جهان

پيك

                         

 

تحليل دبيركل حزب كمونيست امريكا:

جهان در لبه پرتگاهی

كه دربمباران اتمی هيروشيما  بود

پس از حمله به عراق، قوانين بين المللی و منشور

سازمان ملل بی اعتبار خواهند شد و امريكا درهر

كجا كه لازم بداند وارد عمليات نظامی شده وحكومت ها

را به ميل خود تغيير خواهد داد!

 

 

            شورای امنيت سازمان ملل در هفت ماه گذشته هدفی را دنبال می كرد كه براساس آن قرار بود رژيم عراق در رابطه با سلاح های كشتار جمعی خلع سلاح شود، نه اينكه اين رژيم سرنگون شود.

در اين مدت كسی تصور نمی كرد كه روند بازرسی بدون نتيجه متوقف گردد. درحقيقت اينطور بنظر می رسيد كه شورای امنيت و دولت عراق متعهد شده بودند تا به اين روند كمك نمايند و در پايان به نتايج صلح آميزی دست يابند.

با اينهمه، هنوز بازرسی شروع نشده بود كه يكپارچگی اعضای شورای امنيت از هم گسيخت. تنش ها در واقع نه ميان شورای امنيت و عراق، بلكه ميان ايالات متحده و بريتانيا از يكسو و كشورهای فرانسه و روسيه، آلمان، چين و كشورهای ديگر از ديگرسو بود.

تاكنون چهار كشور آخر موضع مثبتی در قبال روند بازرسی داشته اند. آنها معتقدند كه بازرسی در حال انجام است و تا زمانی كه سلاح های كشتار جمعی در عراق از ميان نرفته بايد ادامه يابد.

در واقع " اروپای قديمی” روسيه و چين، نسبت به حل بحران عراق از راه های سياسی، خوشبينی احتياط آميزی داشتند و استفاده از قوه قهريه بطور مطلق رد نشده بود؛ بلكه به عنوان انتخابی در نظر گرفته شده بود كه در صورت به بن بست رسيدن امكانات ديگر در چارچوب خلع سلاح رژيم عراق از سوی اين كشور در مد نظر قرار می گرفت.

درتضاد با اين طرز تلقی، دولت بوش گفته است كه عراق در كار بازرسی اخلال ايجاد می كند. از ديد كالين پاول و ديگران، گزارش بارزسان سلاح به شورای امنيت تفسيری ندارد مگر بيهودگی كامل بازرسی ها كه نشان می دهد هيچ راهی برای خلع سلاح رژيم "ياغی” عراق باقی نمانده است مگر استفاده از قوه قهريه.

چگونه می توان اين تضاد ديدگاه را در شورای امنيت توضيح داد؟

برای پاسخ به اين سئوال، لازم است به سخنان "اری فليشر" سخنگوی كاخ سفيد توجه كنيم كه در كنفرانس خبری اظهار داشت كه جنگ در صورتی می تواند رخ ندهد كه دو شرط برآورده شود:

1- خلع سلاح كامل عراق و2- بركناری صدام حسين.

دولت بوش با اصرار خود به منظور سرنگونی رژيم عراق، در حال حاضر تلاش می كند بطور يكجانبه ماموريت شورای امنيت را از خلع سلاح به تغيير رژيم در عراق تغيير دهد.

اولويت دادن به "تغيير رژيم" به اين دليل نيست كه عراق تهديدی جدی و قريب الوقوع برای امريكا و يا همسايگانش بشمار می رود. جنگ 1991 خليج فارس، يك دهه تحريم های شديد اقتصادی متعاقب آن و پنج سال بازرسی سلاح های اين كشور، ظرفيت هسته ای عراق را نابود كرده است. در نتيجه يا سلاح های كشتار جمعی عراق از ميان رفته است و يا بطور قابل ملاحظه ای از ميزان خطرناك بودن آنها كاسته شده است.

الويت كاخ سفيد نيز نمی تواند بر اين بهانه استوار باشد كه عراق محل امنی برای تروريستها به شمار می رود، چرا كه مدركی در اينمورد وجود ندارد.

اصرار كاخ سفيد در تغيير رژيم درعراق ربطی به ايجاد دمكراسی در منطقه ای كه به قول بوش "ماقبل مدرن" و غير متمدن است نيز ندارد.

در حقيقت دليل اصلی تصميم دولت بوش در سرنگونی دولت عراق با استفاده از قوه قهريه و عليرغم مخالفت های جهانی به سه عامل مربوط می شود:

1- اشغال نظامی عراق پايگاهی برای امريكا خواهد شد تا اين كشور نفوذ خود را در منطقه ای بی ثبات تحكيم بخشد.

2- با اشغال عراق از سوی امريكا و در مقابله جدی با قوانين بين المللی و منشور سازمان ملل، مشروعيت حملات بازدارنده عليه رژيم هايی كه يا دارنده سلاح های كشتار جمعی هستند و يا از آن استفاده می كنند، اگر نه به صورت رسمی، اما به صورتی غير رسمی به رسميت شناخته خواهد شد.

3- ايجاد شوك و وحشت ( طرح هائی كه براساس آنها در روزهای نخست حمله به عراق از سلاح های پيشرفته ای استفاده خواهد شد كه از لحاظ قدرت تخريبی و دقت بی نظير هستند) نه تنها به منظور كشتار و خرد كردن اراده مردم عراق خواهد بود، بلكه با هدف متقاعد كردن مردم دنيا در بی ثمر بودن مقاومت شان در مقابل برتری امپرياليستی ايالات متحده در قرن بيست و يكم نيز انجام می شود.

برای درك بهتر اين سه فاكتور بايد بخاطر آورد كه دليل اصلی دولت ترومن در بمباران اتمی هيروشيما و ناگازاكی نه پايان جنگ جهانی دوم، بلكه به اين علت بود كه امريكا با كشتن دهها هزار انسان بی گناه و وارد آوردن شوك به مردم جهان، برتری خود را در دوران پس از جنگ به جهانيان ، به خصوص به اتحاد شوروی نشان دهد.

با ارائه اين فاكت ها می توان درك كرد كه چرا سياست سازان كاخ سفيد اينهم بر بی اعتبار كردن روند بازرسی درعراق اصرار می ورزند. نگرانی كاخ سفيد به خاطر بی نتيجه بودن بازرسی نيست، برعكس آنها از اين نگرانند كه كار بازرسی به نتايج مثبت ختم شود وديگر دليلی برای تفيير رژيم در عراق برای امريكا باقی نماند و سازمان ملل نيز با حمله به عراق مخالفت ورزد. امريكا به گونه ای عمل می كند تا شورای امنيت روند بازرسی را بيهوده تلقی كند.

روزهائی كه در پيش است، روزهای سرنوشت سازی را رقم خواهند زد.

 

تحليل "سام وب" دبيركل حزب كمونيست امريكا

( منتشره در هفته نامه دنيای مردم، ارگان حزب كمونيست امريكا)

 

  
 
                      بازگشت به صفحه اول

Internet
Explorer 5

 

ی