|
الكساندر درابيكين، مفسر روزنامه پراودا،
در شماره 12 ماه مارس اين روزنامه،
پيرامون حمله نظامی امريكا به
عراق و نقش تركيه در اين حمله نوشت:
"هرايتيج فونديشن" – بنياد ميراث-
يكی از سازمان های پرنفوذ
محافظه كاران آمريكا به حساب می
آيد كه شهرت خود را در اواخر دهه 80
واوائل سالهای 90 قرن 20 بدست آورد.
زمانی كه اين سازمان مامورانش را
برای كار در اتحاد شوروی و
ديگر كشورهای متحد آن، با نام
"سفيران آزادی” استخدام می
كرد.
نمايندگان و سفرای اين سازمان از هر نظر
بررسی ميشدند و دستچين شدگان
دوره آمادگی خود را در ايالات
متحده می گذراندند. به آنها پس از
پايان دوره كمك می شد تا در
كشورهای خود مقام مهمی را در
سازمان های دولتی، منابع
خبری و بازرگانی كشور بدست
آورند. در زمينه تجارت ممكن بود كه
سرمايه ای هم برايشان در نظر
گرفته شود تا با ماموريت های
آينده خود آن را جبران كنند. به اين
ترتيب، شخصيت های حكومتی و
سياسی اتحاد شوروی و ديگر
كشورهای متحد با علاقمندی
شديد اقتصادی در دامن امريكا
قرار می گرفتند.
امروزه با كنجكاوی بيشتری می توان
به فعاليت اين سازمان پی برد.
درشرايطی كه بشريت شاهد آغاز
جنگی جديد است، جنگی كه با
عراق ممكن است آغاز شده و با جنگی
جهانی خاتمه يابد.
اكنون "سفيران آزادی”
امريكا و ديگر هم پيمان هايش سعی
دارند عراق را خلع سلاح كنند و
امكان حمايت از تروريسم را از اين
كشور بگيرند. ايالات متحده می
گويد با فروپاشی حكومت صدام
حسين، می خواهد برای نخستين
بار در اين سرزمين حكومتی دمكرات
بر سر كار آورد و ملت را از رژيم
ديكتاتوری نجات دهد. روسيه هم
بايد از امريكا حمايت كند و چنين
شانس بزرگی را غنيمت شمارد و
جائی برای خود در "جامعه
عالی” و در ميدان بازی و
بازيكنان صحنه اقتصاد عظيم
جهانی باز كند. در اين صورت، قرار
است امريكا نيز منافع روسيه را در
نظر بگيرد. ظاهرا فكر بدی نيست!
اما باوركردنی هم نيست.
تجربه افغانستان تلخ بود. با فروپاشی
زيربنای يك كشور آسيائی،
ايالات متحده باعث باز شدن گره جنگ
های درونی كشور شد كه تلفات
بسياری نيز به همراه خود داشت. با
اين وعده كه افغانستان را به بهشت
تبديل خواهد ساخت. اما، هنگام عمل
معلوم شد كه برای كمك به اين كشور
در بودجه امريكا، حتی يك سنت هم
در نظر گرفته نشده است. همين شيوه را
در مقابل روسيه نيز در پيش گرفتند.
امريكا از روسيه خواستار حامی عمليات ضد
تروريستی در افغانستان شود و
روسيه هم موافقت كرد. به نظر می
رسيد با همرزم و حمايت كننده خود
بايد دوستانه رفتار كرد! اما، دولت
امريكا حتی يك گام نيز به سود
كشور ما برنداشت. هيچ تغييری در
"جنگ سرد" به عمل نيآمد و اين
مسئله منافع اقتصادی روسيه را در
بازار امريكا محدود می كند. روشن
است كه مشابه اين نوع مسائل در
رابطه با عراق نيز تكرار خواهد شد.
بنياد ميراث كه در ابتدا به آن اشاره كردم،
برگ برنده را در اختيار دارد: عراق
پس از صدام حسين و منابع نفتی كه
امروز سرمايه ملی عراق است با
دقت بسيار ميان شركت های بزرگ
نفتی امريكا تقسيم شده اند.
جائی برای منافع روسيه در
آنجا در نظر گرفته نشده است و اين به
معنای امتناع از تعهدات گذشته
است. اين بدان معناست كه سرمايه
گذاری اتحاد شوروی در منابع
نفت عراق، بطور اتوماتيك در اختيار
امريكا قرار می گيرد و اين يك
سرقت آشكار است. پس از چنين حركتی
می خواهند ما باور كنيم كه در
رژيم آينده عراق امريكا بدهی 8
ميلياردی عراق به ما را، آنهم به
دلار پرداخت خواهد كرد!
جنگ امريكا و انگلستان با عراق اكنون ده سال
است ادامه دارد و تازگی ندارد.
زمانی كه اين جنگ آغاز شد، اين دو
كشور آسمان عراق را با نيروی
هوائی خود تحت كنترل قرار دادند.
در ظاهر اين عمل هدف بشردوستانه
ای را دنبال می كرد. گويا
هواپيماهای گشتی در شمال عراق
از كردها دفاع می كردند و درجنوب
از شيعيان، اما در عمل چنين
كنترلی موجب تحريك نيروهای
مسلح زمينی كشور می شد.
طی اين ده سال، بسياری از
مسائل تغيير كرده است. روحانيون
اسلامی، صدام حسين را از بستگان
نزديك يكی از امام های شيعيان
معرفی كردند و بدين گونه از شدت
اختلاف ميان رهبر سنی بغداد و
مردم شيعه در جنوب كشور كاستند.
كردهای شمال عراق، امروز
خطربزرگ را نه در بغداد، بلكه در
آنكارا می بينند. سياستمداران
كرد، يك صدا اعلام كرده اند كه اگر
در خاك آنها حتی يك سرباز ترك
ديده شود حكومت خود مختار منطقه
موصل و كركوك مردم خويش را برای
جنگ با تركيه به صف خواهند كرد.
كسانی كه در صدد برقراری حكومت
دمكراتيك و بركناری رژيم
ديكتاتوری هستند، در حال حاضر
سرگرم نابودی هر آنچه كه باعث
انعكاس خشم ملت است می باشند.
بعنوان نمونه: نابودی ايستگاه های
اپتيك اليافی كه هيچ ارتباطی
به هدف رسمی گشت های هوائی
ندارد و در عين حال برای سيستم
دفاعی عراق بسيار مهم است. اين يك
راهزنی آشگار هوائی است.
تركيه در خواست امريكا در رابطه با مستقر
كردن نيروهايش در خاك خود را رد كرد.
بدين ترتيب جبهه شمالی كه بايد
همزمان با جبهه جنوبی بغداد را
در جنگ های آهنين خود می
گرفتند مختل شد.
حكومت امريكا با خشم، دولت تركيه را به
ورشكستگی اقتصادی تهديد كرد و
سرنوشت آلبانی ها را به آنها
يادآور شد!
آنگونه كه مشخص است نقش آلبانی ها را به
عهده كردهای تركيه گذاشته اند.
اين موضوع باعث تعجب برخی از
ناظران شد، زيرا تركيه در پيمان
ناتو می باشد و گذشته از آن
امريكا و انگلستان در خليج فارس و
دريای مديترانه از نيروی
عظيمی برخوردارند. چنين
نيروئی قادرند هر قسمتی از
كره زمين را با خاك يكسان سازند. آيا
چنين خشمی در مقابل هم پيمان خود
جايز است؟ شايد اساسا صحبت بر سر
حمله به عراق نيست؟
برخی مفسران بر اين نظرند كه امريكا
روی نقشه جهان، در جبهه شمالی خود
قفقاز را علامت گذاری كرده است.
در اينجا بايد كمی به تاريخ بازگشت. در
آستانه جنگ جهانی دوم، در ستاد
كل آلمان، مارش نظامی به سمت
قفقاز از خاك تركيه و ايران برنامه
ريزی شده بود. هدف آن مارش محاصره
منابع نفت در گرجستان و باكو بود و
از اين راه، ارتش سرخ را از سوخت
محروم ساختن. ارتش هيتلری از
اطريش، مجارستان، رومانی و
بلغارستان بايد راه تركيه و ايران
را در پيش می گرفت.
حكومت آن دوره در مسكو، اين مسئله را جدی
گرفت و در مرز جنوبی خود نيروی
هوائی عظيمی را بسيج كرد.
سالها بعد مشخص شد كه ترك ها با
تجربه از جنگ های تاريخی 200
ساله ميان روسيه و ترك ها كه در
پايان همه آنها چيزی نصيب ترك ها
نشد، اين بار صلاح خويش را در
گلاويز نشدن با همسايه مصمم خويش
ديدند. آنها خود را كنار كشيدند و
اين درحالی بود كه نيروی عظيم
ارتش آلمان از آنها پشتيبانی
می كرد.
اكنون تاريخ تكرار می شود. البته حمله
امريكا به قفقاز از راه تركيه می
تواند موفقيت آميز باشد. شوارناتزه
در روياهای خويش ارتش ناتو را در
كشورش می بيند. ديگر جمهوری
های ماوراء قفقاز، حتی اگر
بخواهند با امريكا مقابله كنند نيز
نيروئی نيستند. روسيه بايد
پايگاه و نيروی اندك خويش را از
اين مناطق بيرون ببرد و بدين گونه
سايه نفوذ او از قفقاز خارج می شد.
در تركيه هم در سطح حكومتی
مسائلی بررسی شده و تصميم بر
آنست كه خود را به دام نياندازند.
در حال حاضر، تركيه سود كلانی در تجارت
با روسيه و عراق می برد. آيا نياز
است كه سود موجود را با تشكر ناچيز
هم پيمانی از آن سوی اقيانوس
عوض كند؟ عاقلانه است كه در جبهه
جنگی امريكا قرار نگيرد. البته
با توجه به نظر برخی از
سياستمداران، امريكا می تواند
دست پارلمان تركيه را از پشت بست و
به هدف خود رسيد!
|