|
به
فرض محال كه گريز از فرآيند
دموكراتيزاسيون و عضويت در مجامع
بينالمللی ممكن باشد، اما نميتوان
از انقلاب ارتباطات و نتايج بيشمار
آن گريخت. راديوها و تلويزيونهاي
بيگانه امروز از طريق ماهوارهها
در همه خانهها حضو رمستقيم يافتهاند.
تلفن، فاكس، تلكس و اينترنت جهان را
كاملا دگرگون كردهاند. هر خبری به
سرعت در جهان منتشر خواهد شد و هر
كتاب و گزارش ممنوعهای در يك "سي.دي"
كوچك جای خواهد گرفت. اينترنت نه
تنها نظامهای اقتدارگرا را به علت
انتشار سريع و وسيع اخبار و اطلاعات
با مشكلات چاره ناپذير مواجه كردهاست،
بلكه چهره دمكراسی را نيز كاملا
دگرگون خواهد كرد. در آينده نزديك
از طريق اينترنت ميتوان "دموكراسي
مستقيم" را عملی و در هر مساله
مهمی نظرات كليه شهروندان را از
طريق اينترنت مستقيما دريافت كرد.
همه
پرسی در آينده نزديك ديگر فقط محدود
به انتخاب حكومت نخواهد بود. تكليف
مسائل مهم سياسي، اقتصادي، فرهنگي،
اجتماعی و نظامی از اين پس نه با
دموكراسی انتخابي، بلكه با
دموكراسی مستقيم روشن خواهد شد.
...
پيروزي
يا شكست جنبش اصلاح طلبی مردم ايران
پيامدهای مهمی در عرصه منطقه و جهان
خواهد داشت. لذا با همان منطقی كه
آينده صلح اعراب و اسرائيل، تامين
منافع مسلمانان در حكومت تركيبي
مسلمانان، كرواتها وصربها در
بوسنی و هرزگوين، تامين منافع
شيعيان و مسلمانان در حكومت قومی و
مذهبی لبنان، سرنوشت شيعيان
افغانستان به ما مربوط است، نزاع
اصلاح طلبان و محافظه كاران در
ايران نيز به همه جهان مربوط است و
آنان با دقت و موشكافی اين رويارويي
را نظاره و درباره آن اظهار نظر ميكنند
و خواهند كرد.
نه
تنها فرهنگ دموكراتيك، اقتصاد
بازار، فقدان كنترل نيروی خارجی ضد
دموكراتيك و ... شرط لازم شكل گيري
نهادهای دموكراتيك اند، بلكه كنترل
نيروهای نظامي-انتظامی توسط مقامات
منتخب نيز شرط لازم گذار به
دموكراسی است.
خطرناكترين
دشمنان داخلی دموكراسی رهبراني
هستند كه ابزار سركوب را در اختيار
و كنترل دارند. لذا كنترل نيروهاي
نظامی وانتظامی توسط رهبران
منتخهب، نه انتصابي، شرط لازم
فرآينده دموكراتيك است. اين مسئله
نيز ارتباطی به دشمنان خارجی و
حمايت آنان ندارد. مردمسالاري،
مردمسالاری نيست مگر آنكه مردم بر
كليه نهادها، خصوصا نهادهای نظامي
وانتظامی كنترل داشته باشند. اين
نهادها به وجود آمدهاند تا با
برقراری امنيت، در خدمت منافع مردم
باشند، نه آنكه ابزار سركوب يك طبقه
خاص، مردم بهتر از هر نخبهاي
مصالح و منافع خود را تشخيص ميدهند.
اگر
كنترل نهادهای نظامي-انتظامی در
اختيار ژنرال پينوشهها وسپهبد
زاهديها باشد، هميشه امكان سركوب
يك جنبش دموكراتيك و جود خواهد داشت.
برای رهائی از اين مشكل بايد
نهادهای نظامي-انتظامي-اطلاعاتي
كاملا از مناقشات سياسی دور شوند و
در كنترل نيروهای منتخب مردم قرار
بگيرند...
در
حاليكه تركيه
باعفو عمومی شمار زندانيان خود را
از هفتاد هزار تن به سی هزار تن
تقليل داد، اينك در ايران شش برابر
تركيه زندانی وجود دارد. آيا براي
كشوری كه رياست قوه قضائيهاش مدعي
است« در حال حاضر در هيج جای دنيا به
اندازه ايران عدالت و آزادی واقعی و
نه شعاری و اسمی كه حقوق واقعي
انسان تامين ميشود، وجود ندارد.»(
آيتالله شاهرودی در ديدار با
كميساريای عالی حقوق بشر سازمان
ملل، كيهان 2ر11ر1379) اين تعداد
زندانی قابل توجيه است و حساسيت
مجامع بينالملی را بر نميانگيزد؟
مقايسه آمار زندانيان روزنامهنگار
در ايران با زندانيان روزنامه نگار
در تمامی كشورهای جهان، مقايسه
آمار كل زندانيان ايران با
زندانيان كشورهای مشابه، مقايسه
تعداد جرايم و ميزان مجازات در
ايران با ديگر كشورها، مقايسه
تعداد اعدامهای ايران با تعداد
اعدامها در ديگر كشورها، مقايسه
ادعای شكنجه در ايران با ادعاي
شكنجه در ديگر كشورها و... مبناي
گزارشهای مختلف است. مسئله زندانهاي
ايران اينكه به مسالهای ملی و
بينالملی تبديل شده و همگان اين
مسئله را مساله خود ميدانند. نه
زندان كردن تعداد بيشمار شهروندان
كار غربيان است و نه روزنامهنگاران
و فعالان سياسی را دشمنان خارجی به
طور فلهای بازداشت كردهاند.
دموكراسي
و حقوق بشر اكسيژن جوامع جديدند،
بشريت امروز اجازه نميدهد تا
اقتدارگرايان با ديكتاتوری و خود
كامگی هوا را آلوده كنند. اگر در
ايران جنبش جمهوريخواهی تمام عيار
بسط يابد و بر كل جنبش اصلاح طلبي
مسلط شود، عامل خارجی خود را با آن
"تنظيم" و از آن "حمايت"
خواهد كرد. در غير اينصورت عامل
خارجی در راستای تاسيس حكومتی دست
نشانده حركت خواهد كرد. از اين رو
همه چيز در درجه اول به اصلاح طلبان
بستگی خواهد داشت. (زندان اوين 22ر12ر
1379)
|