اخبار

پيك

                       

پس از در گذشت آيت الله خميني

اختلاف هاشمی فسنجاني

با سيد احمد خمينی

متحجرين حتی وقتی آيت الله خمينی ولی فقيه و رهبر كشور بود مانع تفسير قرآن و فلسفه از سوی او شدند.

آيت الله خمينی پس از فتح خرمشهر موافق ادامه جنگ نبود.

آيت الله خمينی هيچكس را بعنوان جانشين خود معرفی نكرد و با چنين كاری مخالف بود.

حميد انصاری، قائم مقام موسسه تنظيم و نشر آثارآيت الله خمينی، از جمله كسانی است كه دراين روزها، بمناسبت پيروزی انقلاب 57 نظرات خود را در باره نقش آيت الله خمينی بيان داشت. او در باره ادامه جنگ، رابطه با امريكا، نقش ارتجاع در جلوگيری از تدريس آيت الله خمينی، اختلافات احمد خمينی با هاشمی رفسنجانی در پايان عمر احمد خمينی، انتخاب رهبر و انتخاب اولين رياست جمهوری مطالبی را بيان داشت كه با توجه به دسترسی وی به اسناد و مدارك قابل توجه است.

انصاری درباره‌ی نظر امام خمينی (ره) مبنی بر مخالفت شديد ايشان با برقراری رابطه با آمريكا تا آخرين لحظات عمر پربركتشان، گفت: ابتدا بايد بر اين واقعيت را تاكيد كنم كه حضرت امام(ره) هيچوقت عدم رابطه با آمريكا را به عنوان يك پيش‌شرط در پروسه‌ انقلاب اسلامی (قبل و بعد از پيروزی) مطرح نكردند.

وی خاطرنشان كرد: نظر حضرت امام تا آخر عمر اين بود كه چون آمريكا به هيچ ‌يك از تعهدات بين المللی پايبند نيست و به‌خصوص پس از بيانيه‌ الجزاير نيز رفتارهای آمريكا عملا در جهت عدم پايبندی به اين بيانيه و تعهدات بوده و تحميل جنگ هشت ساله به ايران نيز با هدايت و حمايت علنی آمريكا از دولت متجاوز صدام بوقوع پيوسته،امكان رابطه وجود ندارد و تا زمانی كه شرايط منطقی ايران محقق نشود و اموال بلوكه شده و به غارت رفته ملت مسترد نشود و آمريكا به عدم دخالت در امور ايران متعهد نگردد، نظر امام اين بود كه برقراری رابطه در چنين شرايطی به زيان ملت ايران است و اين موضع بحقی است كه تا به امروز رهبری و دولت و ملت ايران بر حفظ آن متفق‌اند.

انصاری درباره‌ی اطلاع، اجازه يا دستور حضرت امام(ره) در ماجرای اشغال لانه‌ جاسوسی گفت: تا آنجا كه می دانم امام خمينی در نخستين ساعات اقدام عملی دانشجويان در اشغال لانه جاسوسی امريكا از آن اطلاع يافته اند نه قبل از آن. می دانيد كه حتی در درون خود تشكيلات دانشجويان هم تصميم‌گيری روشنی نسبت به ادامه‌ كار ـ به آنصورت كه بعدا تداوم يافت ـ نشده بود. در مورد اصل ماجرا نيز شخصا شاهد بودم كه تنها معدودی از افراد مطمئن انجمن های اسلامی دانشگاه از اين جريان اطلاع داشتند و با راهپيمايی و حضور آنان حركت 13 آبان انجام شد.

انصاری درباره‌ نظر امام برای ادامه‌ جنگ پس از فتح خرمشهر گفت: در جلسات عمومی و خصوصی از حاج احمد آقا شنيدم كه امام بعد از فتح خرمشهر ابتدا نظرشان بر توقف جنگ بوده، مرحوم حاج احمد آقا حتی اين مطلب را در شهريور سال 70 در مصاحبه با نشريه سپاه پاسداران بطور تفصيل بيان كردند. اخيرا در اظهارات برخی افراد و فرمانده‌ها خواندم كه اين قضيه را رد كرده اند. اينها درجريان موضوع نبوده و يا فراموش كرده اند. ادله ای هم در همين رابطه وجود دارد كه فعلا از بيان آن صرف نظر می كنم. ... امام خمينی تصميمات خويش را صادقانه و شفاف با مردم در ميان می گذاشت و اجرای آنرا مدبرانه و با قاطعيت راهبری می كرد،جريان دفاع هشت ساله و تصميم به تداوم جنگ بعد از فتح خرمشهر نيز دقيقا درچنين فرايندی تصميم گيری شده است. امام بعد از فتح خرمشهر سرانجام به اين جمعبندی می رسند كه توقف يكطرفه جنگ در آن شرايط به زيان ايران و بسود متجاوز خواهد بود. ـ

انصاری درباره‌ی پذيرش قطعنامه‌ی 598 از سوی حضرت امام(ره) گفت: مدت‌ها قبل از پذيرش قطعنامه‌ مكاتبات و جلسات مسوولين نظامی و سران قوا با امام وجود داشت. به صورت مشخص از آن‌چه به ياد دارم آقای مهندس موسوی، آقای محسن رضايی و برخی ديگر از مسوولين سپاه و ارتش در اين رابطه به امام نامه نوشته اند. آقای هاشمی رفسنجانی نيز نامه‌ مفصلی نوشتند. مسنول دولت وقت (آقای مهندس موسوی) با تشريح وضعيت اقتصادی و اجتماعی كشور صراحتا خواستار تصميم عاجل شده بود. نظر وزارت خارجه هم همين بود.  فرماندهان اصلی جنگ نيز به دليل شرايط خاص حاكم بر جنگ و دخالت مستقيم ناوهای آمريكايی در منطقه و زدن هواپيمای مسافربری و از همه مهم‌تر كاربرد وسيع سلاح شيميايی از سوی عراق معتقد بودند كه تداوم جنگ ـ بصورت كنونی آن ـ امكانپذير نمی باشد.

اسناد محرمانه

تعداد اسناد و مدارك محرمانه‌ امام كه هنوز منتشر نشده كم است؛ مثلا گاهی امام با مراجع تقليد گفت‌وگوها و مناظراتی داشته اند، گاهی نيز خطاب و عتاب نسبت به بعضی تشكل‌های سياسی است كه در آن زمان منتقد و مخالف دولت بوده‌اند.
انصاری در پاسخ به شبهه‌ای كه برخی درباره نامه ها و نوشته های امام در اواخر عمرشان مطرح كرده اند گفت: اين شبهات از اساس بی پايه و دروغ محض است

انتخاب رهبر

انصاری درباره‌ی توصيه‌ی امام(ره) نسبت به اين‌كه در آينده چه كسی رهبر باشد، گفت: اول اين نكته را تاكيد كنم كه اصولا امام نه معتقد بود و نه چنين حقی را برای خود قائل بود كه برای بعد از خود كسی را منصوب كند. به رسميت شناختن حق شرعی و قانونی ملت برای تعيين زمامداران امور جامعه آنگونه كه در اصول قانون اساسی مشخص شده است؛ از اجزای لاينفك انديشه سياسی امام خمينی است

بنابراين هيچ‌گاه چنين تصور نشود كه امام كسی را برای بعد از خود تعيين و منصوب كرده است. اصولا امام خمينی با چنين شيوه ای مخالف بود و دقيقا به همين جهت در ماجرای تعيين قائم مقام رهبری ـ صرفنظر از مصداق ـ نظر امام موافق با آن شيوه نبود كه از الآن برای سالهای بعد فردی را به زمامداری آينده نامعلوم برگزينند، انتخاب رهبری در زمانی كه بدان نياز می شود حق منتخبين همان زمان است نه سالها پيش از آن، امام برای آنكه در كار مجلس خبرگان دخالت و اعمال نظر نكرده باشند ـ خصوصا آنكه موضوع به نوعی مربوط به ايشان می شد ـ ابراز مخالفت نكردند.
انصاری در توضيح اين مطلب افزود: نظر امام همان ساز و كار تعيين شده در قانون اساسی بود كه در مرحله بازنگری قانون اساسی نيز برآن تصريح و تاكيد داشتند كه رهبری نظام از طريق انتخاب خبرگان منتخب ملت معرفی خواهد شد و برهمين مبنا نيز بعد از رحلت حضرت امام، رهبر معظم انقلاب طبق قانون اساسی با رای قاطع نمايندگان ملت در مجلس خبرگان انتخاب گرديد. البته طبيعی است كه در آن جلسه طولانی كه بحث از صلاحيتها برای تعيين و انتخاب رهبری در ميان بوده است ادامه راه امام و سوابق همراهی با ايشان و اعتماد امام و ارائه شواهد و مؤيدات بر وجود صلاحيتهای پيش بينی شده در قانون اساسی از منظر امام، ازجمله محورها و معيارهای جدی انتخاب كنندگان و خبرگان بوده است؛ آنچه كه در اين جلسه فرزند امام و چند تن از ياران امام (ظاهرا آيه الله موسوی اردبيلی و آقای هاشمی رفسنجانی و افراد ديگر) بر آن گواهی داده اند در همين راستا بوده است.

وی افزود: شعار معروف امام اين بود، ميزان رای ملت است. برخی از آقايان و بزرگواران با يك سری بحث‌های فلسفی سعی كرده‌اند اين شعار را به نوعی كم‌رنگ كنند. مسلم است كه ميزان رای ملت است را امام‌ خمينی در جامعه اسلامی ايران مطرح كرده اند. اين طبيعی است كه امام (ره) حق را الزاما و همه جا معادل با رای اكثريت نمي‌دانست، ولی در جمهوری مبتنی بر اسلام در انتخابات (و امور مربوط به حقوق ملت در حكومت) از نظر امام، رای مردم ملاك هميشگی است.

بنی صدر و جلال الدين فارسي

انصاری درباره‌ی اينكه چرا امام خميني(ره) عليرغم شناختی كه از بنی صدر داشت و به او رای نداده بود؛ انتخاب او را تاييد و حكمش را تنفيذ كرد؟ گفت : اگر جزاين می كرد جای پرسش داشت.فرهنگ امام اين بود كه مردم بايد خودشان تصميم‌بگيرند.اين منطق امام (ره) را بايد در همه جا در نظر گرفت.در جنگ، عزل‌ها، نصب‌ها، برخوردها، گفت‌وگوها ، جلسات سری وعلنی. ايشان معتقد بود كه تشكيلات حكومت می بايست در بستر حضور مردم شكل ‌بگيرد. تاييد انتخابات و عزل بني‌صدر هم بر همين اساس بود. در انتخابات رياست جمهوری امام كسی را تاييد نكرد و بسيار مراقب بود تا كسی حركتی منسوب به ايشان ـ نفيا و اثباتا ـ انجام ندهد. ايشان به رشد مردم بهای فوق‌العاده‌ای مي‌داد. امام(ره) معتقد بود مردم بايد ساختار نظام خود را با مسووليت پذيری شكل بدهند و با مشكلات آن دست و پنجه نرم كنند.اصل ديگر در فرهنگ سياسی امام احترام و پايبندی به قانون بود.امام خمينی اين اصل را بدان حد ضروری می دانست كه فتوا داد : تخلف از قوانين حرام است. لذا وقتی اعلام شد شناسنامه‌ی آقای جلال‌الدين فارسی مشكل دارد، باوجود حمايت بسياری از بزرگان از نامزدی وی در انتخابات رياست جمهوری، امام بر اجرای قانون اصرار ورزيد.

ژنرال های امريكائي

وی افزود: به ما گفته شد كه آقايی به نام دكتر يزدی مدعی است از دفتر امام آمده و مي‌خواهد داخل ستاد برود. آنجا رفتم، دكتر ابراهيم يزدی و سرهنگ توكلی ( نمي‌دانم كيست و كجاست) را ديدم كه بلندگوی دستی داشتند و افرادی را هم همراه آورده بودند. اين موضوع مربوط به شب 23 بهمن و اوج درگيري‌هايی بود كه هنوز بيم كودتا كاملا منتفی نشده بود و هنوز در تهران درگيری و گلوله بود. ايشان گفتند آمده ايم تا چند نفر از فرماندهان نظامی شاه را كه هنوز در ساختمان هستند با خود ببريم، وارد محوطه و ساختمان ستاد شديم، اكثر فرماندهان و پرسنل آنجا در رفته و چند نفر بيشتر نمانده بودند. آقای يزدی به همراهانش گفت كه به طبقات بروند و افرادی كه نامشان را از بلندگوی دستی اعلام كرده بود با خود به محوطه بيرونی جهت انتقال ببرند، خود ايشان سراغ سالنی رفت كه ژنرالهای آمريكايی در آنجا به انتظار نشسته بودند. برای من باور نكردنی و بسيار تلخ بود كه بر اثر خيانتهای رژيم شاه، در حساسترين شب تاريخ ملت ايران، جريان اداره كشور و سركوبی قيام مردم به دست چند ژنرال آمريكايی سپرده شده و سران نظامی رژيم شاه باهمه طمطراقشان در حد تداركاتچی ژنرال‌های آمريكايی در خدمت آنان و رودرروی ملتشان ايستاده اند. به استقلال ايران آنچنان خيانت شده بود كه آمريكا برای حفظ ظاهر هم كه شده نيازی نمی ديد كه ژنرالهای اعزاميش از محل سفارتشان طرح كودتا را پيگيری كنند. با كمال وقاحت مقر فرماندهی ارتش ايران در اختيار آمريكاييان بود. بوی مشروب و الكل و دود سيگار فضا را پر كرده بود، از شكست كودتا و پيروزی مردم ساعات زيادی گذشته بود، انتظاری كشنده آنان را كلافه كرده بود، آقای دكتر يزدی وارد سالن شدند و به انگليسی با مسئولينشان گفتگوی كوتاهی داشتند، همگی به محوطه پايين آمدند و با چند دستگاه اتوبوسی كه در محوطه بود راه افتادند، من نيز به دليل حس كنجكاوی با خودرو يك روحانی كه آقای يزدی از ايشان خواسته بود تا برای تسهيل عبور از گذرگاههای انتظامی كه نيروهای مردمی در طول مسير ايجاد كرده بودند ايشانرا همراهی كند با آنان براه افتادم پس از مدتی به خيابان پشت مدرسه سپهسالار نزديك مدرسه علوی و رفاه كه مقر ستاد انقلاب بود رسيديم، چند نظامی ايرانی را برای تحويل به ستاد پياده كردند.
حميد انصاری درادامه بيان اين خاطره تاريخی گفت: آقای يزدی همراه با خودروهای حامل نظاميان آمريكايی راه افتاد من فكر مي‌كردم قاعدتا آنها را به نقطه ای می برند تا بعدا رابطه اشان با كودتا و حضورشان در محل ستاد سركوبی قيام مشخص شود و تكليفشان را روشن كنند، اما اينها خيالات بود ساعتی بعد، كاروان جلوی درب ضلع غربی سفارت آمريكا ( دربی كه كاركنان سفارت از آن جا تردد می كردند) متوقف شد. آمريكاييها طبق ليستی كه مبادله و امضا شد سالما و غانما! تحويل شدند.
وی گفت: پس از مدتی ، وقتيكه كه آقای دكتر يزدی نماينده تهران بود نزد او رفتم و از ابهامات اين واقعه پرسيدم ايشان توضيح نداد و بي‌اعتنايی كرد و به صورت كلی گفت با امام و دفتر امام مطرح شده بود. پي‌گير شدم و از مرحوم حاج احمد آقا پرسيدم و از مجموعه نيروهايی كه فكر مي‌كردم به نوعی مي‌توانند اطلاع داشته باشند، پرسيدم ولی همه اظهار بي‌اطلاعی كامل مي‌كردند. پس از خواندن خاطرات‌ هايزر و سوليوان به اين نتيجه رسيدم كه ماجرا به همان شكلی بود كه من (انصاری) پيش‌بينی مي‌كردم.
وی با تاكيد بر اين كه قصد متهم كردن شخصی را ندارد گفت: ابهامات جدی وجود دارد كه بايد روشن شود. اين كه چگونه در اوج آتش و خون توانسته‌اند با ايشان(يزدی) ارتباط برقرار كنند. آن افراد در مقر فرماندهی ارتش ايران چه كار مي‌كردند. نقش آنها در كشتارها چه بوده است؟ آنها ديپلمات نبودند كه بهانه مصونيت سياسی در عرف بين المللی مانع از رسيدگی شود آيا ملت ايران حق نداشت كه در اين باره از دولت آمريكا توضيح خواسته شود؟ سرنخ‌های خوبی در خاطرات آمريكايي‌ها از اين ماجرا وجود دارد. ............

اختلاف با هاشمي

..... انصاری در ادامه‌ی گفت‌وگوی خود با سرويس تاريخ خبرگزاری دانشجويان ايران درباره‌ی گفته برخی مبنی بر وجود اختلاف بين آقای هاشمی رفسنجانی و حاج احمد آقا در اواخر عمر ايشان گفت: اختلافی به آن معنا كه مطرح مي‌شود،وجود نداشته است. البته اختلاف ديدگاه مسلما در بين همه‌ صاحب نظران مسايل سياسی وجود دارد، ولی به اندازه‌ای نبود كه به اختلافات اصولی كشيده شود.

متحجرين اجازه تفسير قرآن ندادند

انصاری درباره‌ی تعطيلی تفسير قرآن از سوی حضرت امام (ره) گفت: امام به اصرار زياد دوستان، پس از مراجعت به ايران و رفتن به قم، تفسير قرآن شروع كردند ايشان تمايل به ادامه اين جلسات نداشتند، زيرا متوجه ابعاد قضيه بودند و اينكه ممكن است بحث‌های عرفانی دست آويزی برای محافل سياسی مخالف در حوزه و متحجرين شود. ايشان در حدی كه مورد استفاده‌ی عموم باشد شروع كردند و بعد از چند جلسه كه پيش‌رفتند همان گفت‌وگو‌ها و ذهنيت‌هايی كه متاسفانه هنوز هم وجود دارد نگذاشت، يعنی گروهی كه با تفكر عرفانی و فلسفی مخالف بودند نگذاشتند و امام نيز صلاح ديدند كه كيان اتحاد حوزه‌ها را در آن شرايط حفظ كنند. امام خمينی كسی نبود كه از فشارهای روانی و فيزيكی بيم داشته باشد؛ بلكه محاسبات خود را بر مبنای تكليف و وظيفه‌ انجام مي‌داد لذا صلاح نديدند كه بحث را دنبال كنند و البته حيف شد زيرا در صورت تداوم اين جلسات قله و افق جايگاهی كه امام(ره) بر آن ايستاده و همين جايگاه منشأ انديشه سياسی او و رهگشای بسياری از نظريات ايشان بوده است، روشنتر می شد. همان چند جلسه برگزارشده حاكی از ژرفای انديشه عرفانی امام است.

انصاری درباره‌ی اين سخن ناروا كه «مردم در جريان انقلاب مي‌دانستند چه نمي‌خواهند ولی نمي‌دانستند چه مي‌خواهند» گفت: اين يك تحليل آبكی و فاقد ارزش علمی و استنادی است. در برخی از تحليلها عكس آنرا هم شنيده ام! از لحاظ علمی، كاركرد ايندو در تحولات اجتماعی بصورت شرطی است و بدون تعامل، تحولی اتفاق نمی افتد،

حجتيه

انصاری درباره‌ی عدم دستگيری عضوی از اعضايی انجمن حجتيه و نهضت آزادی عليرغم ديدگاهی كه حضرت امام‌(ره) نسبت به اين گروه‌ها داشت ، گفت: اول اين نكته را بگويم كه آنروز هم اگركسی مرتكب جرمی می شد و قانون شكنی و تخلف می كرد طبق قانون با او برخورد می شد و اگر روزگاری جز اين بشود كه نامها و حزبها و چهره ها و يا حاكمان مصون از چنبره قانون و عدالت شوند آنروز بايد نگران شد. امام خمينی می فرمود والله اگر از منهم تخلف سربزند مهيای مؤاخذه ام.

 
 
                   بازگشت به صفحه اول
Internet
Explorer 5

 

ی