داريوش ارجمند، بازيگر تئاتر،
سينما و تلويزيون در پاسخ به پرسش
خبرنگار ايسنا مبني بر اين كه
انتظار شما از جشنواره تئاتر فجر
چيست، گفت: سوالتان بايد معكوس شود
، بحث انتظار من از جشنواره مطرح
نيست، بلكه بايد ببينيم جشنوارهاي
كه سياستگذار فرهنگي دارد، چه
انتظاري از تئاتر و هنرمندان
تئاتري دارد.
وي ادامه داد: در روزنامهها،
اخبار و ... هرگز نديدهام كه عنوان
شود، جشنواره تئاتر چه انتظاري از
هنرمندان تئاتري دارد.
وي تاكيد كرد: تئاتر پديدهاي است كه
خواص، رسالت، تعهد و معنايي دارد كه
با درك آنها، ميتوانيم بفهميم
تئاتر از ما چه ميخواهد.
اين بازيگر و مدرس تئاتر با بيان
اين كه خود مساله معنا و مفهوم
تئاتر، كمي دچار مشكل است، گفت:
نخست بايد ببينيم تئاتر چه هست، چه
رسالت، معنا و كاربردي دارد و با
توجه به پيشينه تئاتر و عملكردي كه
در طول تاريخ داشته، بايد امروز
ببينيم تئاتر از ما چه ميخواهد.
داريوش ارجمند يادآوري كرد: نخست
بايد تئاتر را خوب بشناسيم و با
توجه به عملكردش در روزگار ماست كه
درمييابيم براي جشنواره تئاتر در
مملكت ما و با توجه به شرايط ما، چه
بايد كرد و چگونه بايد كار كرد.
وي تصريح كرد: همچنان كه بارها گفتهام،
حياتيترين و فوريترين حركت براي
تئاتر كشور ما، بازگشت به خويش و
بازگشت به ريشه و كشف و استخراج و
بازآفريني از دل متون فرهنگي است كه
بكر و دست نخورده، نزديك به هزار و
اندي سال در اختيار ماست.
وي در ادامه گفت: بزرگترين جنگي كه
در جهان اتفاق ميافتد و دائمي است
و يك ثانيه آتش آن خاموش نميشود،
نبرد انسان با جهل است و تئاتر
سرباز نخست، ستيز با جهل در طول
تاريخ است.
وي ادامه داد: بنابراين توقع ما از
جشنواره اين است كه با جهل ستيز كند
و بنيانگذار يك تئاتر ملي براي ما
باشد يك تئاتر ملي مبتني بر همه
ويژگيهاي فرهنگ يك كشوري با 10
هزار سال تاريخ و تمدن و انسانهاي
بزرگ كه دست كم در بخش علوم انساني،
انسانهاي بيبديل هستند.
ايفاگر نقش مالك اشتر در سريال امام
علي، گفت: ميشود از همين انسانها
به صورت سطحي بهره برد، يعني از آنها
استفاده به روز كرد، اين منظور من
نيست، منظور من رفتن به عمق اين
فرهنگ است.
وي با بيان اين كه از ماجراهاي روز
فرهنگي جامعه نبايد غافل ماند،
اضافه كرد: اما كار اصلي و رسالت
اصلي هنرمند تئاتري اين مملكت
بازگشت به ريشهها و آبشخور اصلي
خود، براي پيافكن يك تئاتر ملي
است كه بتواند در مقابل تئاتر دنيا
و در دل خانواده تئاتري جهان جاي
خودش را پيدا كند و سهم خودش را به
بشريت از منظر اين فرهنگ و از
خاستگاه اين تمدن و با بينش انسان
ايراني ادا كند.
وي تاكيد كرد: البته اين به معني اين
نيست كه جشنواره فجر چنين نيست،
كوششهايي در حال انجام است. اما
كوشش اصلي بايد حفاظت از زبان پارسي
در تئاتر، حراست فرهنگي ما و زدن
حرفهاي تازه باشد.
وي گفت: همچنان در فرهنگ ما اين حرفهاي
تازه باقي است و از طريق اين حرفها،
ما نيز ميتوانيم به وسيله تئاتر
تمدن و فرهنگ خودمان را مطرح كنيم و
ديگران را هم ويژگيهايش بهرهمند
كنيم.
بازيگر نمايش” دندون طلا” عنوان
كرد: در فرهنگ ما نيز همه آن مسائلي
كه در فرهنگهاي ديگر مطرح شده
وجود دارد. البته نميشود منتظر
بود نوابغي سر بركنند، بلكه بايد
هزاران تن زحمت بكشند تا يك هنرمند
بيرون بيايد.
ارجمند ، گفت: در تمام تاريخ تئاتر
انگليس كه به هر حال طليعهدار
تئاتر جهان است، چند نويسنده در طول
400 سال گذشته ميتوان برشمرد. ما
نيز بايد تلاش كنيم و فكر نكنيم كه
اين يك كار روزمره است و حالا اين
جشنواره را ميگذرانيم تا ببينيم
سال بعد چه ميشد.
وي تاكيد كرد: بايد همه اينها مدون
شود، نقد و بررسي شود، آن هم نه نقدي
كه بگوييم در اوج هستيم يا با اوج
چقدر فاصله داريم، بلكه نقدهاي
تفسيري و تحليلي كه اهداف و اشكالات
را مشخص كند.
وي همچنين ادامه داد: تئاتر به خاطر
شرافتش، خاصيتش و به خاطر اين كه
قله تمدن است و از آن جا كه ارتباط
زنده و بدون واسطه انسان با انسان
است. داراي يك ويژگي بسيار متمايز
در مقايسه با ديگر هنرهاست. و آن اين
كه، موضوع تئاتر تنها انسان است و
رسالت و نگاه آن معطوف به انسان است
و اين ويژگيها هنرمند تئاتر را
ناگزير ميكند كه بيننده تئاتر از
او چه ميخواهد و در طول ساليان
چگونه زيست كرده است.
اين بازيگر تئاتر درباره نقش
جشنواره در آفزايش كمي و كيفي آثار
تئاتري، گفت: به اعتقاد من كميت
چيزي به كيفيت نميافزايد و يكي
مرد جنگي به از صد هزار كميت نميتواند،
كاري انجام دهد و تنها بيان آماري و
ارقامي است. در حالي كه كيفيت،
مساله مهمي است و صرف اين كه بگوييم
انواع تئاتر آوانگارد، پيشرو،
سنتي، تعزيه، تخت حوضي و ابزورد
داريم، كافي نيست؛ بلكه رسالت ما
چيز ديگري است.
وي يادآور شد: اگر به تاريخ تئاتر هر
كشوري مراجعه كنيد، درمييابيم كه
تئاتر هر كشوري وابسته به ادبيات
دراماتيكشان است و اين ادبيات
دراماتيك هنگامي كه ديوارههاي
محدودهي سرزمين خودش را ميشكند،
تبديل ميشود به يك نمايشنامه و
متني كه متعلق به بشريت ميشود.
همچنين آثار شكسپير، سوفوكل و
ايبسن كه ديگر مربوط به نروژ و
يونان و انگليس نيستند، بلكه تئاتر
بشري هستند؛ اگر ما نتوانيم، سهم،
دين و جايگاه خودمان را در خانواده
جهاني تئاتر پيدا كنيم، نميتوانيم
ادعا كنيم كه داراي تئاتر هستيم .
وي با اظهار خرسندي از اين كه در
مملكت ما كساني هستند كه رويكردي
درست و منطقي به سمت و سوي فرهنگ
خودمان آغاز كردهاند، گفت: شايد
از دل فرهنگ ما نيز متوني براي
ارائه به فرهنگ بشري ارائه شود،
زيرا تفاوت تئاتر با سينما اين است
كه تئاتر مرز نميشناسند و يك
نمايشنامه خوب را در تمام كشورها ميتوان
اجرا كرد، در حالي كه يك سناريوي
سينمايي را نميتوان در همه كشورها
اجرا كرد.
وي اظهار كرد: ما در ايران چه تئاتر
را جدي بگيريم، چه نگيريم، تئاتر
نيز همچون مقولات ديگري كه در جهان
رشد ميكنند، پيش ميروند؛ اما
اگر ما بايستيم و حركت و فعاليت
نكنيم، همچنان عقب ميمانيم.
وي همچنين هشدار داد: يك نكته مهم را
نبايد فراموش كرد و آن اين كه رسيدن
ما به جلوداري قافله تئاتري به آن
معني نيست كه بدون عبور از منازل
لازم مدرنترين تئاترهاي جهان،
تقليد كنيم و اين گونه ما صاحب
تئاتر مدرن نيستيم. بلكه بايد تئاتر
در ما ريشه كند و مراحل لازم را طي
كند.
وي با بيان اين كه بدون هيچ عجله و
عقدهبندي نسبت به قافله تئاتري،
ميتوانيم از پايگاه و خاستگاه
فرهنگي خودمان حرفهاي بسيار نو و
بزرگي را به جهان ارائه دهيم.
وي تاكيد كرد: ما مردمي هستيم كه به
ويژه در اين صد ساله اخير، از
انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامي و
جنگ تحميلي، صاحب ديدگاهها و جهانبينيهاي
شگفتانگيز و با ارزشي شدهايم و
هنرمند ما بايد به شناخت از اين
تجربيات نايل آيد.
وي از تجربيات روانشناسي، جامعهشناسي،
تاريخ سياسي، تاريخ جنگ و تاريخ
روابط انساني كه كمتر ملتي در طول 100
سال آن را از سرگذرانده، به عنوان
نعمتهايي نام برد كه براي
هنرمندان ما مواردي توليدي است و
يادآور شد: هنرمندان ديگر نقاط
دنيا، كمتر به اين مواد دسترسي پيدا
ميكنند.
ارجمند گفت: هنرمندان ديگر نقاط
دنيا مثل آمريكا بايد براي مظلوميتها
و استكبار ستيزي كشورهاي ديگري
نظير آفريقا، آسياي جنوب شرقي و
ويتنام دل بسوزانند. در حالي كه اين
اتفاقات در عرض صد سال اخير در كشور
ما رخ داده، وي از كودتاه انقلاب
مشروط، انقلاب اسلامي هشت سال جنگ
تحميلي، گذشتن از استبداد و رسيدن
به جمهوري به عنوان نعمتهايي نام
برد كه كمتر هنرمندي در طول حيات
خود فرصت تجربه كردن آنها به دست
ميآورد.
وي همچنين تاكيد كرد: بايد اين فرصت
به هنرمند داده شود كه تحليل خودش
را حتي اگر ناخوشايند يا عجيب، اما
در عين حال براساس منطق درستي باشد،
براي پيافكندن يك نظرگاه تازه، در
تاريخ تمدن و تفكر بشري بزند.
وي با بيان اينكه نبايد براي
هنرمندان محدوديت قابل شويم كه
نتوانند حرفش را بگويد، گفت: هنرمند
پادزهر جهل و نفرت است و كار هنر اين
است كه كشنده جهل است و پديد آورنده
مهر و اگر اين دو وجه را نداشته
باشد، به جايي نميرسد.
وي تاكيد كرد: تئاتر بيشترين رسالت
را در اين زمينه داشته است.
وي با اشاره به متون دست نخورده
ادبي، داستاني، تاريخي، اسطورهاي
و حماسي، قصههاي عاميانه و رسوم
فولكلور ما، گفت: جشنواره فجر بايد
بنيانگذار تئاتري ملي براي ما
باشد، كه از اين ريشه تغذيه كند و
سيراب شود. آن هنگام ميتواند در
خانواده جهاني جايگاهي پيدا كند و
كاري را انجام دهد.
وي گفت: اين كار را برخي هنرمندان تك
و توك انجام دادند و هم اكنون نيز
جوانهايي هستند كه اين كار انجام
ميدهند. جواناني كه در كنار آثار
بزرگاني همچون بهرام بيضائي و اكبر
رادي به ريشههاي ملي و مذهبي و
تاريخي ما بازگشتهاند، اما اينها
كافي نيستند، بلكه تكثير اين نوع
كار، كوشش و پايداري بسيار لازم و
ضروري است تا صاحب تئاتري قوي شويم
و جشنواره تئاتر نيز رسالتي جز اين
ندارد.
وي در پايان با تاكيد به اين كه تمام
سخناني كه در اين گفتوگو آمده در
رسانهها و مطبوعات ديگر به طور
كامل نقل شود، در غير اين صورت اين
مطالب در جاي ديگري درج نشود،
يادآور شد: كسي كه تاريخ تئاتر را ميشناسند،
ميداند كه اين هنر چقدر با امواج
متلاطم زندگي بشري بالا و پائين
رفته است و هم اكنون نيز اين امواج
فروكش نكرده ، بلكه بيش از هميشه
دنياي، ما در اين روزگار متلاطم است
و همواره در اين تلاطمها، تئاتر
طليعهدار حفاظت از اعتقادات عميق
و بزرگ انساني بوده، ضمن اين كه
تئاتر ريشهاي ماورايي دارد و اگر
رسالت، ويژگيها، تاريخ و سهم آن
را در تمدن بشري و در انعقاد فرهنگ
فرهيخته انسان بدانيم، وظيفهمان
را نسبت به تئاتر خواهيم شناخت.
|