روزنامه
پراودا چاپ مسكو نوشت: موضوع
اصلی درگيری فرانسه و آلمان
تنها درباره عراق نيست، بلكه هدف
سياسی آلمان و فرانسه چيزی
بزرگتر از چارچوبی است
كه واشنگتن درصدد آماده شدن برای
آن است.
آمريكا
سرمست از تصاحب نقش يك ابرقدرت است.
كاملا مشخص است كه يك ابرقدرت هرگز قدرتش
را با هيچكس ديگر تقسيم نميكند.
بنابراين به محض ورود يك رقيب در
گود، درگيری بر سر
حفظ قدرت آغاز ميشود و به اين
ترتيب تشخيص هر چه زودتر خطر به
معنای آسانتر بودن درگيری
با آن خواهد بود. قانون
گذاران آمريكايی به طور جدی
در فكر به دست آوردن
يك شانس برای تحميل تحريمهايی
عليه آلمان و فرانسه هستند. آمريكا تا همين اواخر
برای دلايل سياسی هيچ تحريم
تجاری عليه متحدانش اعمال نكرده
بود. به
هر حال درگيريهايی دوطرف هم چون
درگيريهايی دهه 80 به صورت جنگهای
تجاری شديدی بين آمريكا و
آلمان و فرانسه روی داد.
امروز
مقامات آمريكايی اين حقيقت را
كتمان نميكنند؛ كه تحريمهای
احتمالی دو كشور
در خصوص موضعشان در برابر مساله
عراق است. به هر حال اين امر بدان
معنا نيست كه آمريكا
بخواهد به منافع رقبای اروپايياش
تجاوز كند. محدود
كردن حجم آب معدنی
وارداتی به فرانسه، امری
كاملا متفاوت از شركت نكردن كمپانيهای
هوانوردی آمريكا در نمايشگاه
هوايی بورژه فرانسه است.
به
نظر ميرسد درك مديران كمپانيهای
آمريكايی از تحريم بسيار بهتر از سياستمداران
است؛ چرا كه آنان معتقدند توالی
يك چنين تحريمهايی ممكن است
برای آمريكا هزينه زيادی
دربر داشته باشد.
جوئل
جانسون، رييس دفتر مسائل بينالمللی
اتحاديه كارخانههای هوا
فضای آمريكا در
مصاحبه ای با روزنامه
فايننشيال تايمز گفت، كمپانيهای
آمريكايی به احتمال زياد
در نمايشگاه بورژه پاريس شركت
خواهند كرد. طبق گفته وی
نمايشگاه بورژه يكی از مهمترين
نمايشگاهها برای كارخانهها
به حساب ميآيد.
جوئل
جانسون افزود:« در غير اين صورت
تنها جنگندهای اروپايی، جتهای
ميراژ و ايرباس،
در اين نمايشگاه شركت ميكنند.»
پروادا
ادامه می دهد: « به هر حال جيمز
سكستون، عضو مجلس نمايندگان آمريكا
پيشنهاد داده است
كمپانيهای آمريكايی اين
نمايشگاه دو سالانه را ناديده
بگيرند و طور ديگری فكر كنند.
سكستون
معتقد است شاخصههای خاصی از
صنايع آمريكايی احتمالا از اين
سياست متضرر خواهند
شد.
وی
افزود: “ اگر چه از چشم انداز
آمريكا اين كارخانهها ازسوی
خطرات اعمال شده از
جانب تروريسم و موانعی كه فرانسه
بر سر راه جنگ عليه تروريسم ميگذارد
متضرر شدهاند.”
شواهد
نشان ميدهد در صورتی كه قانونگذاران
آمريكا درباره آينده صنعت فن
آوری پيشرفته تدبيری
نيانديشند، همه چيز روبه وخامت
خواهد گراييد.
به
نظر ميرسد در اين بين فرانسه در
مقايسه با آلمان آماج انتقادات
كمتر آمريكا قرار
گرفته است.
احتمالا
دو دليل برای توضيح اين مساله
وجود دارد: اول اين كه سهم آلمان در اقتصاد
آمريكا در مقايسه با فرانسه بسيار
بزرگتر است و دوم اين كه دولت آلمان
اخيرا از
سوی سوسيال دموكراتها هدايت ميشود؛
سوسيال دموكراتهای آلمان در
تضاد با جنبش راستگرايانی
هستند؛ كه با ايده حمله نظامی
به عراق موافق هستند و اين امر جمهوری
خواهان آمريكا را به آلمان نزديك
نميكند. بااين حال ژاك شيراك،
رييس جمهور فرانسه يك شخصيت
راست گرا است. در حقيقت احزاب راست
گرای فرانسه با آمريكا درباره نقش كشورشان در
سياست بينالملل مشكلات زيادی
داشتهاند و خروج فرانسه از سازمان نظامی ناتو در
زمان شارل دوگل دليلی براين ادعا
است. همه اين روابط پيچيده در
حقيقت پس زمينه تلاشهای
آلمان و فرانسه برای ايجاد
تاثيری اساسی در اروپا است.
بنابراين درگيری آمريكا با اين
كشور به يك يا دو مساله ختم نميشود.
. اين مخالفت به منافع گوناگون
سياسی، اقتصادی و اجتماعی
مربوط ميشود؛ بحران عراق
ميتواند فرانسه و آلمان را
به اتحاديه ثابت سوق دهد؛ از
سوی ديگر اين بحران ميتواند آزمايش بسيار خوب
برای يك چنين اتحادهايی باشد.
اگر آلمان و فرانسه با يكديگر متحد
شوند؛ ايالات متحده
آمريكا سهم تاثيرش را در امور
اروپايی از دست ميدهد و به اين
ترتيب اگر آمريكا حمايت
اروپا را از دست بدهد، مساله
ابرقدرتی آمريكا كم رنگ ميشود.
اروپا در همان مسيری
به آمريكا وابسته است كه آمريكا به
آلمان. بنابراين در كنار موضوع عراق مسائل
زيادی بين اين كشورها وجود دارد؛
و اگر آمريكا بخواهد به تنهايی
با همه اين مشكلات
روبرو شود، داستان به طرز بسيار غم
باری پايان ميپذيرد.»