|
چند روز قبل از
انتخابات
خيابان ها شلوغ ، همه در حال رفت و آمد اما
بی تفاوت.
تراكت ، پوستر ، بيل برد . خيابان ها مملو
از كاغذهای رنگی ، ديوار
های شهر كاغذ ديواری شده. به
قول دوستی ! اين روزها ، روز
های عروسی چاپخانه دار هاست .
چند تا بچه كنار خيابان كارت های
تبليغاتی پخش می كنند .
آزادی كامل برای جوانان ،
تاسيس كلوپ های تفريحی ،
احترام به خواسته ملت ، ارتباط
مستقيم با مردم و ... شعارهايی
هستند كه زير هر پوستر و تراكت
خودنمايی ميكنند . اما آيا كسی
اين شعار ها را باور ميكند ؟ بايد
صبر كرد و ديد ، ديدنی !!
فردای
انتخابات
تو خيابانها اثری از تبليغات نيست ،
انگار نه انگار كه ساعاتی از
انتخابات گذشته ، نه شوری و نه
هيجانی . مردم خاموشند ، بی
تفاوت . سرشار از سكوت
بيست و پنج هزار مامور شهرداری شهر را
پاكسازی كردند . اين جمله در صفحه
اول اكثر روزنامه ها به چشم ميخورد .
بعد از ظهر روزنامه كيهان با تيتر
درشت می نويسد : شكست اصلاح طلبان
و افراطيون دوم خرداد در شهر های
بزرگ !!!
شكست اصلاح طلبان ؟ چه شكستی ؟ آيا در
اين ميدان پيروزی وجود داشته است
كه كسی شكست خورده باشد ؟
اگر هم داشته باشد برنده و بازنده های
اين پيكار جناح ها هستند ؟
در شهر تهران با جمعيت حداقل 10 ميليون
نزديك بر 560 هزار نفر در انتخابات
شركت كردند . با بررسی تعداد
واجدين شرايط شركت در انتخابات ،
ميزان مشاركت در تهران به 10 درصد هم
نمی رسد . كانديدای اول با 190
هزار رای نزديك به 30 درصد آرای
ماخوذه را به خود اختصاص داده است .
عدم مشاركت مردم و انفعال حاكم بر جامعه
جمله ، ... اكثريت خاموش را در ذهن
تداعی ميكند . خاموشی و سكوت ،
سكوتی سرشار از گفته ها و ناگفته
ها . چه شد مردمی كه با رای خود
در دوم خرداد 76 و هجدهم خرداد 80 همه
را به تحسين واداشته بودند اينگونه
سكوت كردند و شور و هيجانشان فروكش
كرد ؟ چه شد كه مقاومت مثبت مردم با
چرخشی 180 درجه به يك حركت
راديكالی و مقاومت منفی تبديل
شد ؟ بی توجهی به آرای
عمومی طی 6 سال گذشته ، نزاع
های سياسی و تخريب جناح ها
توسط يكديگر و برآورده نشدن خواسته
ها ، ديگر مردم را خسته كرده است .
عدم پذيرش شكست از سوی جناح
محافظه كار و تخريب و مانع تراشی
بر سر راه اصلاحات ، كندشدن روند
حركتی جامعه به سمت اصلاح ،
شكستن حريم دانشجو و بی
اعتمادی به جوانان و سرخورده
كردن قشر جوان جامعه ، سلب آزادی
های مشروع و دستگيری مخالفان
و حتی بازداشت های غير
قانونی روشنفكران ، روزنامه
نگاران ، منتقدين و دانشجويان توسط
نهاد های اطلاعاتی و
امنيتی موازی و
وزارت اطلاعات كابينه ای كه
شعارش زنده باد مخالف من است ، چه
جای اطمينانی برای مردم
باقی ميگذارد تا به آينده خوش
بين باشند ؟ دورهای باطل
حكومتی ، رانت های
اطلاعاتی - اقتصادی مسوولان
ارشد كشور ، دادگاههای آقازاده
ها با قضات معلوم الحال ، برخورد
قوه قضاييه با افكار عمومی و
رفتار جناحی و سياسی در
برخورد با پرونده های قضايی ،
بی تفاوتی و سلب مسووليت شخص
اول مملكت در قبال انتقادات و
سوالات مطرح شده و در نهايت
دوگانگی خواسته های فرهنگی
، اجتماعی و اقتصادی مردم و
مسوولان ديوار بی اعتمادی را
به بلندترين حد ممكن رسانده است .
مردم تهران ناخواسته و بدون
سازماندهی خاص در پاسخ به همه
اقدامات و عملكردهای غلط
مسوولين يك پروژه امتحان نشده را در
دستور كار خود قرار دادند و
خروج از حاكميت ، راهكاری كه
توسط عباس عبدی برای خروج ار
بن بست توسط اصلاح طلبان ارايه شده
بود ، قبل از آنكه از سوی آنان
مورد استفاده قرار بگيرد توسط مردم
تهران مورد آزمايش قرار گرفت و 90
درصد مردم تهران با سكوت خود
بسياری از ناگفته ها را گفتند .
بی اعتمادی ، ناكار آمد و
نامشروع دانستن قدرت و حاكميت
انتصابی پيام مردم به سران كشور
بود و نه به جناح ها . چرا كه
انتخابات آنطور كه از گفته های !!!
مقامات حكومتی بر می آيد
هميشه نشاندهنده همراهی مردم با
نظام و در نتيجه تثبيت و مشروعيت
نظام است و اگر مردم از حزب و يا
جناحی بريده باشند با رای خود
به جناح مخالف و يا حداقل رای
باطل ، ميزان مشاركت را بالا می
برند و اعتراض خود را بيان می
كنند ولی وقتی مردم گوشها را
كر ، زبانها را لال و چشم ها را كور
می بينند تنها راه چاره را خروج
از حاكميت و بی تفاوتی نسبت به
آن می دانند . در خرداد 76 مردم با
رای چشمگير خود اين مطلب را بيان
كردند و به نحوی از حاكميت آن
زمان خروج كردند كه تصور آن برای
همه غير قابل باور بود ولی باد
قدرت گوش ها را كر كرد و با رای و
خواسته مردم به مبارزه برخواستند .
قتل های زنجيره ای ، توقيف
زنجيره ای جرايد ، واقعه كوی
دانشگاه ، دستگيری روشنفكران و
نوگراها ، بازداشت های
دانشجويی ، پروژه ملی
مذهبی ها ، پرونده نظر سنجی و
... نشان داد دست هايی در كار است
تا دمكراسی و جمهوريت را به
استبداد دينی و مقابله با مردم
سالاری تبديل كند . حاكميتی كه
خود را بالا تر از رای مردم
ميداند و سعی ميكند با تمام توان
بر سر قدرت بماند ، 6 سال حرف مردم را
نشنيد تا مبارزه مثبت مردم به
مبارزه منفی تبديل شد . مبارزه
ای كه در آن خشك و تر با هم
ميسورند و در هر شرايطی بازنده
اين مبارزه حاكميت است . حاكميتی
كه هميشه در ظاهر خود را شرمنده و
بدهكار ولی در باطن طلبكار و قيم
مردم ميداند . نتيجه انتخابات
شوراها می تواند منشا تحولات
مهمی گردد و شنيدن و نشنيدن
صدای اكثريت خاموش در اين
انتخابات آينده سياسی -
اجتماعی ايران را دچار تغيير و
تحول خواهد كرد . آنچه مسلم است
اينست كه حاكميت نظام انقلاب
اسلامی تا به حال نتوانسته
خواسته های مردم را برآورده كند
و افزايش جمعيت ، سن ازدواج ،
بيكاری ، اعتياد و بزه ، خط فقر و
محروميت بسياری از شاخصه های
منفی اجتماعی ، لكه های
سياه 25 سال گذشته هستند كه مردم
ديگر نمی توانند از كنار آن به
راحتی گذشته عبور كنند . حال بايد
ديد پنبه ها از گوشها در خواهد آمد
يا خير ؟
مشكل مردم با
مديريت كشور است نه با نظام اسلامي
اين جمله ايست كه علی خامنه
ای در ديدار با اعضای مجلس
خبرگان بيان كرده است . شايد بتوان
گفت تنها جمله ای كه در طول 13 سال
حكومت از او شنيده شده است و كمی
درست و منطقی بنظر ميرسد همين
جمله باشد . اساسا در طول 25 سال
حكومت به اصطلاح اسلامی در ايران
تنها رفتاری كه از مديران و
مسوولان ديده نشده ، رفتاری
منطبق با آرمانها و منش باصطلاح
اسلامی آنان است . به مثالی از
صدر اسلام دقت كنيد . در زمان وقوع
جنگ احد ، پيغمبر اسلام مردم را
برای مشورت جمع كردند تا به بحث و
تبادل نظر بپردازند . در آن ميان دو
نظر مطرح شد . بزرگان و پيغمبر كه در
اقليت قرار داشتند با اين نظر كه
چون با تعداد اندك مسلمانان نمی
توان با كفار مبارزه كرد ، بهتر است
در شهر مدينه به دفاع بپردازند ،
ولی جوانان كه تعداد بيشتری
را تشكيل ميدادند به هر دليل ممكن
مخالف اين نظر بودند و مايل بودند
در جبهه جنگ به مقابله با كفار
بپردازند . سرانجام مسلمانان با 313
نفر درمقابل كفار صف آرايی كردند
و مغلوب كفار شدند .
در مردمسالاری دينی و
جمهوری اسلامی حداقل درسی
كه حاكمان ، از اين واقعه ميتوانند
بگيرند غير از اين است كه حرف مردم
حتی اگر به ناحق هم باشد ، قابل
احترام است ؟ اين جمله تاريخی :
اگر كسانيكه صلاحيتشان مورد ترديد
است و از نظر امام ترد شده باشند ...
رای بياورند انتخابشان باطل و
ناصحيح است ، كه از سوی علی
خامنه ای بيان شده ، به صراحت نقض
كننده مردم سالاری و منش و سيره
پيغمبر اسلام و ائمه دين است .
برخورد های مغرضانه و مغاير با
افكار عمومی جامعه از سوی
علی خامنه ای كه روز به روز
سرعت بيشتری به خود ميگيرد ، زير
سووال بردن رای مردم و دولت
منتخب ، دفاع های محكم از نهاد
های انتصابی و چشم پوشی و
بی پاسخ گذاشتن انتقادات مطرح
شده ، قبل از آنكه بيانگر
دمكراسی و جمهوريت را متصور شود
نوعی استبداد و ديكتاتوری را
كه نمونه های بارز آن در عراق و
عربستان به چشم می خورد را
تداعی ميكند . در نامه های
شعله سعدی و سازگارا به رهبر هيچ
توهين و مطلب خلاف واقعی ديده
نشده است و بيان يك سری مسايل
حقوقی و قانونی طبق نص صريح
قانون چيزی بوده است كه به مذاق
آقا خوش نيامده است . ولی تنها
پاسخ به اين پرسش ها فقط يك چيز است :
زندان و زندان و زندان
اشكالات و نقص های قانون
اساسی خود يكی از عوامل مهم در
دامن زدن بهاين ديكتاتوری و
استبداد است . دور باطل رهبر ،
خبرگان و شورای نگهبان كه سه ضلع
يك مثلث هستند اجازه هرگونه برخورد
دمكراتيك با مسئله رهبری را
گرفته است . تركيب شورای نگهبان
با اعضايی همچون جنتی ،
يزدی ، خزعلی ، استادی ،
زواره ای و ... كه شمشير از رو بر
ملت ، دولت و مجلس بسته اند ،
اعضای خبرگان رهبری كه
بزرگترين اعضای باند های قدرت
و اقتصاد مافيايی هستند ( همچون
هاشمی رفسنجانی ( منطقه آزاد
كيش و قشم ، بنياد الزهرا ،
نمايندگيهای ناسيونال و
پاناسونيك ، كرمان خودرو و ... ) ،
واعط طبسی ( بنياد ضامن آهو ،
آستان قدس رضوی ، منطقه آزاد كيش
، المكاسب و ... ) ، يزدی ( كارخانه
های كره لتكا و شونيز ، بنياد
الزهرا و ... ) ، جنتی ( بنياد
الزهرا و ... ) ، مصباح ( كارخانه ها و
واردات شكر و ... ) و بسياری نمونه
های ديگر ) خود مويد اين نكته
ميباشد كه هيچگونه دقدقه ی دين
محوری در بين آنان وجود ندارد و
دين تنها ابزاری برای سلطه و
اغفال مذهبيون است . كدام دين
ميگويد كه عقل 12 نفر بر عقل 270 نفر
غالب باشد ؟ كدام دين نظر 1 نفر را
حاكم بر نظر 60 ميليون نفر ميداند ؟
كدام دين ميگويد كه خواسته
ولی فقيه بر خواسته ملت غالب است
( طبق استفتای منتشر شده در هفته
نامه حريم زمانی كه مسئله نظام
اسلامی و حكومت دينی مطرح
باشد ، خواسته ولی فقيه بر
خواسته ملت غالب است ) . مسلما
دينی كه اين ها دم از آن ميزنند
چيزی جز اسلام است . اسلام دين
مردم است نه حاكمان ، دين فقراست نه
اغنياء و دين مظلوم است نه ظالم . در
اوج بت پرستی زمان موسی يك
قارون وجود داشت ولی در حال حاضر
بيش از صد ها قارون وجود دارد .
چگونه است كه در نظام اسلامی ، 85%
ثروت در اختيار 15% است ؟
مسلما اگر نظام اسلامی
حاكم بود جنين مسايلی پيش نمی
آمد و تمام مشكلات كشور ناشی از
سوء مديريت ، قدرت طلبی و ثروت
اندوزی مسوولان و حاكمان است .
درراس هرم مديريت كشور فقط رهبر
قرار دارد كه مديريت كلان سياسی
، اجتماعی ، اقتصادی و دينی
مشور را بر طبق وطايفی كه بر عهده
ولی فقيه است اداره ميكند . به
قول خزعلی : رای 20 و 30 ميليون و
حتی همه ملت تا به تاييد ولی
فقيه نرسد ، هيچ ارزشی ندارد .
مسلما چنين مديريتی ، مديری
لايق و شجاع و عادل طلب ميكند و مردم
با ديدن تناقضات و سوء مديريت ها نه
فقط با مديريت كشور ، بلكه با كل جو
حاكم بر نظام استبدادی مشكل
دارند .
|