ايران

پيك

                         

شبكه تلويزيونی كانال اول كه از امريكا براي داخل ايران برنامه پخش می كند. شنبه شب به وقت ايران گفتگويی مستقيم پيرامون مسائل روز ايران با سردبير راه توده "عليرضاالهي" انجام داد. متن اين گفتگو را از روی سايت راه توده گرفته ايم كه در زير می خوانيد


در دو بخش نفت خيز در جنوب عراق و جنوب ايران

روحانيون نيمه عرب و نيمه ايرانی

خواب  واتيكان شيعه در سر دارند


دو تاكتيك شناخته شده درجمهوري اسلامی برای حذف طرفداران انقلاب 57

و طرفداران تحولات واصلاحات، كه از سال 59 تاكنون دنبال شده

1-      اعدام چهره های سرشناس سازمان ها و احزاب سياسی و وادار ساختن اعضای اين سازمان ها به مقابله خياباني و راه انداختن موج سركوب نظامی.

2-      اعتراف گيری زير شكنجه از برخی رهبران موثر سازمان ها و احزاب سياسی، بعنوان جاسوسی و سپس يورش بردن به آنها


تمام تلاش مخالفان اصلاحات برای گسترش مناسبات با اروپا براي خريدن زمان است، تا پس از يورش به اصلاحات و بستن تمام روزنه های اطلاع رساني مردم، با امريكا بر سر ميز مذاكره نشسته و همه گونه امتيازي به كاخ سفيد بدهند. در اين مانور سياسی، عده اي روحانی نيمه عرب و نيمه ايرانی كه اميد چندانی به بقای تماميت ارضی ايران ندارند، در فكر يك مركز اسلامی با مركزيت نجف اشرف اند،  كه بر خوزستان ايران هم سلطه داشته باشد!

شهنواز-   جوان ها هنوز در تب و تاب هستند، در جستجوي حقانيت هستند، حقوق خودشان را مي خواهند

ج- همه ملت ايران حق و حقوق خودشان را مي خواهند، اصلاح طلب هاي در حاكميت هم حق و حقوق خودشان را ميخواهند، اصلاح طلب هاي خارج از حكومت هم حق و حقوق خودشان را مي خواهند. خلاصه مردم ايران حقشان را مي خواهند و خوب، البته دانشجويان هم بخشي از مردم هستند.

شهنوار- شما فكر مي كنيد اصلاح طلبي دولتي و اصلاح طلبي مردم با هم مغايرند و يا دركنار هم قدم بر مي دارند؟

ج- ببينيد! ما با اين اصطلاحي كه شما مطرح كرديد موافق نيستيم. اصلاح طلب دولتي و غير دولتي براي ما مفهوم نيست. به اين دليل كه در داخل كشور ما يك خواست عمومي براي تحول و براي اصلاحات وجود دارد. كساني سعي مي كنند سخنگوي اين خواست و يا بخشي از اين خواست مردم باشند. خوب! بخشي از اين سخنگويان امروز در داخل حاكميت هستند و البته بخشي هم خارج از حاكميت، بخشي در حاشيه حاكميت هستند و بخشي هم اساسا اپوزيسيون حاكميت هستند. در نتيجه، آنچه كه در جامعه وجود دارد سخنگوياني پيدا  كرده و باز هم مي كند.

همين آقاياني كه شما اسمشان را گذاشتيد اصلاح طلبان دولتي، 7 سال پيش 10 سال پيش حرف هاي امروز را نمي زدند. پاسخ از نظر ما روشن است: امروز خواستي در جامعه ما براي دگرگوني وجود دارد كه سخنگوياني پيدا كرده است و به همين دليل هم هست كه ما مرتب در باره اين جنبش اصلاح طلبي و يا تحول طلبي در داخل كشورمان، در باره مقاومت هاي مخالفان اصلاحات مرتب گفته ايم  كه آنها ممكن است بتوانند نهضت آزادي را منحل اعلام كنيد، ملي-مذهبي ها را بروند بگيرند، آغاجري را زنداني كنند، عبدي را ببريد سلول انفرادي، مجاهدين انقلاب اسلامي را نامشروع اعلام كنند و يا حتي جبهه مشاركت ايران اسلامي را منحل اعلام كنند و يا اين وكيل و يا آن وكيل حقوقي را مثل دكتر زرافشان زنداني كنند، بالاخره در پايان اين مقاومت ها و بگيرو ببندها مي خواهند با خواست عمومي مردم ايران براي تحولات چه كنند؟ ما به اين آقايان مي گوئيم، گيريم شما دو هزار نفر را هم قتل عام كرديد، بسيار خوب، با نيروي اصلي چه مي كنيد كه مردم كوچه و خيابانند.

به همين دليل هم هست كه ما مي گوئيم آقاي رفسنجاني اشتباه بزرگي مي كند وقتي ايران امروز را با ايران دهه 60مقايسه مي كند. ايشان هنوز در 17-18 سال پيش متوقف مانده، تصور غلطي دارد. دهه 80 كه دهه 60 نيست. جامعه ما دچار تحولات وسيع شده، شناخت و آگاهي وسيعي در اين جامعه نسبت به حاكميت و تك تك چهره هاي مشهور آن پيدا شده است. حالا، كساني درحاكميت اين را فهميده اند و حتي زير فشار شديد مخالفان اصلاحات اين را بيان مي كنند و كساني هم مانند مخالفان اصلاحات در حاكميت در برابر اين خواست مقاومت مي كنند. بسيار خوب، حالا شما فرض كنيد اين افراد طرفدار اصلاحات را از حاكميت هم حذف كردند. با حذف اين افراد از حاكميت كه اصل موضوع، يعني آگاهي مردم و خواست مردم براي تحولات حذف شدني نيست!

عبدي را هم بكنند توي سوراخ اوين، مشاركت را هم منحل كنند، عده اي را هم بكشند، خوب، با اين فحشائي كه توي خيابان هست چه مي كنند؟ با بيكاري چه خواهند كرد؟ با دروغگويي چه خواهند كرد، كسي ديگر حرف اين آقايان را قبول ندارد. شما اين نماز جمعه ها را نگاه كنيد در اصفهان، مشهد، تهران. باور مردم فروريخته نسبت به اين آقايان. حالا بفرمايئد با اين باور در هم شكسته چه مي كنند؟ كساني كه اين مسائل را مي دانند، آن را مي گويند و در حاكميت هم هستند كساني كه آن را مي گويند. گيريم آنها را حذف كرديد، وقتي اصل موضوع در جامعه و در كوچه و خيابان وجود دارد، خيلي طبيعي است كه كسان ديگري سخنگوي اين خواست خواهند شد و در اولين فرصت چهره هاي ديگري ورود به صحنه خواهند كرد. مگر اينكه بخواهند يك قتل عام بكنند. دو سه ميليون نفر را بكشند، مثل كودتاي سوهارتو در اندونزي در دهه 60 ميلادي. دراينصورت هم بلافاصله سئوال اساسي اينست كه بعدش چي؟ به بقيه كه زنده مانده اند چه مي خواهيد بدهيد؟

7-8 ميليارد پول فروش نفت را دولت خاتمي ذخيره كرده، اين آقايان براي اين پول خواب و خيال دارند. فكر مي كنند بخشي از اين پول را مي ريزند جلوي مردم و بيشترش را هم آقايان بازاري ها و روحانيون پروار شده مي زنند به جيب. همان كاري كه آقاي رفسنجاني بعد از جنگ و قتل عام زندانيان سياسي در پايان دهه 60 كرد و پول قرضي بانك جهاني و صندوق بين الملل  را ريخت توي بازار و سهم موش را به مردم داد و سهم شير را هم خودش و بازاري هاي بزرگ زدند به جيب و شيخ نشين دوبي را تبديل به پايتخت بانكي و تجاري خودشان كردند.

بسيار خوب، اگر آن پول ريختن توي بازار در دهه 60 حلال مشكلات بود كه ديگر نبايد جنبش كنوني بوجود مي آمد0 اين 7-8 ميليارد هم تمام مي شود و بيشترش مي رود به حساب هاي بانكي آقايان در دوبي، مثل پول هاي پسر آقاي واعظ طبسي، عده اي هم كشته و عده اي هم از حاكميت حذف شدند. بعدش بامردم گرسنه و شورشي چه مي كنند؟ با شورش و جنگ داخلي و تجزيه ايران چه مي كنند؟ با اشغال عراق و سقوط قيمت نفت تا بشكه اي 10-15 دلار چه مي كنند؟ با قطع اميد كامل مردم نسبت به امكان تحول درجمهوري اسلامي چه مي كنند؟ كدام در باغ دلگشا را مي توانند به روي مردم باز كنند؟ با توليد خوابيده چه خواهند كرد؟

اين آن نكته اساسي است كه هميشه بايد به أن توجه كرد و با همين درك و شناخت است كه ما با اصطلاح اصلاح طلب حكومتي مخالفيم.

شهنوار- در باره اين تغيير نظراتي كه اصلاح طلبان مي دهند چه نظري داريد؟ اين تغيير فكري كه در زير فشار دادگاه ها و يا در زندان ها مي دهند تاثيري روي اين حركت هايي كه در ايران هست خواهد داشت؟ تضعيف خواهد كرد روحيه ها را؟

ج- اشاره شما ظاهرا به صحبت هايي است كه أقاي عبدي در دادگاه كرده

شهنوار- دقيقا

- بسيار خوب. من مي خواهم خدمت شما بگويم كه اولا حرف عجيب و غريبي نزده، گفته اين نظرسنجي كه ما كرديم مثلا اگر نتايجش اعلام نمي شد بهتر بود و دشمن از آن بهره برداري نمي توانست بكند. بقيه حرف ها هم كه چيزي نگفته.

اما ما بيآئيم مسئله را اينطوري ببينيم: اين پرونده نظر سنجي را روي تز جاسوسي تنظيم كرده اند. يعني گفته اند اينها رفته اند براي موسسه گالوپ يك كار تحقيقي و نظر سنجي انجام داده اند  و اين موسسه گالوپ را هم وصل كرده اند به سازمان اطلاعات مركزي امريكا "سيا" و بعد هم توي بوق كرده اند كه امثال عبدي براي اين سازمان، يعني سازمان سيا كار كرده اند و پول از گالوپ گرفته اند. خلاصه يك برج جاسوسي اينطوري درست كرده اند.

حالا بيآئيد واقعيت را در جمهوري اسلامي امروز نگاه كنيم:

امنيت كشور شده شلاق زدن و شكنجه كردن هر كس حقيقت را مي گويد و بعد هم آوردن افراد به دادگاه و به تلويزيون. در حاليكه شما چيزي را در جمهوري اسلامي نمي توانيد پيدا كنيد كه واقعا ارزش محرمانه ماندن داشته باشد و توي بوق نشده باشد. شما اين سايت هاي اينترنتي مطبوعات بزرگ جهان را باز كنيد، سايت هاي مربوط به وزارت دفاع امريكا و سازمان هاي وابسته و حاشيه اي آن را بازكنيد، عكس هاي محرمانه ترين پايگاه هاي نظامي ايران روي اين شبكه هاست. پسر اين آقاي حاج رضائي فرمانده سابق سپاه پاسداران و دبير فعلي مجمع تشخيص مصلحت همان موقع كه در ايران و در خانه فرمانده كل سپاه پاسداران بود با سازمان نظامي امريكا "ناسا" وصل شده بود و اطلاعات مي رساند و تازه وقتي اين جوان خودش را به امريكا رساند صداش در آمد و  به همين دليل هم حاج آقا رضايي را بركنار كردند.

اين معركه اي كه براي موسسات نظر سنجي گرفته اند خنده دار است. حتي جاده هاي 8 متري و 6 متري و متروكه مربوط به دوران جنگ دوم، كه آقايان دستي سر و رويش كشيده اند و آنها را جاده هاي نظامي كرده اند در كردستان، لرستان و جاهاي ديگر همه اينها الان آخرين عكس هايش روي شبكه اينترنت است و نوشته اند اينها راه هاي ارتباطي القاعده است.

من براي شما يك خبري را مي گويم كه هنوز دقيق آن منتشر نشده. الان سه روزاست كه در مطبوعات روسيه و اوكرائين نوشته اند روسيه دو دستگاه بسيار مهم را كه مربوط به نيروهاي اتمي بوده از ايران پس گرفته و گفته كه زير فشار امريكا مجبور به اين كار شده است. مي گويند چيزي بنام "مگنوم" است و امريكا نسبت به فروش آن به جمهوري اسلامي بسيار حساس بوده و به روسيه اعتراض مي كرده است. در تمام اين مدت روسيه منكر فروش اين دستگاه به جمهوري اسلام بوده، جمهوري اسلامي هم كه دراين باره چيزي نمي گفته و مطبوعات هم كه چيزي نمي نوشتند، حالا امريكا چه سندي بدست آورده و چگونه به روسيه ارائه داده و به آنها ثابت كرده اين دو دستگاه را به جمهوري اسلامي فروخته ايد و بايد پس بگيريد؟ و روسيه هم چاره اي جز تسليم نداشته است!

جز اين است كه محرمانه ترين اسناد با عكس و نقشه و تفسير از داخل نيروهاي نظامي و امنيتي جمهوري اسلامي دراختيار امريكا و اسرائيل قرار ميگيرد؟ شما ببيند از داخل بيوت اين آقايان تكان مي خورند خبرش در اختيار مجلس اعلاي انقلاب اسلامي و دم و دستگاه احمد چلبي در امريكاست. شبكه معاودين عراقي در جمهوري اسلامي كه امروز مثل ستون پنجم دشمن در تمام اركان امنيتي و نظامي و قضائي جمهوري اسلامي عمل مي كند خبر رسان نيست؟

اين شبكه و خبررسان هاي آن خواب و خيال تاسيس يك كشور اسلامي با مركزيت نجف اشرف و وسعت جنوب عراق و جنوب نفت خيزايران را در سر ندارد؟

كانون جاسوسي اينجاست نه موسسه نظر سنجي كه توي كوچه و خيابان از مردم پرسيده نظرتان در باره مقامات مملكتي چيست و يا مثلا در باره مذاكره با امريكا چه مي گوييد. از بقال سركوچه و يا فلان راننده تاكسي و يا فلان استاد دانشگاه و فلان خانم خانه دار در باره همين چند موضوع پرسش كرده اند. اصلا لازم به نظر سنجي نيست.

موسسه گالوپ چه نيازي به اين حرف ها براي سازمان سيا دارد. شما با هر كس كه در خيابان صحبت كنيد همان حرفي را مي زند كه در اين نظر سنجي گفته شده است.اينهمه خبرنگار خارجي كه به ايران ميروند مي آيند و حتي تا قلب دهات بلوچستان ايران مي روند و گزارش تهيه مي كنند در نشريات كشورهايشان نمي نويسند و يا اطلاع نمي دهند كه در ايران چه مي گذرد؟ در اين نظرسنجي از يك عده اي با مشاغل مختلف پرسيده اند شما نظرتان راجع به چهار پنج نفر از مقامات مملكت چيست؟ آقايان خامنه اي، خاتمي، رفسنجاني و همين ها كه نماز جمعه مي خوانند. اين كه جاسوسي نيست. شما هر 10 نفر كه دلتان مي خواهد در هر كجاي تهران انتخاب كنيد و درباره اين پنج نفر سئوال كنيد، همان حاصلي بدست مي آيد كه در اين نظر سنجي بدست آمده است0 بنابراين، اين شعبده بازي كه آقاي مرتضوي در دادگاه درست كرده، يك حقه بازي تكرار است0

دو تاكتيك تكراري

ببينيد اين ماجرا از يك روش و هدف معيني برخاسته كه از سال 59 همين آقايان در پشت صحنه و حالا روي صحنه آن را دنبال كرده اند0 ماجراي دستگيري و صدور حكم اعدام براي آغاجري و اين ماجراي دادگاه نظر سنجي هم همين است0

از سال 59 براي يورش به احزاب، بستن مطبوعات و جلوگيري از آگاهي مردم و ارتباط مردم با همديگر دو تاكتيك تا همين امروز درجمهوري اسلامي دنبال شده است0

يك تاكتيك اينست كه فردي موثري از يك سازمان را بگيرند و بي گناه اعدامش كنند تا بقيه اعضاي اين سازمان سر به شورش سياسي و يا حتي شورش مسلحانه بر دارد0 اين كار را در اواخر سال 58 و اوايل 59 در كردستان و تركمن صحرا كردند و همه تجربه شان را در جريان اعدام جنايتكاران محمد رضا سعادتي از رهبران آن وقت سازمان مجاهدين خلق به كار گرفتند0 سعادتي را كه اتفاقا روي مواضع اصلي و اصولي سازمان مجاهدين خلق پافشاري مي كرد و مي گفت توطئه دستگيري او يك توطئه انگليسي-امريكايي است و حتي يك نامه شش صفحه اي نوشت كه واقعا دفاعيه يك زنداني مظلوم و انقلابي بود، او را اعدام كردند0 اسدالله لاجوردي دستور اين اعدام را داد0 هدف از اين اعدام تحريك بيشتر مجاهدين خلق و تشديد درگيريهاي خياباني بود تا تصفيه خونين شروع شود و دفتر آزادي هاي بعد از انقلاب را ببندند0 خيلي از همين اصلاح طلب هاي امروز كه اكنون خودشان در معرض خطر قرار دارند، آن روز اين توطئه را نتوانستند درك كنند و نتوانستند قاطعانه جلوي آن بايستند0 من شخصا همان شب ها، همين آقاي ابوالقاسم سرحدي زاده را در خانه قديمي اش ديدم0 آن موقع قائم مقام بنياد مستضعفان بود و در عين حال سرپرستي موسسه انتشاراتي "آزادگان" را هم داشت كه همان روزنامه آيندگان مصادره شده بود0 من با نگراني در باره سعادتي پرسيدم و ايشان گفت: من همين حالا از اوين مي آيم0 با حاج اسدالله (لاجوردي) صحبت كردم، گفت برو خودت با سعادتي صحبت كن0 من رفتم و يكساعت با سعادتي صحبت كردم، بحث كرديم، بهش گفتم همديگر را از زندان شاه مي شناسيم، كوتاه نيآمد. گفتم  تيربارانت مي كنند و من وقتي گريه مي كنم مي گويم "مرگ بر امريكا".

خوب آن فاجعه دهه 60 كه هنوز هم آقاي رفسنجاني خواب آن را مي بيند اينگونه در بي خبري و كم تجربگي نسل انقلاب شروع شد0 سعادتي را اعدام كردند و دهه خونين 60 شروع شد0 دهه اي كه بنام مجاهد خلق، مهم ترين و با ريشه ترين روحانيون را ترور كردند و شما يقين بدانيد كه همان دستهايي در كار اين ترورها بود كه امروز در كار ترور حجاريان و صدور حكم اعدام براي هاشم آغاجري و محاكمه عباس عبدي در كار است0

اين يك تجربه و يا يك تاكتيك است، كه در باره ماجراي سيد مهدي هاشمي و خلع آيت الله منتظري هم تكرارش كردند و درجريان يورش اخير به ملي مذهبي ها هم تا آستانه تكرار آن رفتند و هنوز هم نقشه اجراي آن را دارند0

حالا هم خيال دارند با اعدام آغاجري مثلا و به خيال خودشان مجاهدين انقلاب اسلامي را به خيابان بكشند و قلع و قمع كنند و لابد به نام آنها عده اي از افراد موثر را بكشند0

تاكتيك دوم دستگيري چند فرد موثر از يك سازمان سياسي است و وادار كردن آنها در زير شكنجه به اعتراف به جاسوسي0 بعد هم اين اعتراف را مبناي يورش به كل سازمان مورد نظرشان قرار دهند0 اين كار را ابتدا و بصورت بسيار خام با دولت بازرگان كردند و گفتند در ديدار الجزاير باامريكايي ها زدوبند شده است0 بعد هم اميرانتظام را گرفتند و بدنبال آن هم دولت بازرگان را قرباني كردند و نهضت آزادي و مليون و ملي مذهبي ها را به حاشيه راندند كه هنوز هم ادامه دارد0

اوج اين تاكتيك دستگيري شبانه تعدادي از رهبران حزب توده ايران و بردن آنها زير وحشيانه ترين شكنجه ها و گرفتن اعتراف به جاسوسي بود0 شما اين نامه آقاي كيانوري را حتي اگر مخالف ايشان و يا حزب توده ايران هم هستيد بخوانيد تا ببيند با عده اي پيرمرد 70-80 ساله و زنداني قديمي چند دهه ساله در زندان توحيد و زندان اوين چه كردند0 برمبناي همين بازجويي هاي زير شكنجه به حزب توده ايران حمله كردند و چند هزار نفر را زنداني كردند و بسياري از آنها هم در جريان قتل عام زندانيان سياسي در سال 67 اعدام شدند0

روشن و تاكتيك دوم همين است: چند نفر را بگيرند، زير شكنجه براي آنها پرونده جاسوسي درست كنند و بعدهم اين بازجويي را مبناي يورش به حزب و سازمان كنند0 با ملي مذهبي ها و با كنفرانس برليني ها هم همزمان با تاكتيك اول، اين تاكتيك دوم را هم دنبال كردند و حالا هم در باره مجاهدين انقلاب اسلامي و جبهه مشاركت ايران اسلامي مي خواهند همين تاكتيك را بكار ببرند0

تمام هدف اينست كه جلوي متشكل شدن مردم، جلوي آگاهي مردم، جلوي سينه سپر كردن مردم در برابر حكومت، در برابر زورگويي را بگيرند، مطبوعات را ببيندند و ادامه حكومت مافيايي را ممكن سازند0 اين درس كهنه و شناخته شده را هم خوب بلدند و يا بهتر است بگوييم آنقدر بي استعدادند كه جز اين تاكتيك ديگري براي حكومت كردن بلد نيستند0

ما ماجراي پرونده نظر سنجي و حتي اين دادگاه آقاي عبدي را اينگونه مي بينيم و از آنجا كه معتقديم اين نوع روش ها ديگر هيچ چاره و حاصلي براي آقايان به همراه ندارد و دهه 60 و سرگيجه و ناآشنايي مردم نسبت به حكومت  پايان يافته، اين ماجرا را هم مثل پروژه ملي-مذهبي ها شكست خورده مي دانيم0 حتي اگر يورش بيآورند و عده اي راهم بگيرند و حتي بكشند، ديگر حكومت كردن بر اين مردم به شيوه گذشته ناممكن است0 نه حكومت مي تواند و نه مردم مي خواهند! تمام اين شعبده بازي پرونده نظر سنجي هم همين است، مي خواهند راه ارتباط گيري مردم را ببندند و آخرين نيروهاي بازمانده انقلاب 57 را از صحنه حذف كنند0 ما اين دوتاكتيك و دو روشي را كه براي شما و بينندگان و شنوندگانتان گفتم از همان سال 59 و 60 عليه آن چيزي مي دانستيم و هنوز هم مي دانيم كه نامش دستآوردهاي انقلاب 57 است0 انقلابي كه از همان سال 59 نقشه فرو بردن آن در باتلاق متعفن كنوني را داشتند و دوتاكتيكي را كه برايتان گفتم با همين هدف به اجرا گذاشتند0

به اين ترتيب، مي خواهم به شما بگويم كه مسئله عبدي و نظر سنجي نيست0 مسائل بزرگتري در جامعه امروز ما مطرح است و كشورما را دارند با اين ماجرا آفريني ها به ورطه نابودي مي برند و البته در اين ميان عده اي روحاني نيمه عرب نيمه ايراني كه پيوندهايشان با نجف و عراق بيشتر از پيوندشان با ايران است نقش بسيار مهمي دارند0 ما به اين نقطه ثقل بايد بپردازيم0 و اگر امروز نپردازيم فردا دير است0

شهنواز- وقت ما درحال پايان است. من حتما تا هفته ديگر و با وقت ديگري براي گفتگو با شما تماس مي گيرم0 اما حالا و در پايان اين گفتگو مي توانيد يك نتيجه گيري بكنيد0 حمله به عراق مي تواند تاثير در اين چالش ها و گفتگوها داشته باشد0

ج‌-                   ببنيد! بحث گفتگو و چالش با امريكا نيست0 منظورم عواقب حمله امريكا به عراق است كه مطرح

كرديد0

اين آقايان در حال حاضر در دو عرصه فعاليت مي كنند0 يكي ژست مخالفت با امريكا، مقابله باجاسوسي به سود امريكا و مقابله با خطر نظامي امريكاست0 مثل همين كارهايي كه دارند در ارتباط با دادگاه نظرسنجي مي كنند0 دوم اينكه در پشت اين نقاب و از آن زير تمام مدت در حال مذاكره و امتياز دادن و معاشقه اند باامريكا0 اين كار را دارند مي كنند0 در همين مانورها، امتيازهايي هم مي دهند به اروپا تا زمان براي تصفيه داخلي و رفتن به سوي مذاكره مستقيم و دادن امتيازهاي بسيار مهم به امريكا بخرند0 مثل همين سفر آقاي لاريجاني به ژنو و تعهدي كه براي ايجاد تغييرات در قوه قضائيه داده و شما نتايج آن را در همين تصميم اخير مربوط به منع سنگسار زنان شاهد هستيد0 اين آقاي لاريجاني كه يكباره طرفدار حقوق بشر نشده، نگاهش به حقوق بشر تغيير نكرده، اين تلاش ها براي سپر كردن اروپا در برابر امريكا تا زماني است كه امكان نشستن پاي ميز مذاكره مستقيم با امريكا فراهم شود0 همه نوع امتيازي هم خواهند داد0 فعلا تا اين تتمه آزادي مطبوعات در كشور هست، تا اين مجلس و اين دولت هست و تا شعار انقلابي با مصرف داخلي داده مي شود نمي توانند پاي اين ميز مذاكره بروند و به همين دليل هم زمان مي خرند تا ابتدا فضاي داخل كشور را ببندند و سپس براي ماندن و جلب حمايت همه جانبه امريكا بروند با كاخ سفيد مذاكره كنند و مردم هم ندانند آقايان براي ماندن بر سر قدرت به چه خيانت هايي تن دادند0 همان كاري كه اسلافشان در دوره صفويه و قاجاريه كردند0 بحث من اين نيست كه موفق خواهند شد يا خير؟ ويا امريكا چنين خواهد كرد و يا چنان خواهد كرد0 بحث من اشاره به آن چيزي است كه در پس كله اين آقايان مي گذرد و شعبده بازي هايي مثل دادگاه نظر سنجي و زمزمه حمله به مشاركت ايران اسلامي و دفتر تحكيم وحدت و غيره براي دست يافتن به آن صورت مي گيرد0 شما يقين بدانيد كه پايگاه امريكايي بهشهر در زمان شاه بسيار ناچيز خواهد در برابر امتيازهايي كه اين آقايان براي جلب حمايت امريكا خواهند داد0 كافي است دولت خاتمي سقوط كند و از روي نعش عده اي بگذرند و بتوانند فضاي سياسي كشور را كاملا ببندند تا ببينيد چگونه لنگ مي بندند و جلوي كاخ سفيد صف مي كشند0 به اين ترتيب است كه رقابت براي گفتگو و مذاكره با امريكا به يك رقابت در عرصه حكومتي تبديل شده است0

 

شهنوار- متاسفانه وقت ما تمام است0 من  حتما در هفته آينده با شما يك گفتگوي طولاني مدت تر خواهم كرد0

ج- اميدوارم به اين حرف ها، كه با برخي حرف هاي ديگر تفاوت دارد، توجه شود0

  
 
                      بازگشت به صفحه اول


 

ی