|
عزت
الله سحابی كه امروز برای
ارايه توضيحاتی پيرامون
نامه خود به
سران سه قوه در كميسيون اصل ٩٠
مجلس حاضر شده بود، در جمع
خبرنگاران
پارلمانی و
در محل اين كميسيون توضيحاتی
درباره اين نامه و روند بازجوييهايش ارائه
كرد.
سحابی
با اعلام اينكه امروز نامه و سوابق
آنرا به كميسيون اصل ٩٠ مجلس
ارايه داده
است،
افزود: رييس قوه قضاييه گفتهاند
كه اگر شكايتی دارم به دادگاه
صالحه شكايت
كنم،
در حاليكه من در آبانماه گذشته در
دادگاه انقلاب، شعبه ٢٦ و
نزد قاضی حداد
اين
كار را انجام دادهام.
وی
در پاسخ به اين سؤال كه بازجوهای
شما چه كسانی بودند، گفت: آنها(
بازجوها) نام درست خود را بيان نميكردند.
سحابی
در پاسخ به اين
سؤال كه آيا نامه شما با رفع حصر
آيت الله منتظری ارتباطی دارد
يا خير؟ اين ارتباط
را تكذيب كرد و گفت: ابدا چنين
ارتباطی وجود ندارد، زيرا ما
١٥ نفر ( ملی مذهبيها)
در خردادماه، اين نامه
را به سران سه قوه
نوشتيم و شرح ماوقع داخل
زندانها
را برای آنها گفتيم.
وی
درباره شرايط زندان تصريح كرد:
شرايطی
كه
مرا
در آن قرار ميدادند، شرايط
روانی بود. مثلا آنها يك
موضوع معين را ١٥ بار در عرض
١١ ماه تكرار كردند كه من را
خسته كنند. طول مدت بازجويی ١١
ماه بود كه در
تاريخ
محاكمات سياسی سابقه نداشته است.
من در دوره گذشته هم چند بار
بازداشت
شدهام،
اما تمام جلسات بازجويی ٢
ساعت بيشتر طول نميكشيد، اما اين
بار ٢٠٠٠
صفحه
بازجويی در ١١ ماه صورت
گرفت.
سحابی
سخنان مبشری ( رييس دادگاه
انقلاب) دربارهی زندان خود را
نادرست خواند و گفت: من ٤ ماه در
زندان انفرادی ٨/١ × ٥/١
بودم
و شرايط سختی را تحمل كرده و
شخصيتم عوض شد. بعد، آنها دلشان
برای من سوخت و
ديدند
كه من در حال مرگ هستم،
مرا به اتاق بزرگتری آوردند. در
صورتی كه زمان حضور مبشری
در زندان و ديدن شرايط من در
فروردين ٨٠، پنج ماه بعد از
بازجوييها
بود.
وی
بار ديگر تصريح كرد كه اين نامه را
در خردادماه به سران سه قوه در ٨
صفحه نوشته و
جزييات رفتارهايی كه با ١٥
نفر ملی مذهبی شده را نوشتهاند
و افزود: آنها
به دليل اينكه ما نوشته بوديم“
محرمانه ”، آن را پخش نكردند. مجددا
ما در
آبانماه
سال جاری به قاضی حداد شكايت
كرديم و تنها حرف ما اين است كه اين
افراد
دست
از سر ما بردارند. آنها مدام ميگويند
كه ما خواهان رابطه مداوم با شما
هستيم.
شما بايد فعاليتهايتان را به ما
گزارش بدهيد. آنها به من ميگويند
كه
خاطرات
خود را بنويس و به ما بده و تنها هدف
من از نامه اين بود كه از اين وضعيت
رها
شده و آنها به من مراجعه نكنند.
وی
اين سوال را مطرح كرد كه “فكر ميكنيد
مگر
چه اتفاقی آن جا برای من افتاد
كه دو بار در زندان سكته قلبی
كردم؟”
روز
١٩ خردادماه روزنامهای
به من نشان دادند كه در آن نوشته
بود،
"
نامه توبهآميز سحابی به
فرزندانش» در حالی كه شرح نوشته
شدن نامه اين گونه است كه
ميگوييم: آنها
به من گفتند خانواده شما با
منافقين در ارتباط هستند و شما يك
مطلب
برای آنها بنويسيد و آنها را
منع كنيد. من هم با لحن پدرانه و
ملاطفتآميز نامهای
نوشتم و آنها را منع كردم، اما آنها
با خواندن نامه گفتند اين نامه به درد
خودت ميخورد و شما بايد آنها را
تهديد كنی. آن نامهای
كه روزنامهها نوشتند،
قلم
خود آقايان است و
امضای من زيرا آن ميباشد.
همين
كلمه توبهآميز كه در روزنامه آفتاب
يزد نوشته شد، مرا دچار مشكل
قلبی كرد. خود بازجويان به من
گفتند
ما
از ديدن نوار قلب شما وحشت كرديم.
وی
ادامه داد: البته تا به حال به شكايت
ما
ترتيب اثر داده شده است. در تيرماه
از مركز پيگيری قانون اساسی
و شخص مهرپور ما ١٥
نفر
را خواستند كه ٨ ـ ٧ نفر از
امضا كنندگان رفتيم و شرحی كه بر
ما گذشته را برای
آنها گفتيم.
زمانی
كه بازجوها مرا به بيمارستان
بردند، يوسفی اشكوری را به
جای
من منتقل كردند و تبعا حرفهای
زيادی را از قول من به يوسفی
گفتند. اما زمانی كه يوسفی به
مرخصی آمد، به خانواده من
گفتند كه آنها گفتند ما ميخواهيم
سحابی را سياه كنيم تا جرأت نكند
خود را كانديد رياست جمهوری كند.
پس سياه كردن، يكی از اهداف
آنها بود. آنها ميخواستند بين
من و دوم خرداد، ايجاد خشونت كنند و
بارها به
من ميگفتند؛ “ديدی خاتمی
برای تو كاری نكرده است؟”.
وی
ادامه داد: من ميخواهم
در ايران بميرم و ميايستم.
سحابی
در پاسخ به اين سؤال كه چگونه ميشود كه شما
با اين همه سابقه كار، پای يك
برگه را به دليل تحت فشار بودن امضا
ميكنيد
گفت: چطور عبدی و
گرانپايه بر عليه خود حرف زدند؟ كسی
اين كار را نميكند، مگر كسی كه
تبديل شخصيت شده باشد.
در
مقالهای كه بعد از آزادی
خواندم، به اين
نحو
شكنجه، شكنجه سفيد ميگويند و من
بعد از آن متوجه شدم كه مرا شكنجه
كردند.
وی
درباره اين كه چرا مباحثه و
مناظرهای با اعضای
قوه قضاييه نميگذارد،
گفت: مباحثه و مناظره در شرايطی
است كه طرفين مساوی باشند. آنچه
با من صورت
گرفته و من آن را بيان ميكنم،
صددرصد درست است، اما آنها
كاملا دروغ ميگويند.
ما در شرع اسلام داريم كه مطابق با
واقعه بايد تعبير كرد. انسانی كه
در حصر
باشد، هر اعترافی كه بكند قبول
نيست، چه رسد به اين كه زير
فشارهای مختلف اعتراف
كند. اين اعترافات پايه حقوقی
ندارد.
سحابی
گفت: آنها ميخواستند مرا بترسانند و
روحيه مرا تضعيف كنند. آنها به
من گفتند كه ميدانی عبدی و
گرانپايه گفتهاند كه در
تمام اقدامات با آنها شريك بودي؟
من گفتم كه روبهرو كنيد. آنه |