ايران

پيك

                         

به دادگاه عبدي اين نگاه را هم مي توان داشت

محمود اميري- ايران



آنچه که جنبش اصلاح طلبي ايران براي بقا و دوام خود امروز بدان نياز دارد استفاده از تجارب گذشته و دلايل ناکام ماندن خيزشهاي مردمي از انقلاب مشروطه تاکنون است0 با تحليل دلائل شکست ها و ناکامي ها اينبار مي توان سد راه تكرار ناكامي ها شد0 گرچه، متاسفانه اصلاح طلبان درون حاکميت آنچنان که بايد از تجارب گذشتگان تاکنون استفاده مطلوب را نبرده اند.
من اجازه مي خواهم براي توجه به آنچه در ايران مي گذرد و يا در اين دو دهه گذشته، گوشه اي از نامه نورالدين کيانوري به اعضاي حزب توده را در تيين دلائل رکود فعاليت اين حزب بعد از دستگيري و اعترافگيري تلويزيوني از رهبران حزب را در اينجا بيآورم كه هنوز مي تواند سر مشق جنبش دانشجويي و نيروهاي ملي و دگرانديش ايران نيز باشد:
" براي ما جنبش با سرکوب حزب پايان يافته تلقي شد در حاليکه اين جنبش بسياربسيار نيرومندتر از آن بود که تنها با خروج حزب ما از صحنه خاتمه يابد . اين همان چيزي بود که رهبري حزب از لابلاي گفتارهاي خون آلود خود از زندان قصد داشت براي ما پيغام دهد: زمان زمان شرکت در جنبش عمومي خلق در مبارزه ميان انقلاب و ارتجاع -در نبرد طبقاتي -قرار داشتن در کنار توده هاي مردم و مخالفت با حاکميت بي بازگشت نيروهاي واپسگراست . رهبري حزب -بخاطر نجات جان اعضاء و براي باقي ماندن حزب در صحنه مبارزه توده ها -از قهرماني چشم پوشيد -و ما بجاي اينکه قهرماني آنها را که دقيقا" در همين جا قرار داشت به مردم نشان دهيم -سياستي را در پيش گرفتيم که ما را از جنبش واقعي جامعه خارج ساخت و آنها را موجوداتي تسليم شده و وامانده به مردم معرفي کرد ..... 
بعد از سخنان عبدي در دادگاه نظراتي از سوي اصلاح طلبان براي دفاع از گفته هاي وي مطرح شد که سخنان او را که حاصل تيزبيني و سالها تجربه سياسي وي است دارند ناخواسته به جيب جناح راست ميريزند.
عباس عبدي ميداند که وظيفه کساني که هدايت يک جنبش را بر عهده دارند اين است که لحظه به لحظه شرايط و صف بندي نيروهاي تاثير گذار داخلي و خارجي بر حرکت جنبش و تحولات جامعه را تحليل کرده و بر اساس توازن قوا و امکان سنجي شرايط- تاکتيکي را براي پيشبرد حرکت جنبش ارائه کند نه آنکه به فکر قهرمان سازي باشد چرا که جنبشي که به قهرمانانش متکي باشد با مرگ قهرمانها شکست خواهد خورد.
عبدي با شناختي که از جامعه اش و سطح آگاهي هاي طبقات مختلف آن دارد آگاه است که خطوط قرمزي که سالها براي جامعه ترسيم شده بود و کسي توان عبور از آن را نداشت امثال عبدالله نوري با نوشيدن شوکران اصلاحات شکستند0
عبدي آگاه است که گروهي از همرزمانش مانند گنجي و باقي به بهاي تحمل زندان و شکنجه روحي و جسمي تاريکخانه هاي اشباح را با نور مقالات و سخنراني ها و دفاعيات خود در دادگاه روشن کردند و يک به يک عاليجنابان را به توده مردم معرفي کردند. او به عنوان يک روزنامه نگار ميداند که دها نشريه توقيف شده در اين 6 سال اين تاوان سنگين را به بهاي بالا بردن سطح آگاهي هاي جامعه در حال گذار ايران پرداختندإ آنچنان که اکنون ديگر هيچ کس نميتواند خواستار راي و حمايت مردم باشد و در عين حال از خشونت تقديس کند يا از آقازاده ها و غارتگران سرمايه هاي اين مملکت وعاملان ورشکستگي بسياري از مرکز توليدي کشور دفاع کند يا به استقبال جنگ و خونريزي به بهانه دفاع از ارزشها و غيره برود يا........
پس در مرحله کنوني دفاعيات طولاني و شداد و غلاظ ارائه دادن نه تنها کمکي به پيشبرد جنبش نميکند بلکه دقيقا" در دامي خواهيم افتاد که راست داخلي بر اساس دستورات راست جهاني براي ما پهن کرده است .
آمريکا تحولات ايران را لحظه به لحظه دنبال ميکند و ميداند که ماهيت کاملا" ارتجاعي جناح راست اکنون براي مردم مشخص شده است و مردم به زودي انها را از اريکه قدرت به زير خواهند کشيد، تحولي که براي منافع آمريکا و اسرائيل در ايران و منطقه تهديد بسيار بزرگي محسوب ميشود.
پس راست جهاني براي حفظ منافع خود بايد وارد عمل شود و براي اينکار به زمان نياز دارد تا:
1-افکار عمومي جهانيان را براي حمله به ايران به بهانه دفاع از دموکراسي و آزادي آماده کند.
2-با حمله به عراق :
الف- حلقه محاصره ايران را کامل کند.
ب- هنگام تسخير عراق با دادن امتيازاتي در عراق به عراقيهاي تبعه ايران از آنان در جنگ عليه ايران استفاده کند.
ج- با تسلط بر نفت عراق و لغو تحريمهاي آن از نوسان شديد قيمت نفت هنگام حمله به ايران جلوگيري کند.
د- امکاناتي که راست داخلي و عراقيهاي تبعه ايران هنگام حمله به عراق در اختيار آمريکا قرار ميدهند را به عنوان موضع رسمي ايران در حمايت از حمله به عراق نشان دهد تا از مخالفت اعراب هنگام حمله آمريکا به ايران بکاهد.
و- به اين بهانه كه دولت ايران از حمله آمريکا به عراق حمايت همه جانبه نكرده ، حکومت آينده عراق نيز روابط خوبي با تهران نخواهد داشت و آماده هرگونه همکاري جهت سرنگوني حکومت ايران خواهد بود.
ه- امکان ارتباط با کشورهائي نظير روسيه جهت خريد تسليحات قطع خواهد شد.
3-جنبش اصلاحات را با بحرانهاي پي در پي داخلي و خارجي از نفس انداخته زمينگير خواهد کرد.
4-با مذاکرات با دول اروپائي آنها را متقاعد خواهد کرد دولت خاتمي توان تامين منافع آنها را نيز ندارد.
5-علاوه بر راست داخلي که بخاطر اشتراک منافع اقتصادي کاملا مي تواند با آمريکا همسو عمل كند و هر حکومت دست نشانده آمريکا را بپذيرد، آمريکا ميتواند با وعده آزادي و رفاه اقتصادي و دموکراسي در ايران بخش مهمي از اين نيروها به طرف خود جذب کند.
6-کليه نيروهاي مورد حمايت مردم را به کمک راست داخلي از عرصه تحولات سياسي ايران خارج ميکند.
7-حامد کرزائي را براي ايران خواهد ساخت و در غياب نيروهاي مردمي به عنوان تنها ناجي ايران معرفي خواهد کرد.
پس اگر عباس عبدي در دفاعيه خود در دادگاه شوکران اصلاحي نمي نوشد و نوري را به تاريکخانه اي نمي تاباند نه دوري از خانواده و فشار شکنجه و زندان انفرادي اي که او در سال 75 بيش از يکسال را در آن بسر برده و نه اينکه به اين نتيجه رسيده که به دليل منتفي بودن امکان فعاليت سياسي قانوني در شرايط کنوني بايد از عرصه سياسي خارج شود . در عين حال قصد هم ندارد قهرمانبازي در آورده و اگر همکارانش واقعا" جرمي مرتکب شده اند گناه آنان را به گردن بگيرد يا اينکه به خاطر چند نفر ناآگاه که سالها فعاليت سياسي وي و آنهمه مقالات و سخنرانيهاي وي را ناديده گرفته و به استناد سخنان وي در دادگاه نظرات او را از سوي خودش رد شده ببينند بخواهد در مقابل همه اتهامات به دفاع حقوقي بپردازد.
بلکه هدف او پايان يافتن سريع دادگاه خود و همکارانش براي جلوگيري از انحراف افکار عمومي از اهداف اصليش در مقطع کنوني که همانا دفاع از لوايح دولت و تلاش براي اتحاد همه نيروها اعم از اصلاح طلب -ملي مذهبي و جمهوريخواه بر عليه جبهه ارتجاع است و جلوگيري از خريدن زمان از سوي جناح راست ميباشد .




  
 
                      بازگشت به صفحه اول


 

ی