جهان

پيك

                         

 

 

چهره های پشت صحنه كيستند؟

طرحان امريكای قرن نوين

در پی تكرار نبرد "پرل هاربر"

 

در پس پرده جنگ عليه عراق طرح گسترده تری وجود دارد. اين طرح از سوی كسانی تدوين شده كه خود  در پشت كسانی قرار دارند كه در امريكا به آنها مديران اصلی می گويند. آنهائی كه در پشت جرج بوش كمين كرده و اجرای اين طرح را برعهده دارند، معاون او "ديك چينی” و وزير دفاعش "دانالد رامسفلد" هستند. همان هايی كه رهبری سياست های نظامی امريكا را در دست دارند. اما پشت اين دو تن، مغزهای متفكر ديگری قرار دارند كه همزمان با ورود بوش به كاخ سفيد وارد صحنه علنی شدند. افرادی به نام های "كارل روو" و "پل ولفووتيز". توضيح اينكه چرا مردم در تظاهرات اخير عليه جنگ پلاكاردهايی با عنوان "خون بخاطر نفت" را در دردست داشتند، كار بسيار ساده ای است، چرا كه "روو" و "ولفورتيز" در واقع ايدئولوگ های اين جنگ نفتی هستند. ين دو تن نقش عمده و انكار ناپذيری در اتحاد ميان جمهوريخواهان تگزاسی كه امريكا را در قبضه قدرت خود در آورده اند و از سوی گروه های مسيحی تغذيه می شوند و فراكسيونی از سياستمداران شرق امريكا كه ريشه در زمان ريگان دارند و تشنه قدرت انحصاری می باشند دارند. "روو" و "ولفورتيز" سالهای متمادی برای دستيابی  به لحظه فعلی كه راه انداختن جنگ باشد، با يكديگر همكاری نزديكی داشته اند. جورج بوش زمانی كه سر حال باشد، "روو" را "بچه نابغه" خطاب می كند. "روو" يكی از دست پروردگان سياست نوين بشمار می رود كه به عنوان "استاد" مدت 24 سال در كار مبارزات سياسی بوده است، اما سعی كرده تا گمنام باقی بماند. مذهب مسيحی "روو" سلاحی است برای به كرسی نشاندن عقايدش، با اينحال وی در اينمورد با كسی صحبت نمی كند، در واقع هنوز كسی نمی داند كه آيا سياست های او رنگ مذهب دارند و يا سياست در نظر او حكم مذهب را دارد. او در روز كريسمس در شهر "دنور" ايالت "كلرادو" به دنيا آمد و زمانی كه هنوز كودكی بيش نبود، پوستری بالای تختش نصب شده بود كه روی آن اين عبارت به چشم می خورد: " امريكا بيدار شود" "روو" به هنگام تحصيل در دبيرستان، جمهوری خواه دو آتشه ای بود كه تمام هم و غم اش مبارزه با جنبش های صلح بود. نخستين همكاری "روو" با بوش در زمينه سياست نبود، بلكه اين همكاری بيشتر اعتقادات ايدئولوژيك و اخلاقی دهه شصت را در بر می گرفت. اين هنگامی بود كه بوش خود را از دام اعتياد به الكل رهانيده و به مسيحيت و آئين های آن روی آورده بود. "روو" در بحبوجه مبارزات انتخاباتی دهه هشتاد به كمك جورج بوش پدر شنافت، اما وی در اين انتخابات با شكست روبرو شد. "روو" نابغه، بار ديگر، اما اين دفعه به نمايندگی از جانب سازمان دست راستی موسوم به "ائتلاف مسيحی” به داد بوش رسيد و توانست وی را در سال 1988 راهی كاخ سفيد نمايد. به اين ترتيب "روو" توانست خلاء مذهب مسيحی را از اين راه در شخصيت بوش جبران كند. پروتستانيزم بشدت محافظه كار جنوب، توانست به جورج بوش پسر مشروعيت ببخشد و با مطرح كردن شخصيت سياسی وی و نيز چهره تازه ای كه از حزب جمهوريخواه ساخته شده بود، او را راهی كاخ سفيد نمايد. در سال 1978 كه از "روو" دعوت شده تا به تگزاس نقل مكان كند، تقريبا تمامی مناصب دولتی در دست دمكرات ها بود. درحال حاضر اما تقريبا تمام مناصب دولتی به چنگ جمهوريخواهان افتاده است. در حقيقت تمامی مبارزات انتخاباتی جمهوريخواهان زير نظر "روو" قرار داشت و در سال 1994 موكل وی كه برای رسيدن به فرمانداری تگزاس  مشغول مبارزه بود، كسی نبود مگر جورج . دبليو. بوش. "لووايز"، بيوگرافی نويس "روو" دركتابش نوشته است: " برای فرمانداری، به نمايندگی از سوی گروههای دست راستی، بايد گروههای مسيحی را راضی نگاه داشت" شش سال فرمانداری تگزاس، تمرينی بود برای فراگيری سياست های داخلی و آماده شدن برای رياست جمهوری. تمرينی كه شامل حمايت از صنايع نفتی، پائين آوردن ماليات برای ثروتمندان و سياست های اجتماعی كه از سوی عناصر مذهبی به او ديكته می شد. هنوز يك سال از فرمانداری تگزاس نگذشته بود كه "روو" گفت: " جورج بايد بزند برای رياست جمهوری”. دو سال بعد، در سال 1977 جورج بوش مبارزات انتخاباتی اش را در خفا آغاز كرد. در ماه مارس 1999 جورج بوش از "روو" خواست تا مركز مشاوره اش را برايش بفروشد تا وی بتواند با خيال راحت هفت روز هفته را صرف مبارزات انتخاباتی اش كند. "روو" با استفاده از امكانات وسيع صنايع نفتی متعلق به خانواده بوش و نيز با حك كردن نام افراد مهم بر روی ساعت های گرانقيمت "رولولكس" و اهداء آنها به اين افراد و نيز ارسال مستقيم نامه برای مردم در سطحی گسترده، به وسيع ترين تبليغات ممكن تا آن زمان دست زد. "دوبوز" در كتابش گفته است: " اگر شيطان حقيقت داشته باشد، مطمئنا در آن دنيا به "روو" خوشامد خواهد گفت." "روو" در حقيقت عاملی بود برای مرتبط كردن خانواده بوش با حزب جمهوريخواه، با مسيحيون دست راستی و با صنايع انرژی و همچنين تلاشی بود كه در راهيابی وی به كاخ سفيد موثر افتاد. يكی از ابتكارات وی به ورشكستگی شركت "انرون" مربوط می شود. در بحبوحه جنجال مربوط به افتضاح مالی شركت انرون، انگشت اتهام به سوی "روو" نشانه رفته بود. وی اعتراف كرد كه پيش از ورشكستگی شركت انرون توانسته بود يكصد هزار دلار از سهام اين شركت را در بازار به مردم تحميل كند. اما توطئه ای از اين مهم تر انتصاب "رالف ريد" رهبر سابق "ائتلاف مسيحی” به عنوان مشاور در بزرگترين شركت سرمايه گذاری وابسته به انرون از سوی "روو" بود. شغلی كه ماهيانه بين ده تا بيست هزار دلار برای "ريد" در آمد داشت. اين ماشينی بو كه از سوی "روو" ساخته شده بود و حركتی دائم و ابدی داشت. آنچه كه وی به آن دست يافت، تگزاسی كردن حزب جمهوريخواه به رهبری خانواده بوش و تملك كاخ سفيد توسط آنان، پس از گذشت هشت سال بود. "روو" بدون شك قدرتمندترين مشاور سياسی در كاخ سفيد بشمار می رود.

اسلام و مسيحيت

اسلام مبارز، دنيای ديگر "روو" بشمار می رفت. حادثه يازدهم سپتامبر می توانست به عنوان دستمايه سياسی خامی مورد استفاده قرار گيرد، تا تمامی توجهات را متوجه خود كند. تا پيش از اين "روو" و بوش مايل به درگيری در خاورميانه و ديگر مناطق دنيا نبودند، اما ناگهان وضعيت تازه ای پيش آمد كه می شد از آن بهره برداری سياسی كرد. "روو" وارد اين مقوله شد و مورد استقبال كسانی قرار گرفت كه سالها سرگرم ساختن مدل سياسی مورد نظر خود بودند. اين بار صادر كردن قدرت بلامنازع امريكا به سراسر جهان در دستور روز قرار گرفت. در تئوری گفته می شود كه "روو" نقشی در سياست خارجی ندارد، اما واشنگتن نشينان معتقدند كه وی در حال حاضر به امور جهانی به همان اندازه اشتياق دارد كه به امور داخلی. "ديويد فروم" نويسنده محافظه كار سخنرانی های سياستمداران جمهوريخواه، در آخرين كتابش خواهان برخورد تازه رياست جمهوری با اسلام شد. او از بوش انتقاد كرد كه با تاكيد بر مسيحيت به عنوان "مذهب صلح" با اسلام بيش از حد مدارا كرده است. فروم، اما معتقد است كه موضع "روو" در اين مورد كاملا متفاوت است. به عقيده "روو"، اسلام زمانی صاحب بزرگترين امپراطور جهانی بوده است،اما با از دست دادن قلمرو و قدرت فرمانروائی اش، از اين مقام سقوط كرد. "روو" معتقد است كه ايالات متحده بايد بداند كه گرچه ممكن است در ميان مردم دنيا طرفدارانی نداشته باشد، اما به زور هم كه شده بايد احترام جهانيان را به خود جلب كند. موضع "روو" با اعتقادات پل ولفوروتيز همخوانی دارد. از سوی ديگر "محور پروتستانيزم محافظه كار جنوب و صهيونيزم پيشرفته در شرق امريكا می تواند به اتحاد اين دو بنياد مذهبی كمك كند، گرچه هر دو گروه به مذهب خود به يك اندازه تصب می ورزند." با نگاهی مختصر به خصوصيات شخصی ولفووتيز، بايد او را يك "يارفتنه گر" ناميد. واقعيت اين است كه او نيز مانند "روو" صبور، حسابگر، منطقی، آرام و انديشمند می باشد. "ولفووتيز" فرزند يهودی يك آكادميسين، رياضی دان و ديپلمات برجسته بود. زمانی كه وی متعاقب جنگ يوم كيپور به پنتاگون پيوست، سياستی را طرحريزی كرد كه درحال حاضر به سياست امريكا در قبال خاورميانه تبديل شده است.

  در سال 1992 و پيش از آنكه جورج بوش پدر از كلينتون شكست بخورد، "ولفووتيز"  پيش نويس طرحی را تهيه كرد كه "مسير كشور را در قرن آينده"  مشخص می كرد و در حال حاضر چارچوب سياست خارجی جورج دبليوبوش بشمار می رود. ين طرح كه عنوانش "راهنمای طرح ريزی دفاعی” بود، پنتاگون را موظف می كرد تا " نظم نوينی را تحت حاكميت بلامنازع امريكا بنياد واز آن حفاظت كند." براساس اين طرح، ايالات متحده بايد "رقبای بالقوه خود مثل آلمان و ژاپن را از آرزوی داشتن هر گونه نقشی در امور منطقه ای و جهانی محروم نمايد." اين طرح استفاده از سلاح های اتمی، بيولوژيكی و شيميائی را به عنوان عملی بازدارنده "حتی در مناقشاتی كه منافع امريكا را مستقيما به خطر نمی اندازد" جايز می شمارد. گروه ولفووتيز پس از انتخاب نام "پروژه امريكای قرن تازه" برای خود به تشكيلات فوق رسميت بخشيد. در اين گروه علاوه بر خود وی، ديك چينی و دوست قديمی اش "ريچارد پرل" معاون سابق وزارت دفاع در امور سياستگذاری در دولت ريگان نيز حضور داشتند. براساس سندی كه دو سال پيش افشاء شد، پروژه براين عقيده بود كه آنچه كه قدرت جهانی امريكا را مستحكم خواهد كرد، رويداد فاجعه بار و تعيين كننده ای مانند "پرل هاربر" تازه خواهد بود. اين سند اضافه كرده است، مادام كه مناقشه حل نشده با عراق می تواند توجيهی فوری برای دخالت در اين كشور باشد، نياز به حضور نظامی امريكا در خليج (فارس) در ورای مسئله رژيم صدام حسين در عراق وجود خواهد داشت." بوش در سخنرانی اش در ژوئن سال گذشته در آگادمی نظامی وست پوينت، دكترين ولفووتيز را به عنوان سياست رسمی امريكا مورد تائيد قرار داد. وی در اين رابطه اظهار داشت:" امريكا قصد داشته و دارد تا قدرت نظامی اش را غير قابل رقابت و بلا منازع نمايد." ولفورتيز و رئيس او "دانالدرامسفلد" گروه خبره ای را در پنتاگون تحت نظر آبرام شومسكی و داگلاس نيس، دستيار وزارت دفاع كه هر دو از دوستان قديمی فرد نخست بودند تشكيل دادند. در نظر مردم، اين گروه در حقيقت هيات سياستگذاران وزارت دفاع بشمار می روند كه رياست آن با "پرل" بود. در سال 1996 پرل ونيس، نامه ای تحت عنوان "طرح تازه" را تهيه و آن را برای بنيامين نتانياهو رهبر حزب ليكود در اسرائيل فرستاد. "طرح تازه" به روند صلح اسلو مربوط می شد. براساس اين طرح تازه، ادعای اسرائيل در مورد سرزمين هائی مثل ساحل غربی رود اردن مشروع خوانده شده است و موافقت بی قيد و شرط اعراب در مورد حقوق اسرائيل در اين مورد تنها راه ايجاد صلح در آينده قلمداد شده است." فراكسيون متخصصان منطقه ای طرفدار اعراب در وزرات امور خارجه امريكا كه طرفدار ديپلماسی جمعی در خاورميانه بودند، توسط جمهوريخواهان افراطی موسوم به "باز" ها از اين وزارتخانه كنار گذاشته و گروه ديگری كه با كاخ سفيد ارتباط تنگاتنگ داشتند جای آنها را پر كردند. به اين ترتيب، كاخ سفيد "روو" با حاميانی كه با خود داشت« اين حلقه ناهمگون را كامل و يك دست نمود و آخرين قطعه پازل با انتصاب "اليوت آبرامز" درمقام مدير سياست های امريكا در خاورميانه برای شورای امنيت ملی تكميل شد. آبرامز، يكی ديگر از مردان ريگان و از دست اندركاران "جنگ های كثيف" در امريكای مركزی بود كه در جريان مسئله ايران- كنترا همراه با اليورنورث از سوی كنگره محكوم گرديد، كه البته از سوی جورج بوش پدر مورد عفو قرار گرفت. آبرامز خواستار پيوند خونی يهوديان و مسيحيان است و از اريل شارون در مخالفتش با صلح حمايت می كند. وی يكی از آدم های ولفورتيز می باشد كه اتاق اش چسبيده است به اتاق "كارل روو".

از گاردی نويسنده "او وليامی”

  
 
                      بازگشت به صفحه اول

Internet
Explorer 5

 

ی