|
كارشناس روسی 500 هزار نفر تلفات را در
جنگی كه آمريكا برای
آزمايش تسليحات جديد خود طراحی
كرده است پيش بينی می كند.
مصاحبه الكساندر خوخلف با
تحليلگر نظامی، ولاديمير
اسليپچنكو
ولاديمير اسليپچنكو تحليلگر
نظامی، دكتر در علوم نظامی،
پروفسور، و سرلشگر ذخيره، يكی از
بزرگ ترين متخصصان روسی در زمينه
ی جنگ های آينده است. پيش
بينی های او در مورد عمليات
نظامی آمريكا در عراق (در سال
های 1991، 1996، و 1998) يوگسلاوی
(1999) و افغانستان (2001) تقريباً 100درصد
با آنچه در عالم واقعيت رخ داد
منطبق بود. اكنون اين تحليلگر
نظامی روند و نتيجه ی جنگ
آتی آمريكا با عراق را پبش
بينی می كند، جنگی كه خود
ارتش آمريكا پيشاپيش آن را عمليات
”شوك و بهت“ ناميده است.
خوخلوف: ولاديمير ايوانويچ، تاكنون در
باره علل و اهداف جنگ جديد عراق
بسيار سخن گفته شده است، امّا من
نمی توانم خود را از اين احساس
رها كنم كه آنها يا دارند درباره
ی چيز كاملاً متفاوتی سخن
می گويند، يا همه ی داستان را
نمی گويند.
اسليپچنكو: هدف اصلی اين جنگ عملاً
بيرون از كادر تصوير قرار گرفته است
و كسی چيزی درباره ی آن
نمی گويد. از ديد من هدف اصلی
اين جنگ آزمايش مدل های پيشرفته
ی سلاح های دقتی آمريكا در
مقياس كلان و شرايط واقعی است.
اين هدفی است كه آنها در اولويت
قرار داده اند. ساير اهداف يا
اتفاقی اند يا تماماً اطلاعات
غلط اند.
اكنون بيش از ده سال است كه آمريكا
اختصاصاً جنگ های بدو ن برخورد [جنگ
از فاصله ی دور] را انجام داده
است. در ماه مه سال 2001 جرج بوش [پسر]
ضمن ايراد اولين نطق رياست
جمهوری اش برای دانشجويان
آكادمی نيروی دريايی در
آناپوليس، از نياز به تداركات
پيشرفته نيروهای مسلح آمريكا در
جنگ های آتی سخن گفت. وی
تأكيد كرد كه نيروهای مسلح بايد
به تكنولوژی پيشرفته مجهز شوند
تا بتوانند به شيوه ی بدون
برخورد در سراسر جهان بجنگند. اين
كار اكنون به صورتی بسيار مداوم
در حال اجرا است.
بايد اين نكته را در نظر داشت كه پنتاگون
تنها سلاح هايی را از مجتمع
نظامي-صنعتی خريداری می
كند كه در شرايط جنگی واقعی
تست شده باشند و گواهی كيفيت در
ميدان جنگ را دريافت كرده باشند. پس
از يك سلسله آزمايش های واقعی
– جنگ عراق، يوگسلاوی، و
افغانستان – به بسياری از شركت
های مجتمع نظامي-صنعتی آمريكا
حق فروش سلاح های دقتی به
پنتاگون را دريافت كرده اند. شركت
های لاكهيد، جنرال الكتربك، و
لورال از اين جمله اند. اما
بسياری از شركت های معروف
ديگر تاكنون سفارشی از بخش
نظامی دريافت نكرده اند. سود
خالص حاصل از فروش اين گونه سلاح ها
50 الی 60 ميليارد دلار در سال است.
كيست كه بخواهد از اين نوع پول ها
بی نصيب بماند؟ اما تأمين
كنندگان فعلی تسليحات دقتی
برای پنتاگون دائماً در حال
ايجاد انواع جديدی از سلاح ها
نيز هستند كه آنها هم بايد آزمايش
شوند. مجتمع صنايع نظامي-صنعتی
آمريكا، برای بستر آزمايش سلاح
ها، از رهبری سياسی كشور جنگ
طلب می كند. و به خواسته اش می
رسد.
و اين هدف اصلی جنگ عراق است.
ويژگی های جنگ عراق
خوخلف: اين جنگ چه تفاوت
هايی با جنگ های بدون
برخوردی كه آمريكا قبلاً انجام
داده است دارد؟
اسليپچنكو:
اولين تفاوت آن در اهداف
سياسی آن است. برای نخستين بار
از سال 1991، آمريكا تغيير نظام
سياسی در كشور دشمن و خلع يا
نابودی فيزيكی رهبری آن را
هدف خود قرار داده است.
امريكايی ها در موارد قبلی در پی
چنين هدفی نبودند. به خاطر
بياوريد كه در جنگ پيشين سعی
نكردند صدام را از سياست بركنار
كنند، و حتی ميلاسويچ هم با
ابزار نظامی از سمت رهبری
يوگسلاوی بركنار نشد. نيروهای
مسلح آمريكا آزمايش هايی را كه
در مورد سلاح های جديد لازم
داشتند انجام دادند و سپس بساط شان
را جمع كردند و به كشورشان بازگشتند.
اكنون با ماموريت بسيار دشواری
مواجه اند.
از اين رو، در وحله ی دوم، به سبب تغيير
هدف، استراتژی جنگ به گونه ای
بنيادين تغيير می كند. برای
نخستين بار اهداف جنگ به معنای
آن است كه آمريكا بايد بدون
ناكامی به پيروزی نهايی
برسد. برای اين منظوز لازم است سه
هدف را برآورده كنند: شكست دادن
ارتش دشمن، نابود كردن اقتصاد، و
تغيير نظام سياسی آن.
ارتش عراق مورد ضربات بسيار قدرتمندی
قرار خواهد گرفت. از نظر فيزيكی
نابود خواهد شد. برای تحميل
حكومتی دست نشانده در كشور (كه
مطمئن ام آمريكايی ها پيشاپيش
چنين حكومتی را تشكيل داده اند) و
دادن موقعيت به آن حكومت تا بتواند
كارش را پيش ببرد، آمريكا عملاً
مجبور خواهد شد عراق را اشغال كند.
اشغال سرزمينی كه پايه های
مقاومت سازمان يافته می تواند در
آن پايدار بماند منجر به تلفات كلان
پرسنل ارتش آمريكا خواهد شد -- چريك
ها، و همچنين، در شرايط جهان عرب،
شهادت جويانی كه كمربند مواد
منفجره به خود می بندند. طبعاً
آمريكا چنين چيزی را نمی
خواهد. از اين رو ارتش عراق را به
كلی نابود خواهد كرد. عملاً همه
ی ارتشی های عراق خواهند
مرد. كشتار عظيمی خواهد شد.
خوخلف: آيا عراق هيچ
شانسی برای مقاومت در برابر
آمريكا ندارد؟
اسليپچنكو: در عراق بار
ديگر موقعيتی را خواهيم ديد كه
در آن دو نسل از جنگ با هم روبرو
می شوند. عراق برای جنگی از
نوع نسل پيش قوی و آماده است – بر
روی زمين و به خاطر زمين، برای
همه ی هدف ها. اما 600 هزار سرباز،
220 هواپيمای نظامی، در حدود 2200
تانك، 1900 توپ، حدود 500 راكت انداز
چندگانه، 6 سكوی پرتاب [موشك]
اسكاد، 110 سيستم موشكی زمين به
هوا، و 700 سيستم ضدهوايی
هنگامی كه با مهاجم روبرو شوند
بی فايده خواهند بود.
درواقع مواجهه در ميدان جنگ به آن معنا در
كار نخواهد بود. آمريكايی ها با
جنگ بدون برخورد، به نحوی قاعده
مند از حملات موشكی دقيق استفاده
خواهند كرد و همه ی تجهيزات
كليدی تاسيسات زيربنايی
غيرنظامی و نظامی عراق را
نابود و سپس نيروی انسانی
دشمن را با حملات موشكی و بمبی
از صحنه محو خواهند كرد.
پيشرفت جنگ
خوخلف: آمريكايی ها
جنگ را چگونه آغاز خواهند كرد؟
اسليپچنكو: اول از همه
حملات دقتی به استحكامات
زيرزمينی و ’پست های
فرماندهی به عنوان جاهايی كه
ممكن است صدام حسين و رهبران عراق
مخفی شده باشند، به مقرّهای
فرماندهی ارتش و محل نيروها، و
به اجزاء سيستم دفاع هوايی صورت
خواهد گرفت. از ابزارهای جنگی
دقيق پيشرفته ای از نوع خلأ
ای، با قدرت فروروی به درون
زمين برای نابود كردن هدف های
مدفون شده استفاده خواهد شد. حتی
اگر يكی از اين سلاح ها دقيقاً در
درون هدف، مثلاً تاسيساتی
زيرزمينی، منفجر نشود، به هرحال
خروجی های آن مكان مسدود و
تبديل به گور دسته جمعی افراد
درون آن خواهد شد.
برای نابود كردن تجهيزات زرهی، در
همان روزهای نخست آمريكايی ها
از بمب های خوشه ای هوايی
مجهز به ابزار های خود هادی
استفاده خواهند كرد. بمب حوشه ای
”مادر“ دهها يا صدها ”بچه“ بمب ”می
زايد“ كه هريك به طور مستقل هدف
زمينی خود را برای نابود كردن
انتخاب می كند.
من مطمئن ام كه در همان ساعت های اوليه
ی جنگ، آمريكا از بمب های
پالسی جديد هم استفاده خواهد كرد.
به اين نوع بمب ها بمب های
مايكروويوی هم می گويند.
اصلی كه اين سلاح ها برمبنای
آن كار می كنند از اين قرار است:
شليك ناگهانی اشعه ی الكترو
مگنتيك به شدت حدود دو مگاوات. در يك
فاصله ی 2 الی 5/2 كيلومتری
از مركز انفجار ”مايكروويوها“
تمامی سيستم های
راديوالكترونيك، سيستم های
مخابراتی و راداری، همه ی
كامپيوترها، رايوها، و حتی سمعك
ها و دريچه های مصنوعی قلب ها
را بلافاصله از كار می اندازند.
همه ی اينها به روش ذوب درونی
نابود می شوند. مجسم كنيد قلب يك
نفر منفجر شود!…
در اثر استفاده از اين سلاح ها سيستم
های فرمان و كنترل غيرنظامی و
نظامی عملاً يكباره نابود می
شوند.
خوخلف: چه نوع اسلحه های جديد ديگری
ممكن است آزمايش شود؟
اسليپچنكو: از آنجا كه
اين جنگ برای آمريكا جنبه ی
آزمايشی خواهد داشت، جندين نوع
جديد از موشك های كروز دقتی،
با چشم داشت به كسب گواهی كيفيت
آزمايش خواهند شد. به باور من بيش از
هر چيز پرتاب موشك از زيردريايی
مورد توجه خواهد بود. آمريكايی
ها دارند طرح ريزی می كنند كه
ناوگان زيردريايی شان را تبديل
به سكوی اصلی پرتاب موشك كنند.
پنتاگون به تكامل بخشيدن به مكانيزم هدف
گيری سلاح های دقتی ادامه
خواهد داد. در سال 2000 آمريكا با
استفاده از شاتل فضايی اِندبور (Endeavor) درحدود 80 درصد از سطح زمين را
اسكن كرد و نقشه الكترونيك اين
سيّاره را با مختصات سه بعدی
تهيه كرد. حد نمايش جزئيات بر روی
اين نقشه را تا اندازه ی يك پنجره
پائين آورده اند. به بيانی ديگر،
می توانيد لنزی را – كه در
ماهواره ای نظامی نصب شده
باشد – اول روی بغداد ميزان
كنيد، بعد روی مركز شهر، بعد
روی كاخ صدام، و پنجره ی اتاق
خوابش. و فرمان را بدهيد – در مدت
زمانی چند دقيقه ای يك موشك
كروز هدف گيری شده به درون آن
پنجره پرواز می كند…
خوخلف: اين جنگ تا چه
مدت ادامه خواهد داشت؟
اسليپچنكو: من پيش
بينی می كنم كه عمليات شوك و
بهت بيش از شش هفته به درازا تحواهد
كشيد. دوره ی اول جنگ – ”شوك“ –
تا حدود 30 روز ادامه خواهد داشت. در
هر 24 ساعتی حدود 400 الی 500 موشك
كروز دقتی از مبدأ های
دريايی و هوايی به سوی هدف
های درون عراق پزتاب خواهند شد.
در طی آن يك ماه نيروهای
نظامی و پتانسيل اقتصادی عراق
نابود خواهد شد. هر چيزی كه به هر
علتی سالم مانده باشد نابوديش در
دو هفته ی بعدی محرز خواهد شد.
در مرحله ی دوم – ”بهت“ –
آمريكايی ها ورژن تمرين شده
ای از پاكسازی نهايی را به
اجرا در خواهند آورد. برای اين
منظور از هواپيماهای بمب افكن B-52
و B-2
ی پنهانكار استفاده
خواهند كرد. طی چهار ساعت پرواز،
هواپيماهای پنهانكار توانايی
رديابی و نابود كردن تا 200 هدف
ثابت يا متحرك زمينی را دارند.
آمريكا قصد دارد از دست كم 16 بمب
افكن B-2 استفاده كند. اين
هواپيماهای پنهانكار به طور
دائم در هوا خواهند بود و مرتباً
جايگزين يكديگر خواهند شد.
خوخلف: آيا سيستم دفاعی عراق قادر
خواهد بود با هواپيماها و موشك
های كروز آمريكا مقابله كند؟
اسليپچنكو: عراق در شمال و جنوب كشور
تجهيزات دفاع هوايی ندارد –
نيروی هوايی آمريكا مرتباً
دارد اين ناحيه ها را بمباران می
كند. آنچه در مركز كشور باقی
مانده است در 10 دقيقه ی اول جنگ
نابود خواهد شد. سيستم ضدهوايی
عراق مبتنی بر روش كلاسيك
رديابی رادار فعال است: ارسال [رادار]
– رديابی – نورافكنی – نابود
كردن. آمريكايی ها از اين روش
برای اهداف خودشان بهره
برداری خواهند كرد. به محض آنكه
رادارهای عراقی با بيرون دادن
انرژی الكترومگنتيك محل خود را
برملا می كنند، يك موشك كروز
دقتی با استفاده از همان پرتو [كه
رادار عراقی فرستاده است] به سمت
آن وسيله ی دفاع هوايی
فرستاده می شود. عراق هيچ
شانسی برای مقابله با اين
جريان ندارد.
خوخلف: هزينه ی اين
جنگ چقدر خواهد شد؟
اسليپچنكو: به تخمين من
80 ميليارددلار. اما كل ميلغ خرج شده
ممكن است به 100 ميليارد برسد. ما
هرگز از رقم دقيق مخارج مطلع
نخواهيم شد. دست كم يكی از دلايل
اين مسئله آن است كه برخی شركت
های خصوصی به اميد منافع
آتی مدل های آزمايشی سلاح
های دقتی شان را به طور رايگان
به پنتاگون اهدا می كنند، و به
اين ترتيب بخشی از بودجه جنگ
توسط آنها تامين می شود. برنامه
ی نوسازی تسليحات نيروهای
مسلح آمريكا حدود 600 ميليارد دلار
است. از اين رو فعلاً لازم نيست
مجتمع نظامي–صنعتی سخت بگيرد،
می تواند مجاناً به ارتش اسلحه
بدهد.
خوخلف: خسارت های جانی عراق به چه
ميزانی خواهد بود؟
اسليپچنكو: بسيار قابل ملاحظه خواهد بود.
از آنجا كه آمريكايی ها دارند
برنامه ريزی می كنند كه ارتش
عراق را از نظر فيزيكی نابود
كنند، من تخمين می زنم كه دست كم
500 هزار نفر كشته خواهند شد. جنگ
خونينی خواهد بود.
بعد از آخرالزمان
خوخلف: بعد از جنگ چه خواهد شد؟
اسليپچنكو: امريكايی
ها مجبور خواهند
شد عراق را اشغال كنند. سپاه اشغال
ظاهراً متشكل از چهارلشگر مكانيزه
و زرهی، يك لشگر چترباز، و يك
لشگر از نيروهای مسلح بريتانيا
خواهد بود. همه ی اين نيروها
نخواهند جنگيد. در عراق عملات
زمينی ای در كار نخواهد بود!
ارتش آمريكا بدون آنكه گلوله ای
شليك شود وارد صحرايی در حال
سوختن خواهد شد – عراقی ها حتماً
مناطق نفتی را به آتش خواهند
كشيد. كسی وجود نخواهد داشت كه به
آنان شليك كند.
خوخلف: اشغال مستقيم چه مدت به درازا
خواهد كشيد؟
اسليپچنكو: آنها مسلماً
عراق را ترك خواهند كرد. ماندنشان
در آنجا خاصيتی ندارد. اشغال يك
سال ونيم، دو، يا حداكثر سه سال
ادامه خواهد داشت و ماليات دهندگان
آمريكا بايد 80 الی 100 ميليارد
دلار ديگر هم برای نگهداری از
نيروها در عراق بپردازند. پس از آن
آمريكا ممكن است در عملياتی كه
بی ترديد آن را “حفظ صلح”
خواهند ناميد لهستانی ها، چك ها،
و ساير ”مبتديان جديد“ ناتو،
استونيايی ها را ثبت نام كند،
اما خودشان عراق را ترك خواهند كرد.
اين ”حافظان صلح“ يك تا يك سال
ونيم ديگر در عراق خواهند ماند.
طی اين مدت در اين كشور كه رژيمش دوست
آمريكا است سرمايه گذاری های
عمده ای خواهد شد، و ظرف مدت دو
سال استخراج نفت عراق به 2 الی 4/2
ميليون بشكه در روز خواهد رسيد. پس
از پنج سال تا ميزان 5 ميليون بشكه
در روز نفت استخراج خواهند كرد.
قيمت جهانی نفت به بشكه ای 12
تا 15 دلار سقوط خواهد كرد. اقتصاد
راكد كنونی آمريكا اوج خواهد
گرفت.
خوخلف: و چه بر سر اقتصاد روسيه كه در حال
حاضر مشخصاً بر ”دلارهای
نفتی” تكيه دارد خواهد آمد؟
اسليپچنكو: پاسخی برای اين پرسش
ندارم. من كارشناس جنگ ام.
(برگرفته از سايت
گويا)
|