ايران

پيك

                         

عنوان اصلی اين مقاله: "سياه نمايی” يا ” كارشكنی”؟ است

آقای رفسنجاني! آمار و ارقام می گويد

رو سياهی تاريخی برای چه كسی می ماند!

 

                                                                                  سيدمصطفی تاج‌زاده

 

 

. آيا آنچنان كه آقای هاشمی رفسنجانی در خطبه‌های نماز جمعه ( 16/12/81 ) اعلام‌كرد: ”از بعد از دوم خرداد 76، معمولاً تنزل حضور مردم را داشته‌ايم ... امروز ما شاهد تنزل بيشتر حضور مردم هستيم“ ؟

تصور می‌كنم نكات ذيل پاسخ مناسبی به گزاره فوق باشد.

01 الف. در دوران رياست جمهوری آقای هاشمی جمعاً پنج انتخابات برگزار شد كه تعداد شركت كنندگان در آنها به شرح زير است:

دومين دوره مجلس خبرگان رهبری (16/7/69) 11602613 نفر

چهارمين دوره مجلس‌شورای اسلامی (26/1/71) 18767042 نفر

ششمين دوره رياست جمهوری (21/3/72) 16796787 نفر

پنجمين دوره مجلس‌شورای اسلامی ‌(18/12/74) 24682386 نفر

هفتمين دوره رياست جمهوری (2/3/76) 29145745 نفر

در پنج انتخابات فوق به طور متوسط، 20198914 شهروند رای دادند.

ب. در دوران رياست جمهوری آقای خاتمی تا كنون پنج انتخابات برگزار شده، كه ميزان مشاركت مردم در آنها چنين است:

سومين دوره مجلس خبرگان‌رهبری (1/8/77) 17857869 نفر

اولين دوره‌شوراهای‌اسلامی‌شهر‌و روستا (7/12/77) 23668739 نفر

ششمين دوره مجلس شورای اسلامی (29/11/78) 26082157 نفر

هشتمين دوره رياست جمهوری (18/3/80) 28081930 نفر

دومين دوره شوراهای اسلامی ‌شهر ‌و روستا (9/12/81) 20222777 نفر

در پنج انتخابات مذكور به طور متوسط، 23182694 شهروند رای دادند. به اين ترتيب در دوره اصلاحات در هر انتخابات حدود سه ميليون نفر بيشتر از دوره رياست جمهوری آقای هاشمی شركت كردند.

لازم به يادآوری است در هر دو دوره حدود 59 درصد واجدان شرايط در انتخابات شركت كردند.

02 علاوه بر افزايش كمی، در دوره جديد شهروندان از حقوق سياسی خود (حق انتخاب كردن و انتخاب شدن) به مراتب بيش از گذشته استفاده كرده‌اند. برای مثال در انتخابات مجلس پنجم در تهران( 2444415 )نفر شركت كردند و به طور متوسط نام دوازده نامزد را در هر برگ آرا درج كردند. اما در مجلس ششم (2924747 )نفر رای دادند و به طور متوسط در هر برگ اسم (5/18 )كانديدا را نوشتند. به اين ترتيب آرای نامزدهای مجلس ششم نزديك به دو برابر آرای نامزدهای مجلس پنجم بود. به همين دليل بيست‌و يك نفر از منتخبان مردم بيش از يك ميليون رای كسب كردند و نفر سی‌ام مجلس ششم حدود هشتصد‌هزار رای داشت (نفر اول مردم تهران در مجلس پنجم كمتر از يك ميليون رای كسب كرد). بنابراين حضور و مشاركت مردم در انتخابات از نظر كيفی نيز در دوره جديد بهتر از گذشته بوده است.

03 از مولفه‌های اصلی توسعه سياسی در هر كشور، وجود شوراهای شهر و روستاست كه به دليل ظرفيت فرهنگی و مردمی، دولت اصلاحات تصميم به ايجاد آنها گرفت و اولين دوره شوراها تشكيل شد و با كمترين تنش با حكومت به فعاليت پرداخت.

اين اقدام موجب جلب مشاركت حدود 165 هزار شهروند در عرصه مديريت شهر و روستا شد. در دوره دوم انتخابات شوراها نزديك به 100 هزار شهروند ديگر به عنوان اعضای جديد(اصلی يا علی‌البدل شوراها) مسئوليت مديريت شهرها و‌روستاها را به عهده گرفتند.

به اين ترتيب در اين دوره نوع جديدی از مشاركت مردمی امكانپذير شد كه در گذشته وجود نداشت .

در اين مقاله به افزايش كمی و كيفی انواع ديگر مشاركت‌های مردمی از جمله در تشكيل نهادهای مدنی نپرداخته‌ام.

04 می‌دانيم كه آرای جناح محافظه‌كار يا رقيب اصلی اصلاح‌طلبان در سطح كشور نزديك به پانزده درصد است. هشتاد و پنج درصد مردم از دوم خردادی‌ها حمايت می‌كنند يا جزو جناح خاموش هستند. بنابراين پيروزی اصلاح‌طلبان در هر انتخابات منوط به مشاركت گسترده شهروندان است. به سخن بهتر اصلاح‌طلبان علاوه بر باور به آرای عمومی، از نظر سياسی نيز افزايش رای دهندگان را در انتخابات به سود خود ارزيابی می‌كنند، چون شرط موفقيت آنان است. پس آنان مخالف هر اقدام يا تبليغی هستند كه منجر به كاهش مشاركت شهروندان در انتخابات شود.

از طرف ديگر بعضی محافظه‌كاران معتقدند می‌توان با حمايت 15 درصد افكار عمومی كشور را اداره كرد و شعارشان ”مشاركت كمتر، انتخاب مطمئن‌تر“ است. آنان ”اكثريت مردم را اوباش و عرق‌خور می‌خوانند كه پول‌می‌گيرند و رای می‌دهند“‌. از نظر اين عده ”جامعه فاسد‌و منحرف است و در صورت آزاد بودن انتخابات، عناصر ناصالح رای می‌آورند“. بنابراين تمام تلاش آنان معطوف به انسداد انتخاباتی، محدود كردن رقابت گروه های سياسی و كاهش مشاركت مردم در انتخابات است. زيرا در اين صورت با يك تير دو نشان خواهند زد.

اول تبليغ خواهند كرد مشاركت مردم كاهش يافته و توسعه سياسی شكست خورده است.

دوم اقليت در رقابتی به ظاهر دموكراتيك بر اكثريت پيروز خواهد شد.

با توجه به نكات فوق بايد علل كاهش آرای مردم را در انتخابات اخير در شهرهای بزرگ در جای ديگر جستجو كرد. به نظر می‌رسد اگر علاوه بر تضمين ”آزادی انتخابات“ ، امكان تحقق برنامه‌های منتخبان مردم پس از انتخابات نيز فراهم شود، مردم به سوی صندوق‌های رای هجوم خواهند آورد.

II. خطيب محترم جمعه در ادامه سخنان خود گفت: ”‌يكی از حرف‌های بسيار جديد اين است كه سياه‌نمايی‌ها ... سبب كاهش مشاركت مردم شده است. البته شايد درست می‌گويند ولی اين سياه‌نمايی‌ها الان كه شروع نشده ، از دوم خرداد شروع شد.“

01 درباره اصل ” سياه نمايی” بايد اعتراف كنم با گوينده محترم هم‌نظر هستم. اين مساله از دوم خرداد آغاز شد. پيش از آن بيش و كم شاهد انتقادهای موجه يا ناموجه‌جناح ها از يكديگر بوديم، اما ”سياه نمايی”‌به عنوان يك استراتژی از سال هفتاد و شش شروع شد. زيرا عده‌ای را نظر بر آن بود كه ”مردم بايد تاوان انتخاب غلط خود را بپردازند تا ديگر اشتباه نكنند.“‌با وجود اين به نظر من ”سياه نمايی”‌ قابل تحمل است، چون مردم در مجموع آگاه و هوشيارند. غيرقابل تحمل، ” بحران آفرينی” و ” كارشكنی‌“ ‌عليه منتخبان ملت است زيرا كه مردم را از صندوق رای و انتخابات آزاد جدا می‌كند. آقای هاشمی می‌داند كه اصلاح‌طلبان نه تنها از ”سياه نمايی” سود نمی‌برند بلكه زيان نيز می‌بينند، چرا كه دو قوه مقننه و مجريه را در اختيار دارند و اكثريت منتخبان مردم در شوراها حامی‌آنان هستند، پس انگيزه‌ای برای ”سياه نمايی”‌نظام و حاكميت ندارند. به خصوص، همچنان كه گفته شد،‌مشاركت بيشتر مردم در انتخابات تنها راه پيروزی آنان است. اين ديگران هستند كه موفقيت خود را در گرو مأيوس شدن مردم می‌بينند و برای كم شدن آرا تلاش می‌كنند.

02 خطيب محترم جمعه توجه دارد كه شعار اصلی آقای خاتمی در انتخابات هفتمين دوره رياست‌جمهوری ” فردايی بهتر برای ايران اسلامی”‌بود،‌يعنی بدون نفی گذشته چشم‌انداز روشنتری در برابر مردم ترسيم كرد. در انتخابات هشتم نيز تنها نامزدی كه با همه وجود از انقلاب و نظام دفاع كرد، خاتمی بود. به علاوه وی هرگز تجليل از خدمات دولتمردان و مديران گذشته را فراموش نكرده است. پس اتهام سياه‌نمايی نمی‌تواند متوجه او شود. اما از رئيس محترم مجمع تشخيص مصلحت نظام می‌پرسم آيا عادلانه است كه عده‌ای به جرم نوشتن مقاله و ايراد سخنرانی سالها در زندان به سر برند، اما گروهی با برخورداری از مصونيت مطلق و آهنين، ‌نه تنها آزاد باشند هر اتهامی به رقبای خود متوجه كنند، بلكه مجاز به ايجاد بحران‌آفرينی و كارشكنی در مسير منتخبان ملت باشند و تشويق نيز بشوند؟

03 قضاوت درباره اينكه عدم مشاركت هشتاد و نه درصد مردم تهران، هشتاد و پنج درصد مردم پنج شهر بزرگ كشور (تهران، اصفهان، شيراز،‌تبريز و مشهد) و هفتاد و هفت درصد مردم بيست و هشت شهر مركز استان در انتخابات اخير موجب نااميدی دولت آمريكا شده، به عهده خوانندگان محترم است. به نظر من كاهش مشاركت حدوداً پنجاه درصدی مردم در بيست و هشت شهر مركز استان (‌از چهل و چهار درصد دور اول انتخابات به بيست و سه  درصد اين دوره) موجب نگرانی دوستداران استقلال، تماميت ارضی و منافع كشور شده است و اميدوارم رفتار مجموعه نيروهای سياسی و اركان حكومت به گونه‌ای باشد كه مردم با انتخابات قهر نكنند زيرا جای صندوق رای و دموكراسی را جز استبداد متكی به بيگانه پر نخواهد كرد.

 

 

  
 
                      بازگشت به صفحه اول
Internet
Explorer 5

 

ی