اخبار

پيك

                       
پارك می شود يا موزه؟
زندان قصرموزه آرزوهای
در اختناق خفته دو نسل

 

زندان قصر را قرار است موزه كنند، شايد هم پارك و موزه با هم. بچه ها قرار است در محوطه آن آزادانه اينسو و آنسو بدوند. درهای آهنين بندهای آن را خواهند گشود. درهائی كه چند دهه برای رضا خان و پسرش و بعدها، در زمانی اندك تر برای جمهوری اسلامی بر روی يك پاشنه چرخيد: اختناق

پاشنه ای كه آنقدر زنگ می زند تا پاشنه آشيل حكومت ها شود!

آنها كه در بندهای اين زندان جوانی را گم كردند، جاودانگی را يافتند و آن كه از در و دربند آن حفاظت كردند با ننگ سر بر زمين نهادند. سرنوشتی كه در انتظار نگهبانان و محافظان بندهای اوين و زندان عشرت آباد است.

شاه در آخرين سالهای حكومتش زندان قزل قلعه را به ميدان تره بار عباس آباد تبديل كرد تا بلكه آنچه دراين زندان گذشته بود به فراموشی سپرده شود. گروهبان ساقی، در آن چند سالی كه درخيابان های تهران سر گردان بود قصه كهن و ناطق متحرك قزل قلعه بود.

اكنون زندان قصر قرار است با زندان قزل قلعه هم سرنوشت شود. نوبت اوين و گوهر دشت هم خواهد رسيد! ديری نمی پايد، همچنان كه ظلم و استبداد دير نمی پايد.

زندان قصر كه حالا در بخش جنوبی شهر، از تهران قد كشيده جا مانده، روزگاری در خارج از محدوده شهر تهران جای داشت. اطرافش بيابان بود و ميدان مقابل دروازه های هميشه بسته اش ميدان ميوه و تربار: ميدان قصر

از تهران به سمت شميران، درنيمه راه جاده قديم شميران، با اندكی انحراف به راست، هر مسافری می توانست به ديوارهای بلند و برج های ديده بانی برسد كه در سمت چپ جاده قرار داشت و در آن چپ انديشان در بند بودند: سه راه زندان!

در پشت اين ديوارها، لحظه و روز، سال و ماه و دهه ها سرشار از حادثه بودند. از ميان اين حوادث، تاريخی ترينشان فرار دسته جمعی و افسانه ای رهبران حزب توده ايران است: كيانوری، جودت، رصدی و... كه همگی بعدها در زندان اوين به اسارت گرفته شدند.

ماندگارترين زندانی اش صفرخان بود كه امسال چشم برجهان فرو بست و مشهورينشان افسران توده ای كه طی 25 سال بارها از اين زندان به تبعيدگاه فرستاده و بازگرداننده شدند. آنقدر كه سرانجام با انقلاب آزاد شدند و با گردش به انحراف انقلاب زندانی و اعدام!

 قديمی ترين زندانيانش بازماندگان 53 نفر بودند. بازماندگانی كه جمعی از آنها پس از سقوط رضاخان در شهريور 1320 بنيانگذار حزب توده ايران شدند: ايرج اسكندری، انورخامه ای، احسان طبری و...

زندان قصر قرار است موزه شود و شايد پارك و شايد هر دو. چه چيز در آن به نمايش گذاشته خواهد شد؟ آزادی  يا اسارت؟

ساختمان سمت چپ در ورودی آن موزه انسانيت و پايداری، شرف و آزاديخواهی خواهد شد؟: بند چهار

حاج عراقی، پس از انقلاب به رياست قصر گماشته شد و تا شبی كه به تير غيب گرفتار آمد رياست آن را برعهده داشت. او از تبار اسدالله لاجوردی و حبيب الله عسگراولادی نبود، گرچه همراه آنها بنيانگذار موتلفه اسلامی بود. رياستش بر زندان قصر، آن رياستی نبود كه لاجوردی بر زندان اوين داشت. اگر مانده بود، ردای دبيركلی موتلفه اسلامی را بايد می پوشيد، نماند و نگذاشتند بماند تا اين ردا بر تن لاجوردی و عسگراولادی بنشيند!

زندان قصر قرار است موزه شود و شايد پارك و موزه با هم. بندها از زندانی خالی است و بر درهای هنوز بسته آن كسی نگهبانی نمی كند. برج های نگهبانی اش خالی است. شايد آخرين باری كه بخشی از يكی از بندهای آن زندان شد، هنگامی بود كه فيلم "زندان زنان" ساخته می شد. برای لحظه ای و در دو تصوير آغاز و پايان فيلم دروازه بزرگ قصر در برابر چشمان آنها كه فيلم را می ديدند و می بينند باز و بسته شد و می شود.

در زندان زنان، پاسدارخانه خالی است و هنگامی كه دروازه را در پايان فيلم می گشايند تا زندانی برود و زندانبان بماند، هيچ عابری در ميدان قصر چشمی به سمت دروازه زندان قصر نمی گرداند، حتی سالمندان كوچه های در خود فرو رفته اطراف زندان قصر، كه هنوز دهه 30 و پاسدار پيش و سيپور خواب و صبحگاهی زندان قصر را به خاطر دارند. سال هائی كه وقتی تابستان ها روی بام می خوابيدی، دردل سكوت شب گوئی نسيم نيمه شب تابستانی پچ پچ  زندانيان كودتای 28 مرداد از فراز ديوارها به بام ها می آورد. باد آرزوهای در خون خفته را با خود می آورد و زير گوش آنها كه بر بام ها خوابيده و در انتظار طلوع خورشيد به آسمان خيره شده بودند زمزمه می كرد!

اين آرزوها در كدام موزه می گنجند و در كدام پارك گل خواهند داد؟

زندان قصر موزه می شود. شايد هم پارك و شايد هر دو!

بگذاريد برای آخرين اين گورستان آرزوها ببينيم!

روزنامه اعتماد می نويسد انورخامه‌ ای، از بازماندگان 53 نفر با شنيدن اين خبر گفته است: چون‌ قرار است‌ زندان‌ قصر تخليه‌ و به‌ موزه‌ يا پارك‌ تبديل‌ شود من‌ تقاضا دارم‌ كه‌ برنامه‌ ای برای بازديد من‌ و ساير زندانيان‌ سياسی دوران‌ گذشته‌ از اين‌ زندان‌ تاريخی تنظيم‌ شود.

در جلسه‌‌ باشگاه‌ انديشه، كه در آن انور خامه ای،  علي‌نقی منزوی و محمد ملكي( نخستين رئيس دانشگاه تهران بعد از انقلاب كه اكنون شكنجه نامه اش منتشر شده است)‌ و همچنين جمعی از انديشمندان‌ و روزنامه‌نگاران‌ كشور حضور داشتند، انور خامه ای تاريخ‌‌ ساختمان‌ قصر‌ در سال‌ 1308 را كه به‌ زندان‌ قصر تبديل‌ شد شرح داده  و گفته است:‌‌ من‌ و ساير اعضای گروه‌ 53 نفر در دهه‌ اول‌ و دوم‌ قرن‌ حاضر از نخستين‌ افرادی بوديم‌ كه‌ دوران‌ محكوميت‌ سياسی خود را در اين‌ زندان‌ طی كرده‌ايم‌. در سال‌های پس‌ از شهريور بيست‌ نيز اين‌ زندان‌ شاهد حضور و مقاومت‌ مردان‌ و زنان‌ بسياری عليه‌ حكومت‌ ظلم‌ موجود بود. لذا من‌ به‌ شخصه‌ خواهش‌ دارم‌ كه‌ اجازه‌ ای برای بازديد از اين‌ زندان‌ و تجديد خاطرات‌ به‌ من‌ و ساير زندانيان‌ سياسی دوران‌ گذشته‌ داده‌ شود.

پاسداران اوين، اجازه چنين بازديدی را به زندانيان قصر خواهند داد؟ اجازه بازديد از اوين را، آن روز كه پارك می شود چه كسی خواهد داد؟

 
 
                   بازگشت به صفحه اول
Internet
Explorer 5

 

ی