|
علی مهری و
علی بيكس دوفعال جنبش
دانشجويی رد صلاحيت شده توسط
هيات های نظارت و اجرايی طی نامه های جداگانهای به
دكتر پور فيضی عضو هيأت
اجرايی انتخابات آذر بايجان
شرقی و هيات اجرايی اعتراض كردند. آنها در بخشی از نامه های
خود نوشتند:
آقای دكتر پور فيضی عضو
هيأت اجرايی انتخابات استان آذر
بايجان شرقي
شما می دانيد
كه در قضايای دانشگاه تبريز چه
گذشت . چرا كسی نيست حقايق
دانشگاه را برملا كند ؟ و چهرة
واقعی كسانی را كه پشت حجاب
های تقدس پنهان شده اند به مردم
بشناساند ؟ آيا عامل اصلی آن
حوادث ما ( اعضای كانون مستقل
دانشجويان ) بوديم ؟ برنامه ريزی
قبلی را چه گروه ها و افرادی
بر عهده داشتند ؟ چرا فاش نمی
گوئيد آن طلبة مظلوم از چه ناحيه
ای و چگونه و با كدام اسلحه تير
خورده است ؟ آيا دانشجويان اسلحه
داشتند يا همانطوركه دوختند و بر
تنمان كردند و به بيگانگان وصل مان
كردند ؟! دانشجويان را نيز اسلحه
بدست ؟! قلمداد كردند ؟ .
سيل انواع اسلحه
را در طرف حمله كنندگان به دانشگاه
كه به گفتة خودشان معلوم شد اوباش
بوده اند ؟ نديدند و كسی از اين
ها نپرسيد در دانشگاه چه می
كرديد ؟ اما برای كسانی كه
طرفين را به آرامش و خويشتن داری
دعوت می كردند سوء سابقه محكوميت
و . . . ساختند و مامكروا مكرا . . . و ا .
. . خير الماكرين .
آيا از اين خيل
عظيمی كه به دانشگاه يورش برده و
چند روز در تسخير خويش داشتند فقط
آن فرد خرده پای ضارب شما مستحق
تعقيب و پی گيری قضايی بود
كه آنهم به جايی نرسيد و نمی
رسد چرا كه دانه درشت ها و آمرين را
می بايست به دادگاه كشيد ! چرا
كميته دانشجويی همانند كميته
ای كه برای حوادث هجدهم
تيرماه تهران تشكيل شد ، برای
حوادث تيرماه تبريز بوجود نيآمد ؟
آيا بيستم تيرماه مضروبی به جز
شما نداشت ؟ تا كی می توان
پرده فراموشی بر مظلوميت
دانشگاه تبريز كشيد ؟ .
اكنون
بازماندگان آن فاجعه هولناك كه
هنوز كابوس يورش بر دانشگاه را بر
جسم و جان خويش حمل می كنند و از
زخمی عميق كه به قول صادق هدايت
مثل خوره روح را در انزوا می خورد
، از تحقيرها و
اهانت هايی كه بر دانشگاه گذشت و
می گذرد ، از طعم تلخ شهروند درجه
دو بودن ، از غير خودی بودن رنج
می برند ، بار ديگر بازهم (با
استناد به بند « و » ماده 29 ( فساد
اخلاقی . . . ) ) رد صلاحيت شدند .
شما كه
در هيأت مذكور شاهد ماجرا بوديد چرا سكوت
كرديد . اين سكوت تا كی ادامه
خواهد داشت ؟ علی
مهری علی بيكس 15/11/
81
آذر بايجان
شرقی هيأت
اجرايی انتخابات استان
برگه رد صلاحيت
خود را بر اساس بند « و » ماده 29
دريافت كرديم . می گفتند هدف
وسيله را توجيه می كند . می
گفتيم وسيله هم می بايست متناسب
با هدف باشد . اكنون
چه شده است ؟ آيا هر
وسيله ای را مباح می دانيد؟
افسوس كه قدرت
انسان های بزرگ و شريف را هم
آلوده می كند و هدف های
متعالی را تبديل به انگيزه
های بی ارزش.
علی مهری . علی بيكس
15/11/81
پيمان پاكمهر-روزنامه
نگار در تبريز
|