معرفي فيلمهاي شركتكننده در
بخش نمايشهاي ويژهي بيست و
يكمين جشنوارهي فيلم فجر به شرح
ذيل است.
ابرها : نامههايي به پسرم CLOUDS:
LETTERS TO MY SON
عوامل فيلم:
كارگردان، فيلمنامهنويس و تهيهكننده:
ماريوس هانسل، فيلمبرداري:
پيوكورادي، ديديه فراتور.
خلاصه داستان:
ابرها با طنازيهايي كه در آسمان
ميكنند، ”ماريون” را شيفته خود
كردهاند. او در هر فرصتي به ابرها
نگاه ميكند، از آنها عكس ميگيرد
و حتي گاهي فيلمبرداري ميكند.
بالاخره ابرها ايدهاي ساده اما
جذاب به ماريون ميدهند. ايدهاي
براي ساخت يك فيلم، كه با آن
تماشاگران فرصتي براي سفري خيالانگيز
به دست آورند، بدون هيچ اظهار نظري.
ماريون نامههايي براي پسرش ”ژان”
مينويسد، در نامههايش سعي ميكند
هماهنگي و زيبائي موجود در يك
منظره نقاشي و يا يك كتاب را براي
او توضيح دهد، از طرفي موازي با آن
فرصتي نيز براي تماشاگر فراهم ميكند
تا لحظههاي زيبايي را در اسمان
با ابرها به نظاره بنشيند.
درباره كارگردان: ماريون هانسل،
در سال ١٩٤٩ در
فرانسه متولد شد، اولين فيلمش را
در سال ١٩٧٧ با نام ”توازن”
ساخت. در زمينه ساخت فيلمهاي
كوتاه، مستند و سينمايي تجربهاي
طولاني دارد. با فيلم ابرها:... در
جشنواره مونترال ٢٠٠١
حضور داشته است.
”ارتفاع نشين: آخرين بازي” HGHLANDER:
END GAME
عوامل فيلم:
كارگردان: داگلاس آرنيوكوسكي،
فيلمنامه: جوئل سويسن بر اساس
داستاني از اريك برنت، گيليان
هوروات، تهيهكنندگان: پيتر
اديويس، ويليام ن. پنزر،
فيلمبرداري: داگلاس ميلسام، طراحي
صحنه، وندي پارتريج، اوانا
پانسكو، ، بازيگران: ادرين پاول،
كريستوفر لامبرت، بروس پاين،
ميهني تروسكا، دوني ين، يان پل
كسيدي، دامون دش.
خلاصه داستان:
ابرها با طنازيهايي كه در آسمان
ميكنند، ”ماريون” را شيفته خود
كردهاند. او در هر فرصتي به ابرها
نگاه ميكند، از آنها عكس ميگيرد
و حتي گاه فيلمبرداري ميكند.
بالاخره ابرها ايدهاي ساده اما
جذاب به ماريون ميدهند. ايدهاي
براي ساخت يك فيلم، كه با آن
تماشاگران فرصتي براي سفري خيالانگيز
به دست آورند، بدون هيچ اظهار نظري
ماريون نامهةايي براي پسرش ”ژان”
مينويسد، در نامههايش سعي ميكند
هماهنگي و زيبائي موجود در يك
منظره نقاشي و يا يك كتاب را براي
او توضيح دهد، از طرفي موازي با آن
فرصتي نيز براي تماشاگر فراهم ميكند
تا لحظههاي زيبايي را در آسمان
با ابرها به نظاره بنشيند.
درباره كارگردان:
ماريون هانسل، در سال ١٩٤٩
در فرانسه متولد شد. اولين فيلمش
را در سال ١٩٧٧ با نام
”توازن” ساخت. در زمينه ساخت فيلمهاي
كوتاه، مستند و سينمايي تجربهاي
طولاني دارد. با فيلم ابرها:... در
جشنواره مونترال ٢٠٠١
حضور داشته است.
”بچههاي خدا: بچههاي فراموش
شده/ قسمت دوم”
GOD S CHILDREN: FORGOTTEN CHILDREN/PART2
عوامل فيلم:
كارگردان: هيروشي شينوميا، تهيه
كننده: گاكو كانكو، فيلمبرداري:
توشيهيكو اوريو، موسيقي متن:
توكيكو كاتو.
خلاصه داستان:
”كوهستان دودزا” نام كوه عظيمي
از زباله در فيليپين است. در سال ١٩٩٥
دولت فيليپين تصميم ميگيرد در
حالي كه چهل هزار نفر در آنجا ساكن
هستند آنجا را تخليه كند.
درباره كارگردان:
شينوميا تحصيلكرده رشته اقتصاد
است، كار هنري خود را با بازيگري
تئاتر آغاز كرد. بعد به سينما روي
آورد. چند آگهي تبليغاتي و فيلمهاي
ويدئويي ساخت. در سال ١٩٨٨
با سفر به فيليپين به شدت تحت
تاثير كودكان كارگر در مانيل قرار
گرفت. يك سال بعد به آنجا بازگشت و
فيلم ”زباله گردها: بچههاي
فراموش” شده را ساخت. اين فيلم در
چند جشنواره بينالمللي جوايزي
را به دست آورد.
”بدون دخترم” WITHOUT MY DAUGHTER
عوامل فيلم:
كارگردانان: الكسيس كوروس، كاري
تروو، فيلمنامه: الكسيس كوروس،
تهيهكننده: اكوروس، ك.ترور،
فيلمبرداري: جاري پلاري، موسيقي
متن: توماس كمانتلينن.
خلاصه داستان:
فيلمي مستند از زندگي دكتر ”بزرگ
محمودي” كسي كه در سال ١٩٩١
يك بار زندگياش به تصوير درآمد.
فيلمي كه در سال ١٩٩١
ساخته شده بود بر مبناي كتاب ”بدون
دخترم” نوشته همسر دكتر محمودي ”بتي
محمودي” بود كه براي تعطيلاتي به
ايران ميآيد، اما اين تعطيلي
برخلاف ميل او به درازا ميكشد.
بالاخره بعد از يك سال و نيم از
طريق مرز ايران و تركيه به ايالت
متحده ميرود و دختر كوچكش را نيز
با خود ميبرد. اما فيلمي كه در
سال ٢٠٠٢ روايت ميشود
پدري (دكتر محمودي) را به تصوير ميكشد
كه نتوانسته دخترش را در مدت اين ١٥
سال ببيند.
درباره كارگردان:
”كوروس” در سال ١٣٤٠
در خرمشهر متولد شد. در جبهههاي
جنگ تحميلي به عنوان فيلمبردار
حضور داشت. اكنون در فنلاند زندگي
ميكند. آثار او عبارتند از:
خاطرات يك نماينده بعد از اين ١٩٩٩،
در انتظار گودو در فرودگاه دوگل ٢٠٠٠،
روبينا ديگر اينجخا زندگي نميكند:
٢٠٠٢. تروو فعاليتش
را به عنوان ژورناليست تلويزيوني
آغاز كرد. از آثار او ميتوان ”تور”
١٩٨٠، مولبرگ گمنام
١٩٨٥، بهشت ماليات ١٩٩٥
نام برد.
”بروكسل-صوفيه- بروكسل”
BRUSSELS-SOFIA-BRUSSELS
عوامل فيلم:
كارگردان، فيلمنامهنويس:
ويكتوريا مارينوف، فيلمبرداري:
آندري آندريف، تدوين: جولين
ميكوف، بازيگران: آنتونيا
مالينووا، آتاناس آتاناسوف،
ميروسلاو پاشو.
خلاصه داستان:
زني بلغاري ده سال است كه در
بروكسل زندگي ميكند يك هفته به
سفري تجاري به صوفيه ميرود و در
آنجا همسر سابق و پسر يازده سالهاش
را ميبيند و ...
”پرندگان مهاجر” TRAVELLING BIRDS
عوامل فيلم:
كارگردان، فيلمنامهنويس و تهيه
كننده: ژاك برن، فيلمبرداري: اولي
باريه، ميشل بنجامين، سيلوي
كارسدو،لوران فلوتوت، فيليپ
گارگويل، دومنيك جنتيل، برنارد
جنتيل، برنادر لوتيك، استفان
مارتين، فابريك مويندرو، ميشل
تراس.
خلاصه داستان:
تولد زمين، اين آغاز فيلم است.
فوران آتش فشانها، مواد گداخته
ميخروشند. گردبادهاي خشمگين،
تمامي صحراها و دشتها را در مينوردند.
اين آغاز زندگي در كره زمين است!
اما مرحله بعد چيزي است كه كاملا
متفاوت با مرحله پيشين. پرواز
پرندگان در آسمان! فرصتي تا
تماشاگر فيلم نيز با پرندگان
مناظر زيبا و دور از دسترس را
ببيند.
“پنج نفر به نشاني ٥ شهر كابل”
TO FIVE KAFUL CITY ٥
عوامل فيلم:
كارگردان، تدوينگر: آيلين هوفر،
موسيقي: آندري آسن، تهيهكننده:
گروهي.
خلاصه داستان:
در افغانستان بعد از حادثه يازدهم
سپتامبر و سقوط طالبان، اوضاع
خدمات پزشكي تاسف بار است. ٥
نفر... شهري ويران شده از افغانستان
را به نمايش ميگذارد كه با وجود
شرايط جديد نيز مملو از سنتهاي
خشك، محدوديتها و افكار
بازدارنده است. پنج نفر در خلال
صحبتهايشان ما را از اوضاع خدمات
ناقص پزشكي، مشكلات شديد مالي در
اين زمينه و نبود كمكهاي روحي و
رواني مطلع ميسازند. اما موضوع
مهم آن است كه در اين شرايط نيز ميتوان
نور اميدي را كه در دل مردم جوانه
زده است حس كرد، و اين اهميت
بسياري دارد.
”پيشگويي هوا” THE WEATHER-TELLER
عوامل فيلم: كارگردان: فيلمنامهنويس
و تهيه كننده: ماريون هانسل،
فيلمبرداري: پيو كورادي، ديديه
فراتور.
خلاصه داستان:
ابرها با طنازيهايي كه در آسمان
ميكنند، ”ماريون” را شيفته خود
كردهاند. او در هر فرصتي به ابرها
نگاه ميكند، از آنها عكس ميگيرد
و حتي گاهي فيلمبرداري ميكند.
بالاخره ابرها ايدهاي ساده اما
جذاب به ماريون ميدهند. ايدهاي
براي ساخت يك فيلم، كه با آن
تماشاگران فرصتي براي سفري خيالانگيز
به دست آورند، بدون هيچ اظهار نظري.
ماريون نامههايي براي پسرش ”ژان”
مينويسد، در نامههايش سعي ميكند
هماهنگي و زيبايي موجود در يك
منظره نقاشي و يا يك كتاب را براي
او توضيح دهد. از طرفي موازي با آن
فرصتي نيز براي تماشاگران فراهم
ميكند تا لحظههاي زيبايي را در
آسمان با ابرها به نظاره بنشيند.
درباره كارگردان:
ماريون هانسل، در سال ١٩٤٩
در فرانسه متولد شد. اولين فيلمش
را در سال ١٩٧٧ با نام
”توازن” ساخت. در زمينه ساخت فيلمهاي
كوتاه، مستند و سينمايي تجربهاي
طولاني دارد. با فيلم ابرها:... در
جشنواره مونترال ٢٠٠١
حضور داشته است.
”تفنگدار” THE MUSKEHEER
عوامل فيلم:
كارگردان: پيتر هايمز، فيلمنامه:
جين كويينتانوبراساس رماني از
الكساندر دوما، تهيه كننده: موشه
ديامان، فيلمبرداري: پ. هايمز،
موسيقي: ديويد آرنولد، طراحي صحنه:
فيليپ هريسون، بازيگران: كاترين
دونوو، منا سوواري، استيون ري،
تيم راث، جاستين چامبرز، بيل
تريچر.
خلاصه داستان:
پاريس، قرن هفدهم. ”دارتانان”
شمشير زني پرشور است كه تصميم دارد
انتقام قتل پدر و مادرش را بگيرد.
او خودرا در مقابل كمساني ميبيند
كه فرانسه را تحت سلطه خود دارند.
سرزمين او اكنون درگير شورشهاي
داخلي است. تنها يك نفر ميتواند
به دارتانان آرامش ببخشد: ”فرانچسكا”
دختري سرزنده از ده.
درباره كارگردان:
”پيتر هايمز” كار خود را به عنوان
گوينده اخبار در تلويزيون آغاز
كرد. از دهه هفتاد به فيلمنامهنويسي
و كارگرداني روي آورد. فيلمبرداري
برخي از فيلمهايش را خود انجام
داده است.
از اثار او: ”پايان روزها” (١٩٩٩)،
”مرگ ناگهاني”(١٩٩٥)،
”پليس زمان”(١٩٩٤)،
”اختلاف اندك”(١٩٩٠)،
”پايگاه پرسيديو” (١٩٨٨)،
”ترس و فرار” (١٩٨٦)،”شكارچي”
(١٩٨٠)،”زمانه ما”
(١٩٧٤).
”حلقه عروسي” WEDDING RING
عوامل فيلم:
كارگردان: صفربد سولي يف،
فيلمنامه: سولهيا حسينووا، تهيهكننده:
استوديو كاهكاشون، فيلمبرداري:
رحيم محمودوف، طراحي صحنه: بختيار
كاخاروف.
خلاصه داستان:
عشق تنها راه انسان به رهايي.
درباره كارگردان:
”سولي يف” فارغ التحصيل دانشگاه
تاجيك است. از سال ١٩٨٠
وارد حرفه سينما شد و حدود بيست
فيلم مستند و داستاني ساخته است.
”جاسوس تصادفي” THE ACCIDENTAL SPY
عوامل فيلم:
كارگردان: تدي چان، فيلمنامه: ايوي
هو، تهيهكنندگان: جكي چان،
ريموند چو، فيلمبرداري: وينگ-هونگ
وونگ، طراحي حصنه: كنت ماك، موسيقي:
پيتر كام، پويي تات كام، بازيگران:
جكي چان، اريك تسانگ، ويويان هسو،
مين-جئونگ كيم، هسينگ- كوئو وو،
آلفرد چئونگ، آنتوني رنه جونز.
خلاصه داستان:
”باك يون” روزي به طور اتفاقي
جلوي عدهاي سارق بانك را ميگيرد
و مانع كار آنها ميشود.
اين اتفاق باك را كه هميشه روياي
زندگي يك جاسوس بينالمللي را در
سر داشته، معروف ميكند. ”ماني
ليو” كارآگاهي خصوصي است كه فكر
ميكند باك ميتواند دستيار خوبي
براي او باشد. ماني اكنون مشغول
كار بر روي پرونده آدمي است كه به
دنبال پسرش ميگردد. باك را به كره
ميفرستد، او در آنجا مرد مشكوكي
را به نام ”پارك” ملاقات ميكند.
باك ميداند كه اين آن مردي نيست
كه ماني به دنبالش ميگردد، اما
به فكر ميافتد كه شايد پارك پدر
خود او باشد كه سالها پيش ناپديد
شده است. باك با روزنامهنگاري به
نام ”كارمن” آشنا ميشود كه به
او ميگويد پارك يكي از ماموران
كره شمالي است. پارك ناگهان مريض
ميشود، در بستر مرگ رازي را به
باك ميگويد كه اگر درست رمز
گشائي بشود براي او پول و ثروت
زيادي به همراه خواهد آورد.
باك وكارمن سعي در كشف رمز دارند...
”چشمها” THE EYES
عوامل فيلم:
كارگردان: ويپول آمروتال شاه،
فيلمنامه: و.ا.شاه، آتيش كاپاديا،
شوبهانا دسائي، تهيهكننده:
گائورانگدوشي، فيلمبرداري: آشوك
مهتا، موسيقي: جاتين -لاليت، جاتين
پانديت، طراحي صحنه: جايانت
دشموخ، بازيگران: اميتاب باچان،
آكشاي كمار، شوشميتا سن، آرجون
رامپال، پارش راول، آديتيا
پانچولي.
خلاصه داستان:
”ويجي سينگ راجپوت” مدير سخت گير
و موفق بانك است كه روسايش به خاطر
سابقه بسيار خوب كاريش براي او
احترام زيادي قائل هستند. ويجي يك
روز متوجه ميشود يكي از
كارمندانش سعي داشته سرمشتريها
را كلاه بگذارد، كنترل خود را از
دست ميدهد و با او گلاويز ميشود.
روساي ويجي به اين نتيجه ميرسند
كه ويجي مايه دردسر شده است به
همين دليل او را اخراج ميكنند.
ويجي كه انتظار چنين تصميمي را
نداشته، ميخواهد انتقام بگيرد.
او براي چنين انتقامي تصميم ميگيرد
به بانك دستبرد بزند! ويجي با
تهديد ”نها” را مجبور ميكند تا
مهارتهاي حرفهاي خود را در اين
زمينه در اختيار او بگذارد.
“دروازه تنگ است” NARROW IS THE GATE
عوامل فيلم:
كارگردان، تهيه كننده: كرستي
اويبو، فيلمبرداري: ك. اويبو تدوين:
ترور ويليامسن.
خلاصه داستان:
صومعه گرانيكا به منزله جزيرهاي
است آرام، براي تعدادي از صربها كه
در كوزوو ماندهاند. خواهر ”تئودورا”
سعي دارد بين رسالت مذهبياش كه
او را به دوست داشتن فرا ميخواند
و كينهاش نسبت به آلبانيها
تعادل برقرار كند، گاه اين كار را
با دعا و اشك انجام ميدهد و گاهي
با روحي شوخي طبعانه.
فيلم برنده جايزه تماشاگران از
جشنواره پارنو و جايزه بهترين
كارگرداني از سن پترزبورگ روسيه
بوده است.
درباره كارگردان:
”كرستي اويبو” مدتي درگير فعاليتهاي
سياسي بود، در سال ١٩٩٠
هشتاد پناهنده استونيايي را به
سرزمينشان باز گرداند و فيلمي در
مورد بازگشت آنها ساخت.
”رابينسون كروزو” ROBINSIN CRUSOE
عوامل فيلم:
كارگردانان: راد هاردي، جرج ميلر،
فيلنامه: تريسي كينان وين،
كريستوفر كانان، كريستوفر لافتن،
تهيهكنندگان: نيري كاراگو، تيم
وايت، سايمون بوسانكت،
فيلمبرداري: ديويد كانال، طراحي
صحنه:جان بيرد، لسلي بينز،
بازيگران: ليزت آنتوني، پيرس
برازنان، شون برازنان، جيمز
فراين، مارتين گرس، ايان هارت.
خلاصه داستان:
”رابينسون كروزو” در درياها به
دنبال شهرت و ثروت است. توفاني
شديد كشتي او را متلاشي ميكند و
او تنها در جزيرهاي ناآشنا گير
ميافتد. او به دنبال راه زنده
مانده است. با مردي قبيلهاي به
نام ”جمعه” كه در انجا زندگي ميكند
آشنا ميشود، اول از حضور او به
عنوان يك دوست خوشحال ميشود، اما
وقتي ميفهمد افراد قبيلهاي
ديگري نيز در آنجا زندگي ميكنند
تعادل رواناش را از دست ميدهد،او
حالا اصرار دارد كه حاكم مطلق تمام
موجودات آن جزيره باشد.
درباره كارگردان:
”جورج ميلر” در سال ١٩٤٥
در اسكاتلند به دنيا آمد. كارش را
به عنوان دستيار تهيه در سال ١٩٦٦
در تلويزيون آغاز كرد. با نخستين
فيلمش ”مردي از اسنويي ريور”
مورد توجه بسيار قرار گرفت. از
آثار او: سفر به مركز زمين (١٩٩٩)،
آندره (١٩٩٤)، داستان
بيپايان ٢: فصل بعدي (١٩٩٠)،
خلبان (١٩٨٥).
راد هاردي كارگردان استراليايي با
فيلمهايي چون: نيمروز (٢٠٠٠)،
دو نفر براي تگزاس (١٩٩٨)،
بيست هزار فرسنگ زير دريا (١٩٩٧)،
نام من كيت است (١٩٩٤)،
ميان عشق و تنفر (١٩٩٣)،
سايههاي قلب (١٩٩٠)،
عطش (١٩٧٩).
”رنجرهاي تگزاس” TEZAS RANGERS
عوامل فيلم:
كارگردان: استيو ماينر، فيلنامه:
مارتين كوپلند، اسكات بازبي، تهيهكنندگان:
آلن گريسمن، فرانك پرايس،
فيلمبرداري: دارين اوكادا، طراحي
صحنه: هربرت پينتر، موسيقي ترور
رابين، بازيگران: جيمز وان در بيك،
ريچل لي كوك، آشتن كوچر، ديلن مك
درمات، آشر ريموند.
خلاصه داستان:
در سال ١٨٧٥، ياغياني
مانند ”جان كينگ فيشر” جنايتكار،
تگزاس را در ترس و وحشت فرو برده
بودند. ”ليندر مك لني” گروهي را
با نام ”رنجرهاي تگزاس” به وجود
آورد تا با ياغيان مبارزه كنند.
درباره كارگردان:
”استيو ماينر” در سال ١٩٧٠
به عنوان دستيار توليد وارد عرصه
سينما شد. سپس در نيويورك، فيلمهايي
در زمينههاي صنعت، آموزش،
كارگرداني و تهيه كرد. ديگر كارهاي
او عبارتند از: درياچه آرام (١٩٩٩)،
هالووين ...، پدرم ، قهرمان (١٩٩٤)،
جادگر (١٩٨٩)، خانه (١٩٨٦).
”شكار جن” EXORCISM
عوامل فيلم:
كارگردان، فيلمنامهنويس و تهيهكننده:
مهدي اميد، فيلمبرداري: رزت
قادري، طراحي حصنه: م. اميد،
موسيقي: دلو حسين، هيمن حسين.
خلاصه داستان:
در سال ١٩٩١ در ميان
آوارگان عراقي پيرمردي كه دخترش
را گم كرده و توان راه رفتن ندارد
از جاني به نام جوامير ميخواهد
كه او را با خود ببرد، و در عوض پير
مرد دخترش را بعد از پيدا شددنش به
عقد او درآورد. مريم پيدا ميشود و
حاضر نيست به عقد جوامير درآيد.
”شهرك پليس” COP LAND
عوامل فيلم:
كارگردان، فيلمنامهنويس: جيمز
منگولد، تهيهكنندگان: كتي
كانراد، ازرا سوئر دلو، كاري
وودز، فيلمبرداري: اريك آلن
ادواردز، طراحي صحنه: لستر كوئن،
بازيگران: سيلوستر استالون، هاروي
كايتل، ري ليوتا، رابرت دنيرو،
پيتر برگ، آنابلا سيكورا.
خلاصه داستان:
”فردي هفلين” هميشه به حرفه
پليسي علاقهمند بوده است و از
آنان براي خود بت ساخته است او به
خاطر مشكل شنوايي اجازه دادن
امتحان ورودي را به نيروي پليس
نداشته است. اما به خاطر رفتار
خوبش او را به عنوان كلانتر شهركي
در نيوجرسي انتخاب شده است.
بنابراين در جايي زندگي ميكند كه
بسياري از ماموران پليس شهر
نيويورك نيز در آنجا هستند. ”موتيلدن”
بازرس ”امور داخله” اداره پليس
نيويورك است و در تعقيب چند پليس
كلاهبردار به شهر كوچك و كلانتري
فردي ميرس. فردي كم كم در مييابد
برخي از قهرمانان زندگياش چنان
هم زندگي وارستهاي ندارند....
درباره كارگردان:
”منگولد” در انستيتو هنرهاي
كاليفرنيا سينما و بازيگري خوانده
است. در سن ٢١ سالگي
فعاليتش را در استوديوي ديزني
آغاز كرد اما چندي بعد اخراج شد.
مدتهاي بيكار بود تا اينكه
تصميم گرفت براي ادامه تحصيل به
مدرسه فيلم دانشگاه كلمبيا برود،
انجا بود كه اولين فيلم سينمايياش
را با نام ”تبهكار” ساخت.
”فرشته چهارم THE FOURTH ANGEL
عوامل فيلم:
كارگردان: جان اروين، فيلمنامه: ا.اسكات،
بر اساس رمان فرشته نوشته رابين
هانتر تهيهكنندگان: الن اسكات،
پيتر ر. سيمپسن، فيلمبرداري: مايك
مالوي، طراحي صحنه، استيو
سسيموندز، بازيگران، جرمي
آيرونز، فارست ويتاكر، جيسن
پريستلي، بريوني گلاسكو، لويس
ماكسول.
خلاصه داستان:
همسر و سه فرزند ”جك الگين” با
هواپيما به هند سفر ميكند. خبر
ربوده شدن هواپيما را به دست
تروريستها ميشنود. مسئولين
پرواز هواپيمايي آمريكا بلافاصله
حاضر به پرداخت پول در ازاي آزادي
گروگانها ميشوند، اما زماني كه
در لحظهآي كه زنها و بچهها را
تخليه ميكنند. شليك ناگهاني چند
گلوله باعث منفجر شدن هواپيما ميشود.
خانواده الگين از بين ميرود.
ربايندگان هواپيما ميگريزند.
الگين نزد يكي از نمايندگان وزارت
امور خارجه آمريكا ميرود. در
آنجا به او گفته ميشود كه به هر
حال كار زيادي از دست هيچ كس ساخته
نيست. جك به كمك يك از دوستاتنش ”كيت”
يك تنه به گرداني ضد تروريست تبديل
ميشود.
درباره كارگردان:
”اروين” به عنوان تدوينگر براي
تشيكلات رنگ وارد سينما شد. پس از
كارگرداني چند فيلم مستند به
سينماي داستاني روي آورد. اثار او :
شهر صنعتي (١٩٩٧)، زن
بيوه (١٩٩٤)، تهيه
همبرگر (١٩٨٧)، بر
خورد خشن (١٩٨٦)،
قهرمانان (١٩٨٣)،
داستان ارواح (١٩٨١)،
مصيبت جنگ (١٩٨٠).
“ليلي و مجنون” LEYLI & MAJNUN
عوامل فيلم:
كارگردان: شامل نجف زاده،
فيلمنامه: ناظم عباس، رامز
ميرزايف، ش. نجفزاده، براساس
اثري از محمد فضولي، تهيهكنندگان:
بابك حسين اوغلو، عارف آليسان،
فيلمبرداري: عادل عباسوف، طراحي
صحنه: ش. نجفزاده، موسيقي: اوزير
حاجيبيوف.
خلاصه داستان:
حكايت عشق زن و مرد جواني است كه
چگونه عشق آنها در مسير جديد از
درك حقيقت مطلق مياندازد.
درباره كارگردان:
”نجف زاده” فارغ التحصيل
انستيتوي سينمايي مسكو است. از سال
١٩٩٠ به عنوان
كارگردان به فعاليت ادامه ميدهد.
از اثار او زاير (٢٠٠٢)،
هات داگ (كوتاه/ ١٩٩٨)،
شاه ميميرد (١٩٩٥)،
دنياي سياه و سفيد (١٩٩١).
”موساي جنگاور” MUSA-THE WARRIOR
عوامل فيلم:
كارگردان، فيلمنامهنويس: كيم
سونگ- سو، تهيهكننده: سيدوس،
فيلمبرداري: كيم هيونگ -كو، طراحي
صحنه: هوئو تينگ شيائو، موسيقي:
شيروساگيسو، بازيگران: ژانك زييي،
جونگ ووسونگ، آن سونگ -كي، جو جين-مو.
خلاصه داستان:
دو سلسله ”يوآن”و ”مينگ” چين
سال ١٣٧٥ م. را در
آشفتگي فرو برودهاند. يك هيات از
سلسلهاي قديمي به نام ”كوريو”
از كره به چين ميآيد تا با دولت
تازه پيمان دوستي ببندد. ولي به
هيات كرهاي اتهام جاسوسي ميزنند.
انها به بياياني دور افتاده تبعي
ميشوند. بر سر راه به گروهي از
جنگجويان يوآن بر ميخورند اما
جان سالم به در ميبرند. سپس به
سوي زادگاهشان به راه ميافتند
ولي باز هم با سربازان يوآن رو به
رو ميشوند؟ آنها در مييابند كه
جنگجويان يوآني شاهزاده خانم از
سلسله مينگ است سعي ميكنند با
نجات او كشتي به دست آورند تا
بتوانند به كشورشان برگردند.
از اثار ديگر كارگردان: شهر آفتاب
تابان (١٩٩٨)، ضربه (١٩٩٧)،
فراري (١٩٩٥)، بنبست
(١٩٩٣).
يازدهم سپتامبر سال ٢٠٠١
٠١/٩/١١
عوامل فيلم:
كارگردانان: كن لوچ، كلود لولوش،
دنيس تانوويچ، شون پن، آموكسي
گيتاي، سميرا مخملباف، ادريسا
اوئورائوگو، ميرا نايير، يوسف
شاهين، آلخاندرو گونزالس
ايناريتو، تهيهكنندگان: ژاك
پرن، نيكلا موورناي.
درباره داستان:
تهيهكنندهاي فرانسوي يازده
كارگردان معتبر را از سراسر دنيا
دعوت ميكند تا هر كدام روايت و
تعبير خود را از حاديثه يازدهم
سپتامبر در فيلمي كوتاه بيان كنند.
اين كارگردانها هر آزادي كامل را
در ساخت فيلمهايشان داشتند، تنها
بايد اين نكته را رعايت ميكردند
كه زمان فيلمهايشان حتما ١١
دقيقه و ٩ ثانيه و يك فريم
باشد.
”يك فرشته” AN ANGEL
عوامل فيلم:
كارگردان: ميگل كورتوياس،
فيلمنامه: پي - يرهانري سالفاني،
لوران ويوير، دني پارن، تهيهكننده:
ژرژ بنايون، فيلمبرداري: دومنيك
بويلر، طراحي صحنه: دنيس مرسيه،
بازيگران: ريشا بري، السا
زيلبرستاين، پاسكال گره گوري،
ونسان مارتينز، نيكلا سيلبر.
خلاصه داستان:
”لنا” به خاطر عشق و علاقه به
برادر كوچكش ”سامي” به عنوان يك
دلال مواد مخدر كار ميكند. سامي
نوجوان خيالپردازي است كه روي
ديوارهاي مدرسه فرشتهها را
نقاشي ميكند. مامور پليسي به نام
”كوسكاس” نيز به تنها با پسرش
زندگي ميكند. روزي كوسكاس كه
سامي را تعقيب ميكند به او شليك
ميكند وسامي در آغوش خواهرش ميميرد.
لنا اتومبيل كوسكاس را مي ربايد،
در حالي كه بچه پشت آن خوابيده
است، لنا نميداند اين بچه همان
پليس است، لنا و كوسكاس هر چند با
رابطهي خصومتاميز اغاز ميكنند
اما كم كم به يكديگر علاقمند ميشوند.
از آثار كارگردان: وحشي (٢٠٠٢)،
آليس روي صحنه (١٩٩٧)،
نشان عشق (١٩٨٨).
|