزاير زندان گونه»

اصلاحات با سرنيزه

هرگز به نتيجه نمی‌رسد!

 

علل عقب ماندگی ايران و توسعه يافتگی جوامع غربي چيست؟ اين پرسش حداقل از دوران مشروطه، يعني از وقتی كه ما از "تعطيلات در تاريخ" خارج شديم، برای نخبگان و اهل درد ايران زمين مطرح بوده‌است. پدران ما در قرن گذشته با اينكه مغرب زمين را از نزديك مشاهده نكرده بودند پاسخ درستی به اين پرسش دادند. سيد محمد طباطبائی، يكي‌ از صديقترين رهبران مذهبی مشروطه خواه، در اين باره مي‌گويد: « ما مشروطيت را كه خودمان نديده بوديم و آنهائی كه مملكت مشروطه را ديده به ما گفتند مشروطيت موجب امنيت و آبادی مملكت است و ما هم شوق و عشقی حاصل نموده تا ترتيب مشروطيت را در اين مملكت برقرار نموديم!»

«نظام اجتماعی مدرن» مبتنی بر انديشه تجدد (مدرنيته) است و ريشه درخت مدرنيته(عقل خودبنيادنقدي) با محصولاتی چون تفرد، فرد صاحب حق، حقوق بشر، دموكراسي، آزادي، تساهل و تسامح، جامعه مدني، كثرت گرائی معرفتی و اجتماعي؛ نظام اجتماعي مدرن را پديد مي‌آورد. در غياب مردمسالاری و آزادي، از گردونه تاريخ حذف خواهيم شد و قمار مدرنيزاسيون بدون مدرنيته، يعنی نوسازی بدون تجدد، سرنوشت اتحاد جماهير شوروی سوسياليستي را برايمان رقم خواهد زد.

در سوئيس و ديگر جوامع غربي، رئيس دادگستري، مديران مسئول روزنامه‌ها را "مفسد" و "بعضی از نمايندگان مجلس را" "گرگ در لباس ميش" خطاب نمي‌كند. نمايندگان مجلس، دموكراسی و روزنامه‌ها، آزادی را به نمايش مي‌گذارند. حوزه عمومي، بدون مطبوعات مستقل ناقد آزادي، وجود خارجی ندارد.

...

به سادگی گمان مي‌رود كه با بستن روزنامه‌ها و حبس روزنامه‌نگاران مي‌توان از اقتدارگرائي و جهان كهن دفاع كرد. اما راديوهای بيگانه، ماهواره‌ها و مهمتر از همه اينترنت همه مرزها را از بين برده و جهان را به يك دهكده كوچك تبديل كرده‌اند. هيچ چيز را از هيچ كس نمي‌تواند پنهان كرد. خاطرات آيت‌الله متظري، جزوه هشتاد صفحه‌ا‌ی در باره قتلهای زنجيره‌اي، اخبار زندانيان سياسی و... بر روی اينترنت وجود دارند. اخبار كليه راديوهای بيگانه و نشريات ايرانيان خارج نشين را مي‌توان از اينترنت كپی كرد. در چنين شرايطی دادگاه انقلاب به دليل در دست داشتن كپی برخی نشريات ايرانيان خارج از كشور، چهار سال مجازات زندان برای يك روزنامه نگار تعيين مي‌كند و وقتی دادگاه تجديد نظر آن را رد مي‌كند، آقای عليزاده با اعتراض، مسئله را به ديوان عالی كشور مي‌كشاند تا بعد چه پيش آيد.

راستي! چرا تاكنون هيچيك از قضات ما حكمی در دفاع از آزادی بيان صادر نكرده‌است؟

مطابق اصل 23 قانون اساسی «تفتيش عقايد ممنوع است و هيچ كس را نمي‌توان به صرف داشتن عقيده‌ا‌ي مورد تعرض و مواخذه قرار داد.»

بسياري از شهروندان نظارت استصوابی را قبول ندارند. دادگاه ويژه روحانيت را غير قانونی مي‌دانند، محاكمات مطبوعاتي-سياسی را جناحي-سياسی مي‌دانند، اعضای شورای نگهبان را از يك جناح سياسی خاص مي‌دانند، قانون مطبوعات فعلی را ضد دموكراتيك مي‌دانند، پاسخگو نبودن قوه قضائيه را بر خلاف قانون اساسی مي‌دانند، انتقاد از تمام اركان حكومت را لازم و واجب مي‌شمارند، تمام مسئولان را جايزالخطا و خود و جايگاهشان را غير مقدس مي‌دانند.

برخي از شهروندان مذاكره با امريكا راضروری مي‌دانند و برخی ديگر رابطه با امريكا را در راستاي تامين منافع ملی ايران مي‌يابند، برخی از شهروندان به جدائی دين از سياست اعتقاد دارند و دين دولتی و دولت دينی را قبول ندارند، برخي مراجع تقليد(آيت‌الله اراكي، آيت‌الله خوئي، آيت‌الله حكيم و...) ولايت فقيه را قبول ندارند، برخی از شهروندان به برابری كامل حقوق زنان و مردان اعتقاد دارند، برخی از شهروندان حصر آيت‌الله متظری را غير  قانونی مي‌دانند، برخی از شهروندان معتقدند نيازی نيست كه وزير اطلاعات مجتهد باشد، برخی از شهروندان معتقد به حضور هيات منصفه در كليه محاكم هستند، برخی از شهروندان نه تنها مقبوليت نظام را متكی به آرای مردم مي‌دانند، بلكه مشروعيت نظام را هم ناشی از آرای مردم مي‌دانند.

پرسش اينست: آيا مي‌توان افراد را به دليل بيان اعتقاداتشان محاكمه و مجازات كرد؟ آيا افراد را به دليل قرائت ديگری از دين كه مخالف قرائت رسمی و حاكم از دين است، مي‌توان محاكمه كرد؟ برخی از فقهای بزرگ معتقد بوده‌اند كه در عصر غيبت، حدود الهی تعطيل مي‌شود. آيا اين اعتقاد، اهانت به مقدسات است؟ امام خميني معتقد بود كه اگر مصلحت ايجاد كند حكومت مي‌تواند احكام اوليه را تعطيل كند. آيا اين اعتقاد، اهانت به مقدسات است؟ آيا اعتقادات معارض دينی افراد را اهانت به مقدسان محسوب كردن، تفتيش عقيده به بهانه اهانت به مقدسات نيست؟

شهيد بهشتی مي‌گويد: «ما در رابطه با اصول و عقايدمان نمي‌خواهيم در يك جو اختناق و خفقان باشيم... افكار و انديشه‌ها آزاد است. بگذاريد در اين زد و خورد فكری افكار رشد كنند... اگر كسانی بخواهند با سخنانشان با نوشته‌هايشان اصول عقايد دينی مردم را متزلزل كنند مي‌گوئيم آقا حرفی نيست تو بيان حرف‌تو بزن اما شرطش اين است كه يك نفر صاحبنظر و صاحب بيان و داراي قدرت منطق و استدلال كه در آن زمينه‌ا‌ی كه تو مي‌خواهين صحبت كني، دارای مطالعه باشد با هم مساوي، شما هم صحبت كن، او هم صحبت كند. شنوندگان هم گوش كنند اين هم موضع ما در رابطه با بيان آرا و افكار.»

نكته قابل توجه آنست كه مرحوم بهشتی اين سخان را در آغاز سومين سال پيروزی انقلاب در شهر قم ايران كردند. مرحوم مطهری در اولين سال انقلاب به صراحت مسير آينده را روشن كرد: « اگر در صدر اسلام در جواب كسی كه مي‌آمد مي‌گفت من خدا را قبول ندارم مي‌گفتند: بزنيد و بكشيد، امروز ديگر اسلامی وجود نداشت. اسلام بدين دليل باقی مانده كه با شجاعت و صراحت با افكار مختلف مواجه شده‌است. اگر بنا شود جمهوری اسلامي، زمينه اختناق را به وجود بيآورد قطعا شكست خواهد خورد. اسلام دين آزادي است، دينی مروج آزادی برای همه افراد جامعه‌است... اسلام مي‌گويد: دينداری اگر از روی اجبار باشد ديگر دينداری نيست. مي‌توان مردم را مجبور كرد كه چيزی نگويند و كاری نكنند، اما نمي‌توان مردم را مجبور كرد كه اين گونه يا آن گونه فكر كنند.»

پروژه اصلاحات بدون اصلاح معرفت دينی راه به جائي نخواهد برد.

آيا وعده‌های مطهري، بهشتی و امام خمينی در دوران انقلاب، جزو اصول انقلاب بود كه پس از پيروزي مي‌بايست محقق شوند يا به قول برخي، بنا به مصلحت، آن ديدگاه‌ها بيان مي‌شد؟ امام خميني به صراحت گفت:« دولت اسلامي، يك دولت دموكراتيك به معنای واقعی است و برای همه اقليت‌های مذهبی آزادی به طور كامل است و هر كس مي‌تواند اظهار عقيده خودش را بكند و اسلام جواب همه عقايد را به عهده دارد و دولت اسلامی تمام منطق‌ها را با منطق جواب خواهد داد.» نظرات امام و مطهری و بهشتی شايد برای برخی ليبراليستی جلوه كند، ولی چه باك؟

مطابق اصل يكصد و شصت و هشتم قانون اساسي: « رسيدگي به جرايم سياسی و مطبوعاتی علنی است و با حضور هيات منصفه در محاكم دادگستری صورت مي‌گيرد.» در حالی كه در ايران طی 22 سال گذشته حتی يك مورد جرم سياسی با حضور هيات منصفه مورد رسيدگی قرار نگرفته‌است. سازمان‌هاي بين‌المللی حقوق بشر، ايران را بزركترين زندان روزنامه‌نگاران اعلام كرده‌اند. دادگستری تهران به كوچكترين بهانه مطبوعات را توقيف و رئيس آن اعلام مي‌كند: « همين كه هيچ كدام از مطبوعات تبرئه نمي‌شوند، دليل بر اين است كه پايگاه دشمن بودند

آقاي عليزاده! نزاع امام با شاه بر سر چه مسائلی صورت گرفت كه به انقلاب منتهی شد؟ اگر قانون ادله حقوقي برای شما معتبر نيست، به سخنان امام (خطاب به شاه كه روحانيت و آيت‌الله خمينی را در جريان 15 خرداد و اصلاحات معروف به انقلاب شاه و مردم مرتجع خطاب كرده بود) گوش فرادهيد:

« قانون اساسی مطبوعات را آزاد كرده‌است، شما آزاد مي‌كنيد؟ ما مرتجعيم كه مي‌گوئيم بگذاريد به قانون اساسی عمل بشود؟ بگذاريد مطبوعات  آزاد باشد؟ بگذاريد كه اين مطبوعات روی عقيده خودشان چيز بنويسند. ما كه مي‌گوئيم به قانون اساسی عمل كنيد ما مرتجعيم؟ يا شمايی كه دسته جمعی مردم را حبس مي‌كنيد، تبعيد مي‌كنيد؟ سلول‌های شما پر است از حبسي‌ها، از علما، از استاتيد، از محترمين، از متدينين. قانون اساسی مي‌گويد ملت‌ها بايد آزاد باشند، ملت ايران بايد مردمش آزاد باشند. مطبوعات بايد آزاد باشد، هيچكس حق ندارد جلو قلم را بگيرد. ما حرفمان اينست كه آقا به قانون اساسی عمل بكنيد؛ مطبوعات آزادند، قلم آزاد است، بگذاريد بنويسند مطالب را. نمي‌شود يك ملت را تا آخر زير چكمه نگه داشت. يك قدری از اين حال بربريت بيرون بيآييد، يك قدری از اين كارهاي قرون وسطائی دست برداريد، اين قدر مرتجع نباشيد، متمدن باشيد، مترقی باشيد.»

هر شعاری لوازمی دارد. اصلاحات معطوف به مردمسالاری و بسط آزادي‌های مدنی است. با توجه به همين ملاحظات است كه امام خمينی مي‌فرمايند:« نمي‌خواهند اين مملكت اصلاح بشود. با سرنيزه نمي‌شود اصلاحات كرد

ساده‌ترين تعريف بنيادگرائي، اساسا امتناع آن از گفتگوست.

زندان اوين

زيرزمين قرنطينه

31ر3ر1380

نقل قول‌ها از امام، از صحيفه نور گرفته شده‌است.

 

  


 

ی