|
عيسی سحرخيز در نشست مطبوعاتی
جشنواره مطبوعات استان
يزد گفت:
متأسفانه مديران مطبوعات و
روزنامهنگاران مجبور شدهاند به
مسائلی تن دهند
كه روزبهروز اين بيهويتی را
دامن ميزند.
وی
منشأ بروز چنين بيهويتيای را
مشخص نبودن متولی اصلی
مطبوعات كشور دانست و گفت:
يك نوع «حاكميت دوگانه» در عرصة
مطبوعات و تحميل فشار بيرونی
روزنامهنگاران مستقل و آزاد را
از روزنامهنگاری ايران دور
ساخته و از سوی ديگر خواسته و يا ناخواسته
نوعی سانسور و خودسانسوری را
دامن ميزند كه پيامد آن انتقال
كانون اطلاع رسانی
و خبررسانی از درون به بيرون
كشور است.
مديرمسؤول
ماهنامه آفتاب در ادامه علت بيان
حاكميت دو گانه را چنين تشريح كرد: به
اين علت كه مطبوعات كشور تا پيش از
دوم خرداد و حدود دو سال اول پس از
اصلاحات ميدانست
كه طرف اصلی آن كيست و چه ميخواهد
و چه برنامههايی دارد. خواه در
مسير محدود ساختن
فعاليتهای مطبوعاتی بر اساس
يك ديدگاه «ويژه» و خواه در جهت بسط
و توسعه
فعاليتهای فرهنگی و شكلدهی
به يك نظام اطلاعرسانی آزاد و
مستقل.
وی
خاطرنشان كرد: به هر حال تا آن دوره
مسؤولان وزارت ارشاد و هيأت نظارت
بر مطبوعات
حرف آخر را ميزدند و وضعيت را مشخص
ميكردند و به عبارتی خط قرمزها
را ترسيم ميكردند
و در واقع مديران نشريات و روزنامهنگاران
به روشنی ميدانستند كه نقشه ميدان مين
فعاليتهای مطبوعاتی چيست و در
چه مسيرهايی ميتوانند حركت
كنند و يا خود را محدود
سازند؛ اما حادثهای كه طی سه
سال اخير روی داده و روزبهروز
هم در مسير بيهويتی
مطبوعات ايرانی و دوری از
جايگاه مطبوعات آزاد و مستقل اعمال
فشار ميكند، اين است
كه كسانی كه نه تجربه
مطبوعاتی و روزنامهنگاری
دارند و نه از تحولات بينالمللی
در عرصه عرضة اطلاعرسانی
آگاهی دارند و نه ميتوانند
شرايط حاد و حساس ايران و
منطقه و جهان را بدرستی درك
كنند، لگام حركت مطبوعات را به دست گرفتهاند و
حتی حاضر نيستند نقشه خط
قرمزهای فعاليتهای
مطبوعاتی را به صراحت بيان كنند تا مديران
نشريات و روزنامهنگاران كشور
بدانند چه بايد بكنند كه مستحق
تعطيلی و توقيف و يا بازداشت و
زندان نباشند و ناخودآگاه نام
ايران را به عنوان يكی از بالاترين نقضكنندگان
فعاليت مطبوعاتی و روزنامهنگاری
آزاد و مستقل قرار ندهند.
وی
در پايان گفت: بايد مسوولان تكليف
را روشن كنند تا مطبوعات و روزنامهنگاران بدانند
چه بايد بكنند و طرف اصلی آنها
كيست.
|