اخبار

پيك

                       
برای شنيدن پيام مردم، باد قدرت، گوش ها را برده
نمايندگانی‌كه‌باحمايت‌مردم
به‌شورای‌شهرنمی‌روند

پايان جمهوری وايمار و آغاز هجدهم برومر

                                                                                                           نادر فتوره‌چي

اخباری كه از شمارش آراء انتخابات شوراها به گوش مي‌رسد، نتايج قابل تاملی است. ظاهرا محافظه‌كاران توانسته‌اند در شرايطی كه بيش از 75 درصد مردم در شهر‌های بزرگ از شركت در انتخابات خودداری كرده‌اند، كرسي‌های شورا را در آن شهرها تصاحب كنند. آنان قطعا از اين شرايط تلقی پيروزی دارند و احتمالا به مقابله خود با جريان اصلاحات شدت بيشتری خواهند بخشيد.

اما اگر صاحب اين سطور وابسته به جريان محافظه‌كاران بودم با يك حساب ساده از اخبار به ظاهر خوشحال‌كننده كه نويد پيروزی محافظه‌كاران در انتخابات را مي‌دهد وحشت زده مي‌شدم. در خوش‌بينانه‌ترين حالت دو سوم مردم در شهرهای بزرگ حاضر نشدند در آزادترين انتخابات جمهوری اسلامی شركت كنند. كجای اين واقعيت بايد موجب خوشحالی محافظه‌كاران شود؟ محافظه‌كاران همان 15 درصد اقليتی هستند كه امروز با اكثريتی 85 درصد مواجهند كه آنان را نااميدان پيشين به همراه حجم انبوهی كه در فاصله انتخابات 18 خرداد تاكنون نااميد شده‌اند تشكيل مي‌دهند. اوج نگران‌زايی نتايج ابتدايی انتخابات آنجا خود نمايی مي‌كند كه به آراء داده شده به اپوزيسيون قانونی يعنی كانديداهای نهضت آزادی و ملی - مذهبي‌ها دقت شود. محبوب‌ترين آنان در ذيل ميانه‌نشينان دو جناح عمده اصلاح‌طلب درون نظام يعنی مشاركت و كارگزاران نشسته‌اند و اين بدان معنی است كه بيش از 75 درصد مردم در شهرهای بزرگ كف مطالباتشان از اپوزيسيون قانونی هم فراتر رفته است.

فراتر از آن ، باز هم پيام‌های نگران‌كننده‌تر وجود دارد. صدرنشينان ليست آنانی كه خود را پژواك اكثريت خاموش ناميدند، حتی در ميان 40 نفر اول قرار نگرفته‌اند. و اين باز يعنی آنكه مردم هيچ‌كس را حتی كسانی كه تندترين شعارها را به «خيال» خود سر داده‌اند، ارضاء كننده حس خود نديده‌اند و به شركت در انتخابات تشويق نشده‌اند. و همين نكته نشان مي‌دهد كه 75 درصد شهروندان در شهرهای بزرگ حاضر نشده‌اند در انتخاباتی كه به هر حال به پای مشروعيت نظام نوشته مي‌شود، شركت كنند.

اما اگر اين نتيجه برای محافظه‌كاران نگران‌كننده است، برای اصلاح‌طلبان درون نظام نيز واجد درس‌های آموزنده‌ای است كه به نظر مي‌رسد بررسی آن نياز به زمان و آسيب‌شناسی معرفتی و علمی دارد. با اين حال با همان حساب ساده، مشخص است كه جبهه اصلاحات هم بي‌شك نياز به يك دگرگونی عميق در سطح تاكتيك و استراتژی دارد.

عدم شركت 75 درصد از واجدان حق رای در شهرهای بزرگ در انتخابات به معنای وجود بحران در حد فاصل رهبران و بدنه جنبش اجتماعی اصلاح‌طلبی است.

اطاله كلام در فردای روز انتخابات درباره نكات آموزنده نتايج شوراها برای جريان اصلاح طلبی بسيار زود است. تنها به اين مقدار مي‌توان اكتفا كرد كه از منظر سياسی عبور از اصلاحات درحال تحقق عينی است و از منظر اجتماعی ظاهرا بناپارتيسم ‌مورد اشاره حجاريان، اولين جرقه‌های تولد خود را جشن گرفته است. واضح‌ترين پيام دومين انتخابات شوراها اگر برای محافظه‌كاران، افزايش شمار اكثريت خاموش با رتبه 75 درصد در شهرهای بزرگ و مخالفان همچنان اميدوار مانده با رتبه 10 درصد است، برای اصلاح‌طلبانی كه طيف وسيعی از آنان دغدغه تحقق دمكراسی بدون عبور از دالان خشونت و هرج و مرج را دارند، پيامی بسيار عميق‌تر و بسيار تأمل برانگيزتر دارد. و از آن پيام همين قدر وضوح بس كه اگر به بازنگری ننشينند، همانطور كه بيننده پايان جمهوری وايمار هستند، شنونده ناقوس شوم «هجدهم برومر» هم خواهند بود. آن هم زمانی كه 75 درصد رو به افزايش شهروندان در شهرهای بزرگ، ميدان را برای «ديگران» خالی كرده‌اند.

 
 
                   بازگشت به صفحه اول
Internet
Explorer 5

 

ی