|
خبرگزاری
ايسنا؛ در ادامه گفتگوهائی كه
بمناسبت سالگرد انقلاب 57 می كند،
گفتگوئی هم با حسين
شريعتمداری سرپرست موسسه كيهان
كرد. اين گفتگو، آنگونه كه از
انتهای بخش اول آن بر می آيد
بصورت ناقص روی شبكه خبری اين
خبرگزاری دانشجوئی قرار گرفت
و ادامه آن منتشر نشد.
شريعتمداری
كه نقش مهمی در اعدام ها و طرح
های مختلف تواب سازی در زندان
های جمهوری اسلامی داشته،
دراين مصاحبه از اعدام ها، همچنان
وهمآنگونه دفاع كرد كه در جريان اوج
افشاگری های اكبر گنجی در
روزنامه های ابتدای
پيروزی محمد خاتمی از
آن ها دفاع كرده بود. شريعتمداری
در جريان آن افشاگری ها، در
زمانی كه عرصه بر او تنگ شده و
حقايق مربوط به جناياتی كه در
زندان های اوين، گوهر دشت و بند
سه هزار (كميته مشترك زمان شاه)
روی داده و او در تمام آنها نقش
داشته به قم رفته و در مدرسه
حقانی اين شهر از طرح تواب
سازی دفاع كرد و گفت : من متاسفم
كه افتخار بازجوئی را در زندان
ها نداشته ام. من با زندانيان
مهمی نظير رهبران حزب توده گفتگو
كرده ام.
شريعتمداری
كه از ابتدای ورود سعيد امامی
از امريكا به ايران و حضورش در
وزارت اطلاعات و امنيت و سپس زندان
اوين همكار وی بوده است در
مصاحبه با ايسنا گفت:
من
يكی از زندانيان سياسی بود كه
در مقطع پيروزی انقلاب
اسلامی، آزاد شدم. پس از انقلاب،
در كميته و سپاه فعاليت كردم.
ايسنا
نوشت:
درباره
برخی از مقاطع از جمله انتخاب
قالب جمهوری اسلامی برای
نظام، مخالفان اول انقلاب، محاكمات
و اعدامها
و
همچنين درباره فعاليتهای
شريعتمداری در زندانها و
روزنامه كيهان با وی گفتوگو كرديم. ( بخش مربوط
به فعاليت شريعتمداری در زندان
ها و روزنامه كيهان كه ظاهرا بايد
بخش دوم مصاحبه با او باشد، روی
شبكه ايسنا قرار نگرفت!)
حسين
شريعتمداری،
درباره
دوران زندان خود گفت:
همزمان با
پيروزی و اوج نهضت انقلاب، رژيم
شاه
با
اجبار زندانيان سياسی را آزاد كرد
و من نيز همراه بقيه آزاد شدم، حدود
دو يا سه ماه قبل از پيروزی
انقلاب. من و دوستانم از كسانی
بوديم كه در زندان با سازمان
مجاهدين خلقدرگير بوديم.
در
آن زمان، فوجی از زندانيان
سياسی آزاد شده بودند. يك
گروه چپ عقيدتی (ماركسيستها)
بودند، البته مائوئيستها و
تروتسكيستها نيز در
زيرمجموعهی
گروهها چپ ارزيابی ميشدند.
بخشی هم بچههای سازمان
منافقين بودند.
جمعی هم ما
بوديم. بعد از خروج از
زندان، در قدم اول، سعی در آگاه
كردن مردم از ماهيت سازمان
منافقين داشتيم؛ زيرا مردم به صورت
كامل از ماهيت آنها مطلع نبودند.
زمانی كه ما از زندان بيرون
آمديم، اتفاقهای بزرگی از
جمله فاجعه ١٧ شهريور و
نماز پرشور عيد فطر در قيطريه رخ
داه بود. مدتی بعد، شاه رفت و
انقلاب به اوج خود نزديك شد. كل
كارها، ارتباط با جريانی بود كه بعدها به كميتهی
استقبال تبديل شد. بعد از ورود حضرت
امام(ره) پسوند استقبال از نام
اين كميتهی برداشته شد و بعد به
كميتهی انقلاب اسلامی تغيير
نام پيدا
كرد.
شريعتمداری
دربارهی علت به رفراندوم
گذاشتن جمهوری اسلامی از
سوی حضرت امام(ره) گفت: در
آن زمان، عدهای به حضرت امام(ره)
پيشنهاد ميكردند، رفراندوم را برای
تعيين نوع نظام عقب بيندازيم،
بعضی هم ميگفتند "چنين
رفراندومی اصلا ضرورت
ندارد؛
برای اينكه شما رهبر بلامنازع
انقلاب هستيد و همه شما را پذيرفتهاند.
طبيعی است كه
همه به آنچه شما تعيين كنيد رای
خواهند داد." در هيچ جای دنيا
هم چنين اتفاقی
نيافتاده؛ يعنی جمهوری
اسلامی تنها نظامی است كه
حتی نوع نظام به رای مردم
گذاشته ميشود. ولی حضرت امام(ره)
بر انجام رفراندوم اصرار ميورزيدند.
امام(ره)
در پاسخ به
كسانی
كه گفته بودند نيازی به رفراندوم
نيست، فرموده بودند “نه، بعدها
شايد كسانی بيايند و ادعا كنند
كه اين نظام مطابق خواست مردم نبوده
است. حال كه مردم اين را
ميخواهند
بهتر همين است كه به رای گذاشته
شود.“ به اين ترتيب رفراندوم
برگزار شد و
جمهوری
اسلامی ٢/٩٨ درصد
رای آورد و ٨/١ درصد به
ساير گزينهها رای دادند.
وی
دربارهی تفاوت بين جمهوری
اسلامی با حكومت اسلامی، گفت:
«در حقيقت جمهوری
اسلامی همان حكومت اسلامی است.
در اينجا اسلام
ماهيت و هويت نظام، و جمهوری ظرف
آن است. «در نظام
اسلامی، بايدها و نبايدها برخاسته از
وحی است.
شريعتمداری
دربارهی محاكمات و اعدامهای
سالهای اوليه انقلاب گفت: «
با اعدام هر فرد دلايل محكوميت و
علت صدور حكم اعدام، اعلام ميشد.
چيز پنهانی نبود، در مطبوعات به
صورت اطلاعيه مطرح بود. تمام
كسانی كه در
قتل
دست داشتند، طبيعی بود كه به
قصاص اعدام محكوم ميشدند. به نظرم
اعدامها، اجرای حكم قصاص بود
كه در قرآن كريم،
اجرای آن را لازمه حيات ميداند
و كسانی كه روی آن ترديد ميكنند،
بين قاتل
و
مقتول، جانب قاتل را گرفتهاند."
|