دومين
دور انتخابات شوراها با نتايجي دور
از باور اصلاحطلبان به پايان
رسيد، نتايجي كه بايد موضوع
ارزيابي گروه هاي سياسي مختلف قرار
گيرد :
جبهه
مشاركت بايد از خود بپرسد كه چرا
حزب حاكم در پارلمان از بدست آوردن
حتي يك كرسي در شوراي شهر پايتخت
عاجز بوده
كارگزاران بايد تحليل كنند كه چرا
حتي كاريزماتيك ترين چهره حزبشان
نيز نتوانست مشوق بيش از 3% مردم
براي راي دادن به نامزدهاي مورد
حمايتش باشد
همبستگي و اصغرزاده نيز جواب اين
سوال را بدهند كه چرا مردم از
مبارزه آنها با آنچه كه مدعيند
مافيا و …
هيچ حمايتي نكردند
و
نهضت آزادي نيز بايد به اين نكته
توجه كند كه چرا مردم خشم خود از
عملكرد ضعيف اصلاحطلبان حكومتي
را بر سر اپوزيسيون نيز سرشكن
نمودند
********
محافظهكاران
فرهنگسراهايمان را ميبندند،
همشهري را تبديل به كيهان ميكنند،
و هزاران بلاي آسماني ديگر كه بر
سرمان ميآورند همه حقمان است
افراد جامعهاي كه در روز آزادترين
راي گيري خاموش در خانه بنشينند
لابد نيازي به كنسرت موسيقي پاپ
در يك فرهنگسرا نداشتهاند و
لابد اهميتي به جهت گيري آينده
پرتيراژترين روزنامه پايتخت نميدهند
و..
تا نزديكترين انتخابات 2 سال فرصت
داريم اگر پشيمان شديم در آن
انتخابات مانند انتخابات دوم خرداد
با راي خود گفتمان حاكم بر جامعه را
تغيير ميدهيم البته اگر ديگر بار
شانس شركت در چنين انتخابات آزادي
را داشته باشيم.
محافظهكاران هيچ تقلبي در
انتخابات نكردند، از هيچ رانت خاصي
هم بهره نبردند فقط از آموختههاي
خود از چند دوره انتخابات اخير به
خوبي بهره استفاده كردند، با سادهترين
بلوف سياسي تا روز انتخابات با چراغ
حاموش حركت كردند تا فضاي انتخابات
سرد شده و ميزان مشاركت پايين بيايد
و آنگاه در روز رايگيري ناگهان
چراغها را روشن كرده وارد عمل
شدند و
توانستند با بهرهگيري از آراي
حدود 4% از واجدين حق راي تمام كرسيهاي
شوراي شهر تهران را تصرف كنند به
قول شاعر حلالشان باد اگر رندند و
ميتانند.
بيمها
و اميدها
بخش
تندروي محافظهكاران احتمالاً با
تحليل نادرست شرايطي كه منجر به
نتايج انتخابات اخير شد، سرمست از
پيروزي نه چندان افتخار آميز، قدرت
و پايگاه اجتماعي اصلاحطلبان را
در سطح آراي آن در انتخابات شوراها
برآورد ميكند و بر اثر اين براورد
ناصحيح حملهاي سنگين جهت فتح كليه
سنگرهاي باقيمانده خواهد نمود و
سعي در اقداماتي ميكندكه در اين
مقاله براي پيشگيري از سرود
آموختن مستان از اشاره به آن
خودداري ميگردد.
اما
نكته اميدبخش اين نتايج از منظر راي
آوردن بخشي نسبتاً تكنوكرات و عقل
گرا از جناح محافظهكار ميتواند
به افزايش تعهد اين طيف به قواعد
بازي دموكراتيك باشد.
لذت انتخاب شدن و مشروعيت يافتن از
راي مردم جناح محافظهكار را به
ادامه بازي دموكراسي اميدوار ميسازد
و در صورت تكرار اين مساله محافظه
كاران حتي در صورت باخت در انتخابات
نيز ميتوانند به اميد برد در
دفعات بعدي بازي دموكراسي را ادامه
دهند. از اين پس اين طيف از محافظه
كاران ميكوشند تا با بهرهبرداري
از تكنيكها و بلوفهاي مدرن و
دموكراتيك در ديگر انتخابات نيز
شركت كرده و پيروز شوند و از همين
نقطه از آن گروه از متدينيني كه در
انتخابات شركت نميكنند!! جدا ميشوند.
پس از چند بار شركت در اين بازي ديگر
طبف عقلگراي محافظهكار عرفاً به
لوازم آن نيز پايبند ميگردد و نه
تنها خود بازي را برهم نميزند
بلكه با كساني كه سعي در برهم زدن آن
بنمايند نيز برخورد ميكند.
حتي بخش خردگريز محافظه كاران نيز
ديگر همه چيز را از دسترفته نميبيند
و لذا با اميد، آرامش و خشونت كمتري
به فعاليت خود ادامه ميدهد.
علي
اكرمي
aakrami@hotmail.com
|