|
از آثار مثبت دو دوره انتخابات
شوراهای اسلامی شهر و روستا،
مشاركت گسترده اقليتهای
قومی و مذهبی در آن بود،
بهگونهای
كه در انتخابات دو دوره درصد
آرای شهروندان در استانهای
سيستان و بلوچستان، كردستان و
گلستان بيشتر از ميانگين مشاركت
ملی بود. بهعلاوه ارتباط
معناداری بين قوميت، مذهب و زبان
منتخبان با پايگاه اجتماعی
قوميتها و پيروان مذاهب گوناگون
در هر منطقه ديده میشود.
در دور اول انتخابات شوراها در سطح ملی
42/64 درصد واجدان شرايط شركت كردند.
حال آن كه در سيستان و بلوچستان 82/85،
كردستان 21/87، و در گلستان 14/78 درصد
شهروندان رأی دادند. شركت مردم
اين سه استان در انتخابات بهطور
متوسط 3/19 درصد از ميانگين مشاركت
ملی بالاتر بود. در انتخابات 9
اسفند 81 نيز 17/49
درصد واجدان شرايط دركل كشور رأی
دادند. درحالی كه در سيستان و
بلوچستان 66/78، كردستان 85/52 و گلستان
09/72 درصد شهروندان در انتخابات شركت
كردند، يعنی 7/18
درصد بيشتر از ميانگين مشاركت مردم
در سطح ملی.
با مقايسه دو رقم 3/19 با 7/18 معلوم میشود
كه با وجود افت مشاركت در انتخابات
اخير (15درصد كاهش مشاركت ملی از
42/64 درصد دور اول به 17/49 درصد دور دوم)،
اما مشاركت شهروندان اهل سنت در
انتخابات، اعم از كرد،
بلوچ و تركمن،
همچنان حدود 20 درصد
بيشتر از ميانگين كشور است. بهگونهای
كه در اين دوره در مجموع 87/67
درصد واجدان شرايط در سهاستان
مذكور رأی دادند.
در حقيقت از اقدامات ماندگار دولت
خاتمی جلب مشاركت بالای
شهروندان ايران اسلامی در
مناطقی است كه مخالفان تماميت
ارضی كشور آن استانها را چشم
اسفنديار ايران زمين میخوانند.
اين مسأله همگرايی مردم
آن مناطق را با جنبش
اصلاحی ملت نشان داد. مشاركت
وسيع مردم در اين مناطق همچنين به
مخالفان دموكراسی در كشور ما
میآموزد آنجا كه امكان مشاركت
آزاد و داوطلبانه شهروندان وجود
داشته باشد، زنان و مردان استانهای
مرزی، با وجود تفاوتهای
مذهبی و قومی و محروميت
فراوان، بيشتر يا دستكم پابهپای
هموطنان خود در استانهای
مركزی در انتخابات شركت میكنند
و بههمان اندازه، بلكه بيشتر مايل
به اعمال حاكميت و اراده خود بر
سرنوشت خويش هستند. بهخصوص اگر
توجه كنيم همين آمار
كم و بيش در مورد شهروندان اهل
سنت در استانهای آذربايجانغربی،
كرمانشاه، هرمزگان
و ... نيز صادق است و بيانگر مشاركت
فعال مردم اين مناطق در گزينش
نمايندگان خود برای اداره شهرها
و روستاهاست.
نكته آخر توجه به گرايش سياسی شهروندان
استانهای مرزی است. برای
مثال در تمام شهرهای سيستان و
بلوچستان اكثر قريب به اتفاق
منتخبان دوم خردادی هستند،
يعنی از يكسو مشاركت مردم در
انتخابات چشمگير بود (در سرباز96،
چابهار95، سراوان95، زابل87، خاش85،
ايرانشهر79، نيكشهر77 و زاهدان 58
درصد واجدان شرايط رأی دادند). از
سوی ديگر گرايش سياسی
اعضای شوراها در تمام شهرها
اصلاحطلبانه است. فقط در زابل از 7
منتخب، سه نامزد محافظهكار و در
زاهدان از 9 منتخب، 2 نامزد مستقل
رأی آوردهاند. به اين ترتيب از
48 عضو شوراهای اسلامی در
شهرهای سيستان و بلوچستان 43
نامزد مورد حمايت اصلاحطلبان، 2
نفر مستقل و 3 نفر متمايل به جناح
محافظهكارند. گرايش منتخبان مردم
كرد و تركمن نيز بيش و كم شبيه گرايش
برگزيدگان شهروندان سيستانی (شيعه)
و بلوچستانی (سني) است و اكثريت
مطلق آنان را نامزدهای مورد
حمايت اصلاحطلبان تشكيل میدهند.
(نقل از روزنت "رويداد")
|