|
نوام چامسكی از انديشمندان و
نظريهپردازان بزرگ جهان
و استاد دانشگاه يو.سی.ال.ای
آمريكا در گفتوگويی با مركز
رسانهيی مستقل منطقهی
خليج سان فرانسيسكو شركت كرده
است؛
آنتونی
ديماجيو: من هميشه بر اين باور
بودهام كه تصميم دولت بوش برای
جنگ عليه عراق به دو دليل
عمده صورت گرفته است: برای حفظ
امنيت آخرين ذخاير نفتی در خاورميانه كه
تحت كنترل آمريكا نيست و نيز انحراف
توجهات از سياستهايی كه بوش در داخل آمريكا
اعمال كرده و موفق نبودهاند. به
عقيدهی شما، برپايی جنگ با
عراق تا چه ميزان برای
حفظ ذخاير نفتی عراق و نيز
انحراف توجهات مردم آمريكا صورت
گرفته است؟ آيا ميتوان
گفت عامل ديگری در اين ميان نقش
داشته يا يكی از اين عوامل بر ديگری ارجحيت
دارد؟
چامسكی:
اين يك فرض گسترده است؛ كه جريان
اصلی تصوراتی را كه وجود
دارد، شامل ميشود. اينها
دو دليل عمده هستند؛ من با اين امر
موافقم كه بدست آوردن كنترل دوبارهی
ذخاير نفت عراق (دسترسی نه،
كنترل؛ اين يك موضوع متفاوت است)
موضوعی است كه از ديرباز
وجود داشته است. 11 سپتامبر زمينهی
استفاده از زور را فراهم آورد و اين زمينه تنها
برای آمريكا مهيا نشد، بلكه
روسيه، چين، اندونزی، اسراييل و
ديگران هم از آن استفاده
كردند و تغيير توجه اذهان عمومی
مردم از آنچه بر سر آنها ميآيد،احتياج
به زمان دارد. نمود آشكار اين امر را
ميتوانيم در انتخابات كنگره مشاهده كنيم و
انتخابات رياست جمهوری آينده
نيز ثابت كنندهی اين مدعی
خواهد بود.
دی
ماجيو: آيا شما فكر نميكنيد جنگ
خليج (فارس) نيز اساسا به منظور
تامين دسترسی
آمريكا به نفت كويت صورت گرفت؟ آيا
اين جنگ به منظور دادن درس عبرتی
به صدام صورت گرفت؟ شما
فكر ميكنيد كه كدام عامل برای
دولت بوش اولويت داشته است؟
چامسكی:
من فكر ميكنم دليل اصلی برای
جنگ اول خليج (فارس) چيزی است كه «اعتبار» خوانده ميشود:
صدام از دستورات سرپيچی كرده
بود؛ هيچ كس نميتواند منكر اين
امر شود. برای
فهميدن دليل جنگ اول خليجفارس
بايد از بزرگان مافيا بخواهيم تا
علت آن را توضيح دهند.
ميتوان تصور كرد كه شايد با
مذاكره ميشد صدام را به عقبنشينی
وا داشت، اما موضوع
چيز ديگری است. بهتر است كه از
سران مافيا بپرسيم كه موضوع كسب حيثيت و اعتبار
يعنی چه؟
دی
ماجيو: تفكر حاكم بر دولت آمريكا در
كنترل منابع نفت عراق چه فرقی با
10 سال پيش كرده است؟ به
نظر ميرسد كه عراق در حال حاضر
نسبت به آنچه در گذشته بوده، بيثبات شده است.
چه چيز در انديشه دولتمردان
آمريكا از زمان جنگ خليج فارس تغيير پيدا كرده است؟
چامسكی:
در آن زمان آمريكا مايل نبود؛ تا
ريسك تسلط بر عراق را بپذيرد. اين
امر هيچ ارتباطی
با ثبات ندارد. ديكتاتور عراق بسيار
با ثبات است؛ در آن زمان هيچ جايگزين
مناسبی برای صدام وجود نداشت،
اما الان اوضاع فرق كرده است.
دی
ماجيو: من شنيدهام كه در جريان جنگ
خليجفارس، جورج بوش پدر به كالين
پاول گفته بود كه
بمباران هستهيی بغداد را
بررسی كند. اگر اين امر درست
باشد، تا چه حد مردم آمريكا
متوجه نخواهند شد كه سياست خارجی
آمريكا كوچكترين اهميتی برای
اصول انسانی كه
رهبران ما آن را تبليغ ميكنند،
قائل نيست؟
چامسكی:
هيچ طرحهای شناخته شدهيی
برای بمباران هستهيی وجود
ندارد. تنها اين نكته قطعی بود
كه عراق بيدفاع است. آمريكا ترجيح
ميدهد تا از جنگافزارهای
بيولوژيكی استفاده كند كه توجيه
آن چون خرابی در بر ندارد آسانتر
است.
ديماجيو:
آيا شما فكر ميكنيد دولتمردان
آمريكايی واقعا اهميت ميدهند
كه صدام سلاحهای
كشتار جمعی در اختيار داشته
باشد؟ آيا اينها واقعا تهديدی از
سوی عراق محسوب می
شوند؟
چامسكی:
من هيچ نظری دربارهی آنچه كه
بوش به آن اعتقاد دارد (اگر چنين
چيزی باشد) ندارم، اما ديك چنی
معاون رييس جمهور آمريكا و دونالد
رامسفلد، وزير دفاع آمريكا ميدانند
كه دنيای بيرونی واقعا وجود
دارد و آنها خيلی خوب ميفهمند
كه چرا مردم و
دولتهای منطقه اگر چه از صدام
متنفرند، اما از وی نميترسند،
حتی ايران و كويت كه صدام
هنگامی كه دوست و متحد آمريكا
بود؛ به آنها حمله كرد. هيچ كس نميخواهد كه
عراق سلاحهای كشتار جمعی
داشته باشد. همانطور كه هيچ كس نميخواهد اسراييل،
پاكستان، هند، آمريكا، روسيه و
ديگران آن سلاحها را داشته باشند.
بهترين
راه برخورد با اين مساله اجرای
قطعنامهی 687 است كه خلع سلاح
عراق را از راه بازرسيها
خواستار شده است. (قطعنامهيی كه
آمريكا نااميدانه به دنبال مسدود كردن آن است) و
مخصوصا اجرای بند 14 آن كه در آن
خواسته شده تا برای خلع سلاح
منطقه اقدام شود،
منطقهيی كه در آن اسراييل
سلاحهای كشتار جمعی دارد و
اين امر ميتواند حتی باعث
تهديد و ترس خود آمريكاييها نيز
شود.
ديماجيو:
به نظر می رسد كه اگر نفت انگيزهی
واقعی برای حمله باشد، آنگاه زمينهسازيهای
بوش بايد يك دغلبازی باشد. اگر
اينطوری باشد، بوش تا چه حد باور دارد كه ميتواند
از دلايل اخلاقی صحبت كند؟
چامسكی:
بوش احتمالا ربطی به اين قضيه
ندارد، بلكه اين اطرافيان او هستند
كه تصميم گيری ميكنند.
وی با دارو دستهيی كه
افكاری مانند رونالد ريگان در سر
دارند، احاطه شده است.
از
جنبه ی رفتار انسانی، كار
سختی نيست كه مشخص كنيم چه چيز در
جريان است. البته تنها
مقدسان هستند كه با قطعيت ميدانند
چه كاری اشتباه است. شايد وقتی
كه مثلا هفت سالتان
بود، اسباببازی برادر
كوچكترتان را بر داريد و هنگای
كه او به مادرتان شكايت كند، شما
واقعا با كلماتی كه به آنها
ايمان داريد، بگوييد كه اسباب
بازی مال خودتان بوده است
و برادرتان آن را برداشته است؛ يا
اينكه بگوييد برادرتان ديگر آن اسباببازی
را نميخواسته، و از اين قبيل.
آيا شما می گوييد كه چون زورم
بيشتر بوده اين كار را
كردهام؟ شيوهی ادارهی
كشورها نيز به همين گونه است.
خواندن آرشيوی كه از
آلمان نازی، ژاپن فاشيست، يا
اتحاد جماهير شوروی باقی
مانده، چيزی جالب است. رهبران
آنها با بالاترين انگيزهيی كه
وجود دارد؛ عمل ميكردند و شايد هم واقعا به
اعمالشان ايمان داشتند.
دی
ماجيو: آيا شما فكر ميكنيد دولت
بوش درباره ی حمله به عراق بلوف
ميزند؟
چامسكی:
نه،اصلا. من فكر ميكنم كه آنها
نااميدانه خواستار يك پيروزی
سريع بر دشمن بيدفاع
هستند و به اين ترتيب ميتوانند از
شجاعتها و فريادهای پيروزی كه
در اطرافشان به
وجود ميآيد،لذت ببرند. اين داستان
بارها در تاريخ تكرار شده است.
|