|
تقريبا تمامی هروئينی كه در
اروپا در گردش است از بالكان عبور
ميكند. بطور معمول ترياك بدست
آمده از كشت خشخاش در افغانستان در
كشور عضو ناتو ـ تركيه
ـ در لابراتوارهای ويژه
تصفيه شده و از طريق " مافيای
كوزوو" تقسيم ميگردد،
مافيايی كه " ارتش آزاديبخش
ملی” (اوـ چ ـ كا) بازوی
نظامی آن است. به اين ترتيب،
تركيه، كشوری كه كمتر در رابطه
با قاچاق مواد مخدر از آن نام برده
می شود، نه تنها از قاچاق مواد
مخدر سود می برد، بلكه خود در
كانون آن قرار دارد. اين ترياك
هنگام عبور از افغانستان به تركيه،
ايران را پشت سر می گذارد و شمار
عظيمی از بلوچ های ايران،
ساكنين شهرهای هم مرز با استان
هرات افغانستان و هزاران افغان
مهاجر، در دل شبكه های عظيم
انتقال مواد مخدر به تركيه شانه به
شانه مافيای ايرانی قاچاق
مواد مخدر فعال اند. حاصل اين عبور و
ترانزيت مرگ و 5 رخوت ميليون معتاد
در ايران است. اين ترانزيت مرگ و
اعتياد، انواع حرفه های خفت بار
و در عين حال بديع را در مناطق
مرزی ايران بوجود آورده است. "انباری”
ها در كنار "فدايی”ها پر رونق
ترين حرفه است.
انباريها در كنار فدايی ها
آنها
كه شكم خود را سه تا چهار روز
خالی نگه می دارند تا بتوانند
كيسه های هروئين را ببلعند و از
افغانستان به داخل ايران منتقل
كنند حرفه "انباری” را اختيار
كرده اند. آنها كه در اتوبوس های
مسير شهرهای مرزی افغانستان و
ايران نشسته و وظيفه دارند به محض
كشف ترياك و هروئين در جاسازی
های دم به دم متنوع و بديع
اتوبوسها خود را صاحب اين مواد
اعلام كرده و جرم را به گردن بگيرند
"فدايی” نام گرفته اند. هر دو
در شبكه مافيای مواد مخدر فعالند
و مزد دريافت می كنند. به زندان
می روند، اما چندی نمی
مانند و اگر بمانند نيز در شبكه
قاچاق مواد مخدر در درون زندانها به
حرفه ای كه برگزيده اند ادامه
می دهند. ترياك و هروئين دهها
هزار زندانی معتاد و يا مصرف
كننده مواد مخدر در زندان های
ايران از همين طريق تامين و افتخار
آن نصيب قوه قضائيه ايران می شود.
بنبادگرايی اسلامی،
طالبانيسم و دفاع ارزشی از اسلام
كه در شهر قم شبكه مدرسه حقانی
حافظ آن شده، همان است كه در مناطق
مسلمان نشين يوگسلاوی سابق و يا
جمهوری های مسلمان نشين اتحاد
شوروی سابق به فعاليت آلوده به
ترور، آدم ربائی، جنايات، مواد
مخدر، پول سياه شوئی و خدمت به
شركت های بزرگ نفتی مشغول است.
همه آنها را دركنار هم بايد
بازشناسی كرد. همانند فرشی پر
نقش و نگار كه وقتی روی آن پا
می گذاری، برتمام نقوش آن پا
گذاشته اي! رقابت ارزشمداران و
بنيادگرايان اسلامی نيز، بی
اعتناء به آنكه شيعه باشند و يا
سنی همينگونه است، گرچه در قم
باشد و يا كابل و يا آلبانی.
بنيانگذاری "اوـ چ ـ كا"
برميگردد به آغاز دهه 80 در
آلبانی زمان انور خوجه كه بويژه
بعد از مرگ پرزيدنت تيتو خواهان
اتحاد همه آلبانی تبارها ـ اعم
از آلبانی، كوزوو، جنوب
صربستان، شمال غربی مقدونيه و
شمال يونان ـ بود... بدنبال بمبارانهای
ناتو كنترل عملا بدست "مافيای
كوزوو" كه موانع سرراهش از
آنجمله مبارزه با مواد مخدر را از
اين طريق منتفی ميدانست افتاد.
ماركو نيكوويچ دبيردوم اتحاديه بين
المللی مبارزه با مواد مخدر در
ماه مه سال 2000 تخمين زد كه اين گروه (اوـ
چ ـ كا) ماهانه معادل 5ر4 تا 5 تن
هروئين را حمل و نقل ميكند كه
مقدارش كماكان رشد ميكند. وی
همچنين افزود: «مسير حمل و انتقال
از زمينهای زيركشت خشخاش و
ترياك استخراجی در افغانستان به
طرف بازار هروئين اروپای غربی
توسط قاچاقچيان مواد مخدر موسوم به
"مجاهد" و كوزووياييهای
آلبانی تبار كنترل می شود.»
مجله گاردبن چاپ لندن در تاريخ
سيزدهم ماه مه سال 2000 نوشت: «... مسير
بالكان 80 درصد هروئين مصرفی در
اروپا را تامين ميكند... دولت
ايالات متحده نسبت به تجارت هروئين
از كوزوو و از طريق بالكان و توسط
اوـ چ ـ كا از اطلاع كامل برخوردار
است. »
نشريه " مقدونيه نو" در تاريخ
26 سپتامبر سال 2001 به نقل از ابراهيم
روگووا به ارتباط اوـ چ ـ كا
و گروه القاعده و مراكز
آموزشی اين گروه كه بويژه از
اواخر دهه 80 در يوگسلاوی و از سال
1994 در كوزوو فعاليت گسترده دارند
اشاره كرده و سپس به كانالهای
مسلح سازی اوـ چ ـ كا اشاره ميكند
و در اين ارتباط به تركيه،
جمهوری چك، اسلواكی،
مونتنگرو، آلبانی، كروواسی،
ايتاليا و آلمان اشاره می نمايد...
هفته نامه "همبستگی نو"
چاپ آلمان نوشت: «... نه تنها افراد
بنلادن و القاعده، بلكه
اربابانشان نيز در آموزش افراد
گروه اوـ چ ـ كا نقش داشتند. همينطور
شركت "خصوصی” آمريكايي
Military
Professional Resources Inc. ( MPRI )
در ويرجينيا در اين رابطه ايفاگر
نقش بود. در صدر اين شركت نظاميان
رده بالای سابق نشستهاند كه
برای مسلح سازی، آموزش و "
مشاوره " دولتهای خارجی و
گروههای مسلح مانند اوـ چ ـ كا تخصص ديده اند... »
به
اين ترتيب است كه نفت و مواد مخدر
می رود تا سرنوشت منطقه ای را
كه ايران در قلب آن قرار گرفته
تعيين كند. اين كه خواهد توانست يا
نه؟ آن غول بيرون آمده از شيشه عمر
طالبان سرنوشت كشور ما را نيز رقم
خواهد زد يا نه؟ به همان عواملی
بستگی دارد كه سرنوشت افغانستان
بدان بستگی دارد:
آگاهی
مردم و حضور نيروهای مترقی در
صحنه سياسی. ضرورت دفاع از
آزادی های سياسی در ايران و
افغانستان از اين جايگاه بر می
خيزد، همانگونه شكست و پيروزی
جنبش مردم ايران است كه سرانجام اين
غارت ننگين را روشن می كند و نه
حضور نظامی امريكا. ( نقل از
شماره 122 نشريه راه توده)
|