|
محسن رضايي ،
دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام ، در
گفتوگويي با هفتهنامهي اكونوميست
نقطه نظراتي را در باره اوضاع
اقتصادي ايران، آينده دمكراسي در
كشور، تحولات سياسي در ايران طرح
كرده است0 بخش هايي از اين گفتگو را
در زير مي خوانيد.
سوال: در صورت
بروز جنگ و سرنگوني صدام حسين اگر
شير نفت عراق باز شود، چه
تاثيري در بازار و ماهيت اوپك و چه
تاثير بر بازار نفت ايران با توجه
به اينكه يك
كشور قدرتمند صادر كننده نفت ميباشد،
خواهد داشت؟
- همه چيز بستگي به
مستقل بودن حكومت آينده عراق
دارد،دولت آيندهي عراق ميتواند
با آمريكا رابطه داشته باشد، اما
مستقل و خود تصميم گير باشد در اين
صورت ، احتمالا وضع ما در اوپك
بهتر خواهد شد. اكنون نفت عراق از
طريق سازمان ملل صادر مي
شود و دولت عراق هيچ نقشي در اوپك
ندارد. در صورت عضويت عراق در
اوپك، چون تصميم گيري طبيعي تر و منطقي خواهد
بود. لذا عراق مستقل در اوپك ميتواند
تاثير مثبتي در تصميمات
داشته باشد اما. اگر آمريكاييها
بخواهند يك فرماندار نظامي در
عراق تعيين نمايند و نفت كشور عراق را
بدون ملاحظات اوپك و صرفا بر اساس
منافع خود برداشت كنند.
در اين صورت، اقتصاد ايران دچار
آسيب جدي خواهد شد. البته سه هدف
براي حضور آمريكا در منطقه وجود دارد.
يكي مسئله نفت است كه نه تنها نفت
خاورميانه، بلكه نفت آسياي
مركزي و به عبارت ديگر آينده انرژي
كه عراق هم يك بخش از آن است (عراق
سهم كوچكي در كل نفت خاورميانه و
آسياي مركزي دارد) رقم ميخورد.
مسئله دوم مسئلهي امنيت
و ثبات در كل اين منطقه است. خوب
آمريكاييها نميتوانند به هدف
نفت برسند، ولي
براي ثبات و امنيت اين منطقه فكر
منطقي و عاقلانهاي نداشته باشند
يا براي حل مسئله اعراب و اسراييل يك فكر
عادلانه و دسته جمعي نداشته باشند.
مگر اينكه بگوييم آمريكاييها
ميخواهند بيايند در تمام اين
كشورها پادگان درست كند، در هر
كشوري پنج الي
شش لشكر بگذارند هم نفت را ببرند و
هم امنيت را و خودشان را ژاندارم
منطقه كنند و در تمام اين كشورها با
مسلمانان بجنگند كه اسراييل بماند
اين افراطيترين نظريهاي است كه
دربارهي رفتار آمريكا متصور است.
من فكر ميكنم آمريكاييها بايد عقل
و تجربه گذشتهشان را از دست دادهباشند
كه به چنين كار احمقانهاي دست
بزنند.
آمريكاييها
ناچار خواهند شد براي اينكه به همه
اين اهدف خود دست پيدا كنند به يك
اصول منطقي تن بدهند و در اين اصول
منطقي قاعدتا آمريكاييها بيشتر
انتظارشان بايد اين باشد كه قيمت نفت
عادلانه تعيين شود كه نه مصرف
كننده و نه توليد كننده، ضربه
ببينند و از آن نگراني كه در 10 يا 20
سال آينده در انرژي دارند، مطمئن
باشند كه سلاح نفت تبديل به ابزاري
براي مبارزه با خودشان نباشد و
اميدوارم آنها به اين مقدار
راضي شوند و حال اگر راضي نشوند چه
اتفاقي ميافتد. تمام تلاش آمريكا
و نظريه افراطي اين است كه نفت را به
پايينترين قيمت آن ببرند. اين يك
سود براي آنها دارد. اما
هزينههاي پرداخت بيشتر از سود آن
مي باشد. براي چنين كاري بايد يك
حضور نظامي پادگاني
و گسترده در تمامي منطقه فراهم
سازند.
به اين دليل من
پيشنهاد ميكنم كه اگر چه الان
نوعي عصبانيت و انتقام كشي در رفتار
دولت مردان آمريكا وجود دارد اما
مجموعا با توجه به عقلانيتي كه در
غرب حاكم است، آمريكاييها نهايتا به
رفتاري معتدل رجوع خواهند كرد.
سوال: ايران به
عنوان كشور قدرتمند منطقه با
تجربيات تلخي كه در موضوع افغانستان
در كمك غير محسوس به آمريكا دارد ،
در اين زمينه چه عكسالعملي خواهد داشت؟
بايد قبول كرد كه
بحران جديدي كه بين ايران و آمريكا
بوجود آمد، اگر چه اولين بحران
نيست ولي در ابتداي آن قرار داريم
و طرفين (ايران و آمريكا) تجربه ميگيرند، من فكر مي كنم آمريكاييها
متوجه شدهآند كه برخوردي كه با
ايران در موضوع افغانستان كردند،
برخورد اشتباهي بود و بعيد ميدانم
كه بخواهند به شدت آن در آينده
تاكيد نمايند. ولي اين به معناي آن
هم نيست كه پس از عراق سراغ ايران
نيايند.
براي ايران هم
مسلم شد كه اين نوع همكاريهاي بينالمللي
با سازمان ملل و يا جاهاي
ديگر بايد از يك منطق و هدفمندي
برخوردار باشد و صرفا نميتوان به
عنوان اثبات
صلح و دوستي ايران باشد. ايران با
همكاريهاي بينالمللي كه داشته
ثابت كرده كه طرفدار صلح و عدالت است .
لذا بايد از اقدامات بين الملي كه
ايران انجام ميدهد، هدف
روشني را دنبال نمايد. لذا در
حادثه ي بعدي ايران با احتياط
بيشتري عمل خواهد كرد. البته اكنون آمريكاييها
هم متعادل شدهاند. اشتباه آمريكا
ناشي از دو عامل بوده
است: يكي اينكه اقداماتي كه بعد از
سقوط طالبان در افغانستان عليه
ايران انجام دادند استراتژي از قبل نوشته
شدهاي بود كه قبلا طراحي شده بود.
آنها در عمل ديدند كه
ايران موضع مستقلانهاي از خود
نشان داد كه براي آمريكا و هم براي
جهان قابل انتظار نبود و لذا با وجود
آنكه پس از سقوط طالبان نسبت به
ايران موضعگيري تندي كردند
اما كم كم فشارها را مقداري كاهش
دادند. اشتباه دوم اين بود كه
نظاميان آمريكا
اطلاعات صحيحي از نقش جبهه شمال و
ايران و آنچه كه در افغانستان
اتفاق افتاد به سياستمداران و دولت
آمريكا گزارش ندادند و آمريكاييها
دقيقا متوجه نشدند كه اگر همكاري
ايران نبود جنگ در افغانستان ماهها
به طول ميانجاميد كه هم براي ملت افغانستان وهم آمريكا
و هم براي منطقه اثرات بسيار
زيانباري داشت.
سوال: براي
جلوگيري از كشتار وسيع قابل توجهتر
در افغانستان نقشي كه ايران
ايفا كرد در خصوص عراق ممكن است
حتي مهمتر باشد. به خاطر اينكه
سلاحي كه در دست صدام است، در دست طالبان
نبوده است و تاثير وحشيانهي اين
اسلحهها دارد. ممكن است
خيلي ابعاد وسيعتري را در بر
بگيرد، آيا ايران هم نقشي را ايفا
ميكند حتي غير علني براي جلوگيري از
استفاده از اين اسلحهها در عراق.
ببينيد ما هنوز
دقيقا نميدانيم كه عراق چه ميزان
سلاح كشتار جمعي در اخيارش است وسوال
ما هم اين است. ما منتظريم نتيجهي
نهايي كار سازمان ملل روشن بشود.
چون سازمان
ملل يك حركتي را براي خلع سلاح
عراق شروع كرده، اين احتمال وجود
دارد كه سازمان
ملل بتواند اين خلع سلاح را انجام
بدهد. در آن صورت دليلي براي
برخورد وجود ندارد. الان نميتوان سازمان
ملل را ناكام قلمداد كرد. بگوييم
كه موفق نخواهد شد ما منتظر
نتيجه كار ميمانيم. اما مسئله
اين است كه ايران با تجربهاي كه
از افغانستان حاصل
شده در همكاريهاي بين المللي
محتاط شده و فكر ميكند در
همكاريهاي بينالمللي نتيجه مثبتي به دست نياورد؛
لذا ايران با ابهام مواجه شد كه
نوع دخالت در مسئله عراق
ممكن است نتايجي داشته باشد كه در
كنترل سازمان ملل نباشد يا ايران
متضرر شود. البته
دربارهي آينده عراق نظر واحدي در
ايران است، دولت آينده عراق بايد
مستقل باشد.
يعني آينده عراق بايد متعلق به خود
مردم عراق باشد. ايران در اين
مسئله جدي است. اما در بخشهاي ديگر مردد
است و نميداند سازمان ملل به
نتيجه خواهد رسيد يا نخواهد
رسيد.
دمكراسي يك شبه
در جايي پيدا نميشود و تحميلي
نيست. اگر نهادهاي مدني شكل نگيرد،
نميشود، آن دمكراسي مي شود
دموكراسي پادگاني، دمكراسي
تحميلي مطلوبيت ندارد.
دمكراسي تحيملي را آمريكاييها نميتوانند
در افغانستان و در عراق خلق كنند، ابتدا بايد احزاب و مطبوعات و
جامعه مدني بوجود آيد و يا مكانيسمهاي
مردمسالاري شرقي
شكل بگيرد كه مدت طولاني لازم است
كه بشود بر آن اساس دمكراسي غربي
پياده كرد.
بنابراين راه
طولاني در پيش است، اگر بخواهند
اينكار را بكنند. از طرفي ديگر تجربه
ثابت كرده در پاكستان.
تركيه و ايران وقتي آزادي داده ميشود،
يك دمكراسي از نوع شرقي شكل مي گيرد.
مثل چيزي كه در تركيه است.
شما ديديد اين همه مبارزه كردند اسلامگرايي
در تركيه مبارزه شد ولي اسلام
سياسي به شكل ديگر باز پيدا شد
مجبور شدند
بپذيرند و گروههاي سياسي كاغذي
تركيه قديم با يك افتضاح و
آبروريزي در صحنه سياسي
تركيه كمرنگ شدند در حالي اگر
اجازه ميدادند به طور طبيعي
اسلامگرايي مسير خودش را پيدا ميكرد، هيچگاه
طالبان در كشورهاي اسلامي پيدا
نمي شد طبيعت مسلمانان طبيعت
آرام و معتدل است. يعني افراط
گرايي در زماني پيدا ميشود كه
راههاي طبيعي را به روي انها ببندند. آن موقع
گروههاي اقليت تندرو اينان
ماموريت پيدا ميكند، و رهبري
اجتماعات را بدست ميگيرند. پس هر
نوع دموكراسي در عراق داده شود،
بالاخره يك دمكراسي
با گرايشهاي اسلامي پديدار خواهد
شد.
منتها چون
قوميتها قوي هستند در عراق ممكن
است دمكراسي اسلام گرايي منطقه اي
يا متعادل
با سهم اقوام بوجود بيايد. اين
دمكراسي، دمكراسي بدي نيست به
نظرمن از ناحيه دموكراي هيچ احساس خطري براي
نظام سياسي خودمان نمي كنيم. مسئله
دوم اين است از عراق
عليه ايران استفاده بشود. عراق
الان بيست سال است در جنگ است. تمام
ظرفيتهاي نظامي عراق تمام شده، مردم
آنجا و دولت آينده آنجا به هيچ
فكري جز بازسازي و توسعه اقتصادي
نخواهند بود. يعني ديگر نظامي كردن
عراق تا ده - بيست سال آينده امكان
پذير نيست. هر گروه سياسي در عراق
بر سر كار بيايد، هيچ فكري غير از
اقتصاد تا ده - بيست سال
آينده نخواهد كرد. بيست سال عراق
در حال جنگ عقب ماندگي و عدم توسعه
است. جنگ با ايران، جنگ با كويت، جنگ
با آمريكا كه 10 سال با آمريكا
درگير است تمام شده است. بنابراين
ما هيچ احساس خطري از دولت آينده
عراق نميكنيم. مگر آمريكاييها
بخواهند بيايند آنجا پادگان درست
كنند سربازهاي آمريكايي بيايند
وارد جنگ با ايران و با ساير
همسايگان شوند كه اين كار را هم
بعيد ميدانم اين كار شدني نيست.
سوال: ديدگاه
اعضاي مجمع تشخيص مصلحت در مورد دو
لايحه اختيارات رييس جمهوري
چيست؟
در مجمع تشخيص
مصلحت نظام گرايشات مختلفي به
لحاظ سياسي و اعتقادي وجود دارد.
سرنوشت لوايح فوق
بستگي به مقدار منطقي بودن آن و
تلاش كارشناسي مجلس دارد و هر چه
از منطق بيشتري
برخوردار باشد, موفقيت آن در مجمع
تشخيص نيز بيشتر ميباشد. مجمع
تشخيص مصلحت ميتواند به عنوان يك
لنگر سياسي عمل كند.
سوال:اجراي اين
لوايح را منوط به بازنگري از سوي
مجلس ارزيابي ميكنيد؟
لوايح مذكور
پيشنهاد دولت است كه هم اكنون با
پيشنهادات از سوي نمايندگان در
حال بحث
است و معتقدم بحث نهايي مجلس هر چه
منطقي تر باشد طرفداري بيشتري در
مجمع تشخيص مصلحت نظام از دو لايحه پيش
خواهد آمد.
سوال: نظر شما در
رابطه با نگهداشتن آقاي خاتمي به
عنوان رييس جمهور و تعادل
آزادي و دين چيست؟
آقاي خاتمي
مهمترين نقشي كه در اين پنج سال
گذشته در بعد سياست خارجي ايران داشته
است، تقويت بعد جمهوريت نظام بود.
آقاي خاتمي ارتباط نظام و روحانيت
با مردم كه
از نظر سياسي رو به ضعف نهاده بود
را تقويت كرد.ارتباط سياسي و
اجتماعي بيشتري بين نظام و مردم برقرار كرد.
در حقيقت بنيانگذاران نظام سياسي
ايران معتقد بودند كه نبايد
دين و مردم از تاثيرگذاري بر سياست
حذف شوند و اين دو بايد يك نقش
متعادلي در نظام سياسي ايران داشته باشد.
البته اين تفكر ريشه در 100 سال
گذشته و دوران مشروطيت
داشته است. آقاي خاتمي وعدههاي
بيشتري هم داده بود و الان اينكه
چه مقدار
به آن وعدهها عمل شده، نظرات
مختلفي وجود دارد. ولي غالبا
معتقدند كه ايشان نتوانستند به همه وعدهها
عمل نمايند. لذا درست است كه وضعيت
سياسي اجتماعي ايران از
قبيل مشاركت و … بين مردم و نظام
تقويت شده است. ولي آقاي خاتمي به
همه وعدههاي خود نتوانسته تاكنون برسد آقاي
خاتمي در شعارهايي از قبيل
نهادينه كردن آزاديها، قانونگرايي. نقد در كنار ثبات، پيشرفت در كنار اعتدال،
كارنامهي خوبي ندارد و دستاوردهاي قابل توجهي
ندارد.
اما در مجموع پديدهي خاتمي را
پديدهاي مثبت ميدانم.
كودتا
بي نتيجه است
سوال: برخي تحليل
گران و مردم، احتمال كودتا را ميدهند.
شما به عنوان يك
سابقه دار نظامي، اقتصادان، ميانهرو
و ضد تندروي بفرماييد چرا احتمال
كودتا دوباره
مطرح ميشود و چه شرايطي را براي
انجام اين كار لازم ميدانيد؟
من چنين بحثي را
در مطبوعات داخلي و خارجي نديدم و
چنين حركتهاي تندروانهاي كاملا
در ايران بدون نتيجه است0وجود
ساختار قانوني در كشور و نيروهاي
تعادل كننده سپاه
و ارتش در عرصه نظامي و تنوع
نيروهاي سياسي اعم از چپ و راست و
نيروهاي انقلاب و مستقل در عرصه سياسي جامعه
مانع تحقق اين كار هستند0 البته ايران يك
كشور متحول است ممكن است تحول بعدي توسط
نسل دوم و سوم انقلاب بوجود بيايد
و نسل دوم انقلاب هنوز
فرصت نكرده است به طور جدي در عرصه
سياسي ظاهر شود0
سوال: شما آقاي
هاشمي رفسنجاني را جزء نسل اول
انقلاب مي دانيد؟
آقاي هاشمي
رفسنجاني، كروبي و خاتمي جزء نسل
اول انقلاب هستند و نسل دوم انقلاب كساني
هستند كه در زمان انقلاب زير 30 سال
سن داشتند. نسل سوم زير 10 سال سن داشتند.
لذا آينده سياسي ايران در
اختيار سنل دوم و سوم خواهد بود.
البته وجود شخصيتهاي سياسي نسل اول در
كنار اين تحول و حمايت و هدايت
آنها سازنده خواهد بود.
سوال: يك روند
جديدي در رابطه تنوع سياسي ايران
وجود دارد و اخيرا ما شاهد
تجمعات 4 و 5 هزار نفري بوديم كه
شعارهاي آنها متفاوت با شعارهاي
خاتمي است و بيشتر آنها الهام گرفته از
دموكراسي غربي است. گر چه تجمعات
اين چنين نميتواند حكايت
از يك جريان باشد. سوال من اين است
اولا نظام جمهوري ايران تحمل چنين
تجمعاتي را دارد با توجه به اينكه
اخيرا شاهد بوديم برخوردهايي نيز
با اين تجمعات شد. نظرات شما
در اين رابطه چيست؟
- اين تجمعات از
طرق راههاي قانوني و نيروي
انتظامي قابل حل است رفتار مثبت
اخير نيروي
انتظامي به فرماندهي آقاي قاليباف
كه خود از نسل دوم انقلاب است،
مهمترين تضمين براي جلوگيري از
برخوردهاي خشن است.
سوال: به نظر ميرسد
نيروي انتظامي در مواردي با توجه
به كمبود نيرو يا عدم
توانايي نميتواند كنترل كاملي
را در اين رابطه داشته باشد. نظرات
شما چيست؟
- واقعيت اين است
كنترل افرادي كه از دو طرف و يا چند
طرف يك حادثه سياسي بدون مجوز
وارد دانشگاهها شده و اقدام به
آشوب و اغتشاش ميكنند كار سادهاي
نيست و اين كار نيروي انتظامي را با مشكل
مواجه ميسازد. اگر چه نيروي
انتظامي با شناسايي چهرههاي
شاخص اخلا گر برخورد مينمايد.
لذا تجمعات بدون نظم و قانون
ناخودآگاه پيامدهايي
را به دليل يك كار برنامهريزي
نشده، خواهد داشت و نميتوان
نيروي انتظامي
را متهم كرد كه چرا نتوانست كنترل
نمايد.
سوال:نظر شما در
حدود مصوبات شوراي عالي امنيت ملي
با امضاي مقام رهبري در
رابطه با عدم دستگيري دانشجويان
كه تناقص دارد با دستگيريهاي
اخير دانشجويان چيست؟
- دستيگريهاي
اخير دانشجويان صرفا براي يك مدت
خيلي كوتاه صورت گرفته و حكم زنداني
و بازداشت نداشته است و همه آزاد
شدهاند.
سوال: پيش بيني
شما در خصوص اختلاف نظر در خصوص
حكم آقاجري در قوه قضاييه
كه در روزنامهها نيز منعكس شده
است، چيست؟ ضمن اينكه به نظر ميرسد تندروهاي
قوهي قضاييه حتي در مقابل مقام
معظم رهبري ايستادهاند.
- صرف نظر از
ديدگاههاي مختلف پيرامون حكم
آقاجري،مكانيزم تصميمگيري در
ايران به گونهاي
است كه در اين نوع موارد حكم اعدام اجرا نميشود.
|