|
- تركيه مهمترين سكوی پرش
امريكا و انگلستان برای تهاجم
نظامی به عراق است. مردم تركيه
اين را می دانند؟ در باره حمله
نظامی به عراق چه نظری دارند؟
- اكثريت مردم در تركيه مخالف جنگ
اند زيرا می دانند كشورشان درگير
كشمكش های نظامی عميقی
خواهد شد كه پايان آن معلوم نيست.
ازطرف ديگر، آنها بدليل اعتقادات
مذهبی كه دارند خودشان را متحد
مردم عراق می دانند.
- دراينصورت حمله نظامی به عراق چه واكنش
هائی را در تركيه بدنبال خواهد
داشت؟
- قبل از هر چيز بايد به خسارات غيرقابل پيش
بينی و تاثير آن بر روی اقتصاد
كشور انديشيد. شما می دانيد كه ما
اكنون رابط اقتصادی خوبی با
عراق داريم. با وقوع جنگ اين احتمال
قوی است كه سرمايه گذاری ها و
روابط اقتصادی با عراق متوقف شود.
نكته ديگری كه ما در تركيه نگران
آن هستيم كاهش شمار توريست در تركيه
است، كه با آغاز جنگ چنين كاهشی
كاملا منطقی و قابل پيش بينی
است. كاهش سفرهای توريستی به
تركيه ضربه مهمی است به اقتصاد
كشور زيرا بخش وسيعی از
درآمدهای كشور از اين راه است و
شمار بسيار زيادی از مردم تركيه
زندگی شان به خدمات توريستی و
درآمدهای آن وابسته است.
- احزاب چپ تركيه در باره حمله نظامی به
عراق و استفاده امريكا از پايگاه
های اين كشور چه نظری دارند؟
- احزاب چپ در تركيه اكنون توان تاثير
گذاری مهمی در سياست های
دولت ندارند. چپ ضعيف است اما همه
احزاب مترقی تركيه از اين
نگرانند كه امريكا جای پای
نظامی خود را در تركيه محكم تر
كند. البته اعتراضات و تظاهراتی
كه در اين هفته ها عليه حمله به عراق
در تركيه برپا شده يك نيروی فشار
جدی به دولت است. شايد عده ای
تصور كنند موقعيت كردهای تركيه،
با توجه به نقش كردهای عراق در
حوادث آينده دراين صورت بهتر خواهد
شد، اما ارزيابی سازمان ها
واحزاب مترقی كرد اينگونه نيست.
نه تنها اينگونه نيست، بلكه
كردهای تركيه بيش از بقيه نگران
جنگ و عوارض آن در منطقه اند.
- اين نگرانی بيشتر ناشی از امكان
سرازير شدن سيل مهاجرين عراقی به
تركيه نيست؟
- مسلما اين امر هم تاثير دارد، چرا كه از هم
اكنون هم سيل آوارگان از شمال عراق
به داخل تركيه جريان دارد. دولت در
حال بستن مرزهاست و از طرف ديگر
امكانات محدودتری نسبت به سال 1991
در اختيار آوارگان گذاشته می شود.
- برای خيلی ها اين سئوال مطرح است كه
چرا دولت تازه تشكيل و مسلمان تركيه
از اقدامات نظامی امريكا و
انگلستان عليه يك كشور مسلمان در
همسايگی تركيه پشتيبانی می
كند؟
- واقعيت اينست كه دولت جديد تركيه در
موقعيت بسيار نامساعد و پيچيده
ای قرار گرفته است. از نظر
سنتی ارتباط تنگاتنگی بين
دولت های گذشته تركيه و امريكا
وجود داشته و اين مناسبات و روابط
همچنان هم ادامه دارد. در نظر بايد
داشت كه مخالفت دولت كنونی تركيه
با جنگ موجب
فشارهای اقتصادی بيشتر به آن
شده و بحران اقتصادی در كشور
تشديد خواهد شد. تركيه يكی از
كشورهای بزرگ مقروض جهانی است
و هم اكنون نيز اقتصاد تركيه با
حمايت بانك جهانی و صندوق بين
المللی پول و البته كمك های
اقتصادی امريكا سرپا مانده است.
دولت امريكا اين واقعيت را خوب
می داند و با آن آشناست و به همين
دليل هم برای استقرار نيروهای
نظامی اش در تركيه و استفاده از
پايگاه های نظامی آن برای
تهاجم به عراق به تركيه وعده كمك
های اقتصادی بصورت اعتبار
مالی داده است. اعتباری كه
اقتصاد تركيه بشدت به آن نيازمند
است و به همين دليل هم می بينيد
كه در اين روزها بر سر ميزان آن بين
دولت تركيه و دولت امريكا چانه
زنی می شود. از طرف ديگر، راه
نيافتن تركيه به اتحاديه اروپا
عملا فاصله تركيه را از اروپا
زيادتر كرده و اكنون امريكا جای
اروپا را در مناسبات با تركيه پر
كرده است. اين نزديكی خواه
ناخواه موجب تابعيت بيشتر تركيه از
سياست های امريكا شده است.
- نظامی های تركيه در اين ميان چه
نقشی دارند؟ آنها به دليل سابقه
روابطی كه با ارتش امريكا دارند،
اكنون يك نيروی فشار به دولت
محسوب می شوند؟
- فرماندهان
كليدی در نيروهای نظامی
تركيه هميشه نقش حياتی در سياست
تركيه داشته اند. كسانی كه با اين
واقعيت از نزديك آشنا هستند می
دانند كه دولت كنونی مسلمان
تركيه نيز با آنكه با رای مردم بر
سر كار آمده نقش چندانی در تعيين
سياست های استراتژيك در تركيه
ندارد و در اين زمينه بيشتر كارگزار
است تا كاربدست.
ژنرال های ترك اكثرا در
امريكا تحصيلات نظامی كرده اند و
طرفدار امريكا هستند. از كودتای
سال 1970 تا كنون و با آنكه دولت
های غير نظامی بر سر كار بوده
اند، نقش كليدی در اختيار اين
فرماندهان بوده است. نكته جالب
اينست كه
مخالفت با ورود به اتحاديه اروپا
تنها از جانب اعضای اين اتحاديه
صورت نمی گيرد، بلكه فرماندهان
مهم نظامی تركيه هم مخالف اين
عضويت هستند. آنها نگرانند كه
با پذيرفته شدن تركيه در اتحاديه
اروپا، نقش ارتش در حكومت و سياست
محدود شده و اختيارات حكومتی و
سياسی آنها كم شود و منافعشان را
از دست بدهند. همين فرماندهان اكنون
مشوق دولت برای پذيرفتن حضور
ارتش امريكا در تركيه و واگذاری
پايگاه های نظامی به ارتش
امريكا برای تهاجم به عراق هستند.
آنها طرفدار همراهی نظامی
تركيه با ارتش امريكا برای حمله
به عراق هستند والبته هدف اصلی
شان دست يافتن به نفت
شمال عراق است. به اين ترتيب،
نيروی قوی و تعيين كننده ای
كه در تركيه خواهان همكاری با
امريكا برای تهاجم به عراق است و
دولت تركيه را نيز برای
همكاری با امريكا تحت فشار قرار
داده فرماندهان نظامی اند.
فرماندهانی كه برای نفت شمال
عراق هميشه نقشه داشته اند.
- با همه اين استدلال ها، فكر نمی كنيد با
ورود تركيه به جنگ و همراهی با
ارتش امريكا، كشور دچار بحران
خواهد شد؟
- بحران داخلی قطعا شدت خواهد گرفت. حداقل
به اين دليل كه جهان اسلام نسبت به
اين اقدام و همراهی واكنش نشان
خواهد داد. حتی از هم اكنون نيز
نشانه های چنين واكنشی احساس
می شود. در اينصورت دولت جديد
تركيه كه با شعارهای اسلامی
بر سر كار آمده، در بين مردم اعتبار
خود را از دست خواهد داد. نارضائی
در ميان مسلمانان ترك و نگرانی
كردهای كشور از تبديل مناطق
كردنشين به ميدان جنگ دو پيامدی
است كه هم نظامی ها و هم دولت
نمی توانند نسبت به آن بی
تفاوت باشند. بخشی از تعلل اعلام
همكاری و همراهی دولت تركيه
با ارتش امريكا نيز در اين
نگرانی نهفته است. دولت سعی
می كند با گرفتن امتيازهای
مالی و بهبود وضع اقتصادی
كشور همكاری با ارتش امريكا و
تهاجم به عراق را تا آنجا كه می
تواند در افكار عمومی توجيه كند.
|