جهان

پيك

                         

 

تفسير روزنامه گاردين

ايران در محاصره نظامی امريكا

كابوسی كه خواب از چشم می ربايد

ترجمه از "گاردين"

 

 

بدليل تجمع عظيم نيروهای نظامی امريكا و بريتانيا در جنوب ايران، كه آماده حمله به عراق، كشور همسايه و اشغال آن شده اند، تحرك چشمگيری در ايران بوجود آمده است. در تركيه و در طول مرزهای شمال غربی ايران نقل وانتقالات نظامی در حال گسترش است. مركز اين نقل وانتقالات پايگاه های هوائی اين كشور است. در اطراف همين پايگاه ها و در طول مرزهای غربی ايران با عراق، جدائی طلبان كرد مشغول فعاليت هستند كه تهران علاقه چندانی به آنها ندارد. آنها منتظر سقوط احتمالی صدام هستند تا به آرزوی ديرينه خود برای داشتن يك كشور مستقل دست يابند. در شرق ايران نيز افغانستان قرار دارد كه در كنترل نظامی امريكاست و حامد كرزای رئيس آن با حمايت امريكا بر سركار مانده است. به طرف شمال و شرق كه برويم شاهد پايگاه های نظامی امريكا در آسيای مركزی خواهيم بود كه اين كشور پيش از حمله اش به افغانستان، عليرغم قولی كه داده بود، آنها را هنوز تعطيل نكرده است. ايالات متحده عملا اين منطقه را تحت كنترل خود دارد. در جنوب شرقی ايران هم پاكستان سنی مذهب قرار دارد كه در ايجاد طالبان به عنوان سنی های افراطی و مخالف ايدئولوژيك و سياسی ايران شيعه نقش مهمی داشته است. ژنرال پرويز مشرف حاكم نظامی پاكستان بدنبال حوادث يازدهم سپتامبر از سوی امريكا تحت فشار قرار گرفت تا دست از حمايت از طالبان بردارد. از آن پس پاكستان در جرگه دوستان امريكا قرار گرفت. چنين تغييری در سياست پاكستان نتوانست ايران را در قضاوتش نسبت به سياست های اين كشور راضی كند. گرچه تغيير و تحولات ذكر شده ممكن است از پيش برنامه ريزی نشده باشد، اما با اين تغييرات عملا ايران در محاصره امريكا و قدرتهای وابسته به آن قرار گرفته است. برای هر كشوری كه دغدغه دفاع از سرزمين خود را داشته باشد، چنين شرايطی می تواند به كابوسی استراتژيك مبدل گردد. از نظر ايران كه پس از انقلاب 1979 روابط ديپلماتيك اش با امريكا قطع شد، اين وضعيت عميقا تهديد آميز به نظر می آيد. نه تنها تلاش های كلينتون در دهه 90 برای برقراری ارتباط با ايران به جائی نرسيد، بلكه اين روند پس از روی كار آمدن جورج بوش به مراتب بدتر شد. سال گذشته بوش ايران را عضوی از اعضای محور شرارت خواند. وی از آن به بعد، حداقل در دو موقعيت متفاوت كه يكی از آنها سخنرانی در مقابل نمايندگان مجلسين امريكا بود، قول داد تا از خيزش مردم ايران حمايت كند. تلاش های آزمايشی تهران به منظور فتح باب مذاكره با واشنگتن از طريق نماينده مورد احترام ايران در سازمان ملل به قول ديپلمات های ايرانی با مخالفت روبرو شد. ايالات متحده در كوشش های خود برای منزوی كردن ايران، مكررا به روسيه فشار آورده است تا از همكاری های صنعتی و نظامی با ايران دست بردارد. علاوه بر اين، امريكا مراتب ناخشنودی خود از مذاكرات اتحاديه اروپا با ايران را بارها اعلام كرده است. ايالات متحده مرتبا حمايت ايران از "تروريست ها" كه بيشتر به معنای گروه های فلسطينی است را بر جسته می كند. البته واكنشی در مقابل ادعاهای اريل شارون مبنی بر اينكه ايران بزرگترين تهديد برای امنيت اسرائيل به شمار می رود از خود نشان نمی دهد. امريكا معتقد است كه ايران در حال گسترش توليد سلاح های هسته ای است. اين ادعائی است كه ايران آن را رد می كند. امريكا همچنين معتقد است ايران سلاح های كشتار جمعی و موشك های دور برد دراختيار دارد. علاوه براين ايالات متحده ادعا می كند كه نگران نقض حقوق بشر و فقدان دمكراسی در كشور نفت خيز ايران است. به دليل ادعاهای فوق، بسيار در ايران از اين وحشت دارند كه اين كشور در چارچوب دكترين جهانی بوش، پس از عراق قربانی ديگری شود. ممكن است ايران گهگاه دراينمورد واكنش های عصبی از خود نشان دهد، اما واقعيت اين است كه اين كشور، ادعاهای فوق را چندان جدی تلقی نمی كند. درحال حاضر به نظر می رسد كه ايران استراتژی سه جانبه ای را در زمينه ديپلماتيك بكار گرفته باشد، كه يكی از آنها برقراری روابط حسنه با بريتانيا و اتحاديه اروپا می باشد. كريس پتن كميسر اتحاديه اروپا در روابط خارجی در سفر اخيرش به ايران در مورد امضای موافقتنامه های تجاری ميان اين اتحاديه و ايران با مقامات اين كشور به بحث و مذاكره پرداخت. اين گونه تماس ها در چارچوب سياست "ارتباط انتقادی” با ايران است كه كشورهای اروپائی آن را به سياست های خشونت آميز در رابطه با ايران ترجيح می دهند. پتن فرد ساده لوحی نيست. او مانند گذشته به روشنی تاكيد كرد كه برقراری روابط سياسی و اقتصادی با ايران منوط به بهبود شرايط حقوق بشر در اين كشور است. اتحاديه اروپا نيز نگران توليد سلاح های كشتار جمعی و تروريسم می باشد و نسبت به توليد موشك های دوربرد شهاب 3 از خود حساسيت نشان می دهد. پتن در اين سفر از ايران مصرانه خواست تا پروتكل الحاق بارزسی آزانس بين المللی انرژی اتمی، كه به بازرسی اتمی مربوط می شود را امضاء كند. او در عين حال متذكر شد كه اين نوع ديالوگ با ايران مدلی است كه ايالات متحده نيز می تواند از آن پيروی كند. تقريبا همزمان با حضور پتن در تهران، تونی بلر نخست وزير بريتانيا با كمال خرازی در لندن ملاقات و مذاكره كرد. سفر كمال خرازی به بريتانيا در نوع خود بی سابقه تلقی شده است. گرچه اين ملاقات حالتی سمبوليك داشت، اما نيات قوی و جدی در آن وجود داشت. خرازی معتقد است كه تونلی بلر بر روی واشنگتن نفوذ دارد، زيرا اين كشور نقش مهمی در تغيير و تحولات پس از جنگ عراق خواهد داشت. سفر خرازی به لندن همچنين می توانست نوعی دهن كجی به آن گروه از روحانيون ايران باشد كه مخالف داشتن رابطه با غرب هستند. بلر از طرف خودش خواستار موافقت ايران با تحولات آتی عراق می باشد، همان موافقتی كه ايران در مورد افغانستان از خود نشان داد؛ و سرانجام تونی بلر خواستار برقراری روابط عميق تر با ايران بود. بلر قطعا مايل نيست تا درگير جنگی ديگر در خاورميانه شود، چرا كه شركت  اين كشو در جنگ احتمالی عليه عراق، به اندازه كافی به حيثيت و محبوبيت او در بريتانيا آسيب وارد آورده است. در راستای استراتژی سه جانبه ايران، بايد ضد حمله ديپلماتيك اين كشور در ادامه رابطه و توسعه آن با روسيه را متذكر شد كه كشور مقابل نيز از آن بخصوص در زمينه انرژی بهره می گيرد. پوتين وقتی كه با واشنگتن وارد معامله می شود سياستمداری مصلحت طلب به نظر می آيد، با اينحال حاضر نيست به اين راحتی ها از منافعش چشم پوشی كند. پوتين هنوز هم درمقابل فشار امريكا به منظور توقف توسعه همكاری با ايران ايستادگی كرده است. شايد از همه موارد بالا زيركانه تر، سفر محمد خاتمی به هندوستان را بتوان نام برد. گفته می شود كه در اين سفر، موافقت نامه ای ميان اين دو كشور به امضاء رسيد كه براساس آن هر دو كشور بطور مشترك در مقابل به قدرت رسيدن احتمالی بنيادگرايان اسلامی در پاكستان دست به مقاومت بزنند. هر دو كشور ايران و هند (كشوری كه پس از ايران بيشترين جمعيت مسلمان شيعه را در جهان دارد) خواستار سنی های بنيادگرائی هستند كه تهديدی بالقوه برای آنها بشمار می آيند. گزارش های رسيده همچنين حاكی از آن است كه در چارچوب توافق های ميان دو كشور، در صورت بروز جنگ ميان هند و پاكستان، ايران به دهلی اجازه خواهد تا از پايگاه های نظامی اش بر عليه پاكستان استفاده كند. بنظر می رسد كه روابط ايران و پاكستان پس از سرنگونی رژيم طالبان درافغانستان چندان صميمانه نباشد. آنچه كه در رابطه با نزديكی ايران و هند با يكديگر جلب نظر می كند، مقاومت هند در مقابل سياست های امريكاست. گرچه اين كشور ظاهرا بهترين دوست تازه امريكا در منطقه بشمار می رود، اما هند انتقادهای واشنگتن در مورد سفر خاتمی به اين كشور را رد كرده است. اما هيچيك از اين فعل و انفعالات، افراطيون حاضر در دولت بوش كه هم صدا با اسرائيل با ايران دشمنی می روزند و اين كشور را در ليست انجام عملياتی در چارچوب سياست های ژئواستراتژيك خود قرار داده اند را تحت تاثير قرار نمی دهد. با اينحال بهتر است آنها اين رويدادها را جدی تلقی كنند. ايران مثل عراق كشوری ذاتا پليسی و ضعيف بشمار نمی رود. اين كشور ديكتاتوری بدون دوست و پشتيبان نيست. مطيع و يا تظميع ايران كار آسانی به نظر نمی رسد. ايران يا سرزمين پارس پيش از آنكه امريكا حتی فكرش را كرده است، ملی پر غرور، قدرتمند و با فرهنگ داشته است. برای بوش و همقطاران قلدرش، ايران هدف سهل و آسانی نخواهد بود. امريكا بايد تغيير روش داده و با اين كشور وارد مذكره شود.

به نقل از گاردين

  
 
                      بازگشت به صفحه اول

Internet
Explorer 5

 

ی