اخبار

پيك

                       

غلامحسين صالحيار در مراسم ياد بود

دكتر مهدی سمسار در تهران

مردان بزرگ، در مطبوعات

كوچك شده ايران جای نمی گيرند!

 

هفته گذشته در چنين روزی يكی از چهره های برجسته روزنامه نگاری ايران چهره در نقاب خاك كشيد. دكتر مهدی سمسار در يكی از بيمارستان های پاريس جهان را بدرود گفت.

دكتر مهدی سمسار دكتر داروساز و استاد دانشكده داروسازی دانشگاه تهران و مترجم بسياری از آثار تاريخي(بويژه تاريخ اسپانيا) بود، اما شهرت او در جامعه مطبوعاتی ايران و حقی كه او بر گردن يك نسل از روزنامه نگاری ايران داشت فراتر از استادی او در دانشكده داروسازی و ترجمه آثار فراوانی بود كه از خود برجای گذاشت.

دكتر سمسار در سال های سلطه رژيمی كه از درون كودتای 28 مرداد بيرون آمده بود سر دبيری كيهان را برعهده گرفت و بيش از يك دهه، با اقتداری كم نظير از ميان سيلاب های سانسور مطبوعات و پاسداران قلعه سانسور( محرمعلی خان، سرهنگ فردوس، تدين و...) تا آنجا كه در توان يك روزنامه نگار آن دوران بود عبور كرد. او در دورانی سردبيری كيهان را برعهده گرفت كه دكتر عبدالرحمن فرامرزی بدليل كهولت سن چند سالی  حاشيه گزيده بود و دو روزنامه نگارشناخته شده ايران "رضا مرزبان" و دكتر" عظيمي" توان پر كردن جای خالی فرامرزی را در كيهان نيافته و ستاره روزنامه كيهان رو به افول بود.

دكترسمسار با اختيارتی كه شرط پذيرش مسئوليتش از جانب صاحب امتياز كيهان بود، تغييرات در كادر تحريريه و سياست گذاری سردبيری روزنامه كيهان را برعهده گرفت و از همان ابتدا درهای سالن يكصد نفره تحريريه روزنامه كيهان را به روی سالم ترين و جوان ترين چهره های مطبوعاتی ايران گشود. از ميان همين چهره ها رحمان هاتفی ( سردبير هميشه در سايه كيهان) جلوه كرد و امثال خسرو گلسرخی آنجا كه درهای همه مطبوعات را به روی خود بسته ديدند، در كيهان فضائی برای تنفس يافتند. به همت و خواست او، يكی از مغضوبين معروف رژيم كودتا، دكتر علی اصغر حاج سيد جوادی ميز كاری در كنار دست دكتر مهدی سمسار يافت و با نام مستعار "آگاه" مقالات اجتماعی شب های جمعه كيهان را نوشت؛ و باز به همت او مقالات و نوشته های فلسفی امثال حميد عنايت، طرح های اردشير محصص، اشعار اسماعيل خوئی و طنزهای كوتاه و گزنده فيروز گوران با عنوان "شهرها و نكته ها" در كنار يادداشت های اجتماعی شادروان خسرو شاهانی با نام "جنجال برای هيچ" و... در كيهان چاپ شد.

از ميان نويسندگان مطبوعاتی كه به مسلخ فرمانداری نظامی كودتای 28 مرداد برده شده بود، هر آنكس كه هنوز كلامی برای گفتن و جسارتی برای منتشر كردن داشت به كيهان راه يافت و اين نشد مگر به همت و ابتكار توام با اقتدار دكتر مهدی سمسار. آنگاه كه رژيم كودتا تاب مجله فكاهی "توفيق" را هم نياورد و فرمان توقيف آن را نيز صادر كرد،  برجسته ترين كادرهای اين مجله نيز راهی كيهان شدند: لطيفی، هادی خرسندی و شادروان منوچهر محجوبی.

كادر ورزيده مترجمين كيهان را دكتر سمسار با ياری گرفتن از امثال جهانگير بهروز، جهانگير افكاری و سروان پوردولت تكميل كرد، كه همه آنها به جرم همسوئی و يا عضويت در حزب توده ايران ( حتی سازمان نظامی اين حرب) برای دورانی طولانی چنان مغضوب و محبوس بودند كه تا سالها معيشت خانواده خويش را نمی دانستند چگونه تامين كنند!

در آستانه عصر ننگين رستاخيز آريامهری دكتر مهدی سمسار از سردبيری كيهان كناره گرفت و جای خود را به امير طاهری داد كه مناسباتی چند سويه با اردشير زاهدی و فريدون هويدا داشت و هنری داشت كه دكتر سمسار نداشت: مانور ميان دسته بندی های فعال در اطراف كاخ های سلطنتي!

با آغاز انتشار روزنامه رستاخير، زير انواع فشارهای سياسی دكتر مهدی سمسار سردبيری تشريفاتی اين روزنامه را پذيرفت، چنانكه هر غروب يك تا دو ساعتی پشت ميز سردبيری می نشست و سپس بی آنكه دخالت در امری كرده باشد راهی خانه اش می شد.

پس از انقلاب او را به همين جرم دستگير كردند و نزديك به يكسال در زندان ماند. دكتر سمسار از كارشناسان  تاريخ باستان ايران و در عين حال باستانشناس نيز بود. يگانه سرگرمی او جمع آوری برخی اشياء عتيقه بود و هر آنچه از راه ترجمه و روزنامه نگاری در آورده بود خرج اين سرگرمی كرده بود. ماموران كميته های انقلاب پس از آنكه او را به زندان قصر منتقل كردند اشياء خانه اش را به يغما بردند. پس از رهائی از زندان تمام وقت خويش را صرف ترجمه كرد و با آنكه بين فرانسه و ايران در سفر بود و می توانست در فرانسه اقامت گزيند، ماندن در ايران را ترجيح داد. در فروردين گذشته ضمن سفر به پاريس در يكی از بيمارستان های اين شهر بستری شد و ديگر از بستر برنخاست.

مجل ياد بود

دو شنبه گذشته به همت جمعی از روزنامه نگاران قديمی ايران مجلس يادبودی در سالن اجتماعات آپادانا در شهرك غرب تهران برای دكتر سمسار برپا شد. جمعی نزديك به يكصد تن از اهل قلم و مطبوعات در اين مراسم ياد دكتر سمسار را گرامی داشتند و باستانی پاريزی كه آشنائی ديرينه با دكتر سمسار داشت پيرامون شخصيت علمی اين روزنامه نگار از دست رفته سخن گفت. در همين مراسم دكتر ظريفی همدم هميشگی دكتر سمسار سخنرانی كرد و پايان سخن به دكتر غلامحسين صالحيار از انگشت شمار روزنامه نگاران قديمی ايران رسيد. او كه هر گاه سردبير روزنامه اطلاعات بود رقيب سمسار و هر گاه از دايره موسسه اطلاعات بيرون بود دوست دكتر سمسار بود با صدائی بغض آلود از ناسپاسی اهل مطبوعات جديد ايران ياد كرد كه حتی از انتشار خبر درگذشت دكتر مهدی سمسار دريغ كردند و ملاحظه!

از ميان جمع دليل را پرسيدند و غلامحسين صالحيار به طعنه گفت:

مطبوعات ما آنقدر كوچك شده اند كه ديگر انسان های بزرگی مثل دكتر سمسار در آن جای نمی گيرند!

ياد و خاطره اش را در سينه تاريخ مطبوعات ايران حفظ كنيم!

 
 
                   بازگشت به صفحه اول
Internet
Explorer 5

 

ی