|
جواد اطاعت نمايندهی
مجلس در گفتوگو با
ايسنا، به
بررسی نتايج و
پيامدهای انزوای
نخبگان پرداخت و گفت: نخبگان دو
دسته هستند؛ نخبگان فكری كه در
حوزهی فكر و انديشه
فعاليت ميكنند، و نخبگان
اجرايی كه مديريتهای
سياسی و اجرايی را در دست
دارند. در اين ميان نخبگان فكری،
به دليل نبودن تعامل مثبت ميان
دستگاههای اجرايی و
فكری، منزوی ميشوند.
وی ادامه داد: در كشورهای
پيشرفته، نخبگان فكری توليد
كنندگان استراتژی و فكر هستند، و نخبگان
اجرايی اين استراتژيها را به
كار ميگيرند. البته، در كشورهای جهان
سوم، ميان اين دو گروه تعامل
مثبتی برقرار نيست، و نخبگان
اجرايی، بر
اساس ذهنيات خود كشور را اداره ميكنند،
و نخبگان فكری به اميد آن كه از انديشههای آنها استفاده شود، به
توليد فكر ميپردازند.
وی تصريح كرد: گروهی از نخبگان
حاشيهای ( marginal elite ) نظام موجود را به رسميت نميشناسند و
آن را فاقد مشروعيت ميدانند. اين
گروه از نخبگان تلاش ميكنند
تا قدرت سياسی را در دست خود
بگيرند. در كشورهای جهان سوم،
اگر قدرت در
اختيار جريانی قرار گيرد، ساير
جريانها به حاشيه ميروند.
اطاعت
با اشاره به كنارهگيری
افرادی مانند ميرحسين موسوی و
موسوی خويينيها از عرصهی
سياست، اضافه كرد: اين گونه كنارهگيريها
در كشورهای پيشرفته، زياد وجود دارد؛ برخی از
سياسيونی كه در مقطعی به قدرت
ميرسند پس از انجام وظيفه، كمتر
وارد حوزههای
سياسی ميشوند.
وی در اين باره افزود: در كشور ما،
برخی از نخبگان به اجبار به حاشيه رانده ميشوند. افرادی مانند
ميرحسين موسوی و موسوی خويينيها،
توانايی و تجربههای خوبی
برای حضور در عرصهی سياسی
دارند، ولی به دليل نبودن شرايط
مناسب در انزوا قرار
گرفتهاند.
نمايندهی
مردم داراب در خانهی ملت بيان
داشت: نخبگان مخالف نظام كه در
حاشيه هستند
در صورتی كه به موافق تبديل
نشوند، و در گردونههای رقابتهای
سياسی حضور نيابند، به
تدريج مشاركت در نظام سياسی را
با مشكل مواجه ميكنند، و پيامد
چنين فضايی حذف اين
گروه از نخبگان، از روند توسعهی
كشور است.
اطاعت در پايان گفت: منزوی شدن
نخبگان فكری سبب محروم شدن جامعه از انديشهی آنها ميشود. همچنين
كنارهگيری نخبگان درون نظام از
عرصهی سياست، سبب عقبافتادگی
جامعه ميشود .
|