ايران

پيك

                           

 

به مناسبت سالروز خاموشی دكتر علی شريعتی

از كتاب توقيف شده اكبر گنجی

جمهوری اسلامی

اصلاح پذير ‌است؟

 

نسل قبل‌ از انقلاب، در زيست-جهاني زندگی مي‌كرد كه گفتمان مسلط بر آن، گفتمان دكتر شريعتی بود. گفتمان شريعتي، گفتمانی ايدئولوژيك، انقلابي، غرب ستيز، اتوپياساز و نوستالژيك بود. نوستالژی بهشت گم شده‌ا‌ی كه از طريق بازگشت به خويشتن قرون گذشته بازتوليد مي‌شد. درگفتمان ايدئولوژيك دهه پنجاه، نظام حاكم وقت، ذاتا اصلاح ناپذير جلوه داده مي‌شد و نظريه پردازاني چود دكتر شريعتی آن نسل را به سوي انقلاب سوق دادند تا نظامي ايدئولوژيك و اوتوپيائی تاسيس كنند. كوير عطشان آن نسل، فقط و فقط از آبشخور انقلاب و ايدئولوژی سيراب مي‌شد. نظام حاكم هم با انسداد كامل سياسي، راه انقلاب را هموار كرد. در گفتمان دهه پنجاه، دموكراسي، آزادي، جامعه مدني، حق ناحق بودن و... جای روشنی نداشت.

نسل دهه هفتاد را مردمسالاری و آزادی و حقوق بشر، از طريق اصلاحات ساختاري مجذوب خود كرد. نخبگان و روشنفكران اين نسل به درستی حول دموكراسي گردآمدند و بر سر اين اصل روشن شناختی كه "دموكراسي روشی است معين برای رسيدن به نتايج نا معين" اجماع حاصل كردند. دموكراسی يعنی تغيير حكومت به روش‌هاي مسالمت آميز. انتخابات، روز قيامت حكومت‌هاست و اگر مردمی حكومتی يا سياست‌هائی رانخواهند ونپسندند، در روز انتخابات با آنها وداع مي‌كنند. همه اينها منوط به ظرفيت‌های نظام سياسی حاكم برای تن دادن به مطالبات و درخواست‌های مردم است.

اما در آغاز دهه هشتاد رفته رفته مقوله اصلاح پذيری و اصلاح ناپذيری نظام به "محل نزاع" امروزيان تبديل مي‌شود. گردش نخبگان از طريق انتخابات رقابتی آزاد، "شرط لازم" اصلاح پذيری يك نظام سياسی است. اما:

اولا گردش نخبگان "شرط كافي" اصلاح پذيری نيست.

ثانيا گردش نخبگان را نبايد به جابجائي دوره‌ا‌ی چپ‌ها و راست‌های درون حكومتی در قوه مقننه و مجريه فروكاست و دگرانديشان را به نام غير خودی حذف كرد.

ثالثا اگر قوانين، سياست‌ها و رويه‌ها اصلاح نگردند، هيچ تغيير و تحول چشمگيری صورت نخواهد گرفت.

مقوله اصلاح پذيری نظام‌های سياسي، موضوعی صرفا فلسفی نيست كه فيلسوفان سياست در باره آن گفتگو نمايند، بلكه مهمتر از آن بحثی "علمي"است و هر نظامی بايد نشان دهد كه نه تنها واجد حداكثر ظرفيت اصلاحات است، بلكه در عمل به طور مدام در راستاي تامين مطالبات مردم، بسط آزادی و حقوق بشر خود را اصلاح مي‌كند تا مردم نتايج عملی اصلاحات را به چشم ببينند. اگر مطبوعات آزاد و مستقل وجود نداشته باشد، اگر شهروندان به دليل بيان اعتقاداتشان زنداني شوند، اگر هر پرسش و سئوالی اهانت محسوب شود، اگر بخش‌های مهم حكومت پاسخگو نباشند و نه تنها از پاسخگوئی به مردم فرار كنند، بلكه از پاسخگوئی به نهادهای رسمی چون مجلس بگريزند، اگر هزينه فعاليت سياسی حبس طويل‌المدت باشد، اگر هر كس مكلف است در انتخابات شركت كند حق نداشته باشد كانديدا شود و يا به كانديدائی كه خود مي‌پسندند راي دهد، اگر هر طرح اصلاح طلبانه مجلس توسط شورای نگهبان رد شود، اگر قوه قضائيه با "اراده سياسي" به روياروئی اصلاح طلبان برود، اگر قرائت فاشيستی و سلطنتی از دين به نام قرائت رسمی تبليغ و ترويج شود و قرائت انساني-رحمانی از دين به نام ارتداد طرد شود، اگر در طول سال‌ها هيچ گونه اصلاح بنيادين سياسي، اقتصادي، اجتماعی صورت نگيرد، چگونه مي‌توان مدعی اصلاح پذيري نظام شد؟

اصلاحات برای تصحيح خطاها و اشتباهات نظام و تغيير مسير نظام در راستايی است كه مردم طالب آنند. هيچ طبقه، صنف يا گروهی حق ندارد نظام را به سوئي براند كه با خواست مردم تعارض داشته باشد. مطالبات مردم از طريق رفراندوم (اصل 59 قانون اساسي) قابل شناسائی است. همانگونه كه در مباحث نظری تابع ادله هستيم، در مسائل حكومتی بايد تابع رای مردم باشيم. در چنين نظامي، مدعي‌العموم نماينده افكار عمومی است و توسط مردم انتخاب مي‌شود، نه آنكه مردم با تمامی اقدامات مدعي‌العموم مخالف باشند. جمهوری تمام عيار خواست اصلی مردم است.

2- نكته قابل تامل اين است: آيا همه افراد و گروه‌هائی كه با ديكتاتوري و اقتدارگرائی مبارزه مي‌كنند، آزاديخواه و دموكرات‌اند و اگر در مبارزه خود موفق شوند، نظامي مردمسالار ايجاد خواهند كرد؟

تاريخ آدميان وارث اين دستآورد غم‌انگيز است كه بسياری از مخالفان ديكتاتوری پس از اينكه خود به حكومت دست يافته‌اند، نظامی اقتدارگرا و به مراتب مستبدتر از نظام پيشين برقرار كرده‌اند. اين كافی نيست كه افراد با يك حكومت فاسد و ديكتاتورمبارزه كننده.    نان  بايد در دستگاه‌ فكری خود تكليف امور مهمی چون تفرد، فرد صاحب حق، پلوراليسم معرفتی و اجتماعي، رابطه دولت و جامعه مدني، تساهل و مدارا، دگرانديشی و دگرباشي، حقوق اقليت و مخالفان، حق آدميان براي قانونگذاري، حق حاكميت ملي، رابطه دين و دولت و حقوق بشر را به طور شفاف و روشن معين كرده باشند. نبايد فراموش كرد كه خردمندان بسياری با نظرات خود در خدمت خودكامگان بوده‌اند ومبارزان بسياری پس از به قدرت رسيدن، همه مخالفان خود رانابود يا روانه زندان‌ها كرده‌اند. به رسميت شناختن فعاليت مخالفان و حق نا حق بودن ميزان پايبندی افراد وگروه‌ها به آزادی را نشان مي‌دهد.

...

مقوله انقلاب و اصلاح همچنان مساله اصلي است و بايد دانشگاه در باره آن آزادانه بحث و گفتگو كند. من به عنوان يك روزنامه نگار با روش‌هاي انقلابی و انقلاب ديگری كه هدفش تاسيس رژيمی جديد باشد مخالفم و اصلاحات را تنها روش ايجاد تحولات ساختاری پايدار مي‌دانم. اما دانشگاه بايد آزادانه درباره اصلاح پذيری و اصلاح ناپذيری نظام گفتگو كند و طرفين نزاع آزادانه ادله خود را عرضه كنند. اگر چنان فرصتی مهيا شود، شايد من نيز فرصت يابم تا نظرات خود را به طور مدلل به اطلاع دوستان برسانم. اصلاح طلبان با نگاه به 14 ميليون رای نداده در انتخابات رياست جمهوری بايد بدانند كه ممكن است اين فرايند تشديد شود و در صورت تشديد سرخوردگي‌ها بايد نگران بود كه.

ديوانه چون طغيان كند، زنجير و زندان بشكند

از زلف ليلی حلقه‌اي، در گردن مجنون كند.

 زندان اوين

انفرادی زيرزمين قرنطينه

28ر3ر1380

(اين مقاله اندكی خلاصه شده و عنوان اصلي آن"ديكتاتورهای خوش نيت اصلاح طلب")

  


 

ی