|
امير دژاكام در گفتوگو
با خبرنگار ايسنا تفاوت اجراي
دانشجويي با اجراي حرفهاي، گفت:«
هيچ ضرورتي ندارد، پيشاپيش فكر
كنيم كار يك دانشجو ضعيفتر از كار
يك حرفهاي است، بلكه كار يك
دانشجو ميتواند بسيار قويتر از
كار يك حرفهاي باشد.»
«آن چه در كار يك دانشجو ميپسندم،
بكر بودن، تازگي جوان و جسور بودن
است. در كار يك كارگردان حرفهاي،
محكم بودن، قوي و پخته بودن و
جاافتادگي را ميپسندم و البته
بسيار خوب است در هر دو نوع كارها
اين ويژگيها به طور همزمان وجود
داشته باشد.»
«دانشجو اجازه دارد دست به تجربه
بزند، جسارت داشته باشد و آن چه را
كه در زمينه هنر خلاق لازم ميداند،
انجام دهد.»
«دانشجويان نبايد بترسند، بلكه
بايد با جسارت و قدرت، تخيلات ذهني
خود را مجسم كنند و در همين فرصتهاست
كه ميتوانند بازتاب كارهايشان را
ببينند و آزمون و خطا كنند. در حالي
كه وقتي پا به سن ميگذارند، ديگر
چنين فرصتهايي براي اجرا ندارند.»
« البته معتقدم هنر بسيار عميقتر
و ماندگارتر از سياست است. هنر بايد
ژرف انديش باشد تا بتواند ماندگار و
هميشگي شود.»
«اصلاح كردن يا به سمت خير و تعالي
رفتن، صفت هميشگي تئاتر است، نه صفت
امروز آن.»
عليرضا نادري نيز در گفتوگو با
خبرنگار ايسنا در پاسخ به اين پرسش
كه سياست جشنواره يعني جنبش اصلاحطلبي
و دانشجويي تا چه حد در آثار
دانشجويان تبلور يافته است، گفت:«
دانشجويان هميشه اصلاحطلب بودهاند،
اما نه اصلاح طلب به معناي يك واژه و
جرياني كه امروزه به تعدادي گروه در
ايران اطلاق ميشود. چنين نگرشي را
در آثار نديديم.»
« هنر در ايران چندان تحت تاثير
مسائل سياسي مد روز نيست، اين از يك
سو موجب ماندگاري آثار هنري ايران
ميشود. اما از سوي ديگر اين انتقاد
به آن وارد است كه نسبت به مسائل روز
جامعه بيتفاوت است.
نادري ادامه داد: البته سينما و به
ويژه تلويزيون، بيشتر تحت تاثير
مسائل جامعهاند، در حالي كه تئاتر
كمتر به اين گونه مسائل ميپردازد
و اين يكي از دلايل موفقيت آن است.»
وي كه با نمايشنامه “چهار حكايت از
چند حكايتهاي رحمان” در جشنواره
تئاتر فجر امسال حضور داشت در
ارزيابي متنهاي دانشجويي چنين
گفت: «از نظر مضمون متنها خيلي
متفاوتند، يعني طيف گستردهاي از
مضامين را در بر ميگيرند و كمترين
موضوعاتي را كه در بر ميگيرند
موضوعات اجتماعي، همچون شرايط
اجتماعي، وضعيت سياسي و ... است كه
خيلي كم در متنها ديده ميشود. و
از نظر تكنيكي نيز در يكي دو ژانر يا
دبستان ادبي قرار دارند.»
وي از عدم شركت فراگير دانشجويان
رشته ادبيات نمايشي در اين مسابقه
به عنوان نكتهاي مهم ياد كرد و گفت:
« از آن جا كه درگير مسائل آموزشي و
دانشگاهي هستم، مشاهده ميكنم كه
دانشجوياني كه جزء بهترينها
هستند كمتر در اين جشنواره شركت
كردهاند و در نتيجه كارها سطح
متوسطي دارد.»
نويسنده نمايشنامه ”پچپچهاي
پشت خط جبهه” كه در تئاترشهر به
صحنه خواهد رفت، درباره دليل شركت
نكردن دانشجويان با استعداد، گفت: «
اين جشنواره هنوز عمق چنداني پيدا
نكرده كه اين امر ميتواند ناشي از
عدم تبليغات يا وضعيت زماني
جشنواره باشد كه به دليل نزديكي با
جشنواره فجر، عموم تلاشها به سمت
آن جشنواره ميرود و جشنواره
دانشگاهي محكالاشعاع قرار ميگيرد.»
« اما نكته جالب، شركت دانشجويان
رشتههاي غيرمرتبط با ادبيات
نمايشي در اين جشنواره است.
وي سپس درباره ويژگيهاي متون
دانشجويي، گفت: دانشجويان به دليل
اين كه عموم اطلاعاتشان هنوز تبديل
به تجربه نشده، طبيعتا تجربهگراتر
هستند و از نظر ديدگاه، نيز جسورتر
و از نظر انتقال عقايدشان، بيپرواترند.»
نادري در پايان يادآور شد: « آدمي از
يك سني كه فراتر ميرود به تدريج
محافظهكار ميشود، به معناي اين
كه به مباني اعتقاداتي كه در طول
زمان به آنها علاقهمند شده، ميچسبد.
اما در دانشجويان چنين امري نيست،
بلكه در آنان جسارت، نوگرائي، بيباكي
در انتقال مطالب و تصميمات شجاعانه
وجود دارد. ضمن اين كه تفاوتهاي
فردي نيز موجب ظهور آثار هنري
متفاوت ميشود.
چيستا يثربي كه عضو هيات بازخوانان
متون نمايشي ششمين جشنواره
دانشگاهي تئاتر فجر است، در گفتوگو
با خبرنگار ايسنا ، گفت:« مهمترين
ويژگي تئاتر دانشجويي، آزاد و رها
بودن از شكلهاي و فرمهاي گيشه
پسند و معمول است.»
« تئاتر خوب دانشجويي، تجربهگرا،
پيشتاز و جستوجوگر شكلها و
سخنان نو و تازه است و ميكوشد فرم
و مضمون را به شكلي بديع، خلاقانه و
متفاوت در هم بتند.»
« تئاتر دانشجويي بايد بتواند
نيازهاي امروز يا قشر دانشجو را اعم
از نيازهاي شناختي، مسائل فلسفي،
بحران هويت و ... را پاسخ گويد.»
« تمام تئاترهاي مدرن دنيا از
كارگاههاي دانشجويي برخاسته است.»
وي درباره متون ارسالي به جشنواره
گفت:« موضوعي كه بسيار آزار دهنده
اين بود كه حجم بسيار بالايي از متنها،
خارجي بود و به نظر ميرسيد كه
دانشجويان خود را راحت كرده بودند و
متوني را انتخاب كرده بودند كه
مطمئن بودند در بازخواني حتما
تصويب ميشود.»
عضو هيات مديره كانون منتقدان
تئاتر اظهار تاسف كرد: «تعداد اندكي
از متنها متعلق به خود دانشجويان
بود كه ويژگي نمايشي بودن چندان در
آنها ديده نميشود و بيشتر جريان
سيال ذهن دانشجويان يا قصههاي
خيلي كوتاه بود.»
« البته تعداد انگشت شماري هم متون
خوب داشتيم كه خود دانشجويان آنها
را نوشته بودند و بسيار متون ناب و
بكري هم بودند.»
« اميدوارم سال بعد دانشجويان به
خاطر تصويب شدن متونشان تا اين
اندازه روي متنهاي خارجي يا متنهاي
شناخته شده ايراني تاكيد نكنند و
بكوشند خودشان متن بنويسند و حتي
اگر متنهاي خارجي را كار ميكنند،
بتوانند آن را با فرهنگ، نيازها و
شناخت خودشان تطبيق دهند.»
برگزيدهي اول نمايشنامهنويسي
جشنوارهي بينالمللي تئاتر فجر
درباره تفاوت اجراي دانشجويي با
اجراي حرفهاي گفت: « قطعا تنها متن
نيست كه تعيين كننده است، بلكه نگاه
كارگردان نيز بايد خلاقانه و
متفاوت باشد. در اجرا بايد دست
دانشجويان را باز گذاشت تا جشنواره
را به عنوان كارگاهي براي بروز
خلاقيتهاي فرديشان بدانند، البته
دانشجويان نيز بايد مطالعه داشته
باشند تا مطمئن شوند كه اين خلاقيتها
مبتلا به كار نرفته و كهنه نشده است.»
يثربي در پايان گفت: « زماني كه ما
دانشجو بوديم دانشجويان بسيار به
دنبال شكلهاي نوين اجرايي و طراحي
صحنه بودند و در جشنوارههاي
دانشجويي آن سالها اين مدنظر بود
كه تغييري در نگاه عادي تماشاگر به
تئاتر ايجاد شود.»
|