|
عيسی
سحرخيز: ، جنبش اصلاحات همانند
رودخانهی خروشنده و پر جنب و
جوشی است كه اگر نتوان
كانالها و مجاری بهرهبرداری
برای آن فراهم كرد و يا انرژی
اين رودخانه را بدون برنامهريزی
و محاسبه پشت سر نگه داشت، اين بيم
وجود دارد كه انرژی حاصله و آب متراكم پشت اين
سد، روزی خود سد را نيز بشكند و
در مسير غير دلخواه روان شود و خسارات و صدمات
مادی و معنوی برای جامعه و
نظام بار آورد .به اين دليل است كه
برخی از جامعه شناسان می گويند
شاهد تركهايی در اين سد هستند و
گه گاه صداهايی می شوند كه هشدار دهنده
است .
اگر لايحه اصلاح
قانون انتخابات و لايحه تبيين
اختيارات رييس جمهور تصويب نشود، آخرين هشدار به
كسانی است كه جلوی اجرای
كامل قانون اساسی را می گيرند.
اين افراد بايد توجه كنند
اگر مانع تصويب و اجرای اين دو
لايحه شوند، به دست خود مهر
تاييدی به اين نظريه خواهند زد
كه اصلاحات در چارچوب
قانون اساسی و يا اصلاحات درون
زا در ايران، غير ممكن است و بايد فكر
ديگری كرد .
اگر
جامعه يا اكثريت آن به اين
اجماع برسد كه
اصلاحلات درون زا امكان پذير نيست،
گزينههای مختلفی از جمله
نگاه به بيرون و
انتظار برای ظهور و ورود يك
ناجی خارجی و يا رفتن
به سوی راديكاليسم و
آنارشيسم مطرح خواهد شد . پس
از
25 سال
جامعه را به دست خود به سمت و
سويی سوق می دهيم كه كشور و
نظام در معرض خطر دخالت خارجی و
يا آشوب و بلوا قرار گيرد. ما در حال
حاضر بصورت فزايندهای در حال
از دست دادن فرصت هايی كه
اصلاحات برای كشور فراهم آورده
است، هستيم و اگر
جريان عاقل و
خردگرای محافظه كار نتواند جلو
برنامهها و اقدامات گروه اقتدار
طلب، خشن و آشوب ساز
را بگيرد، كشور در آينده نزديك به
مرحله بحرانی خواهد رسيد كه در اين صورت مشخص نيست كه
بتوان اين انرژی متراكم شده پشت
اصلاحات و خواستههای اصلاحات
را بيش از اين مهار و
كشور و منافع نظام و مردم را حفظ كرد .
اين
روزنامهنگار ابراز عقيده كرد
: اگر خاتمی نتواند در شرايط
كنونی، وعده اجرای كامل قانون
اساسی را عملی همانطور كه پيش
از اين نيز تلويحا مطرح كرده است،
چارهای جز كنارهگيری
و حفظ آبرو و حيثيت شخصياش نخواهد
داشت .
به اعتقاد وی، اصلاح طلبان واقعی در دولت
، مجلس و نهادها و ارگانهای ديگر
در چنين شرايطی، چارهای جز
تاسی به خاتمی در
كنارهگيری و انتظار برای
فراهم آمدن فرصت تكميل اصلاحات و
اجرای كامل شعارها و اهداف
به حق انقلاب 1357 نخواهند داشت .
سحرخيز
با اعلام اين مطلب كه
بايد بين احزاب و گروههای
موسوم به جبهه دوم خرداد و اصلاح
طلب تفكيك واقعی قائل
شد، در تبيين بيشتر سخن خود،
اظهار داشت : متاسفانه بعد از 5-6 سال
در شرايطی قرار
داريم كه افراد و
جريانهايی خود را اصلاح طلب
می خوانند اما در جهت منافع
شخصی و
گروهی خود تيشه به ريشه
اصلاحات می زنند و در حالی كه
جرات و شهامت حمله به نقاط
اساسی مشكل ساز برای
نظام و اجرای كامل اصلاحات
بنيادی را ندادند، رييس جمهور را
نشانه می روند . بنابراين
ضرورت دارد نوعی پالايش در جبهه
اصلاحات صورت پذيرد.
برای
اين پالايش بايد ابتدا يك ائتلاف
تازه حول اهداف مشخص مردم
سالاری تشكيل شود با شركت
نيروهای مردمسالار و همه
جريانهای صلح دوست و تمام
جريانهايی كه به حقوق اساسی،
مردم و حقوق شهروندی احترام
می گذارند.
|