ايران

پيك

                         
مناظره دكتر لواسانی - موسی غنی نژاد و ناصرزرافشان 
 
 درباره جهانی شدن و پيامدهای آن
 
 

مجري  : با تو جه به اينكه 142 كشورعضوسازمان تجارت جهانی شد ند وازطرف د يگر ما اگر عضو اين سازمان بشويم با توجه به اينكه توانمندی صاد راتی ما بسيار ضعيف است قاعد تا بازنده ميد ان خواهيم بود واگر هم عضو اين سازما ن نشويم همان طوری كه تا اين لحظه اجازه نداد ند كشور ما عضو اين سازمان بشود پديده ای به اسم قاچاق كا لا و ضابطمند نبود ن نظام اقتصاد ی می تواند اقتصاد ما را بيش از  گذ شته تضعيف كند .   بترتيب از جناب اقا ی د كتر لوا سانی تقاضا می كنم د ر رابطه با پيامد های جهانی سازی بر بخشهاي مختلف اقتصادی ايران وراهكارهاي پيشنهادی خودشان مطالبشان را ارايه بفرمايند .                  د كتر لوا سانی : متاسفانه مسله جهانی شد ن در مملكت ما به آن شكلي كه بايد مطرح نمی شود.  می گوييم جهانی شد ن.  ولی جهانی شد ن كدام سيستم ؟ چي ؟ اگر به سوال جواب بدهيم مشخص است كه مقصود از جهانی شد ن  جهانی شد ن سرمايه داريست.  وقتی كه صحبت از جها نی شد ن سرمايه داری شد سرمايه   داری قوانين خاص  خودش را د ارد . متاسفانه جانبداران جهانی شد ن پسوند سرمايد اری راكنار می گذارند و می گويند جهانی شدن. بعد د ر يك بحث عام وخيلي كلی داد سخن می دهند. مسله اينجاست :  ساختار اقتصادی مملكت ما غلط است.  چه وارد سازمان تجارت جهانی بشويم چه نشويم.  با اين ساختار فعلی راه به جايي نخواهيم برد.  كوشش نكنيم دچار سياست تخيلا ت بشويم كه اگر وارد شديم چنين خواهد شد.  اقتصاد اگر قبول نمی كند  اقتصاد يك مسله رياضيست.  يامی توانيم يا نمی توانيم. اين مشكلی است كه د ر مقابل مملكت ما قرار دارد. ومتاسفانه د ربحث جهاني شد ن وجهانی سازی مسله تغيير ساختار اجتماعی واقتصاد ی ما يك مسله فرعي محسوب می شود.  د رست است كه صد و چند كشور وارد شدند ولی د ر حال حاضر فقط 15 د رصد د ر چهار چوب سازمان حركت می كنند.  كشورهائی كه وارد شد ند آنهائي كه اتحاد يك منطقه ای دارند راه فرار را برای خود شان باز گذ اشتند. اتحاد يه اروپا د ولت امريكا وخيلي از كشورهائی كه صاحب قد رت هستند برای خود شان به اند ازه كافی راه فرار دارند. سازمان اقتصاد جهانی كه تشكيل شده د رحقيقت چيز تازه اي نيست. د نبا له همان سيستمی است كه  سالها قبل د ر اقتصاد جهاني اد امه د اشت. بعد از جنگ اول جهاني كشورهاي سرمايه داری د چار يك سلسله بحرانها شد ند.  براي     جلو گيری از ان د ر1945 به فكر افتاد ند كه سازمانی بدهند وسازمان تجارت جهانی را به وجود آوردند. جا لب اينجاست در سازمان تجارت جهاني حركت كالا آزاد است  حركت سرمايه آزاد است اما حركت نيروی كارآزاد نيست. چون اگر روي سيستم كلا سيك حركت بكنيم قاعدتا" بايد حركت نيروی كارهم آزاد باشد. واين چون به نفع كشورهای سرمايه داری امپرياليستي اروپاوآمريكانيست. مسله را محد ود كرده اند به حركت كالا وسرمايه. ولي جلوی حركت آزاد نيروی كار را گرفتند. يك نكته  نكته د يگراينكه اسلحه ونفت جزو كالاهائی كه د رچهار چوب مقررات سازمان تجارت جهانی قرار می گيرد نيست. ايران يكی از كشورهای صاد ركننده نفت است. بنابراين اينكه اگروارد بشويم چنين وچنان خواهد شد يك تخيلات شاعرانه است. نفت كه مهمترين صادرات ايران است جزوكالاهايش نيست. د يد يم ترفنديست كه بازهم در  راه سرمايه داری بكاربردند برای اينكه قد رت را در بازار نفت برای خود شان حفظ كرده باشند.  می ماند كالاهای غيرنفتی براي صادراتش ملاحظه ميكنيد كه صادرات كالاهای غير نفتی كه ما انجام مي دهيم چقدر ما مجبوريم تكنولوژي وكالاهای واسطه ای وارد بكنيم كه قيمت اين هم دست  خارجيهاست. بنابر اين اين تصور كه ما اگر وارد تجارت جهانی بشويم چنين وچنان خواهد شد به نظر من تخيلات شاعرانه است. آن چيزی كه د ر مرحله اول برای مامهم است ساختار اقتصاد ي كشور ماست. بنابراين نظر من اين است  اگر كسی واقعا   می خواهد بحث كند وبه جايی برسد به جای اينكه  بگويد اگر وارد بشويم چه ميشود و وارد نشويم چه می شود روی اين صحبت بكنيم كه ما چی داريم وكی هستيم وكجا؟ ساختار اقتصاد ی ماچی هست اگرروي اين مطلب به نقطه روشن توانستيم برسيم می توانيم نتيجه بگيريم متاسفانه در بحثها عنوان كرد يد آقا چين وارد شد حرف آن  است كه اول چين بشو بعد وارد شو. اول يك كشور صاد ركننده كالای صنعتی بشو بعد وارد شو. وگرنه با اين صادراتي كه ما داريم كه بيشتر مواد خام مواد كشاورزيست  با اين سازمان اقتصادی كه خوشبختانه گفتگو د رباره اش ضرورتی ندارد  همه وارد هستند. با اين اسكلت بند يهايش وگروه بند يها می خواهيد وارد كجا بشويد؟ بنا بر اين اول ببينيد خانه تان چی هست  چه خبرهست  بعد درهفت كنج آسمان برويد دنبال قضايا وبيخود با بحث كرد ن كه بشويم چنين خواهد شد نشويم چنان خواهد شد بحث را از مجرای اصليش كه متاسفانه تا به حال خارج است خارج نكنيم. البته اگر لازم باشد من در مورد تاريخچه سازمان تجارت جهاني  و خصوصی سازی هم از نظر تئوريش هم از نظر ايران عرض می كنم فقط يك نكته را عرض كنم . مجموعه ارزش سهام بورس ايران ده ميليارد دلاراست . 56 بانك خارجي  21هزار ميليارد دلار دراختيار دارند. بنابراين خريد سهام ايران برايشان بازيچه ای بيش نيست. اخيرا هم د ولت انگلستان  بورس دبی را د ارد می خرد وزمزمه اش هست كه بتد ريج بيايند اينجا هم د ر شركتهای خارجی سهم بورس را بخرند يعنی ما هم بشويم  يك د بی ديگر. ما همچين سر نوشتي جلوی ما هست يك راه چاره ای برای اين كار پيد ا بكنيم  تخيلا ت اينكه جهانی شد ن شد اگر نشويم چه می شود؟ نه!  به نظر من كشوری كه وارد سازمان جهانی بشود قد رت استعماری را بطور قانونی پذ يرفته. چرا؟  برای اينكه قانون اساسی ايران وهمه قوانينش بايد بشود مطابق مقررات سازمان جهانی .  يعنی قانون اساسی بايد تغيير كند .  يعني سلطه ای كه سالهاست عليه اش  صحبت می كنيم كه نجات پيدا بكنيم جنبه قطعی وقانونی با تصويب مجلس شورای ملی خواهد گرفت. بنابراين خطر عظيمی است ومتاسفانه بحثهائی كه در ايران د ر اين مورد         می شود به نظر من كاملا نا قص وجد ااز مطلب است. اگر د ر ادامه صحبت لازم باشد سعي خواهم كرد          مدارك بيشتری ارايه خواهم كرد .                           

مجری :   تشكر می كنم از د كتر لواسانی از جناب اقای د كتر زرافشان تقاضا د ارم كه د ر همين رابطه         د يد گاه  خود شان را بفرمايند .                                                                                                               د كتر زرافشان :  من با سلا م شروع بكنم به د وستان عزيزم و بحثی كه دارم د ر واقع فهرست وار با فرصت محد ودی كه هست تعمدا" چهار چوب را فراگيرتر از آنچه  كه فرمود ند فكر می كنم بايد بگيرم. يعنی به طور مشخص سازمان تجارت جهانی وقضيه الحاق ويا خود داری از الحاق به ّاّن را چون فكر     می كنم آن زمينه ای را كه می خواهم باز بكنم  ولو فهرست وار جواب نمی دهد. يك مقد اری فكر می كنم يك نگاهی تا حد ودی فلسفی تاريخی تر به موضوع  نه يك بحث كار بردی ومشخص تر مي خواهم به قضيه بكنم واز لحاظ روش صحبتم ويك تذ كر ديگرهم بدهم كه اگر در زمينه جهانی شد ن و الحاق به نظامی كه    د ر واقع  قد رتهای مسلط بر جهان طراحی كرده اند ما كه د خالتی درش ند اشتيم. الحمد لله برای هيچكدام از مسايلی كه به خودمان هم مربوط می شود هيچوقت طرحي نداريم. د يگران جای ما فكر می كنند برنامه    می ريزند و می آورند. حد ا كثر بحثی كه اينجا داريم اينكه ما ملحق بشويم يا نشويم. اين طرح را بپذ يرم   يا  نپذ يرم. ا ما می خواستم عر ض بكنم كه اگر موضعی د ر برا بر ّاّن خط قالب جهاني شد ن ّانچه د ر سطح جهان الان مطرح است می خواهم بطور شفاف اين را با مواضعی كه برخی از محافل قد رت د ر داخل اين مملكت د ر مقابل قضيه جهانی شد ن دارند تكليفش را جدا بكنم. برای اينكه كسانی خواب باز گشت به د وره فتح علی شاه قاجار را می بينند طبيعتا يك همچين ذهنيتی با ّانچه كه امروز د ر جهان می گذ رد تعارض    دارد.  نو د ر ذات خود ش نيرويی د ارد كه كهنه را نابود می كند وآن ذهنيت ذهنيتی است تخيلی واز ما نيست. بحثي نداريم  يك  برخورد د يگر بر خورد امروز جهان است با پروسه  جهانی شد ن. حالا د ر ابتدا با فرصت محد ودی كه هست بعنوان يك چهار چوب سه تا نكته را مطرح كنم. اولين مطلب اين كه سرمايه  -داری د ر د ومين  مرحله تكامل تاريخی اش يعني مرحله صنعتی اش بزرگترين مشكل تمام تاريخ بشر را بوجود ّاورده. يعني ّان نسبتی كه د ر زمينه قطبی شد ن فقر و ثروت صد سال پيش يك به دو بوده د ر مقياس جهانی وشصت سال پيش يك به شصت بوده. امروز يك به هشتاد و اين بنا به د لايلی كه جنبه ذاتی و سرشتي در اين سيستم دارد روز به روز اين فاصله رو به بيشتر شد ن است . د ومين مطلب مالی شد ن شتابان سر مايه ود لايل آن د ر بيست- سی سال اخير وحشتناك هست د ر بيست سال گذ شته سرمايه داري  براي منا فع كلا نی كه بدست می ّاورده هر گز زمينه های مولد د رست براي سرمايه گذاری مجد د اينها          پيدا نمی كر ده به طوری كه هر روز بيشتر به طرف مالی شد ن  بطرف بازيهای قماري   تقويت ورشد وگسترش بورس وبورس بازي  داستاني كه به زبان خيلی ساده يك ريال توليد واقعی است يك ريال كالای واقعی است ميليونها ريال معا مله به شكلهاي مختلف.  بنابراين نكته د ومی كه می خواهم د ر نظر داشته باشيد برای ورود به بحث كه با نكته اول ارتباط  د ار د و د ر واقع د ليلش همان نكته اول است. اين است كه ان جريان قطبی شد ن بايد ادامه پيدا بكند مالی شد ن هر روز بيشتر سرمايه است وگسترش سرمايه مالی به زيان سرمايه صنعتی . د ر مرحله سوم يك استراتژي پنج مرحله ای كه الان تق اش د ر آمده الان ديگر جزو اسرار نيست. برای خطي كه سرمايه داری جهانی دارد تدوين شده. اين استراتژی مرحله اولش در واقع روشن كرد ن حسابها بين خود اعضای مثلث مسلط بر جهان يعني ايالات متحده اروپای غربی وژاپن بود. مرحله د ومش روشن كرد ن تكليف اروپای شرقی و اروپای مركزي وكشورهای باقی مانده پس از فرو پاشي -  به قول خود شان امريكای لاتين كرد ن منطقه -  تبد يل اروپای مركزی وشرقی به منطقه نفوذ اروپای غربي  - فاز سومش كه ما الان در اّن داريم به سر می بريم  تغيير جغرافيای سياسی خاور ميانه است. وآسيای ميانه به جهت منابع نفتی كه اينجا است وتكنو لوژي هسته اي كه بعضی ازكشورهای ّاسيای ميانه دراختيار دارند.  فاز چهارمش تغيير جغرافياي سياسي  شرق دوراست  كه د ر خواب دارند سراغش بروند والبته موقعيت انها با موقعيت ما فرق مي كند. برای اينكه آنها  برای برخورد با جهانی شد ن پروژه  دارند  طرح دارند  سياست دارند. نه فقط شعار مي دهند كه ما هيچ نوع ارتباطی با دنيا نخواهيم داشت. بعد از اين هم اين ارتباط را نخواهيم داشت ونه د ربست مي روند داخلش ما اينجا از يك طرف با شعار هايی طرف هستم كه در همين نفی مطلقش اين حرف بی اساس هست چهار روز د يگر بی رنگ خواهد شد وظاهرش از بين خواهد رفت و فراموش خواهد شد كه ما هيچ نوع ارتباطی با فلان كشور نداريم وهيچ وقت هم نخوايم داشت. اين حرف حرفی است  كه خود به خود خود ش نفی خود ش را د رخود دارد. از يك طرف  د يگر هم يك تعداد از تكنوكراتها وبوركراتهاي  مااز برنامه های ساختاری صندو ق بين المللی پول وخواب هايی كه بانك جهانی و بقيه نهادهای اقتصادی بين المللی برای ماها د يده اند چنان با اشتياق چنان با ستايش ياد می كنند كه گوئی هيچ چيز از بيلان ده ود وازده ساله كار برد اين بر نامه هاي تحميلی ساختاری نهاد های اقتصاد ي بين المللی امپرياليستی برای د نيا كشيده اند اطلا عی اصلا  ندارند چنان با اشتياق حرف   می زنند كه تنها مشكل عبارت است از ّاماد گی نداشتن ما برای الحاق و پيوستن به اينها. انگار وعده بهشت را به مردم می دهند . شرق د ور وضعيتش سوای ماست. فرمود ند ّاقای د كتر لواسانی اول چين بشويد بعد بنشينيد صحبت بكنيد كه حالا هستيم يا نيستيم. ّانها طرحی دارند. خود شان نشستند برای خود شان فكر     كردند. گيرم كه امكاناتشان يا توانائيهايشان به اندازه ای نباشد كه نظام سلطه جهاني طراحی می كند. ولی كار را شروع كرد ه  ود ارد كار می كند و به هر حال به ّان راحتی كه در خاورميانه می شود جغرافيای سياسيش را ريخت به هم وهمه چيز را تغيير داد آنجا فكر نمی كنم اين خواب تعبير شدنی باشد. ومرحله   پنجمش علنا صحبت از ماژناليزه كرد ن آفريقاست. كم كم بد ون تعارف صحبت از يك جهان چهارم  يك جهان بي سرنوشت به دليل اينكه نيروی كارش قابليت رقابت وعرض اندام را با توجه به معيارهای بين المللي   ندارد وبه د ليل اينكه فاقد منابع وعلايق استراتژيك هست برای د نيا بنابراين آن را بگذ اريد د ر حاشيه اقتصاد جهانی . سرمايه د اري بنا به طبيعت ذ اتيش  اقتضای ذاتيش بايد مرتب رشد كند بايد مرتب گسترش پيد اكند تا بتوا ند بماند. به د ليل بحران ساختاری كه دارد د يگر در ّان مسيری كه قبلا رشد می كرد        رشدش حالا مقدور نيست. فقط رشدش سرمايه های مالی و كلا ه  كلاه كرد نهای سرمايه مالی است . بنابراين مجموعه جريان جهانی شد ن به كيفيتی كه  الان از ناحيه قد رتهای بزرگ امرياليستي مطرح هست  د ر يك قالب فرا گيرتر سنجيده تر و وقيح تر همان ا دامه غارت جهان است.  ومن گمان می كنم به جای اين بحثها بايد بياييم بشينيم به د رون خود مان نگاه كنيم  مسايل ومشكلاتمان را اول از اينجا شروع بكنيم. زيرا اگرمرغی صد سال هم روی يك سنگ بخوابد ازش جوجه د ر نمی ّايد.  يعني شرايط ونيروهای خارجي     هر گونه هم عمل بكنند اگر د ر داخل عمل د رونی زمينه نداشته باشد چيزی ازش بوجود نمی ّايد. اگر در       د رون ما زمينه د اشته باشيم برای مقابله با روند جهانی شد ن  خيلی خوب هند در يك جريان بحرانی جنوب شرقی اسيا توانست خود ش را تا حد ودی متفاوت با بقيه كشورهای جنوب شرقی آسيا كه قرباني ّان بحرانها شدند حفظ كند. چين يك خط د اشت . يك برنامه د اشت.  د ر مقابل ّان ايستاد.   خود ش را نگه        داشت.   بنابراين با توجه به اين سه مطلب كه د رواقع بی ارتباط بايكديگرهم نيست واين چهار جوب كلي من گمان می كنم به اين قضيه بايد نگاه كرد چون فرصت هم نيست .

مجری : با تشكر از آقای د كتر زرافشان از جناب آقای د كتر غني نژاد تقاضا دارم نظرخود شان را دراين رابطه بفرمايند .

 د كتر غنی نژاد : بنده اول تشكر می كنم از د عوتی كه از بنده شد . عرض شود د رباره موضوع من اجازه می خواهم براي انبساط خاطر هم شده كه حالت بحث از يكنواختی بيايد بيرون يك ساز مخالف با اساتيد محترم سروران كه اينجا هستند بزنم. البته اعتقاد من هم بر اين هست. بنده موافق هستم كه جهاني شد ن را بايد تعريف بكنيم كه جهاني  شد ن چه هست . جهانی شد ن سرمايه داري. بله! د رست است. البته سرمايه  داری يك واژه تحقيرآميزی است از يك نظامی كه اسمش هست نظام اقتصاد بازار. د رواقع سرمايه داری را مخالفين نظام اقتصاد بازار ابداع كردند.البته الان جا افتاده. به اين معنا اگر بگوييم كه نظام اقتصاد بازار اقتصاد رقابتی د ارد جهانی مي شود بله اين د رست است كامل. اما اينكه پد يده خوبی هست يا نه صحبت اينجاست من معتقد هستم كه اين پد يده بسيار پد يده ميمونی است. خوب هست وباعث رفاه بشريت شده. باعث نجات بشريت شد. اما اين تعبير كه ما سرمايه داری يا نظام اقتصادی را با امپرياليسم يكی بگيريم به نظر من يك اشتباه محض است. اين طور نيست. امپرياليسم يك سلطه طلبی سياسی است. به اقتصاد كاري    ند ارد. امپرياليسم اغلب به ضد منافع اقتصادي  خودش عمل می كند به طوری كه نمونه هايش را د يده ايم. امپرياليسم منظور من سلطه طلبي  سياسی است. يعنی شما استعمار را د ر قرن هيجده نوزده بگيريد تا بيايد به ّان چيزی كه الان امروزه می گوييم امپرياليسم امريكا يا امپرياليسم اروپا يا خيلی خود مانی ترش كرديم استكبار جهاني. اين سلطه طلبی سياسي  است . ريشه اقتصادی ندارد و به ضد منافع اقتصادی عمل می كند حالا منطقش چه است شايد جای بحثش اينجا نباشد. يك نظرشخصی من اين است كه اشتباهات رايج است. وجود دارد واين قد رهم تكرار شده كه همه پذ يرفتند. اما اين كه ادعا كردم كه رفاه را اقتصاد بازارّاورده ادعای بی پايه ای نيست. برمبنای واقعيتها اين راعرض می كنم .در مدت 300 سال كه اقتصاد بازارگسترش  پيدا كرده جمعيت دنيا تقريبا هشت برابر شده. توليدات مواد غذايي بيش از پانزده برابر. واين نشان دهنده اين است كه سرانه توليد مواد غذايي  در دنيا به شدت بالا رفته . سطح رفاه بالا رفته. اين كه ّاقای د كتر زرافشان فرمودند كه قبلا خدمتشان  بسيار اراد ت دارم واين اختلا فات د ر مورد تحليل اقتصادی است . در ساير موارد بنده صد د ر صد ايشان را تاييد می كنم.  سطح توليد بالا ر فته اما اينكه يك عده از فقر می ميرند  اين مسله توزيع است. مسله نظام اقتصادی است . و اين مسله نظام اقتصادی به اقتصاد رقابتی نه تنها برنمی گردد. درست به خاطر اين است كه كجا است كه انسانها می ميرند؟ امروزه اگر نگاه كنيم بيشتر كشورهای افريقايی است. اينها رژيمهای فاسدی دارند . حكومتهاي فاسد دارند. جنگهای داخلی دارند. حتی كمكهايی كه بهشان می كنند بد ست مرد مشان نمی رسد. اين كمكها را د ولتهايشان می آورند به بازار آزاد            می فروشند. فقر به خاطر اين است. فقر به خاطر اقتصاد سرمايه داري نيست. اين يك نكته. نكته ديگر اينكه اقتصاد چين كه يك كشور كمونيستی است چهار نعل به طرف اقتصاد ّازاد رفت. واينكه ّاقای د كتر فرمودند كه اول مثل چين بشويد  بعد وارد تجارت جهانی بشويد.  بنده می خواهم جسارتا عرض كنم كه چين اقتصادش  را سال 1979 وقتی دروازه ها را باز كرد بحث تجارت سازمان تجارت جهاني اصلا نبود واستقبال از سرمايه خارجی به اندازه ای بود كه سرمايه داران خارجی همه كشورهای دنيا را كنار گذاشتند چين را از همه بيشتر تضمين دادند وّانچه كه در چين اتفاق افتاد در مناطق ّازادش يك نمونه كامل از هنگ كنگهای متفاوت بود . يعنی مد ل چينيها د ر اقتصاد هنگ كنگ بود هنگ كنگ آزاد ترين اقتصاد دنيا بود. بنا براين ان چيزی كه چين را از نظر اقتصاد ی جلو راند وباعث رشد او شد اقتصاد ّازاد ش بود. بخشهايی از اقتصاد چين دولتی است. صنايع سنگينش صنايع استراتژيكش. راه پيشرفت اقتصاد ّاينده اقتصاد ّازاد است ومن ادعا می كنم كه كرامت و شرافت انسان دراقتصاد آزاد است . اقتصاد بسته د ولتی يعنی تحقير مرد م تحقير افراد. يعنی كه نان مرد م را دولت بدهد. مردم مستخدم دولت شوند. نظام سوسياليستی غير از اين مگر بوده ؟! واين تحقير شخصيت مرد م است .  ود راقتصاد آزاد است كه مرد م كرامت وشخصيت پيدا      می كنند بنده عرض نمی كنم كه اقتصاد سرمايه داری بهشت روی زمين است. اشكالاتی دارد. مثل همه      پديده ها جامعه آرمانی نيست. ولی خيلی بهتر از جامعه آرمانهاست. واماچون موضوع امروز ما جهانی سازی وآينده ايران است . آينده ايران آقای دكتر درست فرمودند به داخل ايران برمی گردد. مشكل ما امپرياليسم و ّامريكا و روسيه وغيره نيست. مشكل ما خود ما هستيم. ما نظام اقتصادی خود مان را بايد اصلاح بكنيم وبزرگترين مشكل اقتصاد ما د ولتی بود ن اقتصاد وبوروكراتيك بودن آن است. د يوان سالاری عريض وطويلی كه دارد. نهادها وقوانين نادرستی است كه نشات گرفته از قانون اساسی جمهوری اسلامی است. واما نكتهای كه د ربحث جهانی سازي مطرح است فرمودند آقايان طوري وانمود كردند كه جهانی سازی باعث استثمار جهان سوم می شود.  وبنده عرض می كنم كه نه! اين طور نيست ! اگر اين طور بود كشور هندوستان  كشور بزرگ كشور چين كه كشوری بزرگ است هيچ وقت نمی رفتند به استقبال جهاني شدن. هيچ وقت داوطلب اين كار نمي شدند. علت اينكه يك عده ای در آمريكا ساز مخالف جهانی شدن           می زنند ببينيد كی ها هستند؟! سند يكای كارگری امريكا دلشان سوخته برای كارگران؟ شما باور ميكنيد؟ من باور نمی كنم! سنديكاي كارگری امريكا هميشه خودخواهترين سند يكا دردنيا بودند. بر خلاف اروپا كه يك انترناسيوناليستي داشتند ّانها هيچوقت نداشتند و نقطه ّاخر هم مسله مالی شدن سرمايه داری كه به ازای يك ريال دكتر فرمودند سرمايه صنعتی ده ريال سرمايه مالی بيشتر زاد وولد توسعه پيدا می كند. ببينيد آقاي     دكتر! اين سيستم اقتصادی را شما نتايجش را نگاه كنيد! بهره وريش را نگاه كنيد. سرمايه مالی نفت چه         دارد؟ دراين سيستم سطح رفاه درهمه جا بالا رفته. سطح ميانگين عمر الان در دنيابالای 55 سال به شصت سال نزديك شده. دويست سال قبل ميانگين عمر بيشتر از بيست وپنج نبود. چطوری در اين جامعه تحول حاصل شده؟ اين نتيجه رفاه ثروت بيشتر بوده. يك عده ای ثروتمند می شوند به طور نسبی . يك عده ای بطور نسبی فقير می شوند . ولی نتيجه نگاه كنيد ّان كسانی كه فقيرهستند وضعشان بهترشده است يا خير؟ متشكرم .

 

 

آقاي  دكتر لواسانی در جواب آقای غنی نژاد : اين يك ترفند زيركانه است كه اقتصاد وفرهنگ وسياست را از هم جدامی كنند . هيچ جامعه بشری نيست كه اقتصاد  فرهنگ وسياستش يك وحدت  كامل را نسازد . هر    تغييری درسياست وفرهنگ در اقتصاد منعكس می شود. بنابراين اين حرف كه ما د ر فرهنگ وسياست     آزاديم ولی دراقتصاد فلان طور شديم حرف بی معنايی است. اينها يك وحدت را می سازند. اين ترفند زيركانه نظريه پردازان سرمايه داريست كه می گويند آقا ما دموكراسي داريم بيا رای بده. اكثريت باشد چه باشد اما اقليت دراقتصاد مهار دستش است . مطلب  معرفتی است. معرفت يكی از كارهايش اطلاع از تاريخ جامعه بشريست. تاريخ هم ساخته من وشما نيست. حقايقی درش هست. اگر تاريخ راانكار كنيم يعنی معرفت را كنارگذاشتيم . بحث فلسفی هم نيست. بفرمائيد تاريخ جهان رادرعرض صدوپنجاه سال اخير نگاه كنيد . فجايعی كه در مورد اهالی امريكا انجام گرفت به عنوان سرخ پوستان. فجايعی كه درّافريقا انجام گرفت و   می گيرد. فجايعی كه در 28 مرداد مملكت ماانجام گرفت. مگر در 28 مرداد ملت ايران چه می خواست ؟        می خواست يك حكومت معمولی داشته باشد. امريكا چرا ّامد ايران؟ ّاياالان ّامريكا رفته افغانستان به خاطر اينكه ّانجا سلطه فرهنگي سياسی داشته باش؟  نه! اقتصاد جان كلام و محتواي اصلی استعماراست. شما اگر اقتصاد را كنار بگذاريد ّامريكا حاضراست شماهر چه می خواهيد بشويد. مي خواهيد نماز بخوانيد يانخوانيد مي خواهيد كعبه برويد می خواهيد نرويد. می خواهيد بودائی بشويد يانشويد. برايش مهم نيست. از نظر سياسی هر معلقی می خواهيد بزنيد. اما اقتصاد مال ّانهاست. اين بحثی كه می گوييم امپرياليسم سياسی است اين بحث كهنه ای است.  خدا بيامرزد كاذوتسكی اين حرف رامی زد. امپرياليسم يك محتوای اقتصادی دارد. اين مكتب خاص سوسيال دموكرات اروپا است. برای اينكه بحث را منحرف كند. سياسی يعنی چه؟ چراّامريكامی خواهد بيايد؟ چرامی خواهد سلطه سياسی پيد اكند؟ بيكاراست؟ بيماراست؟ نه! به خاطر منافع  اقتصادش. سطح زند گی در ّامريكای لاتين پايين ّامده. بالا نرفته. سطح زند گی در كشور خود مان د ر20سال اخير پايين ّامده. بالا نرفته. شكاف طبقاتی در جامعه ما زياد شده. كم نشده. شما مي رويد خريد می كنيد دو برابر قيمت مي پردازيد. چرا منكر می شويد؟ اما راجع به چين- ّاقا چين اول دروازه های خودشان را بستنند. چين اول كوشش كرد بنيان اقتصادی خود را محكم كند. بعدازاين كه محكم كرد وارد كار شد. شما مرزهای وارداتی را ببند يد. بيست سال درمملكت يخچال داشته باشيد. سرمايه گذاری بكنيد. سطح توليد را ازاين وضعيت اسفناكش د ربياوريد. جلوی مافيا را بگيريد. قاچاق دولتی راقانونی نكنيد. ما د رسالهاي          گذشته بيش از  170 ميليار د رّامد نفت د اشته ايم. پول چه شده؟ بياييد به اين برسيد. مااينها همه رامی گذاريم بعد مي گوييم اقتصاد بازار .امپرياليسم هم جان كلامش اقتصاد است. اگر تاريخ جهان را بشناسيم امپرياليسم را خواهيم شناخت .                                                                                            

 د كتر زرافشان د ر پاسخ اقای غنی نژاد : من خيلی تعجب می كنم د ر پايتخت سرمايه جهانی الان می شنويد به شكل خيلی بازتر خيلی راحت تر می گويند كه اهدافشان چه هست. خيلی با خودخواهی می گويند   توانائيش را داريم اين كار را می كنيم. امپرياليسم به اقتصاد كاري ند ارد.  امپرياليسم چهار تا  تذوريسين بزرگ در تاريخ تفكر اقتصادی داشته. اين ها ّاورد ند نه اقاجان! سرمايه داری نظا می است كه هم رشد ش (رشد د رونی خود ش) هم چنگ اندازی و گسترش بيرونيش به محيط غير سرمايه داری پيرامونش شرط زند گی و بقايش است. وقتی به بركت علم وتكنولوژی به جای توليد يك واحد محصول مثلا ظرف مدت يك ساعت ده هزار واحد توليد می شد اين هم ده هزار برابر به منابع خام احتياج د اشت هم ده هزار برابرمشتری و تقاضا احتياج داشت. برای اينكه برود سيكلش را كامل كند كالا را بفروشد . سرمايه داري        د رجريان گسترشی كه به بركت علم وتكنولوژی حاصل شد وهمين جا من يك پراتتز باز كنم ّان افزايش مواد كشاورزی ومواد غذ ائی هم كه يك به د و شد ويك به هشت شد ولی د ر مقابلش يك به صد شد فاصله وشتاب فقرو ثروت ّان به بركت علم وثروت صورت گرفت چه ربطی به سرمايه داری دارد؟ در تمام طول تاريخ بشر به بركت فن به بركت علم به بركت افزايش سلطه انسان بر محيط خود ش توليد روبه افزايش بود. بسياربسيار پيش از اينكه نطفه سرمايه داری بسته بشود. همه اينها را ّاوردند در حساب سرمايه داري. ناديده گرفتن واقعيات تاريخ زندگي بشراست .

اما برگرديم به اصل مطلب . توليد به صورت لگام گسيخته و سرطاني افزايش پيدا می كرد. توليد بيشتر يعنی نياز به مواد خام بيشتر ونياز به بازار فروش بيشتر. ديگر داخل- بازار داخلی و منابع داخلی كفاف نمي كرد. قدرتهای سرمايه داری ولو شدنددر دنيا برای چپاول منابع مواد خام د يگران و بازار فروش ديگر.

 

 

 د كتر نكويی : عرض كنم كه دكتر فرمودند كه هدف اقتصاد آزاد آزادی است. آزادی يك كلمه وسيعی است وكرامت انسانی پشتش هست. آيا می شود آزاد بود وكرامت انسانی را رعايت نكرد وايا سرمايه داری كه اين رفاه را ايجاد می كند برای همه مردم همان قد رّازادی تامين كرده كه بتوانند مساوی وارد بازار بشوند ومايحتاج رفاهيشان را تامين كنند؟ علماي سرمايه داری از هيوم- كانت ... همه چه اقتصاد دانهايش چه            فلا سفه اش وقتی دربيان اخلاقيات كه پايه حركت فضيلتي انسان است وارد شدند. هيوم می گويد كه لذ ت طلبی كامجويی سودجويی در مقابل رعايت منافع جمع ضد اخلاقي است. يعنی در مقابل عدم رعايت منافع جمع. يعنی به منافع جمع بی توجهي كردن. كانت می گويد ّانچه را كه نمي پسندی ديگران درباره تو بكنند تونكن. خوب اينها سه نفراز علماي سرمايه-داری هستند. آيا اين اقتصاد آزاد همين نصايح بنيان گذاران را تامين كردند؟ باتشكر .

 

نقل از سايت اينترنتی كارگاه هنر نوشين

http://www.kargah-honar-nooshin.com

  
 
                      بازگشت به صفحه اول


 

ی