ايران

پيك

                         

نامه جديد عسگراولادی به محمد رضا خاتمی

تهديد نامه رهبر حزب پنج در صدی

به رهبر حزب اكثريت در مجلس

حاج حبيب الله عسگراولادي دبيركل جمعيت موتلفه اسلامي، درگرماگرم اتهاماتی كه به رهبران اين جمعيت برای اجرای توطئه يورش به سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و جبهه مشاركت  ايران اسلامی در جامعه وارد است، نامه ای خطاب به دكتر محمدرضا خاتمی دبيركل جبهه مشاركت ايران اسلامی نوشته و جبهه مشاركت ايران اسلامی را تهديد به يورش كرد0 دبيركل موتلفه اسلامی اين تهديد خود را در لفظ "توصيه مشفقانه" بسته بندی كرد و با بی پروايي كامل، از يورش به موسسات نظرسنجی و بازجويی در سلول های انفرادي-امنيتي سازمان امنيت موازی از عباس عبدی و ديگر قربانيان اين توطئه دفاع كرد!

نامه تهديد آميز دبيركل موتلفه اسلامی به دبير جبهه مشاركت ايران اسلامي، نه تنها در تاريخ يكصد ساله تحزب درايران، بلكه در تاريخ معاصر جهان اگر بي سابقه نباشد، كم سابقه است، چرا كه يك حزب سياسي، كه حتی اگر سخنگوي همه طيف راست باشد 5 در صد جامعه را نمايندگی می كند، حزب سياسی ديگر را كه با رای قاطع اكثريت مردم به مجلس راه يافته چنان تهديد به يورش و انحلال مي كند، كه گويی تمام ابزار نظامی و امنيتی چنين يورشی را در اختيار دارد و در جستجوی فرصتی برای فرمان اين يورش است!

عسگراولادی در نامه خود به محمد رضا خاتمي، با بيان صريح ضرورت عمل به نظرات و توصيه هاي موتلفه اسلامی در جبهه مشاركت ايران اسلامی می نويسد:

« دركنگره‌ فوق‌العاده اخير، دوباره مواضعي را مطرح كرده‌ايد كه استمرار همان راه بيانيه‌ی كنگره‌ سوم شماست، به نظر مي‌رسد كه تذكر مجدد به جناب‌ عالی و ديگر تصميم سازان در جبهه مشاركت، امروز يك وظيفه باشد.»

دبيركل موتلفه اسلامی كه در جريان كل ماجرای يورش، دستگيري، بازجويی و حكم نهايی كه قرار است صادر شود قرار دارد، پيش از روشن شدن تكليف محاكمه ای كه خود در ترتيب دادن آن نقش داشته حكم نهايی را صادر كرده و با تهديد جبهه مشاركت، يعني بزرگترين حزب سياسی كشور و فراكسيون اكثريت مجلس می نويسد:

«شما در اين اجلاس از متهمان فروش اطلاعات به بيگانگان، بويژه به موسسات آمريكايي جانبداری جدي كرده‌ايد، به نحوی كه قبل از برگزاری كنگره، در مصاحبه‌ای به همراه آقايان حجاريان و ميردامادی از آن متهمان حمايت نموده و در محل اجلاس با نصب عكس‌های بزرگ برخي از متهمان و در بندهايی از بيانيه‌ی انتهايی از آنها دفاع و پشتيبانی شده است و سرنوشت تشكل مشاركت را به پرونده نزديك كرده‌ايد!»

عسگر اولادی كه جای يك در صد احتمال ناكام ماندن توطئه دادگاه نظرسنجي را هم نمی دهد، با اطمينان كامل مي نويسد:

« اگر شما يك درصد احتمال عقلايي مي‌داديد كه اتهامات مطرح شده در اين پرونده صحيح باشد، نبايد به آن بي‌پروايي خطر مي‌كرديد، چه رسد به اين كه با برگزاری جلسات علنی دادگاه كه در آن بعضی از اعضاي برجسته‌ جبهه مشاركت حاضر شدند، معلوم شده كه فروش اطلاعات به بيگانه، ولو به اشتباه و دريافت پول از بيگانگان واقعيت دارد.

مساله تماس با برخی موسسات تحقيقاتی كه به تشكيلات اطلاعاتی آمريكا وابسته‌اند و دريافت پول از آنها براي نظرسنجی و فروش نتايج نظرسنجي‌ها، موضوعی صرفا سياسی و داخلی نيست كه بتوان آن را با موضع‌گيري در بيانيه يا مصاحبه‌هاي تبليغاتی توجيه كرد، آن هم در شرايطی كه آمريكايي‌ها خصمانه‌ترين برخوردها را با ملت ايران دارند.»

عسگراولادي كه به گفته ميرحسين موسوی در مصاحبه با يك نشريه منتشره در شهر قم(پس از درگذشت آيت الله خميني) در جريان سفر به پاكستان طرح يورش به حزب توده ايران را از رابطين انگليسی تحويل گرفته و با خود به ايران آورد و در تمام طول دو دهه جمهوری اسلامی مطابق و در ادامه همين طرح يورش به احزاب و سازمان های طرفدار آرمان های واقعي انقلاب 57 را هدايت و رهبری معنوي كرده، در نقش پدرخوانده اين طرح انگليسي، خطاب به دبير كل جبهه مشاركت ايران اسلامی می نويسد:

«تماس با عناصر ضد انقلاب و يا مشكوك در خارج از كشور و همچنين به دست آوردن اسناد طبقه‌بندي شده و نگهداري آنها، هيچگونه توجيهی را با هيچ منطقی نمي‌پذيرد چه رسد به ارائه آنها به دشمنان اسلام و ايران. ولی معلوم نيست شما با چه منطقی آن را مباح مي‌دانيد و غير مجرمانه تلقی مي‌كنيد، تا آنجا كه جناب عالی به عنوان دبيركل و سخنگوي جبهه مشاركت، در كنگره‌ی فوق العاده مي‌گوييد: «عبدي با اتهامی خنده‌دار در معرض حكمي سنگين قرار گرفته است.»

عسگراولادي كه از جمله افرادی است كه قوه قضائيه را دراختيار دارد و وابستگان جمعيت موتلفه اسلامی كه رهبری آن را وی دراختيار دارد، دادگاه ها را اداره می كنند و شخص خود او عضو هيات منصفه مطبوعاتي است كه حكم بر توقيف و تعطيل دهها نشريه را صادر كرده، در نامه خود می نويسد:

«آيا شما به جای دستگاه قضايي، سرنوشت دادگاه را بدست گرفته‌ايد؟ و آيا با آن اعترافات صريح آقای عباس عبدي، راه چاره‌ای برای پاك شدن از آن اتهام متصور است؟
برگزاري همين چند جلسه‌ی علني، مردم را در برابر حقايق تلخي قرار داده است:
-
اتهام فروش اطلاعات به دشمن  اتهام برقراري تماس با تشكيلات اطلاعاتی و امنيتی آمريكا و انگليس،

- اتهام دستيابی به اسناد طبقه‌بندي شده‌ كشور

-اتهام نشر اكاذيب عليه مسئولان نظام به قصد تشويش اذهان عمومی از نوع

موضوعاتي نيست كه بشود به راحتی از آن گذشت.

آقاي عباس عبدی عضو برجسته‌ی حزب شما، در مقابل سنگينی اين پرونده پاسخی جز “شرمنده‌ام، اشتباه كردم، جبران مي‌كنمنداشته است.

اين واقعيت تلخ را چگونه مي‌توان تحمل كرد در حالی كه ملت فداكار ايران از همه حيثيت و آبروی خود برای صيانت از انقلاب و نظام مايه گذاشته است. تاسف بالاتر اينكه شما همچنان به تخطئه‌ دادگاه و اخلال تبليغاتی در رسيدگی به آن جرائم احتمالی سنگين، پافشاری كنيد!

آقاي عبدی در چهارمين جلسه‌ی دادگاه نظرسنجي درباره‌ تماس با گالوپ تصريح مي‌كند كه مستندات به دست آمده از منزل قاضيان (متهم رديف اول) به دست خط او است و آن را تاييد مي‌كند.

تكيه‌ دادگاه در اين رسيدگي بر اسناد و مداركی است كه از متهمان به دست آمده. چطور مي‌توانيد آن اسناد و مدارك را نديده بگيريد؟»

عسگراولادی كه جزو طرد شدگان تمام انتخابات سالهای اخير از مجلس پنجم به اينسوست و 9 كانديدای مورد حمايت همه جانبه جمعيت موتلفه اسلامی در آخرين انتخابات رياست جمهوری با شكستی سنگين روبرو شده و صحنه را ترك كردند، همچنان بنام مردم و از زبان آنها سخن گفته و مراجعه به آراء مردم در يك همه پرسی را خروج از حاكميت و جرم دانسته و می نويسد:

« مساله خروج از حاكميت و همه‌پرسي، كه دو راهكار جدا سازی شما از نظام و مردم است، در جريان رسيدگی به اتهامات، بي‌پرده و عيان شده است. بنا بر اطلاعات مشهود در روزنامه‌ها آقای عبدی رهبر عملياتی اين دو برنامه بوده است و البته رفقايي هم در بيرون داشته كه اكنون حيرت زده و خائف به سير جريان دادگاه مي‌نگرند.

آيا نمي‌خواهيد از اين غفلت يا بهتر بگويم تغافل، خود و جبهه‌ مشاركت را دور نگهداريد!؟
ما نمي‌خواهيم نمك به زخم حيثيت و آبروی عزيزان بپاشيم. اما خدا را شاهد مي‌گيريم از اينكه بر اثر غفلت‌ها و عدم دقت‌ها و اعمال تعصب كور در رفاقت‌هاي سياسي، مصالح و منافع ملی ذبح شود متاسف مي‌شويم.

آيا شما با اين همه دفاع و حمايت، درانظار مردم همچون كسانی كه همدست آنانند و مي‌خواهند با ايجاد جنجال و مبهم نشان دادن پرونده و سياسی كردن دادگاه، همراهان خود را راهايي بخشند، جلوه نمي‌كنيد؟ و يا به صورت كسانی كه در دفاع از اعضای موثر خود تعصب كور دارند آشكار نمي‌شويد؟

طبيعي است كه جرائم سنگين ارتكابی و احكامی كه در انتظار متهمان است شما را نگران كند اما آيا راهكار مناسب اين است كه شما مانع دفاع حقوقي اين متهمان، به دور از برخوردهای موافق و مخالف سياسي، شويد؟ يا طوری حركت كنيد كه ديگران هم موضوع را سياسي بپندارند و بر ضد شما و متهمان فضا را سنگين‌تر كنند؟

آيا روش شما به نفع متهمان است كه فعلا در دادگاه علنی بايد پاسخگو باشند؟»

عسگراولادی در بخش ديگری از نامه خود، پس از اين مقدمات تهديد آميز، از جبهه مشاركت می خواهد كه دست از حمايت از عباس عبدی و ديگر قربانيان توطئه دادگاه نظرسنجی برداشته و درحاليكه خود و ديگر وابستگاه جمعيت موتلفه اسلامی در جريان تمام جزئيات اجرائی اين توطئه از پيش قرار داشته و همچنان دارند(همانگونه كه حكم سنگين را در بند بالا قطعي می داند) و بخوبی می دانند در سلول های انفرادی چه بر قربانيان مي گذرد، می نويسد:

« به شما تذكر دلسوزانه مي‌دهم كه تا پايان دادگاه و طرح اتهامات و دفاعيات، فضا را آلوده نسازيد تا رسيدگی به اين پرونده مهم بتواند سير عادی خود را طی كند و متهمان بتوانند در محيطی آرام از خود دفاع كنند.»

عسگراولادي، در ادامه نامه خود، در دفاع از حكم ننگينی كه برای آغاجری صادر كردند و موتلفه اسلامی دستش در اين ماجرا نيز آلوده است، ناخودآگاه همه اين ماجراهای ماهها ی اخير را يك طرح مشترك معرفی می كند0 او كه بعد از امضای حكم توقيف نشريه "عصرما" با امضای عسگراولادی در هيات منصفه دادگاه مطبوعات، همچنان در پی اجرای وصيت نامه عضو ديگر رهبري موتلفه اسلامی "اسدالله لاجوردي" مبنی بر ضرورت قتل عام مجاهدين انقلاب اسلامی است مي نويسد:

« نكته‌ ديگر، شيوه‌ دفاع شما از آغاجري است كه دقيقا شما را طرفدار اتهامات وی نشان مي‌دهد. در اين پرونده نيز رفتار شما در جهت بهره ‌برداري سياسی از نتيجه‌ دادگاه است والا به جاي آن همه اهانت و هتك قاضی و جوسازی بر ضد دستگاه قضايی و تجليل متعصبانه از كسی كه به ارزش‌هاي اسلامی و باورهای دينی مردم تاخته و به طعن و استهزاء پرداخته است، سعي مي‌كرديد او را از پرخاشگری بازداريد و به جبران و عذرخواهی تشويق نماييد نه اينكه وی با تصور خام تاثير نهايی حمايت‌های شما، در مقابل اعتقادات مردم و حكم قانون قد علم كند و به فكر دفاع حقوقی لازم نباشد و از مشورت در چگونگی دفاع غافل بماند و تجديد نظر هم او را سودی نداشته باشد.»

عسگراولادی بخوبي ميداند در دوران اوليه رياست جمهوری هاشمی رفسنجانی و سپرده شدن كامل تجارت خارجی ايران بدست وابستگان موتلفه اسلامي، امريكا بزرگترين طرف معامله تجاری با جمهوری اسلامی بوده است0 او در جريان انواع مذاكرات پنهان با امريكا و انگليس قرار دارد و ظاهرا بايد بداند مخالفت های موتلفه اسلامی و جريانات همسو با موتلفه با اصلاحات عملا اميد مردم را به خارج از كشور معطوف كرد0 او كه بايد بداند با اين مخالفت عملا بزرگترين خدمت را به امريكا كرد و تاريخی ترين موقعيت را برای سوار شدن امريكا بر امواج نارضائی و نااميدی مردم از امكان اصلاح حاكميت جمهوری اسلامي  فراهم ساخت و اين موقعيت مي رود تا چرخ تاريخ را به عقب باز گرداند، در نامه خود می نويسد:

« نكته‌ آخر اين كه مواضع شما در مقابل دشمني‌هاي آمريكا موجب طمع و اميدواري آمريكا و ساير دشمنان اسلام به شما شده است تا آنجا كه حمايت خود را به طور علنی از به اصطلاح «اصلاح طلبان» براز دارند و رسانه‌هاي استكباری از اين اصلاح‌طلبی و اصلاحات ادعايی آنها، به شدت حمايت كنند.

آيا زمان آن نرسيده است كه اگر شما براستی خود را همراه آمريكا و جريانات آمريكا پسند نمي‌دانيد به گونه‌ای موضع بگيريد كه آن طمع خام قطع شود و شما نيز در كنار ملت بزرگ ايران اسلامی و رهبری شجاع و انديشمند آن در برابر آمريكاي جهانخوار و ديگر دشمنان قرار گيريد؟!

براي خودم و شما از خداوند متعال، عاقبت خير و توفيق خدمتگزاری به انقلاب اسلامی و اين ملت فداكار را مسالت مي‌كنم و اميدوارم همگی با اصلاح مداوم انديشه‌هايمان به مدد الهي، گامي برای حل مشكلات طاقت‌فرسا و جلوگيري از انسداد راه پيشرفت كشور و رشد مردم خداجوي ايران عزيز برداريم.»

و من الله توفيق

حبيب‌الله عسگراولادي

دبيركل جمعيت موتلفه اسلامي
  
 
                           بازگشت به صفحه اول


 

ی