|
از فردای تاسيس سازمان ملل در سال 1945،
تندروها در آرزوی آن روزی
بودند كه بتوانند سازمان ملل را
منحل كرده و اين بساط را از نيويورك
جمع كنند. از ديد آنها دو نهاد
ليبرال، يعنی سازمان ملل و
نيوديل( طرح روزولت برای كمك
های مالی و بهداشتی به
بی بضاعت ها و بيكاران و
مستمندان)، نهادهايی مورد حمايت
دولت بشمار می روند كه بايد منحل
شوند.
اين خواسته تندروها با
بحث در اطراف مسئله عراق در
شورای امنيت مرتبط است و حتی
جورج بوش در كنفرانس مطبوعاتی
پنجشنبه شب خود به گونه ای
تلويحی به آن اشاره كرد.
مسئله اما به همين جا ختم نمی شود. جورج
بوش با دادن تعهد به ثروتمندان(صاحبان
كنسرن های بزرگ در امريكا)
برای كاهش ميزان ماليات
پرداختی آنان و ارتباط دادن آن
با ميزان رو به افزايش بيكاری،
حمايت آن تندروها را از خود به صورت
گام به گام، از لحاظ گسترش و عمق
افزايش می دهد.
حمله به عراق، دولت را قادر خواهد ساخت به
اين افراد ثروتمند از طريق بالا
بردن بودجه دفاعی و تقويت خدمات
جنبی، از راه ريختن پول در شركت
هايی مثل "هالی برتون" كه
بخش لجستيك ارتش را دراختيار
دارند، بيش از پيش كمك كند.
هالی برتون شركتی است كه اخيرا برنده
مناقصه مربوط به امور ارتش امريكا
درعراق شد. به اين ترتيب، ارتش
جنبه خصوصی پيدا كرده و
صنايع لجستيك مربوط به آن، به سرعت
در حال پيشرفتی هستند كه ضامن
آمادگی ارتش خواهند بود.
تندروها از ماجراجوئی در خارج از امريكا
هراس به خود راه نمی دهند، زيرا
به عقيده آنها، چنين ماجراجويی
هائی به روند انحلال
سازمان ملل كمك خواهد كرد.
بنيادگرايان مسيحی، پايگاه ديگری
برای بوش بشمار می آيند. جورج
بوش دركنفرانس مطبوعاتی اش با
اشاره به اعتقاد مذهبی اش اين
صليبيون را مطمئن ساخت كه آنها را
فراموش نكرده است.
واقعيت اين است كه در داخل امريكا تاكنون به
صورت رسمی در مورد عراق بحثی
صورت نگرفته است. حتی در كنگره
امريكا نيز اين بحث به ميان نيآمده
است. تنها سازمان ملل است كه بحث
راجع به عراق در آن جريان دارد و
كسی هم تا بحال از بوش نخواسته
است كه آن را جدی بگيرد.
ايالات متحده در بعد از ظهر روز يازدهم
سپتامبر، زمانی كه رامسفلد وزير
دفاع از دولت بوش خواست تا شر صدام
را كم كند، تصميم خود را گرفته بود.
تا آنجا كه به كشته شدن افراد غير
نظامی مربوط می شود،
فرماندهان نظامی سعی خواهند
كرد تا ميزان آن را پائين نگاه
دارند، اما جنگ، جنگ است.
آنچه كه مردم می توانند به آن اميد داشته
باشند اين است كه جنگ را ژنرال ها
اداره كنند، نه جورج بوش و اطرافيان
خشك مغز او. دادن زندگی انسانها
به دست ژنرال تامی فرنكس بسيار
ترسناك است اما نه ترسناك تر از
اينكه ريچارد پرل عهده دار آن باشد.
نقل از نشريه "ويلج ويس" چاپ
امريكا
|