|
ولاديمير
سيمونوف، مفسر سياسی
خبرگزاری نووستی چاپ روسيه
در تحليل شرايط بحرانی ناشی از عزم
امريكا برای حمله نظامی به
عراق گفت:
تصميم
سرنگونی نظامی عراق مدتها پيش
از اينكه بازرسان
وارد اين كشور شوند گرفته شده
است. به
نوشته «واشنگتن
پست» جورج بوش، رييس جمهور آمريكا
در 17 سپتامبر 2001 يعنی شش روز بعد
از حمله به مركز تجارت جهانی و
پنتاگون يك متن دو صفحهيی را با
مهر كاملا
محرمانه امضا كرده است. اين همان
نقشه جنگ با افغانستان بود. در
آخرين سطرهای
اين سند چيزی مانند يك تبصره
برای پنتاگون آمده و به آن دستور
داده است: "برنامهريزی
حمله به عراق را آغاز كنيد."
همين فكر
برای اولين بار پنج سال پيش بر
روی جلد مجله
«Weekly Standard» چاپ حزب محافظهكار
واشنگتن ديده شد كه در آن نوشته شده
بود: "صدام
بايد برود" و در ادامه هم دستورالعمل
انجام اين اقدام توضيح داده شده بود.
دو
مقالهی بنيادی اين شماره از
مجله را شخصيت های عاليرتبه
دولت بوش نوشته بودند؛
زلمی خليلزاد كه اكنون
فرستاده ويژه كاخ سفيد در روابط
با مخالفان حكومت عراق
است و پل ولفوويتز كه هم
اكنون معاونت وزارت دفاع را به عهده
دارد.
اين
دو در آغاز
سال 1998 با ارسال نامهای
سرگشاده به بيل كلينتون، رييس
جمهور سابق آمريكا وی را به «اجرای
استراتژی بركناری رژيم صدام
از حكومت» دعوت كرده بودند.
هشت
نفر ديگر هم كه
پستهای كليدی در دولت بوش
دارند، از جمله دونالد
رامسفلد، وزير دفاع كنونی امريكا
نيز اين
نامه را امضاء كرده
بود.
سرنگونی
صدام حسين يگانه هدف نيست، آغازی است
در جهت ايجاد يك فرصت تاريخی برای
تغيير نقشه جغرافيايی خاورميانه
و خاورنزديك در سطحی كه با
سقوط امپراطوری عثمانی قابل
مقايسه باشد.
اين
نقشه تازه بايد دو هدف استراتژيك
اصلی را برای آمريكا تامين
كند؛ اعمال كنترل بر جريانات نفتی و ديگری حفظ
برتری نظامی اسراييل در منطقه.
اين
نقشهها و مقاصد مشترك
ژئوپلتيكی اجزائی را در بر
می گيرند؛ كه عبارتند از كنترل
ظرفيتهای نفتی عراق،
متلاشی كردن احتمالی سازمان
كشورهای صادر كننده نفت
"اوپك"
و بركناری دولتهای سوريه
و ايران با
زور و يا با تحريك توطئههای
داخلی در اين كشورها.
تعجبی
ندارد كه واشنگتن حاضر است بيش از 200
ميليارد دلار برای اشغال عراق
هزينه كند،
چون در آخر سودی بيشتر
را در آنجا نصيب خود ميكند.
كنترل
ذخاير نفتی عراق كه از نظر غنا
رتبه دوم را در جهان دارد، تقريبا
سه تريليون دلار
ارزش دارد، توليد بيشتر
مواد خام توسط عراق امكان
ميدهد كه قيمت نفت
تا 10 دلار در هر
بشكه پايين بيايد.
اين
امر به علاوه آمادگی روسيه
برای تبديل شدن به
يكی از صادركنندگان اصلی
انرژی به را آمريكا فراهم می سازد و به اين ترتيب امكان
يك رقابت واقعی با عربستان
سعودی به عنوان قانونگذار بازار نفتی
فراهم ميشود.
خروج
عراق از اوپك، از دست رفتن اعتبار و
نفوذ اوپك و يا كلا از بين رفتن اين سازمان است و اين آرزوی قديمی امريكاست. اتفاقی
نيست كه جهان بدون اوپك به موضوع
مباحث سياستشناسان تبديل شده است.
اين موضوع در دستور
كار كنفرانس بينالمللی كه از
طرف مركز مطالعات جهانی انرژی
در ژانويه سال جاری در انگليس برگزار
خواهد شد، مطرح است.
فهرست
اسامی شركت كنندگان اين كنفرانس
گمان نميرود كه نياز به تفسير و
توضيح داشته باشد: شيخ
زكی يمانی، وزير نفت سابق
عربستان سعودی، ژنرال
وافيك سامارائی رييس سابق
اطلاعات نظامی عراق،
فحيل چلابی وزير نفت سابق
عراق خود را در آينده نفت تعيين كننده ميدانند.
از سوی ديگر، احمد
چلبی،
رهبر كنگره ملی مخالفان عراق
ملاقات مهمی
را
با مسوولان
كنسرسيومهای نفتی
آمريكا انجام داده است.
به
احتمال زياد همين شخص كانديدای برگزيده واشنگتن برای نفش
رهبری عراق بعد از صدام است. او
بعد از رسيدن به قدرت، نه اوپك بلكه كنسرسيوم
جهانی جديد نفت را كه آمريكا
در راس آن قرار دارد، ترجيح خواهد داد.
بعيد
است كه آمريكا با برافراشتن پرچم خط
و ستاره (پرچم آمريكا)
برفراز بغداد قانع شود. طرفداران سياست جنگی امريكا قطعا
در صدداند از لشكركشی
نظامی برای رفع تهديدات به
اصطلاح باقی مانده عليه
اسراييل يعنی دولتهای
سوريه و ايران استفاده كنند.
ريچارد
پرل كه اكنون پست با نفوذ رياست
شورای سياستهای دفاعی
پنتاگون را احراز كرده است، ميگويد:«اين
شروعی برای پايان رژيم ايران
است."
مايكل
لدين، سياست شناس محافظهكار
معروف آمريكايی در مقاله خود در
مجله وال استريت
تحت عنوان «جنگ در
بغداد تمام نميشود»، با
اطمينان مينويسد:
" اگر ما به عنوان ناجی به ايران برويم. حمايت باشكوه مردم اين
كشور در انتظار ماست!؟"
|