|
عدهای
ميكوشند شرايط كشور را مشابه سال
60 نشان دهند
تا از اين شباهت سازی برای
برخی اغراض و اقدامات خود
توجيهی بيابند. در واقع هدف
اصلی آنها اينست كه به هر بهانه و
با هر بهايی اصلاحات را با شكست
مواجه كنند و حاكميت
را به طور كامل به دست گيرند.
قصد
ندارم خواب خوش كسانی را به هم
زنم كه بيش از پنج سال است هر شب به
اميد سقوط خاتمی سر به بالين ميگذارند
و هر صبح
به اميد كسب قدرت از خواب برميخيزند.
آنان در روز به اندازه كافی با
واقعيات و اخبار
متفاوت با اين خواست مواجه ميشوند.
مقصودم در وهله اول افشای
وارونگی ايجاد شده
در مورد استراتژی امام از يك سو و
عملكرد منافقين از سوی ديگر است
و در وهله دوم
تذكر مشفقانه به منتقدان فهيم جبهه
دوم خرداد است كه دقت كنند برخی
سخنان، تحليلها
و احكام دوستان ناآگاه آنان بيش از
آن كه به ضرر خاتمی و اصلاحطلبان باشد،
تحريف تاريخ است. علاوه بر آن كه
متاسفانه رويكرد و عملكرد امام و
شهدای بزرگوار انقلاب و نظام را
زير سؤال ميبرد، به مردم توهين ميكند،
و به جای آنكه آبی
برای محافظهكاران گرم كند،
عملاًبه توجيه رفتار بنيصدر و
منافقين ميانجام . برای آنكه
مستند سخن گفته باشم، به چند واقعيت
تاريخی اشاره می كنم:1
يكم.
1- بنيصدر
با همسو نشان دادن خود با
آرمانهای امام و انقلاب، انتقاد
از دولت موقت، مخالفت گسترده با ”مجاهدين
خلق“ و نيز با ماركسيستها(به خصوص
با حزب توده) و
جلب حمايت دانشجويان و گروههايی
مانند ”جامعه روحانيت مبارز تهران“
و ”جامعه روحانيت مبارز اصفهان“
توانست با كسب اكثريت مطلق آرای
مردم رئيس جمهور شود. با حكم رهبر
فقيد انقلاب فرماندهكل قوا
نيز شد.
وی
”دفتر هماهنگی مردم با رئيس
جمهور“ را تشكيل داد تا با معرفی
نامزدهای مورد نظر خود، اكثر
نمايندگان مجلس هماهنگ
با او انتخاب شوند. ”مجاهدين خلق“
و ساير گروهها نيز كانديداهای
خود را معرفی كردند. مردم در اكثر
حوزههای انتخابيه نامزدهای
حامی امام را انتخاب كردند.
تعداد كمی از اطرافيان رئيس
جمهور نيز موفق به كسب آرای مردم
شدند. نامزدهای منافقين با
ناكامی بزرگی روبرو شدند.
2.
بنيصدر به تدريج از گفتههای
خود و آرمانهای مردم فاصله گرفت
و حمايت قشرهای مختلف و
گروههای پيرو امام را از دست داد.
لبه تيز حملات بنيصدر پس از رسيدن
به رياست جمهوری متوجه
نهادهای تازه تاسيس انقلاب و حزب
جمهوری اسلامی، مجاهدين
انقلاب، دفتر تحكيم وحدت و ... شد.وی
با ”مجاهدين خلق“ ارتباط
نزديكی برقرار كرد به گونهای
كه با نقشه و كمك رجوی توانست از
كشور فرار كند. با وجود اين،
روزنامه انقلاب اسلامی او منتشر
ميشد. ”مجاهدين خلق“ نيز نشريه
هفتگی خود را انتشار ميدادند.
در
چنين فضايی بنيصدر انتظار داشت
مردم، مجلس و رهبری خود را با او
هماهنگ كنند، آنهم در
شرايطی كه منافقين كه تا روز
انتخابات رياست جمهوری مخالف
بنيصدر بودند، با وی ائتلاف
كرده بودند.
3.
”مجاهدين خلق“ با محور قرار دادن
خود در انقلاب، با الگوبرداريهای
به دور از واقعيات ايران، برای
كسب قدرت به تشكيل به اصطلاح ”ارتش
خلق“ پرداختند و ”ميليشا“ بوجود
آوردند. بعد از دريافت اخبار موثق
در زمينه ايجاد خانههای
تيمی مسلح توسط آنان،
دادستانی انقلاب با صدور
اطلاعيهای اعلام كرد گروهها
سلاحهای خود را تحويل دهند و به
فعاليت سياسی علنی و
قانونی بپردازند، در غير اين
صورت مسلح و محارب محسوب خواهند شد.
”مجاهدين خلق“ از
تحويل سلاحها خودداری كردند و با
تظاهرات مسلحانه 30 خرداد 60 خشنونت و
تروريسم كوری را به كشور تحميل
كردند كه اوج
آن 7 تير تا 8 شهريور1360 بود. آنان در
اين فاصله با استفاده از عناصر
نفوذی خود در حزب جمهوری،
رياست جمهوری، دادستانی
انقلاب و ... تعدادی از چهرههای
بزرگ انقلاب
را به شهادت رساندند. بنيصدر
فريب رجوی را خورد و با اين تحليل
كه حذف چند چهره شاخص
انقلاب، موجب سرنگونی نظام ميشود،
اين جنايات را تاييد كرد.
پاسخ مردم اما،
انزجار عمومی از تروريستها،
محكوميت قاطع اين جنايات و حمايت
سراسری از رهبری انقلاب و
تلاش برای تثبيت نظام جمهوری
اسلامی بود. بدين سان بنی صدر
و رجوی به فرانسه
فرار كردند با اين اميد كه همچون
امام با پرواز انقلاب از پاريس به
تهران بازگردند.
بيست و يكسال از
اين ”توهم پاريسی”
ميگذرد! پس از مدتی اختلافات
آنها اوج گرفت و
منافقين كه استفاده لازم را از بنيصدر
كرده بودند، او را به حال خود گذاشتند و رجوی دختر
بنيصدر را طلاق داد.
دوم.
1- خاتمی پس
از در ميان گذاشتن ديدگاهخود با
رهبری نظام با شعار ”حاكميت
قانون“ و ”توسعه
همه جانبه، متوازن و پايدار“ و
برای مقابله با كژيها و كاستيها
و اعتلای جمهوری اسلامی به
صحنه رقابتهای انتخاباتی
رياست جمهوری هفتم وارد شد، در
حالی كه مسئولان بسياری از
اركان و نهادهای نظام آشكارا از
رقيب وی حمايت ميكردند، و
صداوسيما نيز به طور كامل در خدمت
رقيب او بود. گروههای
حامی خاتمی ”مجمع روحانيون
مبارز تهران“،”انجمنهاياسلامی
دانشجويان (دفتر تحكيم وحدت)،
مجاهدين انقلاب، انجمنهای
اسلامی مدرسين، معلمان، پزشكان،
مهندسان“ با عنوان ”ائتلاف
گروههای خط امام“، كارگزاران
سازندگی، و نيز تشكلهای
كارگری، چهرههای برجسته و
شناخته شده حوزوی و دانشگاهی،
جمعيتهای
مختلف مردمی به ويژه در ميان
جوانان، زنان، رزمندگان،
ايثارگران و ... بودند. پشتيبانی
گروهها هنوز ادامه دارد. ”مجاهدين خلق“
ورود خاتمی را به ميدان رقابت
انتخاباتی اقدامی نمايشی
به منظور فريب مردم خواندند و هنوز
از ”فتنه خاتمی”
ياد ميكنند كه موجب تثبيت
جمهوری اسلامی دست كم برای
يك نسل ديگر شد.
2- پس
از پيروزی بزرگ مردم در انتخابات
76، جبهه دوم خرداد تشكيل شد.
نامزدهای طرفدار خاتمی كه
عمدتاً ”خط امامی” بودند، و
اصلاحطلب ناميدهميشدند، با
اقبال وسيع شهروندان در انتخابات
شوراهای اسلامی شهر و روستا و
نيز مجلس ششم روبرو شدند. خاتمی
در دور دوم انتخابات با دو ميليون
رای بيشتر رئيس جمهور شد. گروههای
محارب جمهوری اسلامی مانند كومله،
حزب دموكرات كردستان، چريكهای
فدايی اقليت، سلطنتطلبان و ...
از ابتدا با انتخاب خاتمی و حركت
اصلاحی ملت ايران مخالف بودند.
در سطح جهانی
نيز صهيونيزم بينالملل و محافل جنگطلب آمريكا بيشترين
مخالفت را با خاتمی و انديشههای
مردم سالار، صلحطلب و
انسانی وی به عملآوردند.
علت اين ضديت در داخل و خارج روشن
است؛ پيامد پيروزی مردم
سالاری دينی، انزوا و بيرونقی
انديشههای فاشيستی،
مستبدانه، نژادپرستانه و
توتاليتر در ايران و منطقه
است، ضمن آن كه استقلال، تماميت
ارضی و ثبات سياسی كشور
را حفظ ميكند و موجب
اعتلای نام و جايگاه ايران
اسلامی در گيتی نيز ميشود.
با
توجه به اين واقعيتها به
مقايسه شرايط كنونی و سال 60 ميپردازم.
سوم
1- آيا در سال 60 بنی صدر و
منافقين از حمايت اكثريت
ملت برخوردار بودند؟ اگر
پاسخ منفی است، مدعيان جواب دهند
در حال حاضر آيا خاتمی و اصلاحطلبان
به حمايت اكثريت ملت پشتگرماند
يا جزمانديشان و محافظهكاران؟
اگر
واقعاً جريانهای دومخردادی
فاقد پشتيبانی اكثريت مردماند، بهترين
روش آن است كه با انتخابات آزاد يا
با برپايی رفراندم از درون حكومت
پالايش شوند.
اما در صورتی كه اكثر شهروندان
پشتيبان اصلاح طلبان باشند،
بزرگترين تفاوت شرايط
كنونی با سال 60 اين خواهد بود كه
در آن زمان اكثريت ملت وفادار به ”امام“
و ”خط
امام“ باقی ماند و به مخالفت با
بنيصدر و منافقين و محكوميت
جنايات آنان پرداخت و اكنون حامی
اصلاحطلبان است. بعيد ميدانم
هيچ محافظهكاری، طرفداران امام
را در آن سال اقليت و طرفدار فعاليتهای
غيرقانونی بخواند، چون در اين
صورت آنان
را به كودتا عليه رئيس جمهور
قانونی وقت متهم ميكند.
2-
بنيصدر فقط در يك انتخابات پيروز
شد و طرفدارانش در انتخابات مجلس
ناكام شدند. در حالی كه خاتمی
و اصلاحطلبان در چهار انتخابات
رياست جمهوري(دو بار)شوراها و مجلس
پيروز مطلق ميدان بودهاند و پس از
گذشت پنج سال و نيم هنوز محافظهكاران
قادر به رقابت با آنان در انتخابات
آزاد نيستند.
3- در سال 60 فراكسيون اكثريت
مجلس كه بيش از چهار پنجم نمايندگان
را شامل ميشد مخالف تغيير جهت و
عملكرد بنيصدر و ضد ائتلاف وی
با منافقين بود. در نهايت نيز مجلس
اول در چارچوب اختيارات قانونی
خود و با حمايت گسترده مردمی
رای به عدم كفايت رئيس جمهور داد.
اكنون اكثريت قاطع نمايندگان
طرفدار خاتمی و همپيمان او
هستند. از همين رو مخالفان
افراطی رئيس جمهور، علاوه بر عزل
او، انحلال مجلس را نيز خواهانند.
4- نخست وزير، اعضای كابينه
و اكثريت قاطع مديران اجرايی
كشور منتقد عملكرد بنيصدر بودند و
زياده خواهی
و ائتلاف وی را با منافقين از يك
سو و تضعيف نهادهای انقلابی و
نيروهای مردمی را به خصوص در
جبههها از سوی ديگر به ضرر كشور
و ملت ارزيابی ميكردند. امروز
اگر ادعا كنم اكثريت قاطع مديران و
قاطبه مردم به مشی خاتمی
اعتماد دارند، سخن به گزاف نگفتهام.
به همين علت بركناری بنيصدر
موضع ما را در جنگ تقويت كرد و
پيروزی رزمندگان و عقبنشينی
نيروهای اشغالگر پس از فرار او
آغاز شد. امروز امنيت ملی،
استقلال و تماميت ارضی كشور و
نيز بخش مهمی از اعتبار جهانی
جمهوری اسلامی مديون مشاركت
گسترده مردم در انتخابات و نيز
رای قاطع آنان به خاتمی و
مشی صلح طلبانه و شعارهای
انساندوستانه اوست.
5- شوراها در زمان بنيصدر به
طور كامل تشكيل نشده بود. اغلب
اعضای شوراهای تشكيل شده نيز
مخالف رئيس جمهور وقت بودند. اكنون
اكثر قريب به اتفاق اعضای شوراها
در سراسر كشور از حاميان خاتمی و
برنامههای او محسوب ميشوند.
انتخابات نهم اسفند ماهسال
جاری شوراها مجدداً نشان خواهد
داد كدام جريان از پشتيبانی
مردمی بيشتری برخوردار است.
لازم
به يادآوری است بنی صدر به
شورا اعتقاد نداشت و جمله ”شورا-
پورا ماليده“ سخن معروف اوست.
منافقين نيز اگر چه همواره از ”شورا“
دم ميزدند ولی رويكردی
انحلال طلبانه بدان داشتند و
خواهان منحلسازی هويت مستقل
شوراها در سازمان به اصطلاح ”پيشتاز“
بودند. روشی كه ”لنين“ در مقابل
”كرنسكی” اتخاذ كرد و به
سرنگونی دولت موقت روسيه و
پيروزی حزب كمونيست منجر شد.
6- مهمترين تشكلها و شخصيتهای
حامی رئيس جمهور اول، پس از
تغيير مشی وی و رو در رويی
بنيصدر با مردم و امام و همكاری
نزديك با منافقين، به حمايت خود از
او پايان دادند.”جامعه روحانيت
مبارز تهران“ و ”جامعه روحانيت
مبارز اصفهان“دو نمونه بارز
هستند. اكنون نه تنها تمام
گروههای حامی، بلكه برخی
تشكلها و شخصيتهايی كه به
خاتمی رای ندادند نيز از او
پشتيبانی ميكنند. در اين مقاله
به حمايت مرجعيت و علمای آگاه
شيعه از خاتمی نميپردازم كه
فصل درخشانی در كارنامه آن
بزرگواران است. فقط يادآوری ميكنم
بعضی از اين بزرگان، پيروزی
خاتمی را باعث افزايش آبروی
اسلام و تشييع
خواندهاند. هم اكنون نيز به رغم
همه سعايتها و بولتن سازيها،
حاضر به تضعيف وی نيستند. خواص
ميدانند كه سفارش بعضی مراجع
بزرگوار درباره خاتمی چيست.
آيا لازم است اين موارد علنی
شود؟
7- بنيصدر كه رای خود را
مديون انتساب به امام در آستانه
انتخابات رياست جمهوری بود به
دليل اين توهم زمين خورد كه فكر ميكرد
پس از كسب قدرت،”تودههای
پراكنده“ ، هر چند انبوه و
ميليونی، كارساز نيست بلكه می
بايست به ”سازمان“ و ”تشكيلات”
حرفهای، اگر چه اقليت، متكی
شد كه دارای شبكه گسترده
نفوذی در اركان حكومت باشد. در
مقابل مشی اصولی خط امام با
تشكيل نهادهای حزبی و
مطبوعاتی و اتكا به همان ”توده
بيشكل“ نشان داد كه چه كسانی
جامعه و مردم را بهتر ميشناختند و
به قدرت آنان، كه نشانة قدرت خداست،
باور داشتند. در جنبش اخير نيز
خاتمی مخاطب خود را مردم قرار
داد و ضمن حمايت از تشكيل احزاب و
ساير نهادهای مدنی،هرگز به
مردم و آرمانهای امام و انقلاب
پشت نكرد.
8- دو
ماه پس از فرار بنی صدر انتخابات
رياست جمهوری دوم
برگزار شد.شهيد رجايی 20 درصد
بيشتر از بنيصدر(13 ميليون در
مقابل11 ميليون) رای آورد. آيا در محافظهكاران
نامزدی هست كه بتواند پس از
استعفای احتمالی خاتمی، 20
درصد بيشتر، يعنی 26 ميليون
رای بياورد؟ مدعيان پاسخ
دهند در حال حاضر چهرههای
سياسی مورد نظر مردم در كدام
جريان قرار دارند؟
به
راستی اكنون انتساب به اصلاحطلبان
موجب كاهش آرای مردم ميشود
يا اعلان وابستگی به محافظهكاران؟ كدام
احزاب در حال حاضر از مشاركت گسترده مردم در
انتخابات استقبال ميكنند و چه
كسانی خواهان مشاركت حداقل مردماند
و همسو با ”منافقين“،”چريكهای
فدايی اقليت“،”سلطنت طلبان“ و
”كومله“ از تحريم انتخابات يا تقلب در آن سخن ميگويند؟ آيا همين مساله به تنهايی
نشان نميدهد كه چه تفاوت
عظيمی بين شرايط كنونی و سال 60
وجود دارد؟
چهارم
1-
مضمون اساسی اختلاف بنی صدر و
منافقين با نيروهای خط امام چه
بود؟ مگر نه آنكه امام كه رهبر
بلامنازع انقلاب بود و ميتوانست
سالها بدون تدوين قانون اساسی و
بدون برگزاری انتخابات، كشور را
اداره كند، اصرار داشت ”رای
مردم“ نهادها را شكل دهد و مقامات
را تعيين كند؟ جايگاه امام به
گونهای بود كه منافقين با
ارسال نامهای سرگشاده
كانديداتوری رياست جمهوری را
به ايشان پيشنهاد كردند و بنيصدر
نيز پس از انتخاب شدن، با ارسال
نامهای علنی خواهان نخست
وزيری مرحوم حاج
سيداحمدخمينی شد كه هر دو مورد
با مخالفت امام مواجه گرديد. با
چنين موقعيتی رهبر فقيد انقلاب
از انتخابات آزاد دفاع كرد و
ميزان را ”رای ملت“ دانست و ”ملت“
را همين مردم كوچه و بازار خواند. به
خاطر بياوريم كه در انتخابات دور
اول مجلس كه چند ماه پس از اشغال
سفارتخانه آمريكا برگزار شد(به
استثنای نامزدهای حزب توده)،
صلاحيت تمام نامزدها از جمله
داوطلبان ”مجاهدين خلق“ تاييد شد.
با وجود اين دراغلب حوزهها
نامزدهای پيروخط امام، نه با
نظارت استصوابی و دوپينگ و حذف
رقبا، بلكه در انتخابات آزاد و
عادلانه برگزيده شدند.
به
سخن بهتر آيا مشی امام پس از
پيروزی انقلاب
تشويق افراد و احزاب به
مشاركت سياسی، انتشار آزاد
روزنامه و رقابتهای سالم
انتخاباتی نبود؟ متقابلاً
آيا منافقين دائم بر طبل خشونت نميكوبيدند،
بحران نميآفريدند،
به جمعآوری سلاح نميپرداختند
و فعاليت در چارچوب قانون را عملاً
نفی نميكردند؟
به
اين ترتيب آيا جفا به امام و
بهشتی و رجايی و قدوسی و
باهنر نيست كه آنان را مخالف ”فعاليت
سياسی قانونی”،”انتخابات
آزاد“ و ”رجوع به آرای مردم“
بناميم و منافقين را طرفدار فعاليتسياسی
قانونی، انتخابات آزاد و همهپرسی
بخوانيم؟
به
امروز بنگريم! چه كسانی طرفدار انتخابات
آزاد و عدم نقض حقوق
شهروندی هستند؟
در
سوی ديگر چه كسانی بر نداشتن
روزنامه، رد صلاحيت داوطلبان،
محاكمه و سركوب رقبا و محدوديت
احزاب و گروههای ديگر، برخورد با دانشجويان
و دانشگاهيان و اصحاب فرهنگ و نظر و...
اصرار ميورزند؟
كدام
مشی به ديدگاه امام و
بهشتی و كدام شيوه با روش
منافقين نزديكتراست؟
2- همچنان
كه گفته شد پيش از آغاز تروريسم كور
و
گسترده منافقين در خرداد60،
احزاب آزادانه فعاليت ميكردند و
دارای ساختمان مركزی،
روزنامه، چاپخانه، انتشارات
و كانديدا بودند. حتی حزب توده از
اين مزايا(جز شركت
اعضای شناخته شدهاش در
انتخابات) بهرهمند بود. در
واقع سوءاستفاده بنيصدر و
موتلفانش، به ويژه منافقين
از موقعيت از يك سو و تنگنظری
عدهای در درون
حكومت از سوی ديگر موجب تحميل
برخی محدوديتها در جامعه شد.
تاكيد ميكنم تا نه
ماه بعد از جنگ تحميلی، فعاليت
احزاب و گروهها كاملاً آزاد بود.
بنيصدر روزنامه
و منافقين هفتهنامه خود را منتشر
ميكردند. مشكل آن بود كه منافقين همزمان
خواهان حقوق قانوني(انتشار نشريه،
معرفی نامزد، داشتن دفتر رسمی
و ...)در عين
انجام فعاليتهايغيرقانونی
مانند جمعآوری اسلحه و تشكيل
خانه تيمی به منظور كودتا
عليه جمهوری اسلامی بودند.
بديهياست دموكراتيكترين نظامها
نيز اجازه فعاليت
قانونی توأم با تشكيل خانههای
تيمی مسلح را به هيچ حزبی نميدهد.
امروز
اصلاحطلبان راه امام را دنبال ميكنند
و همه اشخاص و
گروههای سياسی را كه حاضر به
فعاليت در چارچوب قانوناساسی
هستند، به مشاركت و رقابت
آزاد سياسی دعوت ميكنند. به
علاوه بخش عظيمی از محافظهكاران
نيز به رقابت سالم
سياسی و آزادی احزاب و
مطبوعات معتقدند و مخالف اعمال روشهای
خشن، غيرقانونی و
غيراخلاقی افراطيون
اقتدارگرايند. جالب
آنكه در حال حاضر بسياری از روزنامههای افراد و احزاب حامی
رئيسجمهور مانند مجمع روحانيون
مبارز، جبهه مشاركت، مجاهدين
انقلاب، مجمع نيروهای خط امام،
كارگزاران و ديگر گروهها و
نيروهای خط امام يا اصلاحطلب
با اندك بهانه توقيف ميشوند. در
مقابل عدهای كه خود را اصولگرا،
اسلامخواه و ضداجنبی ميخوانند،
علاوه بر آن كه بعضاً حمايت دولتهای
بيگانه را از نامزدشان تقاضا ميكنند،
از انتخابات آزاد گريزانند، و
برخی نظريه پردازان
آنان با صراحت اكثريت مردم را ”اوباش
و عرق خور“ ميخوانند كه ”پول ميگيرند و رای ميدهند“! اين عده و
تريبونهايشان از امنيت و مصونيت كامل قضايی بهرهمندند.
به راستی آيا هيچ يك از ياران
امام در سال 60 جامعه را فاسد خواند و آيا پيشنهاد
شركت يك سوم واجدان شرايط و حذف دو
سوم ملت را در انتخابات ارائه كرد؟
3- خوب است مدعيان اعلان كنند در
پنج سال و نيم گذشته تبليغات
منافقين با كدام جريان داخلی
همسو بوده است؟ آيا جز اين است كه شعار
محوری منافقين در اين سالها
”مرگ بر خاتمی”
بود؟ آنها حتی در
مسابقات فوتبال تيم ملی كشورمان
در فرانسه اين شعار را سردادند و بر
اساس اين تحليل كه انتخابات دوم
خرداد به نظام جمهوری اسلامی
آبرو داده و پيروزی خاتمی
باعث تحكيم موقعيت داخلی و بينالمللی
آن شده است، در جهت تخريب وی
اقدام كردند! فعاليت
منافقين عليه خاتمی با روش
روزنامههای وابسته به جناح
محافظه كار همسو بوده است يا با
شيوه مطبوعات جبهه دوم خرداد مانند
سلام و مشاركت؟ به راستی چرا روزنامههای
محافظهكار به معرفی و نقد
نشريات منافقين نميپردازند؟ آيا
مطالب آنها شباهتهای
فراوانی با تيترها، اخبار،
گزارشها و مقالههای برخی
روزنامههای محافظهكار
ندارد؟ به
علاوه آيا نشريه منافقين صريحاً
سردبيران روزنامههای توقيف
شده را ”سر جلاد“ نخواند؟
4- نگاهی به فهرست اختلافات
منافقين با نيروهای خط امام
روشنگر بسياری از مسائل است:
الف
.منافقين كه خود را تجلی اسلام
ناب ميدانستند،
هرگز به دموكراسی و جمهوريت
اعتقاد نداشتند و آنرا تبليغ نكردند.
انديشه آنان استالينيستی
و شعارشان جامعه بيطبقه توحيدی
بود، نه توسعه سياسی،
جامعه مدنی و نظام و جامعه
متكثر و انتخاباتی. امروز چه
كسانی در پی تشكيل جامعهای
تك صدا و توتاليتر و زدن ريشه
جمهوريت و مردمسالاری و
نهادهای مدنی هستند و خود را
سمبل اسلام راستين ميشمارند؟
ب.
منافقين قانون اساسی را قبول
نداشتند اما خواهان بهرهگيری
از امتيازات آن بودند. در حال حاضر
چه اشخاص اصول مسلم قانون اساسی را
نفی يا نقض ميكنند و در عين حال
خواهان استفاده از مزايای آن هستند؟
ج.
مشی ”مجاهدين خلق“ اين بود، كه
”هر كس با ما نيست، عليه ماست“.
اكنون چه افرادی عملاً اين
استراتژی را برگزيدهاند و اگر
كسی انتقادی به آنان وارد
كند، سعيميكنند وی را با سختترين
تهمتها و احياناً مجازاتها به
سكوت وادارند؟
د.
”مجاهدين خلق“ در انتخابات شركت
ميكردند، پس از ناكامی، به جای نقد عملكرد خود كه
موجب ادبار مردم شده بود، انتخابات
را مخدوش
ميخواندند و به نتايج آن ملتزم
نميماندند. اين روش را امروز كدام
جريان دنبال
ميكند؟
هـ
. كسانی كه تداوم جنبش اصلاحی
مردم را در چند نفر خلاصه ميكنند
و در اين توهم به سر ميبرند كه با
عزل يا حذف آنان اين ملت بزرگ از آرمانهای
خود و شعار جاودان ”استقلال،
آزادی، جمهوری اسلامی”
دست برميدارد، علاوه بر آن كه
سخت در خطا هستند، آيا همان
اشتباهی را نميكنند كه منافقين
مرتكب شدند، يعنی
تصور ميكردند با به شهادت رساندن
رهبران نهضت ميتوانند جمهوری
اسلامی را سرنگون كنند، اما
ديدند كه نتيجه اقداماتشان معكوس
بود؟
و.
ادبيات مجاهدين خلق با همه تاكيد
ظاهری بر ”خلق“،مردم را
ناآگاه و فريب خورده ترسيم ميكرد
كه سازمان ”پيشتاز“ بايد آنان را آگاه سازد.
برمبنای اين نگاه، علت عدم اقبال
اكثريت مردم به آنان، بيخبری و
غفلت ملت بود نه
انديشه و عملكرد غلط منافقين. آيا
اشخاصی كه امروز اكثريت مردم را
فاسد و عرقخور و
اوباش ميخوانند كه پول ميگيرند
و رای ميدهند، همان خط را دنبال نميكنند؟
ز.
از نظر مجاهدين خلق، كسب قدرت به هر
قيمت و با هر روش اصالت
داشت. اكنون چه كسانی كسب و حفظ
قدرت را به هر قيمت توجيه ميكنند؟
ح.
منافقين با تكيه بر ميليشيای خود
و نيز نفوذ
در اركان حكومت كه در فرصت
مناسب بتوانند ضربات كاری به
نظام وارد كنند، در فكر حذف
فيزيكی شخصيتهای
برجسته پيرو امام بودند. در حال
حاضر ادبيات چه جناحی آكنده از
ضرورت ايجاد شرايط فوقالعاده
و تهديد رقبا به دستگيری،
بازداشت، سركوب، حذف و ترور
است؟ امروز چه كسانی در حال سازماندهی
ميليشيا هستند و به چه منظور؟
ط
. تا پيش از پيروزی بنيصدر،
منافقين تبليغات زيادی عليه او
به عمل آوردند. ولی پس از رياست
جمهوری، به او نزديك شدند و با
سوء استفاده از جاهطلبی
او، از مردم جدايش كردند. اكنون چه
افرادی تا قبل از رئيس |