اخبار

پيك

                       
عزت الله سحابی پس از شرح ماجراهای زندان
در مجلس شورای اسلامی به خبرنگاران گفت:
دستگاه قضائي
آشكارا دروغ می گويد

بازجوها مرا تهديد كرده بودند، اگر از وضع زندان

ابراز رضايت نكنم زن و دخترم را بازداشت خواهند كرد

اسدالله مبشری، رييس دادگاه های انقلاب اسلامی تهران در ارتباط با نامه افشاگرانه مهندس عزت الله سحابی گفته است ايشان نه حسن نيت نسبت به قوه قضائيه دارد و نه برخورد دوستانه ای با اين قوه دارد.( لابد حسن نيت را شكنجه گران دارند و مهر دوستی نيز در جيب آنهاست!)

عزت الله سحابی، در آستانه حضور در كميسيون اصل 90 مجلس برای ادای توضيحاتی پيرامون 15 ماه بازداشت و شكنجه خود در يك مصاحبه پيرامون اين اظهارات و ادعاها گفت:

من ابتدا چهار ماه در يك سلول انفرادی حدودا سه متری بسر بردم.  پس از آن به مدت دو ماه به يك سلول انفرادی ديگر كه كمی بزرگتر از سلول اول بود منتقل شده است.  در اثر فشارهای زندان در 19 خرداد سال 1380 دچار عارضه قلبی شدم و به مدت 9 ماه در بيمارستان بقيه الله، در يك اتاق انفرادی بستری شدم كه  مامورين نيز در اتاق مجاور مراقب من بودند.

عليرغم هم اين فشارها من از اين بابت كه در سلول انفرادی بودم شكايت ندارد؛ شكايت من از تعقيباتی است كه چه در دوران بازجويی و چه بعد از آزادی ادامه داد. هر از چندگاهی مامورين مرا را احضار می كنند و يا به دفتر كارم می آيند و همان سوالات و فشارهای عصبی زندان را تكرار می كنند.

آقای مبشری
می فرمايد زمانی كه در زندان با آقای سحابی ديدار كردم، وی از برخورد مسئولان و بازجويان خود رضايت كامل داشت. ايشان نيمی از حقيقت را می گويد و نيمی را به ياد نمی آورد. من اين جمله را گفتم و ايشان درست می گويد اما آقای مبشری نمی گويد من در شرايطی و تحت چه فشاری برای اين اظهار نظر بودم. در آن شرايطی كه من  گفتم اعتراضی ندارم، زير فشار و در وضعيت عصب وخيمی قرار داشتم. در همين دوران و همزمان با ديدار با ايشان  آقايان بازجويان تهديد می كردند كه حكم بازداشت همسرش را دارند و می خواهند همسر و فرزندانم را نيز بازداشت كنند.
 آقای مبشری
می گويد چرا من ده ماه پس از آزادی از زندان و در اين شرايط خاص زمانی اين نامه را نوشته ام.

نمی دانم چرا ايشان اين  پرسش را من می كند، درحاليكه من از ايشان بايد بپرسم كه چرا از اقدامات قبلی من در اين زمينه ايشان اطلاع ندارد؟

من در خرداد ماه سال 1381 به اتفاق پانزده تن از دوستانی كه همه آنها را می شناسم زندانی شدم. اين دوستان هم اكنون آزاد شده اند. همه آنها، در باره همين رفتارهائی كه من در نامه ام مطرح كرده ام يك نامه محرمانه به سران سه قوه جمهوری اسلامی نوشته و در آن شرح رفتارهايی را كه با آنها شده را مطرح كردند.

در آبان ماه گذشته نيز من راسا نامه ای به آقای حداد رئيس شعبه 26 دادگاه انقلاب كه مسئول پرونده من بوده است نوشتم و از اين تعقيب و گريزها شكايت كرده است.

 اكنون آقای محمود هاشمی شاهرودی، رئيس قوه قضائيه در پاسخ به نامه آقای مهدی كروبی درباره بنده  می گويد چرا من به دادگاه صالحه شكايت نكرده ام.

در حاليكه همانطور كه گفتم بنده به قاضی حداد در آبان ماه گذشته شكايت كرده ام و قاعدتا ايشان بعنوان رئيس قوه قضائيه بايد در جريان اين شكايت باشد و اگر نيست، از ايشان بايد سئول كند نه از من.

البته ما، يعنی چه من و چه آن پانزده نفر از دوستان زندانی، در آن زمان و برای آنكه مثل حالا نگويند مثلا چرا در اين برهه نامه نوشته ايم و يا چرا اين زمان را برای چنين نامه ای انتخاب كرده ايم و از اين نوع استدلال، نامه خود به سران سه قوه و همچنين نامه به آقای حداد، هر دو را محرمانه نوشتيم و به مطبوعات هم نداديم، اما ديديم  اين نوع ملاحظات هم تاثيری ندارند و به همين دليل اقدام به نوشتن يك نامه علنی برای سران سه قوه كرديم.

پس آقای شاهرودی می بينيد كه ما همه ملاحظات را برای شكايت بردن به قوه قضائيه و دادگاه صالحه  كرديم.
آشفتگی و چند دستگی (ملوك الطوايفی در قوه قضائيه) چنان است كه به نظر من كسانی كه در زندان از من و دوستانم بازجويی می كردند خودشان را مستقل از قوای رسمی كشور و يا دست كم مستقل از قوه مقننه و قوه مجريه می دانستند و به همين دليل بعد از آزادی از زندان نيز آنها به كار خود ادامه می دهند. به اين ترتيب اعتقاد ندارم اعلام حكم نيز باعث رهايی بند از تعقيب و گريزها بشود.
در عين حال اميدوارم با پيگيری های محمد خاتمی و مهدی كروبی اين موضوع حل شود.
البته كميسيون اصل نود مجلس شورای اسلامی هم از من دعوت كرده است كه به اين كميسيون بروم و مطالبم را بگويم كه اين كار را خواهم كرد.

عزت الله سحابی كه پيش از دستگيری و بازجوئی های مورد اشاره او، در جلسه بنيانگذاری "ائتلاف نيروهای ملی – مذهبی” به سمت سخنگوی و رهبر اين ائتلاف انتخاب شده است درباره انتخابات پيش روی شوراها گفت: قرار نيست ملی مذهبی ها از طريق اين ائتلاف نامزد عضويت در شوراها شوند اما در عين حال همه آنها در اين انتخابات شركت می كنند و مردم را نيز به شركت فعال دعوت می كنند.
البته دوستان ملی – مذهبی ما در عين حال كه در ائتلاف ملی – مذهبی ها شركت دارند عضو گروه های ديگر هم هستند و به همين دليل ممكن است از طرف گروه و يا حتی راسا نامزد شوراها شوند.

 

سانسور نام جبهه - ائتلاف - نيروهای ملی مذهبي

 

( ائتلاف نيروهای ملی – مذهبی پيش از يورش به جلسه بنيانگذاران آن در خانه داماد آيت الله طالقانی "بسته نگار" تشكيل شده بود و حجت الاسلام يوسفی اشكوری نقش مهمی در ايجاد اين ائتلاف داشت. با آنكه گفته نمی شود، گناه نابخشودنی حجت الاسلام اشكوری از نظر مافيای حكومتی همين تلاش و بنيانگذاری اين ائتلاف است. عزت الله سحابی به پيشنهاد اشكوری و يا تائيد كليه اعضای رهبری و بنيانگذار ائتلاف به سمت سخنگو و رهبر اين ائتلاف انتخاب شد. دستگاه قضائی و امنيتی تلاش می كنند از اين نام و تشكيلات ياد نكنند تا باعث شهرت آن در ميان مردم نشود. كليه 15 دستگير شده ملی – مذهبی كه در اين مصاحبه نيز عزت الله سحابی از آنها ياد می كند عضو شورای رهبری ائتلاف نيروهای ملی – مذهبی اند، از جمله برخی اعضای رهبری نهضت آزادی ايران. )

حضور سحابی در مجلس ومصاحبه با خبرنگاران

خبرگزاری ايسنا گزارش داد، مجلس شورای اسلامی در تاريخ ‌١٦ بهمن ماه و در ساعت ‌٨:30 به رياست حجت الاسلام و المسلمين مهدی كروبی آغاز به كار كرد.

عزت الله سحابی با حضور در اين جلسه  درباره‌ نامه‌ای كه به سران قوا نوشته است، ساعت ‌١٣ در كميسيون اصل ‌٩٠ مجلس حاضر ‌شد و كميسيون اصل نود با حضور سحابی تشكيل جلسه داد.

در پايان اين ديدار سحابی به سئوالات خبرنگاران پارلمانی مطبوعات پاسخ داد.ا
اعضای قوه قضائيه كاملا دروغ می گويند
من مي‌خواهم در ايران می ايستم تا  بميرم
آن نامه‌ای كه روزنامه‌ها نوشتند، قلم خود آقايان است

 

عزت الله سحابی كه امروز برای ارايه‌ توضيحاتی پيرامون نامه‌ خود به سران سه قوه در كميسيون اصل ‌٩٠ مجلس حاضر شده بود، در جمع خبرنگاران پارلمانی و در محل اين كميسيون توضيحاتی درباره‌ اين نامه و روند بازجويي‌هايش ارائه كرد.

 سحابی با اعلام اينكه امروز نامه و سوابق آنرا به كميسيون اصل ‌٩٠ مجلس ارايه داده است، افزود: رييس قوه‌ قضاييه گفته‌اند كه اگر شكايتی دارم به دادگاه صالحه شكايت كنم، در حاليكه من در آبان‌ماه گذشته در دادگاه انقلاب، شعبه‌ ‌٢٦ و نزد قاضی حداد اين كار را انجام داده‌ام.

وی در پاسخ به اين سؤال كه بازجوهای شما چه كسانی بودند،‌ گفت: آن‌ها( بازجوها) نام درست خود را بيان نمي‌كردند.

سحابی در پاسخ به اين سؤال كه آيا نامه‌ شما با رفع حصر آيت الله منتظری ارتباطی دارد يا خير؟ اين ارتباط را تكذيب كرد و گفت: ابدا چنين ارتباطی وجود ندارد، زيرا ما ‌١٥ نفر ( ملی مذهبي‌ها) در خردادماه، اين نامه را به سران سه قوه نوشتيم و شرح ماوقع داخل زندان‌ها را برای آن‌ها گفتيم.

وی درباره‌ شرايط زندان تصريح كرد:

شرايطی كه مرا در آن قرار مي‌دادند، شرايط روانی بود. مثلا آن‌ها يك موضوع معين را ‌١٥ بار در عرض ‌١١ ماه تكرار كردند كه من را خسته كنند. طول مدت بازجويی ‌١١ ماه بود كه در تاريخ محاكمات سياسی سابقه نداشته است. من در دوره‌ گذشته هم چند بار بازداشت شده‌ام، اما تمام جلسات بازجويی ‌٢ ساعت بيشتر طول نمي‌كشيد، اما اين بار ‌٢٠٠٠ صفحه‌ بازجويی در ‌١١ ماه صورت گرفت.
سحابی سخنان مبشری ( رييس دادگاه انقلاب) درباره‌ی زندان خود را نادرست خواند و گفت: من ‌٤ ماه در زندان انفرادی ‌٨/١ × ‌٥/١ بودم و شرايط سختی را تحمل كرده و شخصيتم عوض شد. بعد، آن‌ها دلشان برای من سوخت و ديدند كه من در حال مرگ هستم، مرا به اتاق بزرگتری آوردند. در صورتی كه زمان حضور مبشری در زندان و ديدن شرايط من در فروردين ‌٨٠، پنج ماه بعد از بازجويي‌ها بود.
وی بار ديگر تصريح كرد كه اين نامه را در خردادماه به سران سه قوه در ‌٨ صفحه نوشته و جزييات رفتارهايی كه با ‌١٥ نفر ملی مذهبی شده را نوشته‌اند و افزود: آن‌ها به دليل اينكه ما نوشته بوديم“ محرمانه ”، آن را پخش نكردند. مجددا ما در آبان‌ماه سال جاری به قاضی حداد شكايت كرديم و تنها حرف ما اين است كه اين افراد دست از سر ما بردارند. آن‌ها مدام مي‌گويند كه ما خواهان رابطه‌ مداوم با شما هستيم. شما بايد فعاليت‌هايتان را به ما گزارش بدهيد. آن‌ها به من مي‌گويند كه خاطرات خود را بنويس و به ما بده و تنها هدف من از نامه اين بود كه از اين وضعيت رها شده و آن‌ها به من مراجعه نكنند.
وی اين سوال را مطرح كرد كه “فكر مي‌كنيد مگر چه اتفاقی آن جا برای من افتاد كه دو بار در زندان سكته‌ قلبی كردم؟

روز ‌١٩ خردادماه روزنامه‌ای به من نشان دادند كه در آن نوشته بود،  " نامه‌ توبه‌آميز سحابی به فرزندانش» در حالی كه شرح نوشته شدن نامه اين گونه است كه مي‌گوييم:  آن‌ها به من گفتند خانواده‌ شما با منافقين در ارتباط هستند و شما يك مطلب برای آن‌ها بنويسيد و آن‌ها را منع كنيد. من هم با لحن پدرانه و ملاطفت‌آميز نامه‌ای نوشتم و آن‌ها را منع كردم، اما آن‌ها با خواندن نامه گفتند اين نامه به درد خودت مي‌خورد و شما بايد آن‌ها را تهديد كنی. آن نامه‌ای كه روزنامه‌ها نوشتند، قلم خود آقايان است و امضای من زيرا آن مي‌باشد.

همين كلمه‌ توبه‌آميز كه در روزنامه‌ آفتاب يزد نوشته شد، مرا دچار مشكل قلبی كرد. خود بازجويان به من گفتند ما از ديدن نوار قلب شما وحشت كرديم.

وی ادامه داد: البته تا به حال به شكايت ما ترتيب اثر داده شده است. در تيرماه از مركز پي‌گيری قانون اساسی و شخص مهرپور ما ‌١٥ نفر را خواستند كه ‌٨ ـ ‌٧ نفر از امضا كنندگان رفتيم و شرحی كه بر ما گذشته را برای آن‌ها گفتيم.

زمانی كه بازجوها مرا به بيمارستان بردند، يوسفی اشكوری را به جای من منتقل كردند و تبعا حرف‌های زيادی را از قول من به يوسفی گفتند. اما زمانی كه يوسفی به مرخصی آمد، به خانواده‌ من گفتند كه آن‌ها گفتند ما مي‌خواهيم سحابی را سياه كنيم تا جرأت نكند خود را كانديد رياست جمهوری كند. پس سياه كردن، يكی از اهداف آن‌ها بود. آن‌ها مي‌خواستند بين من و دوم خرداد، ايجاد خشونت كنند و بارها به من مي‌گفتند؛ “ديدی خاتمی برای تو كاری نكرده است؟”.

وی ادامه داد: من مي‌خواهم در ايران بميرم و مي‌ايستم.

سحابی در پاسخ به اين سؤال كه چگونه مي‌شود كه شما با اين همه سابقه‌ كار، پای يك برگه را به دليل تحت فشار بودن امضا مي‌كنيد گفت: چطور عبدی و گرانپايه بر عليه خود حرف زدند؟ كسی اين كار را نمي‌كند، مگر كسی كه تبديل شخصيت شده باشد.

در مقاله‌ای كه بعد از آزادی خواندم، به اين نحو شكنجه، شكنجه‌ سفيد مي‌گويند و من بعد از آن متوجه شدم كه مرا شكنجه كردند.

وی درباره‌ اين كه چرا مباحثه و مناظره‌ای با اعضای قوه‌ قضاييه نمي‌گذارد، گفت: مباحثه و مناظره در شرايطی است كه طرفين مساوی باشند. آنچه با من صورت گرفته و من آن را بيان مي‌كنم، صددرصد درست است، اما آن‌ها كاملا دروغ مي‌گويند. ما در شرع اسلام داريم كه مطابق با واقعه بايد تعبير كرد. انسانی كه در حصر باشد، هر اعترافی كه بكند قبول نيست، چه رسد به اين كه زير فشارهای مختلف اعتراف كند. اين اعترافات پايه‌ حقوقی ندارد.

سحابی گفت: آن‌ها مي‌خواستند مرا بترسانند و روحيه‌ مرا تضعيف كنند. آن‌ها به من گفتند كه مي‌دانی عبدی و گرانپايه گفته‌اند كه در تمام اقدامات با آن‌ها شريك بودي؟ من گفتم كه روبه‌رو كنيد. آن‌ه