اخبار

پيك

                       
پای صحبت حجت الاسلام هادی خامنه اي
از ترور نا فرجام در مشهد
تا توطئه عليه حيات نو در تهران

 

حجت‌الاسلام‌والمسلمين سيدهادی خامنه‌ای بيشتر سوابق مبارزه و زندان خود را در مشهد گذرانده است. وی پس از انقلاب مسووليت‌های مختلفی داشته، اما حضور او در مطبوعات و احزاب نيز پررنگ است؛ تاسيس مجمع نيروهای خط امام كه خود دبير كلی آنرا بر عهده دارد، راه‌اندازی روزنامه‌ “جهان اسلام” و سپس “حيات نو” حاصل اين فعاليت‌هاست. وی هم‌اكنون نماينده‌ مردم تهران و عضو كميسيون اقتصادی مجلس شورای اسلامی مي‌باشد.

خبرنگار سرويس تاريخ خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا) در گفت‌وگو با وی به بررسی برگ‌هايی از تاريخ انقلاب اسلامی پرداخته است. آنچه مي‌خوانيد بخش هائی از اين گفت‌وگو است.
انجمن حجتبه

- ريشه‌های به‌وجود آمدن اين انجمن چه بود؟
به ظاهر از اين جهت كه عده‌ای از جوانان در آن سن و سال جذب جلسه‌ای مي‌شوند كه مذهبی است، عده‌ای را قانع كرده بود كه كار خوبی است. اما عمده‌ترين نكته‌ا‌ی كه در اين فعاليت وجود داشت اين بود كه آنها به شدت سياست گريز بودند؛ و هر كس كه به جمع آنها وارد مي‌شد از او التزام مي‌گرفتند كه كار سياسی نكند، و منظورشان از كار سياسی هم همين مبارزاتی بود كه امام شروع كرده بودند.
آنها در پوشش يك حركت به ظاهر مذهبی و سازمان يافته عليه نهضت اسلامی فعاليت مي‌كردند. البته علاوه بر آن يك حركت فرهنگی ضدانقلابی هم داشتند و آن تبليغ اين انديشه بود كه تا امام زمان (عج) ظهور نكرده هيچ فعاليتی به ثمر نمي‌رسد، و اصولا حكومت الهی، دينی و اسلامی تا قبل از ظهور آقا امام زمان (عج) تحقق يافتنی نيست و مي‌گفتند كه چون زمينه‌ی ظهور امام زمان (عج) توسعه و گسترش ظلم و جور است، پس ما با مظاهر ظلم و جور نبايد مبارزه كنيم. زيرا اينها هر چه بيشتر شود، ظهور امام زمان (عج) جلو مي‌افتد. اين انديشه‌های غلط، انحرافی و خطرناك توسط اين گروه و صاحبان اين انديشه تبليغ مي‌شد.
- نحوه‌ی موضع‌گيری انجمن حجتيه در مقابل انقلابيون چگونه بود؟
خود حلبی هم در گفت‌وگوهايی كه با افراد داشت مخالفت صريح و جدی با مشی امام خمينی (ره) داشت و بسيار صريح و روشن و شفاف آن را بيان مي‌كرد.
- آيا تا به حال سوء قصدی به شما شده است؟
روز راهپيمايی 22 بهمن در سال 1365 در مشهد اين كار صورت گرفت. البته همان سالی بود كه از قبل هم گفته بودند كه منافقين با آمادگی خاصی وارد كشور شدند، و مي‌خواهند كارهايی كنند. روز راهپيمايی قرار بود كه من و برخی از آقايان ديگر مسير مشخص و محدودی داشته باشيم و ما سوال كرديم اين مسير پاك است كه گفتند اشكالی ندارد. اما اشتباهی كه صورت گرفت اين بود كه به دليل ناهماهنگی، آن مسير دوبار طی شد. در اين فاصله فهميده بودند كه من باز مي‌گردم. ظاهرا پشت من دو تا نارنجك جنگی فعال گذاشتند كه در فاصله‌های زمانی خاص عمل كند، تا متوجه شديم كه چنين چيزی است در فاصله‌ی كوتاهی پاسدارانی كه با من بودند مرا روی زمين هل دادند كه همان موقع منفجر شد و به من در فاصله‌ای كه در حال افتادن بودم اصابت كرد، كه اثر آن اين شد كه عصب پای من قطع و پشتم زخمی شد. اما كسانی كه آن اطراف بودند سه نفر همان‌جا شهيد شده و تعدادی هم مانند من آسيب ديدند.
-  درباره برخوردهايی كه اخيرا با روزنامه حيات نو صورت گرفت و در نهايت باعث توقيف آن شد، توضيح دهيد؟
ماجرای روزنامه‌ حيات نو روز چهارشنبه در صفحه‌ی ششم كه صفحه‌ی انديشه است، به تناسب مقاله‌ای كه در آنجا درج شده بود، يك طرحی زده شده بود كه نشان دهنده‌ شصت يك فرد قدرتمندی است كه با زور، سمبل عدالت را كه قوه‌ قضاييه است زير دست خود له مي‌كند؛ كه اين كار به تناسب ارتباطی كه با موضوع بحث داشت، انتخاب شده بود، و برخی از محافل كه مشخص نيست كه چه بودند، ادعا كردند كه صورت آن قاضی و سمبل قضاوت كه مردی با لباس بلند قضايی است، شبيه حضرت امام (ره) است و اين شباهت را قطعی گرفتند. بعد هم مسلم گرفتند كه اين كار به منظور وهن امام صورت گرفته، و بنابراين توطئه‌ای در كار است، و تبليغات و سپس تظاهرات‌ها، ظاهرا از صبح روز چهارشنبه شروع شد. اين تصميم ظاهرا از صبح چهارشنبه گرفته شده بود كه من خودم از ماجرا حدودا غروب روز چهارشنبه مطلع شدم.
روز پنج‌شنبه دادگاه ويژه‌ی روحانيت موضوع را از من سوال كرد، و من هم با چند نفر از مسوولين روزنامه به آنجا برای بيان توضيحات رفتيم، و در نهايت چون ماجرا هنوز اوج پيدا نكرده بود اظهار اميدواری كردند كه ماجرا به شكلی مطلوب و مناسب خاتمه پيدا كند. بررسي‌های لازم برای يافتن علل موضوع آغاز شد، البته ما هم حركت‌هايی كرديم كه جلوی برخی اعتراض‌ها و سوءتفاهم‌ها گرفته شود، و برخی كه قصد دارند به عنوان اعتراض در مقابل اين ماجرا اقداماتی كنند را قانع كنيم و برايشان توضيح دهيم. به پيشنهاد آنها اطلاعيه‌ای صادر كرديم كه روز جمعه در شماره‌ی ويژه‌ی جمعه درج شد، و نظر همه اين بود كه بيانيه‌ی قانع كننده و خوبی بوده، و ثابت مي‌كرده كه دست اندركاران روزنامه حسن نيست دارند، و خودشان مايل هستند حالا كه موضوع توسط عده‌ای طرح شده، با تحقيق و بررسی كامل دنبال شود، و اگر قصد عمدی در كار بوده حتما پيگيری شود، و اگر نبوده به مردم اعلام عمومی شود. اما متاسفانه آن مساله تحقق پيدا نكرد، و كسانی كه به دنبال آشوب بودند، موضوع را رها نكردند و تحريكاتی در قم و تهران خصوصا در نماز جمعه‌ها انجام دادند.
اين كار عناصر آشوب‌ كننده، دلسوزانه نبود. طبيعتا اين كار، كار افراد دلسوز نمي‌توانست باشد، زيرا طرحی كه آن را وهن‌آميز خوانده بودند را مجددا در تيراژ وسيع و صدها برابر تيراژ روزنامه منتشر نمي‌كردند، بعد از آن روز برخی افراد احضار شدند، و بازجويي‌ها تاكنون ادامه دارد. در نهايت هم روزنامه توقيف شد.

فضای مطبوعات در جامعه‌ی ما الان برای افرادی مثل من و كاری كه حيات نو مي‌كرد مناسب نيست، اكثريت عظيمی از فرهيختگان كشور به شدت علاقه‌مند و وابسته به اين روزنامه بودند. شرايط فعلی ايجاب مي‌كند افرادی نظير بنده كه سابقه‌ی طولانی در كار فرهنگی دارند، به هيچ وجه برای ادامه‌ی چنين كارهايی تشويق نشوند؛ مگر با پرداخت هزينه‌های سنگين، در حالی كه شرايط ايده‌آل برای يك جامعه ما آن است كه تمام افراد در جامعه مشوق حركت فرهنگی باشند.
من حداقل بيش از 40 سال سابقه‌ی فعاليت فرهنگی و دينی دارم و تخصص‌ام در اين رشته و كار است، و در مقايسه با طيف عظيمی از دست اندركاران كار فرهنگی، سياسی و آموزشی در كشور، دارای صلاحيت‌های بسياری در اين زمينه هستم، و با اين‌كه تلاش و زحمت فراوانی كشيدم، مع ذلك برای ارتقای كيفيت و كميت فرهنگ جامعه به اين كار دست زدم. اما آن‌چنان كه شايسته است تشويق و ترغيبی در اين زمينه وجود ندارد.

- در پايان درباره‌ی نحوه‌ی تعامل و ارتباط خود با مقام معظم رهبری بفرماييد؟
ارتباط ما بعد از انقلاب به خاطر تصدی مسووليت‌های رسمی و حكومتی با قبل از انقلاب، تفاوتی عمده پيدا كرد و فرم‌دار و كلاسيك شد. در سابق مرسوم بود هر كس كه دلش مي‌خواست كسی را ببيند بي‌مقدمه به ديدار او مي‌رفت. اما بعد از انقلاب شرايط فرق كرد، و به جز يك برهه‌ی محدود، ايشان 8 سال رييس جمهور بودند و بقيه‌ی مدت نيز در سمت رهبری هستند كه هر دو پراشتغال است، طبيعتا اقتضا مي‌كند ارتباطات به گونه‌ای باشد كه با وقت قبلی صورت گيرد. البته به تناسب روابط خانوادگی اين رابطه ادامه‌ داشته است، و بعضا به مناسبت‌های موردی كه بنده يا ايشان لازم ديده‌ايم كه صحبت يا ديداری داشته باشيم، اين كار را كرده ايم.

 
 
                   بازگشت به صفحه اول
Internet
Explorer 5

 

ی