|
حسين
واله، معاون سياسی دفتر
رييس جمهور در
گفتوگو با خبرنگار سياسی ايسنا
تصريح كرد: شوراها در چرخه
مشاركت عموم
و واگذاری كار مردم به
خودشان، تاثيربسزايی داشتهاند.
در شهرستانهای كوچكتر عملكرد
شوراها بسيار موثرتر و ملموستر
بوده به ويژه از آنجا كه شهردايها
زيرنظر شوراها
كار ميكنند و تماس مستقيم
با زندگی روزمره مردم دارند،
گرچه در شهرهای بزرگتر، به
ويژه در شهری نظير تهران،
شوراها مشكلاتی داشته است.
وی
يكی از دلايل اين امر را تحولات
سياسی و اختلاف ديدگاهها دانست و
اضافه كرد: در
شورای شهر تهران تحولات وسيعی
در تركيب شورا به وجود آمد. تركيب
اعضا شورای شهر تهران
در زمان تاسيس و انحلال تفاوت
چشمگيری داشت. همين امر در
عملكرد شوراها و تلقی مردم از
شوراها موثر بود.
معاون
سياسی دفتر رييس جمهور در پاسخ
به اين سوال كه چگونه ميتوان از
وقوع مشكلات
مشابه در دوره دوم فعاليت شوراها
پيشگيری كرد، گفت: پيشگيری از
اين مشكلات چندان در دست
حكومت نيست و نميتوان تعيين كرد
كه هر شورايی مشخصا چه
كانديداهايی بايد داشته باشد.
اين امر به عملكرد مجموعه
نيروهای سياسی فعال در كشور و
كسانی كه داوطلب شوراها
ميشوند، بستگی دارد. به عبارت
ديگر، بسته به اينكه افراد
(كانديداها) و گروههای
سياسی چه ذهنيتی از شوراها
داشته باشند و چگونه رفتار كنند،
آينده شوراها، رقم خواهد
خورد.
به
اعتقاد وی، در دور اول شوراها،
تلقی چندان مشخصی از كار
شوراها وجود نداشت. اما
در حال حاضر اين قضيه برای تمام
كسانی كه در شوراها ذی نفع
هستند، بسيار روشنتر شده است.
بنابراين بعيد است كه مشكلات گذشته
بار ديگر به همان شكل در شوراها نمود
بيابد، در نتيجه شوراها به سويی
پيش خواهند رفت كه نقش بسيار پررنگتر و پرمعناتری
در مديريت شهری با محدوده منطقهای
بيابند، البته حتما شوراها وجهه سياسی هم
خواهند داشت و نگرشهای حزبی
در آنها بروز خواهد يافت. ولی از
آنجا كه نقش شوراها روشنتر
و كاركردشان موثرتر شده است، كمتر
به سوی تريبونی برای
فعاليتهای سياسی، ميل مييابند.
وی
متذكر شد: لزوما كسانی كه در ليست
احزاب قرار ميگيرند، افرادی
نيستند كه تمامی
هم و غمشان سياست باشد، بسياری
از احزاب، كسانی را معرفی ميكنند
كه حرفهی غيرسياسی دارند و
حتی فعالان سياسی علی رغم
فعاليتهای سياسی بعضا حرفهاشان
سياست نيست
و حرفهای متناسب با
كانديداتوری دارند.
واله
در خصوص تئوريای كه با قصد
سياست زدايی از شوراها، شعار
جلوگيری از ورود افراد
سياسی به شوراها را سر ميدهند،
تصريح كرد: چه بسا آرمان خوبی در
پس اين تئوری
باشد ولی ذهنی است و عملی
نخواهد شد. سياست زدايی يا سياست
زايی در اختيار هيچ كس نيست، چرا
كه واقعيت خاص كشور در هر مقطع و نوع
آرايش حكومت، مسائل عمومی كشور و
مردم و نوع مناسباتشان تعيين كننده
گرايش مردم است كه سياسی باشد يا
نباشد.
وی
در ادامه توضيح داد: اين كه افراد با
وجهه سياسی كانديدا ميشوند،
چندان مهم نيست.
مهم آن است كه از ميان
كانديداهای مختلف افرادی با
گرايش سياسی بيشتر از سوی
مردم انتخاب ميشوند. يعنی
شرايط عينی اجتماع است كه جهت
گيری حركت مردم را تعيين ميكند.
معاون
سياسی دفتر رييس جمهور با اشاره
به اينكه گاهی گفته ميشود
دانشگاههای ايران بيش از حد
سياسی هستند، يا مطبوعات سياست
زدهاند، متذكر شد: بايد اين موارد ريشهيابی
شوند، چرايی اين مسائل مهم است.
نميتوان دانشجويان يا مردم را
وادار به انتخاب خاصی
كرد. بلكه بايد ريشهيابی كرد كه
چرا چنين انتخابی ميكنند.
وی،
“التهاب سياسی” جامعه را سبب
افزايش گرايشات و نگرشهای
سياسی به مسائل غيرسياسی
دانست و ادامه داد: با كاهش اين
التهاب، بسياری از اموری كه
وارد قلمرو سياست
شدهاند به تدريج وارد وادی
ديگری ميشوند، بنابراين اگر در
مقطعی شوراها وجهه
سياسی يافتهاند تابع شرايط
اجتماعی آن مقطع يا حوزه بوده
است. بر همين اساس سياستزدايی
از شوراها، نسخه مناسبی برای
دستيابی به كاركرد اصلی و
طبيعی شوراها نيست، چرا كه
حتی اگر غيرسياسيترين افراد
كانديدای شوراها شده و از سوی
مردم نيز برگزيده شوند،
چنانچه شرايط جامعه اقتضای
فعاليت سياسی را داشته باشد،
همان افراد نيز رفتار
سياسی مييابند. در حالی كه
اگر شرايط جامعه آرامتر شود،
رفتار افراد كاملا سياسی
نيز، آرامتر خواهد شد.
واله انتخابات گسترده را بسيار
حياتی دانست و ابراز عقيده كرد:
بهتر بود در چنين شرايطی بجای
انتخابات، رفراندوم برگزار ميشد.
اين
صاحبنظر مسائل سياسی در برداشت
خود از فضای عمومی جامعه گفت:
چندان به اين فضا
خوشبين نيستم و انتظار يك حضور
پرشور و گسترده در اين انتخابات را
ندارم.
وی
با ابراز اميدواری از اينكه
برداشتش غلط باشد، ادامه داد:
برخی تصور ميكنند كه
با شكست اصلاحطلبان، مجال
بيشتری برای حضور در صحنه
خواهند يافت. ممكن است اين بار نيز به
اشتباه، عدم شركت گسترده در
انتخابات را به عدم تمايل مردم به
توسعهی سياسی تفسير كنند و
چه بسا تصور كنند كه مردم به اصلاحطلبان،
شعارهايشان و حتی خاتمی، پشت
كردهاند. حتی ممكن است اين
افراد در اثر چنين تفسير غلطی،
بيش از پيش گستاخ شوند.
واله
متذكر شد: عدم شركت گستردهی
مردم در انتخابات شوراها نه تنها به
آيندهی كشور صدمه خواهد زد،
بلكه به خود اين گروهها نيز آسيب
وارد خواهد كرد. طبعا فعاليت اصلاحطلبان
نيز دشوارتر خواهد شد.
واله
با خطرناك خواندن اين اشتباه، حدس
زد كه چنين گرايشاتی ميان
نيروهای سياسی وجود دارد و
برخی تصور ميكنند كه به هم
ريختن طرحها و برنامههای اصلاحطلبان
سبب رونق
آنها ميشود. در حالی كه تخريب
اصلاحطلبان، نفعی برای هيچ
جريان سياسی ( چه در داخل حكومت،
چه خارج از حكومت ) نخواهد داشت. در
اين ميان اگر نفعی هم وجود داشته باشد،
برای بيگانگان خواهد بود و نه
نيروهای داخلی.
ين
فعال سياسی در خصوص برخورد
انفعالی برخی از گروهها در
قبال انتخابات شوراها، خاطرنشان
كرد: بخشی از جناح موسوم به راست
گويا يقين دارند كه رای مردم را نميتوانند جلب
كنند شايد در چند دوره انتخابات
گذشته به اين نتيجه رسيدهاند و از وزن آرائشان
مطلعند، تا حدودی ميتوان به
آنها حق داد كه در اين انتخابات
شركت فعالی نداشته
باشند .
وی
با اشاره به اينكه در شرايطی به
سر ميبريم كه امنيت ملی در
اولويت اول كشور قرار
دارد، افزود: توسعه و تنظيم روابط
سياسی، در اولويتهای
بعدی قرار دارد. آنان كه
قصد شركت فعال در انتخابات را
ندارند، در واقع اين اولويت را
درك نكردهاند.
اين
فعال سياسی با اشاره به برخی
از اخبار خارجی كه بروز برخی
از اختلاف نظرها و يا
ائتلافهای داخلی در جبهه
دوم خرداد را نوعی شكاف ميان
اصلاح طلبان تفسير كردهاند؛ آن را
نوعی كج فهمی خواند و ادامه
داد: آنان داخل صحنه سياسی
ايران نيستند و شرايط
داخلی را به خوبی درك نكردهاند.
زمانی در ايران شكاف فعال و
روشنی بين نيروهای اصلاحطلب
و محافظهكار در عرصه
اجتماعی، سياسی و حكومت وجود
داشت. رقابت فشرده و
حساسی بين اردوگاهی كه به
تازگی قصد ورود به حكومت را داشت
و اردوگاهی كه
سالها قدرت و حكومت را در دست داشت،
در گرفته بود. در چنان فضايی، ائتلاف امری
طبيعی و معنادار بود تا تمام
كسانی كه اشتراك نظرهايی
داشتند ( حداقل از حيث مخالفت با
رقيب ) به ائتلاف بپردازند و در
نهايت حكومت را در دست بگيرند.
وی
افزود: اينگونه، رقيب مشترك از
ميدان به در ميشد. نمونه بارز آن
هم در انتخابات
مجلس ششم بروز يافت. ولی در شرايط
كنونی كه بخشی از محافظهكاران
اصلا در عرصه
حضور ندارند ( نه كانديدای
مشخصی دارند و نه تبليغات خاص و
برنامهای ارائه دادهاند)
موضوعيتی برای ائتلاف وجود
ندارد.
واله
تصريح كرد: ائتلاف سياسی تنها
برای حذف رقيب مشترك و رضايت به
حداقلهاست. بنابراين
در فضای موجود اجتماعی كه
رقيبی وجود ندارد و يا اينكه قصد
رقابت در ميان نيست، دليلی
وجود ندارد كه مجموعه اصلاحطلبان
ائتلاف كنند. بنابراين به رقابت با يكديگر ميپردازند.
واله
اظهار داشت: در شرايط كنونی
جامعه بخشی از مردم قصد شركت در
انتخابات را دارند
و بخشی نيز چنين قصدی ندارند.
برخی ديگر نيز مردد هستند كه
شركت كنند يا نه، گروههای
سياسی بايد در برنامههايشان
گروه مردد را مخاطب قرار دهند، چرا
كه رای آن تعيين
كننده است. بنابراين گروههای
سياسی به گونهای رفتار ميكنند
كه سبب تحريك و تشويق
اين قشر مردد شود. حتی اگر با
ابزار اختلافهای درونی باشد.
چون در اين صورت ممكن
است برخی به علت آنكه مبادا
ديگری رای بياورد، بيايند و
رای دهند.
وی
ادامه داد:كاری كه بايد انجام
داد ( مطمئن نيستم كه بتوانيم اين
كار را انجام دهيم،
چرا كه ممكن است زمان آن گذشته باشد)
آن است كه جامعه ايران به نحوی
اطمينان حاصل كند كه حضورش در صحنهی
انتخابات اثر ملموس، ماندگار و
مفيدی دارد.
به
اعتقاد وی، حس اثرگذاری و
پايداری رای مردم از عمدهترين
عوامل شور و نشاط در انتخابات
بود. اين در حالی است كه موانع
موجود بر سر راه اصلاحات، تا حدی
اين احساس را
كمرنگ كرده است و بسياری معتقدند
كه رايشان، سبب تحقق خواستههايشان
نشده است و به
خاطر حس كمالگرايی (آرمانگرايی
ريشهدار ما ايرانيان) تصميم گرفته
باشند كه در انتخابات شوراها
شركت نكنند. اينان قصد دارند كه اين
بار با رای ندادنشان حرف خود را بزنند و
اينگونه اعتراضشان را عنوان كنند.
ين
فعال سياسی با اشتباه خواندن
چنين تصميمی، ابراز عقيده كرد:
اين اشتباه به خاطر
آن است كه در دموكراسی زمانی
توفيق حاصل ميشود كه بازی صورت
بگيرد وگرنه شكست و
پيروزی معنا نمييابد. حكومت
بايد جلوی اين اشتباه را بگيرد و
به طبقات و گرايشات مختلف اطمينان
بدهد كه رايشان اثر ماندگار و مطلوب
دارد و چنانچه اين امر محقق شود بار ديگر شاهد
حضور گسترده مردم خواهيم بود. در
غير اين صورت كار زيادی نميشود كرد.
معاون
سياسی دفتر رييس جمهور تبليغات
احزاب و گروهها را در اين زمينه
بسيار مؤثر
دانست و اضافه كرد: گستردهترين و
موثرترين رسانه در ايران، صدا و
سيماست كه به
عنوان يك رسانهی ملی بايد
بيشترين حساسيت را روی تبليغات
انتخابات شوراها داشته باشد.
له
برخی اتفاقات منفی ( نظير
انحلال شورای شهر تهران در
آستانهی دومين انتخابات
شوراها) را بيتاثير ندانست و
يادآور شد: با نگاهی ملی به
انتخابات شوراها و
حضور مردم و حكومت، اثرات اينگونه
وقايع ناچيز است. ملاك رای دادن و
ندادن مردم، به خاطر خوش آمدن
يا بدآمدشان از اشخاص نيست بلكه
مردم براساس تجربه گذشتهشان و تفسيری كه
نسبت به رويدادها داشتهاند،
تصميم ميگيرند كه در انتخابات
شركت كنند يا نكنند. اين
تصميم مردم ارتباط مستقيمی با
انسجام جامعه دارد كه چندان با مليتها و قوميتها
مربوط نيست.
وی
در ادامه توضيح داد: ممكن است در
پارهای موارد انتخابات به علت
برخی احساسات قومی،
پر شور شود (رای به خاطر رقابت
قومی و نژادی) اما چون برآيند
آن، اعتقاد مردم را به نظام
جمهوری اسلامی ايران ميرساند
در نهايت مثبت است.
به
اعتقاد واله، ايجاد اميد و احساس
مؤثر بودن، نقطه كليدی است كه
در جوامع پيشرفته
و شكل يافته، با تجربه و مرور زمان
در مردم بوجود آمده است.
|