|
"سعيد
حجاريان" عضو شورای مركزی
جبهه مشاركت در گفت وگو با خبرگزاری
ايرنا گفت:
نگرانی
زمانی در كشور بيشتر می شود كه
آمريكا در منطقه حضور يابد، چون با وجود آشوب در منطقه ،
جايی برای رشد و تداوم
دموكراسی در ايران به علت
نظامی شدن شرايط در منطقه
باقی نمی ماند.
حجاريان
گفت: ميان اصلاحات و انقلاب مرز
جدی وجود ندارد، وقتی اصلاحات تمام می شود روند
انقلاب آغاز می شود، همانگونه
كه "وقتی سياست تمام می
شود، جنگ شروع می شود.
حجاريان
اضافه كرد: هر انقلابی زمان
تكوين و سپس زمان اوجی دارد كه
زمان تكوين انقلاب اسلامی ايران
از سال ٤٢ و زمان اوجگيری
آن ١٠ روز دهه فجر بود كه
دنيا را تكان داد.
حجاريان
در باره دهه 40 و رويدادهای آن
زمان گفت:
در زمان دولت "
علی امينی” گشايشی (
در فضای سياسی كشور) حاصل شد و حتی
برخی از اعضای جبهه ملی
وارد مجلس شدند، اما پس از كشتار
توده مردم در سال ٤٢ اصلاحات
به پايان رسيد.
وی افزود: در كنار هر انقلابی
گرايش و خط مشی هايی به وجود
می آيد كه با توجه به تجربه
انقلاب ايران می توان آن را به
پنج دسته تقسيم كرد .
حجاريان
گفـت: در گرايش اول عده ای معتقد
می شوند كه "دنيا تمام شده و
كاری نمی شود كرد".
وی "انحلال طلبی” را خواست
افرادی دانست كه در انقلاب
مدعی بی نتيجه بودن هر
رفتاری بوده انـد و افزود: اين
عده چون به صورت منفرد عمل می
كنند، حتی اگر افراد مبارز و
انقلابی باشند به فردگرايی
روی می آورند.
حجاريان گفت: در انحلال طلبی
نمی شود سياست ورزی كرد چون
لازمه دستيابی به اصلاحات كار
جمعی است.
عضو شورای مركزی جبهه مشاركت
اظهارداشت:پس از سال ٤٢ حتی
ميان روحانيت نيز افرادی وجود
داشتند كه كاری به سياست نداشتند
و امام هم هميشه نسبت به اين افراد
انتقاد فراوانی داشت.
وی گفت: گرايش دوم در دوره انقلاب
متعلق به عدهای بود كه انقلاب
را در فضايی فرا واقعگرايانه (سوررئاليستی)،
فرافكنی می كردند.
وی
افزود: اين عده انقلاب را به سمت
عرفان و ادبيات می برند و هميشه
به دنبال ناجی برای نجات خود
هستند و سعی می كنند با اسطوره
سازی شرايط را آنگونه كه مايلند
توضيح دهند.
حجاريان
وجه مثبت عملكرد فردگرايان نسبت به
گروه فرا واقعگرايان را در تلاش
گروه اول برای دست يافتن به نياز
خود دانست و افزود: گروه دوم با
پيگيری شعر و حتی موسيقی
سياه ، به دنبال عرفانی عقب
افتاده و منحط هستند.
وی گفت: عده ای از افراد اين
گروه را نيز طرفداران دين
افيونی تشكيل می دهند كه
بدون انجام هيچ كاری در انتظارند
تا "خدا در آن دنيا" جواب كار
ظالمان را بدهد.
عضو
شورای مركزی جبهه مشاركت
اظهارداشت: راديكالها با گرايش سوم
در مقابل اصلاحات به كودتاچی يا
چريك تبديل می شوند و تلاش اين دو
گروه بر اين است كه با فشار اسلحه
اقدام به نابود كردن و سرنگون كردن
كنند.
حجاريان
گرايش چهارم را اعتقاد بر "اصلاح
پذير بودن" حاكمان دانست و افزود:
گروهی چون "كورش لاشايی” و
يا " پرويز نيكخواه" با اعتقاد
به اصلاح پذيری شاه می
خواستند كاری كنند كه شايد شاه
تبديل به سمبل اصلاحات شود.
وی گفت:
اما در انقلاب اسلامی ، امام خمينی خط
مشی ديگری را پيگيری كرد
وی كه به عنوان يك فرد
اصلاح طلب در آغاز گرايش فرهنگی را انتخاب
كرده بود پس
از كشتار ٤٢ از شاه قطع
اميد كرد.
اين آگاه سياسی افزود: امام
برای مدتی طولانی اقدام به
تربيت شاگرد در قم و نجف كرد و ايشان
به همراه شاگردان بزرگترين شبكه
توده ای را شكل دادند.
حجاريان
اظهار داشت: روشنفكرانی چون دكتر
شريعتی نيز ياريگر امام با آموزش
دانشگاهيان بودند كه كار آنها كمك
به تشكيل سازمانی گسترده و
مردمی بود.
انقلاب درس آموزی هايی دارد،
در عين حال آنچه در زمان انقلاب
انجام شده است در آن بستر زمانی
كاری سنجيده و صحيح بود.
|