|
آفتاب
بر روی محله دورافتاده قتوس
شيرآباد، در مسير فرودگاه زاهدان
در حال غروب است. در سراشيبی يك
تپه گرداگرد يك آتش ذغال، عده ای
جوان 15 الی 20 ساله جمع شده اند.
برروی ذغال هنوز خاكستر هروئين
تازه استفاده شده درحال سوختن است.
در كنار آنها وسايل ديگری مانند
سرم تزريق غير استريل هم ديده ميشود.
اعتياد آنقدر علنی است كه
كنجكاوی كودكان را به خود جلب
كرده و يكی از معتادين هنوز
آنقدر هوشيار است كه كودكان را
ازخود دور براند. قتوس شيرآباد بطور
رسمی در نقشه شهر وفهرست مناطق
زاهدان وجود ندارد.
ايران
در مقايسه با ديگر كشورهای جهان
جزو سرزمينهای است كه تاريخچه
استفاده از مواد مخدر در آن به
ساليان دراز برميگردد. طبق آمار
سازمان ملل
در سال 2000، 8/2 درصد
جمعيت ايران اعتياد به مواد مخدر
داشته و در لائوس
2/1 درصد، در تاجيكستان 2 درصد و
در پاكستان 7/1 درصد.
طبق
آمار رسمی جمهوری اسلامی
در سال 1999، ايران با 63 ميليون
جمعيت، 2/1 ميليون معتاد به موادمخدر
و 800000 نفر بصورت گاه به گاه مصرف
كننده مواد هستند. بگفته يك روزنامه
نگار ايرانی، اين آمار در سال 1999
وسعت حقايق را بصورت جدی در نظر
نگرفته است. اين آمار بنا به برآورد
كارشناسان در سال 2001، به رقم
تخمينی 6/2 ميليون
نفر رسيده است.
سابقه
ديرين استعمال مواد مخدر در ايران و
بسياری از كشورهای آسيايی
به هزاران سال قبل ميرسد. حشيش به
صور گوناگون، به طور استنشافی يا
خوراكی، خالص ويا مخلوط با مواد
ديگر مصرف می شده است. خوردن
جوشانده گرز خشخاش نيز بعنوان دارو
تا سالهای اخير ادامه داشته است.
ليكن استعمال ترياك به كمك وافور
پديده نسبتا جديدی است كه سابقه
آن از يكی دو قرن تجاوز نمی
كند. در يكصد سال گذشته ترياك در
ايران بواسطه تفريح و يا فرورفتن در
حالات خلسه عرفانی مورد استفاده
قرارگرفته است. نزد كرمانيها و
اصفهانيها، نزد قشقائيها در شيراز
و نزد كردها و آسوری ها در
استانهای غربی بافور(وسيله
استعمال ترياك) متعلق به افراد مسن
بوده است. در صورتيكه در دهه اخير ما
شاهد رشد روزافزون اعتياد به
موادمخدر دربين جوانان
بوده ايم.
بخش
قابل ملاحظه ای از معتادين را
مهاجرين افغانی يا مهاجرين
دوران جنگ ميان ايران و عراق كه در
حاشيه شهرها اسكان دارند تشكيل
ميدهند. آنها در پايين ترين سطح
جامعه زندگی كرده و از كمترين
خدمات اجتماعی برخوردارند و
بهمين دليل هم مورد تهاجم خطر
اعتياد قرار گرفته اند.
استانهای
خراسان، سيستان و بلوچستان و
همچنين كرمان منطقه جغرافيايی
با بالاترين درجه وابستگی به
مواد مخدر ميباشد. 70 درصد صدمات
اجتماعی نظير طلاق حاصل اعتياد خانواده ميباشد.
يكی از زمينه های اصلی كشش
بسوی اعتياد، بگفته كارشناسان
وضعيت بی سرانجام جوانان است.
اين وضعيت را ميتوان در گزارش 600
صفحه ای سازمان ملی جوانان كه
بنام جمعبندی آماری موقعيت
جوانان در ايران بنقل از
مهردادخليلی در روزنامه ايران
استخراج شده مشاهده كرد.
"اين
تحقيق كه بر روی 75000 جوان چهارده تا نوزده ساله ساكن
در مراكز استانهای سراسر كشور
توسط سازمان ملی جوانان انجام
شده نشان دهنده آن است كه 36
درصد
جوانان از نظر قدرت و اميد به
زندگی دچار مشكل هستند، 42
درصد
آنان اعتماد و عزت به نفس كافی
ندارند، 51 درصد
دچار معضل روانی اضطراب و 54 درصد آنان دچار
سطوحی از افسردگی هستند.
همچنين 53 درصد جوانان
دارای روحيه پرخاشگری، 55
درصد خشم نهفته، 44درصد
روحيات ضد اجتماعی، 60درصد درونگرايی و 5/27 درصد در معرض اعتياد هستند. سال گذشته نيز رئيس
سازمان ملی جوانان خبر داده بود
كه آستانه تحمل جوانان كاهش يافته
است".
عوامل
متعددی را ميتوان
برای اين نتيجه گيری
برشمرد كه در حوصله اين گزارش نيست
و فقط به يكی از آنها اشاره ميكنم.
مقررات تحميل شده مذهبی تقريح را
از زندگی روزمره جوانان حذف كرد.
اكثريت مردم بصورت مخفی تفريحات
جانشين را يافتند. موزيك پاپ و
فيلمهای ويدئويی را از
كشورهای مجاور بصورت قاچاق
وارد كرده و يا از اينترنت ضبط
كرده و دست به دست گشت. كنسرتها و
جشنها بصورت خانگی برگزار
گرديده، الكل از راههای غير
قانونی وارد ويا بصورت خانگی
توليد شده و وارد بازار سياه مصرف
شد.
حسين
دژحاكم، مددكار اجتماعی كه خود 20
سال انواع مواد مخدر را استعمال
نموده واكنون در يك موسسه
اجتماعی غير دولتی به نام "آفتاب"
مشغول بكار است می گويد "هركه
در اين جامعه نتواند خود را حفظ
كند، به اعتياد پناه برده، تا
بتواند يك انرژی كذائی
برای فكر كردن به موضوع دلخواه
خود كسب نمايد".
بيش
از 90 درصد موادمخدر (هروئين) از
تركيبات ناخالص تشكيل شده كه
قربانيان فراوانی را طعمه خود
كرده. تنها در تهران بزرگ در پائيز
سال 2000 در فاصله 3 ماه 90 انسان به
واسطه مصرف مواد غير خالص جان خود
را از دست دادند. به نقل از روزنامه
قدس به تاريخ 9 بهمن 1381، حداقل 30
نفر معتاد طی يك ماه گذشته در
حاشيه خيابانها و معابر مشهد جان
سپردند.
يك مقام
آگاه در پزشكی قانونی خراسان
گفت : يكی از دلايل اصلی مرگ
معتادان استعمال مواد مخدر با
ناخالصی فراوان می باشد. وی
افزود : سوداگران مرگ اخيرا به دليل
گرانی موا مخدر، مقدار زيادی
ناخالصی به آن اضافه می كنند
تا سود بيشتری به جيب بزنند و
معتادان بدون توجه به اثرات سوء آن،
از اين مواد استفاده می كنند.
وی از
دلايل ديگر فوت بر اثر مواد مخدر را
گرانی و كم بودن هروئين ذكر كرد و
افزود : عده ای از معتادان به
دليل ناآگاهی و نداشتن شناخت
كافی و عدم دسترسی به مواد
مخدر تزريقی نظير مرفين، اقدام
به حل كردن ترياك در آبجوش و تزريق
آن می كنند كه گاهی منجر به
مرگ آنان می شود.
وی
افزود : كمبود و گرانی سرنگ يك
بار مصرف استريل، موجب استفاده عده
ای از معتادان از سرنگهای دور
ريخته شده در مراكز درمانی كه
علاوه بر غير استريل بودن به انواع
بيماريهای مسری و خونی
آلوده هستند، شده است كه اين امر در
شيوع بيماريهای ايدز و هپاتيت
بسيار موثر است.
در
گزارشی تحت عنوان "مرگ و مير
ناشی از مصرف موادمخدر در جوانان
و مجردين بيشتر است" در صفحه
اينترنتی ايران خبر بتاريخ
10/11/1381 عنوان شده كه "نتايج
تحقيقات دكتر محمود عموئی و دكتر
فريبرز طارميان متخصصان پزشكی
قانونی نشان ميدهد ميزان مرگ و
مير در گروه سنی 21 تا 30 سال كه سن
فعاليت و اوج جوانی است
بيشترميباشد. بر طبق اين يافته ها
از مجموع 2235 كالبد شكافی در طی
سه ماهه آخر سال 79 تعداد 109 مورد
(8/4 درصد)مرگ به علت عوارض
ناشی از مصرف مواد مخدربوده است.
دلائل
و انگيزه ها
. دلايل
رشد مصرف مواد مخدر در ايران را
ميتوان در دو بخش بررسی كرد
1- نتيجه رشد مشكلات سياسی
اجتماعی و اقتصادی حاصل از
سياستهای ضد مردمی رژيم
2-
افزايش عرضه اين مواد نسبت به
تقاضای آن كه حاصل قرارگرفتن
ايران در مسير انتقال موادمخدر از
كشتزارهای افغانستان به
لابراتوارهای توليد هروئين
درتركيه ودر
نهايت بازارهای اروپايی
ميباشد.
(عنوان
از پيك است)
|