|
عليرغم
آنكه هنوز مدت زمان چنداني از اعلام
نتايج
انتخابات
شوراهاي شهر و روستا كه با كاهش 50
درصدي مشاركت مردم روبرو شد،
نميگذارد،
فضاي سياست ايران اولين قدمهاي
خود را براي راديكال كردن اين فضاي
يخ زده بر ميدارد.
بپذيريم
يا نپذيريم اين انتخابات بازتابهاي
بسياري
خواهد داشت. اولين اين بازتابها
كه از روز شنبه نمايان شد، حركت
بسوي
راديكاليسم
است و نهايتا به بحث دوگانه شدن
حاكميت ميانجامد.
اصلاحطلبان
مكررا بر اين اصرار دارند كه شكست
خوردن
عملكردشان باعث آن شده كه مردم از
آنها نيز رويگردان شوند. محافظهكاران
نيز
بيان
ميدارند آنچه كه تاكنون ميكاشتند
و درو ميكردند نه تنها پوچ نبوده
بلكه عملي صحيحي بوده كه اولين حاصل آن
انتخابات شوراها و رويگرداني مردم
از اصلاحطلبان
بوده
است.
لذا
با چنين مواضعي كه دو جناح اتخاذ
كردهاند،
پيشبيني
اين كه چه وقايعي قرار است روي دهد،
دور از ذهن نخواهد بود. حركت اخير
مردم
اصلاحطلبان را كه مجلس هفتم را در
سال آينده و انتخابات رياست جمهوري
را در سال 84 در پيش رو دارند
ترغيب ميكند اين بار اساسيتر
قدم بر دارند و مطالبات
حقيقي
و اساسي مردم را كه از ابتداي دوم
خرداد درخواست كرده بودند، در
دستور كار
خود
قرار دهند: آزادي
بيان،آزادي مطبوعات، آزادي
زندانيان سياسي و مطبوعاتي،
آزاديهاي
اجتماعي، ايران براي تمام ايرانيان
بدون هيچ نظارت و گزينشي، حذف دايره خودي
و غيرخودي در حاكميت و تصدي امور،
شكستن دايره فاميلسالاري و هزار
دستاني و
برگزاري يك رفراندوم واقعي در جهت
رسيدن به خواسته اصلي مردم.
اين
انتخابات چنين مسيري را پيش پاي
اصلاح طلبان گشوده است و آنها پا در
راهي بايد بگذارند كه پيش از اين
نيز فرصت آن را داشتهاند اما به
دلايل عديده از قدم زدن در آن صرف
نظر كرده و ملاحظات ديگري را پيش
روي خود گرفته بودند.
اين
بار اما حكايت ديگري است. براي
رسيدن به نياز واقعي مردم بايد مجلس
دستور كار خود را تغيير دهد و در اين
مسير قدم زند. و قطعا و ناگزير اين
كار را نيز خواهد كرد. چرا كه سخنان
رئيسجمهور كه باعث شكستن فضاي
موجود شد، سرعت آنها را پيش از
گذشته خواهد كرد و مجلس درصدد
عملياتي كردن اين سخنان بر ميآيد.
در
عين حال به نظر ميرسد در اين روزها
كه جبهه دوم خرداد به واسطه
انتخابات شوراها دچار انشقاق شد،
تنها يك مساله و طرح بتواند آن را
دوباره ترميم نمايد و آن چيزي جز
لوايح پيشنهادي رئيسجمهور نيست.
اين موضوع در عين حال كه باعث
يكپارچگي دوم خرداد خواهد شد، فضا
را به سمت راديكاليسم نيز سوق ميدهد.
چرا كه برخي از محافظهكاران،
بخصوص افراطيون آنها كه زماني سخن
از «حذف» و «پالايش» به ميان آورده
بودند، انتخابات اخير را نشانه
رويگرداني مردم از اصلاحطلبان
دانستند و بر آن شدهاند كه بساط
اصلاحات را يكبار براي هميشه
برچينند. اكنون زمزمه آن نيز آغاز
شده است آنجا كه يكي از آنها خوشحال
از اين پيروزي و موفقيت ميگويد:
نيروهاي معتقد به نظام و
دوستدارمردم بايد هر چه سريعتر دست
به پالايش در ميان خود زده و به
دغدغههاي مردم توجه كنند (حسين
شريعتمداري). اما آنچه كه باعث ميشود
چنين حذفي فعلا روي ندهد فشارهاي
خارجي، بخصوص لشكركشي آمريكا به
منطقه است كه محافظهكاران توان
برخورد با آن را ندارند.
با
اين حال فضاي راديكال با سخنان رئيسجمهوري
از سوي اصلاحطلبان آغاز شد و با
جواب ديگران به رئيسجمهوري شتاب
بيشتري نيز ميگيرد. البته مجموعه
دولت نيز سعي بر آن كرده كه اين بار
كوتاه نيايد. يكي دو روز گذشته محمد
يزدي در نماز جمعه تهران وزارت
ارشاد را بابت چاپ رمان و داستان
مورد حمله قرار داد و بلافاصله
وزارت ارشاد جواب وي را داد. از ديگر
سو مجلس خبرگان كه اين روزها جلسات
خود را برگزار كرده، در خصوص لوايح
رئيسجمهوري موضعگيري كرد و به «تداوم
نظارت استصوابي» تأكيد نمود و آن را
«پاسدار همه اصول قانون اساسي به
ويژه اصول مربوط به اسلاميت نظام و
ولايت فقيه» خواند.
اين
سخنان طبعا واكنش خواهد داشت. مجلس
كه از
فرداي
انتخابات طرح چگونگي همه پرسي را
مورد بررسي قرار داده بود، بيش از
گذشته بر
لوايح
تكيه ميكند و با پايان رسيدن فصل
بودجه، آن را پيگيري مينمايد.
پيگيري مجلس در خصوص لوايح، طبعا اصلاحطلبان
را به ياد بحرانهايي نظير پرونده
نظرسنجي، پرونده
هاشم
آقاجري، طرح انحلال دو حزب مجاهدين
انقلاب و مشاركت خواهند انداخت،
اما اين
راه
بايد طي شود ضمن آنكه جناح راست نيز
به دلايلي عديده مجبور به عقبنشيني
است زيرا از يك سو انتخابات اخير آنها
را شوكه كرده و واقعيت كاهش 50 درصدي
مشاركت
مردم،
عقلاي قوم راست را به فكر فرو برده
است و از ديگر سو فشارهاي نيروهاي
خارجي
همچون
اتحاديه اروپا و پافشاري بر چهار
شرط پيشنهادي و همچنين پيشنهاد
كشورهايي كه نزديكي بسياري به آمريكا دارند،
باعث آن گرديده است جناح راست بيش
از پيش آهسته و
آرام
قدم بردارد، ضمن آنكه از حركتهاي
افراطي بپرهيزد و اگر لازم باشد
براي بقا،
حتي
پايگاههايي
را كه اساسي ميداند واگذار كند.
آما آنان شايد به ناگزير تاكتيك «فرار به جلو» رااتحاذ كنند و در حركتي
نمايشي و البته با چشمان كاملا
بسته، شروع به قلع
و
قمع نيروهاي اصطلاحطلب تحت
عناوين مختلف نمايند. كه اتخاذ
اين تاكتيك نيز اثر
چنداني
نخواهد داشت. اين انتخابات نشان داد
كه آنها پايگاه اجتماعي بسيار
ضعيفي دارند و از ديگر سو فشارهاي خارجي
بيش از پيش افزايش مييابد.
|