|
"اكبر
هاشمی رفسنجانی”
، در حاليكه امريكا در تدارك يك
كربلای واقعی در عراق است و
مردم ايران در بيم و هراس ناشی از
شعله ور شدن جنگ درهمسايگی ايران
هستند، همسو با سياست جنگ و مرگ و
خون امريكا در منطقه
در مصاحبه با روزنامه جمهوری
اسلامی گفت:
وضعيت كنونی كشور همانند
زمان عاشوراست
و نامگذاری
سال 81 به عنوان «سال عزت و افتخار
حسيني» نيز به اين دليل صورت گرفته
است.
"هاشمی
رفسنجانی، درحاليكه كشور بيش از
هر زمان ديگری نيازمند وحدت
ملی و خاتمه بخشيدن به سياست
های خانمان براندازی است كه
خود وی در آن نقش مستقيم داشته
گفت: الان يك
واقعيتی در صحنه سياسی
اجتماعی زندگی ما هست و آن
اينكه يك جريانی در كشور فعال
است كه میخواهد سكولاريزم و
جدايی سياست از دين را بر مردم
تحميل كند و ما را از حركت حكومت
دينی جدا كند. حالا اينها بعضیشان
قبلاً در انقلاب هم بودند، طرفدار
حكومت دينی هم بودند ولی از
اين راه پشيمان شدهاند. میبينند
از اين راه مثلاً اشكالاتی پيش
میآيد. بعضیشان هم ذاتاً
همين گونه بودند و هيچوقت با
حكومت دينی در كشور ما موافق
نبودند، حال يا ابراز هم میكردند
يا جرأت نمیكردند ابراز كنند و
حالا موقعيتی شده كه ابراز كنند."
اين
سخنان كه آشكارا بخشی از
روحانيون به ثروت و مكنت دست يافته
در جمهوری اسلامی را مجسمه
اسلام معرفی می كند، همچنان
دو دهه گذشته، در راستای تفرقه
ملی و تقسيم جامعه به انواع
خودی هاست. هاشمی رفسنجانی
در بخش ديگری از مصاحبه خود گفت:
"الان خارجيها نيز، بخصوص آمريكا واقعاً
میخواهند حكومت در ايران،
حكومت سكولار باشد و افرادی هم
اين را دنبال میكنند. اخيراً هم
كه شما ديديد صريحاً و خيلی بیپروا
در روزنامهها مینويسند و در
سخنرانیها میگويند،
حتی در اجتماعات دانشجويی و
دانشگاهها میروند سخنرانی
میكنند، بعضی از طلبهها هم
میروند با آنها همصدا میشوند،
اين يك جريان واقعی در كشور است."
اين
اعتراف به سقوط اعتبار روحانيت در
جامعه ايران كه شخص رفسنجانی و
جمع قابل توجه ديگری از روحانيون
در آن نقش تاريخی داشته اند،
نشان داد كه مردم ساكن تهران بزرگ
بدرستی در انتخابات مجلس ششم دست
رد بر سينه وی نهاده و حاضر نشدند
نام او را در برگ های
انتخاباتی بنويسند.
هاشمی
رفسنجانی، كه وی و خانواده اش
در جمهوری اسلامی تبديل به
شيوع عربستان سعودی شدند و نهضت
امام حسين را به نهضت مافيای
ثروت تبديل كردند، در بخش ديگری
از مصاحبه خود گفت:
« تحقيقاً جای
استفاده از روح كربلا و دفاع
اينجاست كه ما بگوييم اين همانی
است كه امام حسين(ع) نمیخواست
بشود، چرا كه همه حركت امام حسين(ع)
اين بود كه آن نظام اسلامی را
برقرار كند. ممكن است ما الان در
پياده كردن نظام اشكالات جدی
داشته باشيم، اين يك بحث ديگری
است، اما اينكه بخواهند به اين
نتيجه برسند كه برگرديم به
حكومتی مثل حكومت تركيه، اين
ديكر واقعاً درست در نقطه مقابل
اهداف است، همان اهدافی كه ما
تشخيص میدهيم اينها اهداف
انقلاب است و از اول به دنبالش
بوديم من اينجا را حق میدانم كه
ما از ادبيات عاشورا و از قداست
عاشورا استفاده بكنيم، اين استفاده
ابزاری نيست، اين استفاده در جهت
راه است، يعنی راه گم نكردن است».
رفسنجانی در ادامه گفت:
«در
شرايطی كه رهبری بررسی و
احساس میكنند الان شرايطی
است كه بايد مثل امام حسين(ع) قيام
كرد و برخورد كرد و شمشير كشيد و يا
به طرف شمشيری كه ديگران كشيدهاند،
رفت و به جهاد پرداخت و مانند دوره
امام حسن(ع) نيست كه بايد كوتاه
بياييم و صبر كنيم و يك چيزهايی
را از سرمان بگذرانيم، ايشان در اين
فضا سال عزت و افتخار حسينی
اعلام كردند، يعنی وقتی كه
آمريكا تهديدش را رو كرد و به طرف
منطقه ما حركت كرد و صريحاً اعلام
كرد كه هدف او سرنگونی نظام
اسلامی در ايران است و وقتی كه
میبينيم كسانی در داخل
صريحاً با آمريكا همصدايی نشان
میدهند، موقعی است كه جای
مجاهدت و جانبازی و به استقبال
خطر رفتن وجود دارد. ما در شرايطی
هستيم كه بايد خودمان را آماده كنيم
برای اينكه ممكن است واقعاً
خطری برايمان پيش بيايد و باز
ممكن است صحبت از شهادت باشد و صحبت
از جنگ و فداكاری باشد. خوب
گاهی با ستون پنجم آن دشمن در
داخل مواجهيم، گاهی با خودش
مواجهيم، البته تشخيص اين با
مديريت نظام است كه چه كار بكند. من
فكر میكنم آن كه ايشان سال عزت
و افتخار حسينی اعلام كردند
مفهومش اين بود».
رفسنجانی
در سخنان بالا، ضمن پذيرش خطر
خارجی و حتی سقوط جمهوری
اسلامی، امريكا را بهانه كرده و
چون با قدرت خارجی توان مقابله
باقی نمانده، شمشير به روی
نيروئی در داخل كشور می كشد كه
اتفاقا اگر راه نجاتی برای
نيروهای مذهبی در جمهوری
اسلامی باقی مانده باشد بدست
آنهاست و نه روحانيون از مشروعيت
سقوط كرده و ثروت اندوزی كه مردم
به آنها پشت كرده اند!
|